سرزمین آسیاب‌ها

در گذشته شهری به نام رهنان بود که از چهار قلعه تشکیل ‌شده بود و در حال حاضر از این قلعه‌ها آثاری باقی نمانده است. بیشتر مردم رهنان از سایر اقوام ایران‌زمین در این منطقه جمع شدند؛ اقوام ترک قشقایی، عرب، لر بختیاری، فارسی و حتی خوزستانی.

به گزارش اصفهان زیبا؛ در گذشته شهری به نام رهنان بود که از چهار قلعه تشکیل ‌شده بود و در حال حاضر از این قلعه‌ها آثاری باقی نمانده است. بیشتر مردم رهنان از سایر اقوام ایران‌زمین در این منطقه جمع شدند؛ اقوام ترک قشقایی، عرب، لر بختیاری، فارسی و حتی خوزستانی.

رهنان به چند محله تقسیم می‌شود: طاحونه، ماشاده، زاجان، جهانشاه، درب میدان و سجاد که همگی با هم رهنان را تشکیل می‌دهند.بعدها رهنان یکی از محله‌های اصفهان شد که از طرف شرق با خیابان امام خمینی از طرف غرب و شمال‌غرب به منطقه جوی‌آباد خمینی‌شهر، از طرف جنوب به کهندژ و از طرف شمال به جاده بابوکان می‌رسد.

سال ۱۳۴۰ و تأسیس شهرداری در رهنان

محمدحسین یاری، نویسنده کتاب «رهنان دیار هزارساله»، در ارتباط با این منطقه می‌گوید: «رهنان در ۱۳۴۰ و با تأسیس شهرداری به شهر اصفهان پیوست و بعدها محله‌های مختلف آن شکل گرفت.» او به حمام بزرگ رهنان که متعلق به ‌تمامی محله‌هاست، اشاره می‌کند و می‌افزاید: «در این حمام آثاری از دوران صفویه و زندیه قابل‌مشاهده است. این حمام یکی از بزرگ‌ترین حمام‌های شهر اصفهان است که امروزه بازسازی‌شده و به شکل سنتی درآمده است.»

نویسنده این کتاب به حاکمان بزرگ اصفهان که هر دو رهنانی بودند، اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «در زمان صفویه حاکم شهر اصفهان رهنانی بوده که بعدها به شهادت می‌رسد؛ سپس امیریوسف رهنانی مقام و منزلت پیدا می‌کند و به دستور او حمام و مسجد بزرگ رهنان پایه‌گذاری می‌شود. درنهایت در زمان صفویه به دستور آقامحمد رهنانی این حمام تکمیل می‌شود.»

رهنان؛ محل تولد شاه‌طهماسب

او از تولد شاه‌طهماسب در رهنان یاد می‌کند و می‌گوید: «قدیمی‌های محله بر این باورند که محله جهانشاه محل تولد شاه‌طهماسب است و ازاین‌جهت این محله به این نام معروف‌شده.» سید حیدر حسینی یکی دیگر از اهالی قدیمی ساکن محله طاحونه است. از او درباره علت نام‌گذاری این محله می‌پرسم؛ می‌گوید: «طاحونه به معنای آسیاب است و این محله نام خود را وام‌دار آسیاب‌های متعددی است که در محله وجود داشته.» او به کتابی که در آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود، اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «در این کتاب اسم رهنان و محله‌های آن آمده است.»

