به گزارش اصفهان زیبا؛ زایندهرود فراتر از یک رودخانه شهری، شریان حیاتی فلات مرکزی ایران و نماد تمدن و هویت ملی است. کارشناسان محیط زیست و فعالان فرهنگی تأکید دارند که احیای این رودخانه تنها نیازمند مدیریت آب و برنامهریزی فنی نیست؛ ایجاد یک «رویای جمعی» در میان مردم، بهویژه نسلهای جوان و بهرهگیری از ظرفیتهای هنر و فرهنگ برای جلب مشارکت عمومی، میتواند کلید حفاظت پایدار و توسعه اقتصادی و گردشگری اصفهان و کشور باشد. در سالهای مختلف حوالی زایندهرود، مکانی برای برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری بوده است؛ همچنین بارها هنرمندان مختلف به نشانه اعتراض به خشکی این رود، رویدادهای مختلفی را در حاشیه یا بستر آن برگزار کردهاند؛ برنامههایی که باعث شده تا اصفهانیها را بیش از هر زمان دیگری نسبت به زایندهرود، دغدغهمند و نگران کند؛ رودی که سالیان سال در شهر جریان داشته و مردم شهر خاطرههای جمعی بسیاری از آن در ذهن به یاد دارند. محمدرضا رهبری، نویسنده و محمود فروزبخش، نویسنده و اصفهانپژوه و مژگان ابراهیمی، معمار و اصفهانشناس در گفتوگو با «اصفهان زیبا» در رابطه با چرایی دغدغهمندی اصفهانی نسبت به این رود و همچنین حساسیتهای اجتماعی میگویند.
محمدرضا رهبری؛ نویسنده: زایندهرود؛ رودخانهای فراتر از یک نام
زایندهرود صرفا یک رودخانه محلی نیست و پیامدهای خشک شدن آن، فراتر از محدودیتهای شهری و منطقهای، فلات مرکزی ایران را تحت تأثیر قرار میدهد. بر اساس تأکید متخصصان، دانش به تنهایی برای مواجهه با این بحران کافی نیست و لازم است جنبههای روانشناختی و احساسی مردم نیز مورد توجه قرار گیرد. آنان معتقدند که جاری شدن دوباره رودخانه تنها مردم شهر اصفهان را خوشحال نمیکند، بلکه نقش بسیار مهمی در توسعه گردشگری و تقویت جایگاه اصفهان به عنوان یک پایگاه ملی دارد و میتواند رونق اقتصادی و فرهنگی شهر را به کل کشور تعمیم دهد.
نباید زایندهرود را تنها یک رودخانه شهری یا محلی قلمداد کرد. این رودخانه هم تمدنساز و هم در سرنوشت ملی ایران تأثیرگذار است. از این رو، انجام اقدامات ملی و کشوری برای حفاظت از آن ضروری است و برنامهریزیها باید فراتر از محدوده شهری و استانی صورت گیرد.
در این راستا، راهکارهایی ارائه شده است که شامل مشارکت هنرمندان ملی و استانی به منظور ارتقای آگاهی عمومی است؛ البته فعالیتها نباید محدود به اصفهان باشند و باید در سطح کشور اجرا شوند تا هم دانش و هم احساس مردم نسبت به اهمیت زایندهرود افزایش یابد.
حضور هنرمندان کشوری و متخصصان محیط زیست در برنامههای فرهنگی و آموزشی میتواند موجب ملی و همگانی شدن این دغدغه شود و تأثیرات مثبت آن در بهبود شرایط محیط زیستی محسوس باشد.
کارشناسان محیط زیست تأکید دارند که نگاه تخصصی به رودخانه و مسائل زیستمحیطی باید شامل کل محیط زیست ایران شود و نه تنها محدود به یک بخش از آن.
از منظر برنامهریزی برای نسلهای آینده نیز، متخصصان بر ضرورت تغییر شیوه برخورد با زایندهرود و منابع آب کشور تأکید دارند. آنان معتقدند که صرف برنامهریزی بر اساس شرایط موجود کافی نیست و باید مدل مدیریت آب بهطور بنیادین تغییر کند.
این تغییر شامل دیدگاه حقوقی و اقتصاد محیط زیستی است، زیرا خطای موجود در مصرف آب در دهههای گذشته و شرایط فعلی، نیازمند بازنگری اساسی است.
به گفته کارشناسان، اقداماتی که امروز در دست انجام است، پیشدرآمدی برای ایجاد یک مدل مدیریت پایدار و برنامهریزی بلندمدت برای آینده است و نباید تنها محدود به شرایط کنونی شود.
زایندهرود نه تنها مسئلهای شهری، بلکه موضوعی ملی و حیاتی برای سرنوشت کل کشور است و برنامهریزی و آموزش در این زمینه باید با نگاه گسترده و همگانی انجام شود.
تغییر در شیوه مصرف آب و حفاظت از منابع آبی، نیازمند همکاری ملی، مشارکت هنرمندان و متخصصان و بازنگری در سیاستهای گذشته است تا نسلهای آینده نیز بتوانند دغدغه حفاظت از زایندهرود و مسائل زیستمحیطی کشور را به عنوان یک ارزش ملی حفظ کنند. زایندهرود فراتر از یک رودخانه شهری یا محلی است.
