کنشگری زنان از دریچه مقاومت

در سرشت زنان ایرانی، «مقاومت» مفهومی فرهنگی است. چه آن زمان که در اسطوره‌هایمان گردآفریدِ شاهنامه در برابر سهراب، لباس رزم به تن کرد و چه آن موقعی که در مواجهه با حمله رژیم بعثی به خاک کشورمان، زنان خرمشهری، خانه‌هایشان را ترک نکردند، مقاومت همواره بخشی از سبک زندگی زنان ایرانی برای دفاع از هویتشان بوده است.

کنشگری زنان از دریچه مقاومت - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ در سرشت زنان ایرانی، «مقاومت» مفهومی فرهنگی است. چه آن زمان که در اسطوره‌هایمان گردآفریدِ شاهنامه در برابر سهراب، لباس رزم به تن کرد و چه آن موقعی که در مواجهه با حمله رژیم بعثی به خاک کشورمان، زنان خرمشهری، خانه‌هایشان را ترک نکردند، مقاومت همواره بخشی از سبک زندگی زنان ایرانی برای دفاع از هویتشان بوده است.

این مفهوم که ریشه در فرهنگ ایرانی دارد، در موقعیت‌های مختلف به اشکال متفاوتی بروز داشته است. یک‌زمان در برابر جنگ سخت، گروهی از زنان به میدان رفتند و گروهی، تدارکات پشت جبهه را فراهم کردند؛ زمانی دیگر هم به‌دوراز سایه‌های ملموس جنگ، مادران در تربیت فرزندانشان ارزش‌های ایستادگی را آموزش دادند.

حالا بار دیگر «مقاومتِ زنانه» در صدر مسائل به چشم می‌خورد. بعد از جنگ دوازده‌روزه‌ای که ایرانیان از مواجهه مستقیم با اسرائیل داشتند و پیامدهایی که همچنان این نزاع به دنبال دارد، بار دیگر نقش‌آفرینی اثرگذار زنان موردتوجه قرار گرفته است.

هرچند این‌طور است که زنان ایرانی در بزنگاه‌های حساس، نقش خود را به‌درستی انجام می‌دهند و به‌طور معمول متفکران جامعه یک گام از کنش‌های مردمی عقب‌تر ایستاده‌اند، وقت آن رسیده است که با گذر نسبی از شرایط بحرانی و البته احتمالی که برای تداوم مقابله وجود دارد، تبیین و راهکاری برای کنشگری زنان مطرح شود؛ همچون برگزاری رویدادهایی ازجمله رویداد «ممتحنه» که به‌دنبال تشریح چگونگی نقش‌آفرینی زنان در شرایط فعلی و باتوجه‌به موقعیت اشخاص است.رویداد ممتحنه، رویدادی اصفهانی است که در 10 و 11 شهریور برگزار می‌شود و به‌دنبال بازخوانی الگوی سوم زن از دریچه مقاومت و وضعیت جنگی است.

در گفت‌وگویی که با نجمه لبخند، دبیر اجرایی رویداد داشتیم، ضمن تشریح روند برگزاری رویداد، از مبانی مقاومت در اندیشه برگزارکنندگان رویداد هم سخن گفتیم.

توضیحی از سازوکار اجرایی رویداد می‌دهید تا بعد به‌سراغ محتوا برویم؟

«ممتحنه»، رویدادی مردمی است که توسط مجموعه «حرکت عظیم» برگزار می‌شود. این مجموعه درواقع شبکه‌ای از گروه‌های مردمی با اهداف یکسان است که در حوزه زنان و الگوی سوم مشغول فعالیت هستند و برای اثرگذاری بیشتر در میدان، دست به فعالیت‌های مشترک می‌زنند.

بعد از شرایط پیش‌آمده در خرداد، چهار گروهی که ذیل مجموعه حرکت عظیم فعالیت می‌کنیم، به این نتیجه رسیدیم که باید با استناد به مبانی فرهنگی و دینی، بستری برای فهم نوع خاص کنشگری هر فرد در شرایط فعلی فراهم شود؛ یعنی هر فرد بتواند با توجه به موقعیتش، نسخه‌ای برای خود بپیچد و نقشش را ایفا کند؛ مثلا یک نفر خانه‌دار است، یک نفر شاغل است و در فلان شغل خدمت می‌کند… مهم این است که هر بانو در جایگاهی که قرار دارد، نقشی به عهده بگیرد.