سرنوشت آسیاب‌های محله طاحونه

آقای حسینی در ارتباط با سرنوشت آسیاب‌های محله طاحونه می‌گوید: «تعداد زیادی از این آسیاب‌ها تخریب ‌شده‌اند و حالا جز نام آن‌ها چیزی باقی نمانده است.» او ادامه می‌دهد: «طاحونه بخشی از رهنان و مملو از زمین‌های کشاورزی بوده است. نام رهنان هم همان‌طور که پیداست از دو بخش ره و نان تشکیل ‌شده است. افرادی که به‌دنبال پیداکردن نان بودند، اینجا در پی نان می‌آمدند.» از او درباره ساکنان محله طاحونه می‌پرسم؛ می‌گوید: «محله ما از گروه‌های مختلفی تشکیل‌شده است؛ عده‌ای از سودان و ولدان آمدند و گروه دیگر از نجف‌آباد، برخی از سمیرم وارد این منطقه شدند، طایفه بهرامی‌ها از سمیرم هستند؛ صادقیان هم داریم، تعدادی هم نوروزی و قنبری داریم که از محله سودان وارد اینجا شده‌اند؛ عده‌ای نیز از شهر شیراز هستند.»

داستان باغ ملاعبدالله

او به باغ ملاعبدالله اشاره می‌کند و می‌گوید: «این باغ بسیار بزرگ و پردرخت بود. بعدها گذر امام‌حسین(ع) را در آنجا می‌سازند که پشت گذر به سمت اصفهان بوده، درنهایت بخش دیگری از این باغ به ساخت مسجد امام‌حسین(ع) اختصاص می‌یابد. در حال حاضر بخش بزرگی از آن به منطقه مسکونی تبدیل‌شده است.»

گذشته طاحونه و رواج کشاورزی و دام‌پروری

آقای حسینی درباره شغل ساکنان محله طاحونه می‌گوید: «در گذشته شغل بیشتر مردم طاحونه گله‌داری بود. بیشتر اهالی از دوهزار تا هزارو500 گله گوسفند داشتند؛ عده‌ای هم در زمین‌های حاصلخیز اینجا کشاورزی می‌کردند. بعدها با پیوستن این منطقه به شهر اصفهان آرام‌آرام گله‌داری هم از رونق افتاد و حالا تعداد زیادی از ساکنان محله کارمند و عده‌ای نیز در صنعت فعال هستند.»او به‌ سادگی، صفا و صمیمیت که در بین اهالی طاحونه جریان داشته و دارد، اشاره می‌کند و می‌افزاید: «بیشتر اهالی این محله بومی هستند؛ اما تعداد زیادی از آن‌ها به دلیل نداشتن برخی از امکانات، با توجه به وسع مالی خود به محله‌های نزدیک‌تر مانند خانه‌اصفهان، ملک‌شهر و… مهاجرت کرده‌اند؛ ولی هنوز هم به محله خود سر می‌زنند.»

او به مساجد محله طاحونه اشاره می‌کند و می‌گوید: «اینجا شش مسجد فعال داریم که قدیمی‌ترین آن‌ها مسجد امام‌حسین(ع) است. بعدها با تعمیراتی که روی آن انجام شد، گسترش یافت و حالا به مکان مناسبی برای عبادت تبدیل ‌شده است.»او به اختصاص زمین‌های اهدایی ازجمله خانه پدری خود به مسجد اشاره می‌کند و می‌گوید: «بسیاری از این زمین‌ها متعلق به مادر و مادربزرگم بود که برای گسترش مسجد استفاده شد. مسجد امام‌حسین(ع) یکی از مکان‌های بسیار فعال محله طاحونه است که در مراسم عزاداری و حتی جشن‌های مذهبی فعالیت زیادی دارد؛ دو شاعر بزرگ هم داریم که برای اعیاد و مراسم مذهبی شعر می‌سرایند.»

دو مادی بزرگ محله طاحونه

از او درباره قنات و مادی‌های طاحونه می‌پرسم؛ می‌گوید: «اینجا دو مادی داشتیم: یکی، از نزدیکی‌های مسجد موسی‌بن‌جعفر(ع) سرچشمه می‌گرفت و تاکنون ادامه داشت و از زیر مسجد امام‌حسین(ع) عبور می‌کرد؛ دیگری، مادی بزرگ رهنان است که آب بسیاری داشت و تمام زمین‌های اطراف را سیراب می‌کرد.»

