به گزارش اصفهان زیبا؛ سفر همیشه برای هر آدمی، کولهباری از تجربه و خاطرات ناب به همراه دارد؛ تا آنجا که هر کس که بیشتر سفر میکند برای سفر بعدی تقلا و تکاپوی زیادتری دارد. انگار کسی که هوس دیدن صحنههای جدید و تجربههای نو را کرده، حریصتر میشود تا باز هم تجربه کند. از این رو همت به خرج میدهد تا مقصد دیگری را تجربه کند.
این روزهایی که کاروان حج عمره فعالیت خودش را از سر گرفته، هر روز تعدادی ایرانی راهی دیار دوست میشود. هر کدام از این زائران با سن و سالهای مختلف چقدر در انتظار این سفر رؤیایی بودند. از جوان و پیر گرفته تا کودک و خردسال، عدهای خانوادگی و بعضیها تک و تنها دل یک دِله کردهاند و به سوی شهر پیغمبر (ص) عزم زیارت نمودهاند.
با هر کدام که حرف میزنی، میبینی سفرشان به یک باره جور شده، سالها در طلب چنین سفری بودند، ولی این که در شهریور 1404 اعزام شوند قسمت نانوشتهای بوده که حالا نصیبشان شده؛ کسی که با وام، مخارج سفر را جور کرده و کسی که با همه خانوادهاش آمده. از شهرهای دور و نزدیک، با لهجههای مختلف و گویشهای متنوع زائر ایرانی میبینی.
فکر میکنی هر کدام از اینها در طول عمر خویش چند بار پای تصویر قبه خضرای پیامبر (ص) با او نجوا و از رحمت واسعهاش خواستهای طلب کردند؟ چند بار جلوی عکسهای قبرستان بقیع بغض کردند؟ و حالا در شهر پیامبر مهربانی، مدینه منوره، در مسجدی که به نام او قدم میگذارند و بر بال ملائک راه میروند و مبهوت این مسجد زیبا و پر عظمت میشوند. آرامش محض جاری است.
هر قدمش پر از حال خوب است و هر زائری خودش را به باب علی (ع) میرساند تا با واسطهای به پیامبر (ص) ارادت و محبت به امیرالمؤمنین علی (ع) را نشان دهد. در چند قدمی مسجد باشکوه حضرت نبی (ص)، دیدن قبرستان بی چراغ و خاکی بقیع بر دلت غم و رنج میشود و چقدر واگویه و درد دل داری. خادمان مدینه هم مهربان هستند.
ولی اگر به گمان خادمان حرم امام رضا (ع) به دنبال عطوفت و مهر هستی اینجا شرایط فرق میکند. نمای مسجد دلبری میکند، ولی دل در دلت نیست تا پا در حریم مسجد بگذاری و اینجا همه دنیا برایت میشود یک کلمه؛ آرامش! نه دلهرهای داری نه غمی.قرآنهای چاپ نفیس، تمیز و یک دست چنان چشمنواز چیده شدهاند که دلت میخواهد چند دقیقهای به این زیبایی نگاه کنی که چشمانت ستونهای بیشمار را میبیند. خیره خیره مینگری. ستونهایی که در تصاویر میدیدی حالا رو به روی تو قرار دارند و چه صحنه باشکوه و زیبایی! چقدر پر طمطراق و نورانی است.
رو بر میگردانی طرف دیگر، چه جزئیات فراوان و جذابی دارد. سقف پر از رنگ و معماری سنتی و مدرن است؛ تلفیق هنر و اصالت. حالا سر به سجده شکر میگذاری و خدایت را برای همین لحظه سپاس میگویی؛ برای رؤیایی که حالا به واقعیت رسیده، برای دعایی که به اجابت رسیده، برای حضور در آستان پیامبر بزرگ اسلام باز هم خدایت را شکر میگویی و برای همه آرزومندان این دقیقه را از خدا میخواهی.
چقدر نام و دعا باید بگویی، چقدر حرف باید بزنی. باید در این مسجد یک دل سیر مناجات کنی. نگاه کنی و غرق در آرامش مسجد شوی. به زائران از کشورهای مختلف، نژادهای گوناگون با هزاران تفاوت بنگری و بیاموزی و این آغاز و ابتدای مسیر است.
افتادنِ تبريز به دست سلطان سليم عثماني
هفتم سپتامبر سال 1514 (16 شهریور) نظاميان عثماني وارد تبريز شدند. اين یگانها به فرماندهي مستقيم سليم اول سلطان عثماني 23 آگوست (15 روز پيش از آن) در دشت چالدران نيروهاي شاه اسماعيل صفوي را شكست داده بودند.
سلطان سليم و نظامیانش بر اثر حملات غيرمنظم نيروهاي شاه اسماعيل و مقاومت مردم تبريز نتوانستند مدت طولاني در اين شهر بمانند و بیرون رفتند.هدف عمده سلطان سليم از حمله به ايران، جلوگيري از گسترش شيعه اثنيعشري كه مذهب رسمي ايرانيان اعلام شده بود به متصرفات عثماني و پيوستن شيعيان قلمرو عثماني به دولت تازه تأسیس صفوي ايران بود.
هدف ديگر سلطان سليم از تعرض به ايران، ضميمه كردن مناطق كُردنشين شمال غربي ايران و محل سكونت تركمانان (بقاياي سلجوقيان و … در عراق امروز) به قلمرو خود و نيز مانع از گسترش و رشد «ايرانيسم» بود كه با روي كار آمدن شاه اسماعيل صفوي دوباره سربلند كرده بود.
سلطان سليم به دو هدف اول خود از اين عمليات نظامي رسيد، ولي مسئلهاي به نام كردستان تركيه به وجود آورد كه دولت تركيه اينك دچار آن است. صفويان كه تا زمان جنگ چالدران به كار بردن اسلحه آتشين را خلاف آيين جوانمردي ميپنداشتند، از آن پس به فكر مسلح كردن خود به توپ و تفنگ افتادند كه شاه عباس يکم به آن تحقق بخشيد./ iranianshistoryonthisday.com