بر اساس چهارچوبی که بیان کردید، برنامه‌های رویداد به چه صورت است؟

در این دو روز هر گروه بسته به نگاه و اهدافی که در مجموعه‌شان دارند، کارگاه‌ برگزار می‌کنند. به‌طورمثال، مجموعه «عطرا» به‌دنبال تبیین الگوی سوم برای نوجوانان است، مجموعه «راما» بر خانواده و زوجیت متمرکز است و کارگاه‌هایشان هم به موضوع خانواده مقاوم می‌پردازد، مجموعه «بانو امین» به موضوع قیام عاطفی حضرت‌زهرا(س) و قله زنانگی می‌پردازد و مجموعه «همبستگی با زن فلسطینی» نیز حول مبانی مقاومت گفت‌وگو می‌کند.

شرکت‌کنندگان در رویداد چه افرادی هستند؟

فراخوان رویداد به‌صورت عمومی منتشر می‌شود؛ اما پیش از حضور، مصاحبه‌ای با متقاضیان انجام می‌دهیم تا افراد دغدغه‌مند شناسایی شوند. برای ما مهم است که شرکت‌کنندگان به شنیدن اکتفا نکنند و بعد از این حضور، در مرتبه اول این مبانی بر زندگی شخصی‌شان تأثیر بگذارد و مفهوم مقاومت رنگ پیدا کند و در مرتبه بعد هم چه خوب است که بتوانند در صحنه اجتماعی نیز تأثیرگذار باشند.

منظور شما از مفهوم مقاومت چیست و چطور در زندگی نقش پیدا می‌کند؟

مقاومت یعنی با درنظرگرفتن شرایط، بدانیم که با چه اعمالی در تقابل با دشمن هستیم و با چه اعمالی توان مبارزه خودمان را افزایش دهیم. با چنین نگاهی، گاه مقاومت سلبی است؛ مثل خریدنکردن از محصولات اسرائیلی که همچنان در کشور فروخته می‌شود؛ گاهی هم به‌صورت ایجابی فرزندان خانواده با ارزش ایستادگی و مقاومت آشنا می‌شوند. در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، تربیتی و… می‌توان این نوع نگاه سلبی و ایجابی را بشناسیم و در آن صورت مقاومت چیز جدایی از زندگی نیست؛ بلکه در زندگی جاری می‌شود.

دوگانه‌ای مطرح است که آیا مبارزه و مقاومت میان سایر ملت‌ها ازجمله ایران، باید همانند مقاومت و مبارزه ملت فلسطین باشد یا نه؟ نظر شما چیست؟

همان‌طور که عرض کردم، مقاومت مفهومی است که از شرایط زمانی، جغرافیایی و فرهنگی متأثر می‌شود؛ با این حساب قطعا آنچه در فلسطین می‌بینیم با الگوی جامعه ایرانی متفاوت می‌شود؛ بااین‌حال روح مقاومت یکسان است و همگی به‌جای اینکه تماشاچی تاریخ باشیم، متناسب با استعداد و توانمندی‌هایمان نقشی در مقابل باطل داریم؛ به‌طور نمونه، همین‌که شما می‌بینید در دفاع‌مقدس دوازده‌روزه مردم تفاوت‌ها را کنار می‌گذارند و با یکدیگر متحد می‌شوند، نتیجه همین تغییر نگاه است.

به نظر شما به‌عنوان فعال اجتماعی که از تحولات حوزه زنان مطلع هستید، آیا نخبگان جامعه، خصوصا متفکران حوزه زنان، در مدتی که از جنگ می‌گذرد، کنشگری خوبی در راستای ارزش‌های مقاومت داشته‌اند؟

نخبگانی که پیش‌ازاین فعال بودند، موضوع فعالیت‌هایشان را تغییر دادند؛ اما انتظار می‌رفت از این فرصت و از ظرفیتی که برای سخن‌گفتن آماده است، استفاده بهتری شود. در مقابل، در این مدت زنان ایرانی توانستند زندگی را از دریچه مقاومت ببینند؛ مثلا گروهی از زنان در همان ایام جنگ در محله‌ها جمع شدند و غذای پایگاه‌های دفاعی را که مجددا فعال شده بود، تأمین کردند.

گروهی دیگر که شاغل بودند، حرفه شغلی‌شان را ادامه دادند تا کارها مختل نشود. مادران خانه‌دار فضای خانه‌شان را طوری مدیریت کردند تا به ‌جای ناامیدی و سردی، پویایی و عطوفت جاری شود. مقاومت به این معنی هنر زنان ایرانی است که در طول تاریخ همواره وجودداشته و همان دغدغه رهبری است که بیان کردند: «زندگی را باقوت ادامه دهید.»