حمام قدیمی رهنان و چگونگی بازسازی آن

آقای حسینی به حمام منطقه رهنان اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «نصف این حمام در زمان رضاخان و جعفرقلی‌خان از بین رفت و بعدها شهرداری مقداری از آن را برداشت کرد و به موزه انتقال داد؛ بعدها با حاکمیت ضل‌السلطان در اصفهان قسمت زیادی از آن گچ‌مالی و درنهایت بخش اعظمی از آن تخریب شد.»

او می‌افزاید: «حمام قدیمی ما ۹ حوض داشت که در نوع خود بسیار زیبا بود. هر قسمت حمام بخش‌ بندی شده بود: یک ایوان متعلق به اهالی زاجان، بخشی مربوط به طاحونه و… بود؛ بنابراین تمام افراد یک محل در ایوان خود قرار می‌گرفتند و به بخش دیگر محله‌ها وارد نمی‌شدند؛ در کنار حمام نیز بازارچه‌ای قرار داشت که در زیر آن راهی برای عبورومرور افراد محل در زمان‌های مختلف بوده است.»

مصطفی عبداللهی یکی دیگر از ساکنان قدیمی محله طاحونه است. او درباره آسیاب‌های محله، می‌گوید: «در این محله آسیاب‌های زیادی قرار داشته است که البته تاریخ این آسیاب‌ها به پنج نسل قبل برمی‌گردد؛ حدود ۱۰ سال پیش هم آثاری از آن‌ها بود؛ اما بعد از مدتی تخریب شد و حالا بخشی از آن زمین کشاورزی بوده و باقی زمین هم ساختمان‌سازی شده است.»

او درباره محصولات کشاورزی این زمین‌ها می‌گوید: «بیشتر محصولات کم‌آب‌بر مثل گندم، جو و انواع صیفی‌جات مثل گوجه و خیار در اینجا کشت می‌شود؛ البته سالیان سال است که کشاورزی به علت توسعه شهری بسیار محدودشده.»

مسجد امام‌حسین(ع) قدیمی‌ترین مسجد طاحونه

او به مسجد قدیمی محله اشاره می‌کند و می‌افزاید: «مسجد امام‌حسین(ع) قدیمی‌ترین مسجد طاحونه است که قدمت آن شاید به ۱۵۰ سال پیش برسد؛ البته تاجایی‌که یادم هست شکل آن به‌صورت طاق‌چشمه‌ای بود، یک حیاط و حوض داشت که آب آن از چاهی که در نزدیکی مسجد قرار داشت، تأمین می‌شد.»

عبداللهی به ۵۰ سال پیش و بازسازی مسجد اشاره می‌کند و می‌افزاید: «با خرید بخش‌هایی از زمین‌های اطراف و زمینی که از جانب خانواده حسینی اهدا شد، مسجد گسترش پیدا کرد و شبستان آن هم ‌شکل گرفت. بعدها خانواده حسینی در سمت دیگری از مسجد خانه دیگری را ساختند و حالا در آن قسمت سکونت دارند.»

طاحونه و دو طایفه مهم

او درباره ساکنان محله طاحونه، می‌گوید: «بخش اعظم فامیل‌های ساکن در اینجا مربوط به دو طایفه است یکی طایفه صادقیان و دیگری سلطانی البته بهرامیان و نوروزی و قنبری سودانی هم داریم که به‌واسطه ازدواج وارد این محله شده‌اند.»
او به گذشته‌ها و رونق کشاورزی و دام‌پروری در محله اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «اکنون شغل بیشتر ساکنان محله طاحونه صنعتی است؛ عده‌ای در کار مبل‌سازی فعال هستند و بخش دیگری تراشکاران حرفه‌ای هستند؛ البته تا چند سال پیش هم دامداری به‌صورت خیلی کوچک در محله برقرار بود؛ اما بعدها با توسعه شهر بسیاری از دام‌پروری‌های فعال در مکان دیگری مستقر شدند.»
از او درباره شناخت مردم اصفهان از محله طاحونه می‌پرسم؛ می‌گوید: «بسیاری از اهالی اصفهان طاحونه را به همان لبنیات، ماست و البته صنعت تراشکاری و فلزکاری می‌شناسند.»

باغ ملاعبدالله و تقسیم آب برای زمین‌های کشاورزی

از او در خصوص باغ ملاعبدالله می‌پرسم؛ می‌گوید: «در زمانی که آب زاینده‌رود جاری بود، آب از طریق مادی رهنان وارد این باغ می‌شد. صاحب این باغ چون زمین‌های بیشتری نسبت به دیگر باغداران داشت، نخست آب به زمین‌های او تحویل داده می‌شد و بعد ملاعبدالله آب را به دیگر باغ‌های محل تحویل می‌داد.»

او ادامه می‌دهد: «در آن زمان زمین‌های طاحونه به دو بخش تقسیم می‌شد: زمین‌های جوالی که با زاجان تقسیم‌شده بود و زمین‌هایی که به‌طرف حسین‌آباد بود؛ چون مقداری ارتفاع داشت به آن دشت بالا می‌گفتند. برای تقسیم آب این‌‌گونه بود که حدود ۴۰درصد آب به محله ماشاده می‌رسید و ۶۰درصد آب هم به محله‌های زاجان، طاحونه، درب میدان و سجاد می‌رسید.»

او به‌ رسم‌ورسوم مردم طاحونه اشاره می‌کند و می‌گوید: «در زمان‌های عزاداری رسم بر این بود که مثلا محله ماشاده میزبان می‌شد و اهالی دیگر محله‌ها را مهمان می‌کرد و بعد همین‌طور میزبانی به محله‌های دیگر می‌رسید. حمام قدیم رهنان هم‌ محل خوبی برای گردهمایی مردم محله بود. هر محله مکانی به نام خود داشت؛ علاوه بر اینکه محله‌ها برای تأمین سوخت و آب محل تقسیم‌بندی می‌شدند؛ مثلا شنبه تا دوشنبه محله ماشاده و بعد نوبت محله دیگر بود.»

او به حمام طاحونه اشاره می‌کند و می‌افزاید: «در حال حاضر این حمام تخریب و به‌ جای آن کتابخانه ساخته و حالا به فرهنگ‌سرا تبدیل شده است.»

او به قبرستان قدیمی محله اشاره می‌کند و می‌افزاید: «این قبرستان زمانی که خیابان کهندژ ساخته شد، از بین رفت؛ آب غسالخانه هم از آبی که به سمت ولدان می‌رفت، تأمین می‌شد. بعدها متروکه شد و حالا به ورزشگاه تبدیل شده است. در زمین‌های باقی‌مانده آن قبرستان قدیمی، دو مدرسه شهید بختیاری و پاسداران ساخته‌شده است.»

عبداللهی به خیابان درب‌سده اشاره می‌کند و می‌گوید: «این خیابان به سمت خمینی‌شهر می‌رفت و مسیر عبورومرور برای رسیدن به سده بود. بعدها که خیابان کهندژ ساخته شد، برای رفت‌وآمد از خیابان شهیدان شرقی و خیابان آسیاب دزده استفاده می‌کردند.»

برج‌های کبوتری که تخریب شدند

از او در خصوص برج‌های کبوتر محله می‌پرسم؛ می‌گوید: «متأسفانه برج کبوتری در محله طاحونه وجود ندارد و تنها یک برج کبوتر در زمین‌های پارک مدافعان حرم باقی‌ مانده است؛ البته در سه‌راهی کهندژ نیز یک برج کبوتر قرار داشت که چند سالی است تخریب‌شده و به‌جای آن کارگاه و کاشانه‌های بلند ساخته‌شده .»