از سوی دیگر لازم است جنبههای روانشناختی و احساسی مردم نیز نسبت به زایندهرود مورد توجه قرار گیرد تا اهمیت این رودخانه در توسعه گردشگری و رونق اقتصادی و فرهنگی شهر و کشور به درستی درک شود.
محمود فروزبخش؛ نویسنده و اصفهان پژوه: ایجاد یک رویای جمعی درباره زایندهرود ضروری است
در سالهای اخیر، بحث درباره زایندهرود پررنگتر شده است. کارشناسان بر این باورند که یکی از دلایل اصلی این پررنگ شدن، حضور و فعالیت رسانهها بوده است. فعالیت رسانهها در این چند سال باعث شده تا مسائل مربوط به زایندهرود بیش از پیش در کانون توجه عمومی قرار گیرد و انباشت انرژی و دغدغهها در جامعه شدت یابد.
این امر نشان میدهد که رسانهها نقش موثری در برجسته کردن این موضوع داشتهاند، اما برای رسیدن به تأثیرگذاری عمیقتر و پایدار، ورود هنر به این عرصه ضروری است؛ چرا که هنر، مقولهای انسانیتر، عمیقتر و همهگیرتر است و میتواند مسائل اجتماعی و محیطزیستی را به زبانی قابل فهم به همه اقشار جامعه منتقل کند؛ به عنوان مثال، رمان میتواند به عنوان خمیرمایه اولیه یک فیلم مورد استفاده قرار گیرد و روایت داستانی زایندهرود را به زبان هنر بیان کند.
این روند میتواند نه تنها یک دغدغه ملی ایجاد کند، بلکه امکان شکلگیری یک رویای جمعی میان مردم اصفهان را نیز فراهم سازد. با این حال، هنوز برخی از مردم اصفهان به درجهای از بلوغ اجتماعی نرسیدهاند که مشکلات مربوط به استفاده غیرمجاز از چاهها یا ساخت ویلاها در حریم رودخانه را به عنوان دغدغهای جمعی درک کنند.
افزایش مجازاتها برای استفاده غیرمجاز از چاهها در اصفهان نشان میدهد که هنوز بسیاری از مردم و حتی مسئولان محلی این مسأله را به عنوان یک صورت مسئله اولویتدار نمیبینند. به اعتقاد کارشناسان، ایجاد یک رویای جمعی درباره زایندهرود ضروری است؛ رویایی که مردم با درک اهمیت آن، به مرور زمان راهکارهایی برای تحقق آن ارائه کنند و به صورت فعال در حفاظت از رودخانه مشارکت داشته باشند.
حتی اگر جریان آب در رودخانه به طور کامل برقرار نشود، تأکید بر این مسأله اهمیت دارد، زیرا شکلگیری یک دغدغه جمعی میتواند مردم را نسبت به وضعیت زایندهرود حساس کند و موجب شود که تلاشهای بلندمدت برای حفظ آن تقویت شود.
نکته مهم دیگر، انتقال این دغدغه به نسلهای آینده است. کارشناسان معتقدند که نسل جدید باید بتواند اهمیت مسأله زایندهرود را درک کند و آن را به عنوان یک اولویت اجتماعی و محیطزیستی بپذیرد. نسلهای قدیمیتر، معمولا مسائل محیطزیستی را اولویت اصلی خود نمیدانستند و دغدغههای آنان بیشتر حول زیست در جامعه متکثر و مشکلات زندگی روزمره مانند آلودگی هوا و خشکسالی محدود به آن دوره بود.
اما نسلهای جدید با قرار گرفتن در شرایط متفاوت، این مسائل را به عنوان دغدغهای اولویتدار تجربه میکنند. به گفته کارشناسان، این گردش نسلی میتواند زمینهساز حل مشکلات زایندهرود باشد، زیرا نسلی که با مسائل محیطزیستی زندگی کرده، نسبت به آن حساس است و تلاش میکند راهکارهای مؤثر برای بهبود وضعیت ارائه دهد. با وجود این، هنوز بسیاری از مردم و حتی مسئولان محلی این دغدغه را به عنوان یک اولویت جدی نمیبینند.
به اعتقاد تحلیلگران، روند آموزش، فرهنگسازی و ایجاد رویای جمعی درباره زایندهرود میتواند نقش مهمی در حفظ این رودخانه و ارتقای مسئولیتپذیری نسلهای آینده داشته باشد.
این فرآیند باعث میشود که دغدغههای محیطزیستی به تدریج به یک دغدغه جمعی تبدیل شود و مردم و مسئولان با همکاری و درک مشترک، اقدامات لازم برای حفاظت از زایندهرود و ارتقای کیفیت زندگی در استان اصفهان را پیگیری کنند.
مژگان ابراهیمی، معمار و اصفهانشناس: داستان شکوه همراهی با زایندهرود
زایندهرود را نه صرفا یک پدیده طبیعی، بلکه ابعاد گوناگون و متفاوتی از هویت و حیات اصفهان دانستهاند. زایندهرود دلیل وجودی و رگ حیاتی اصفهان است؛ مفهومی که مردم عادی نیز آن را به خوبی درک کرده و تکرار میکنند.
از دیرباز، این رودخانه بستر شکلگیری تمدن و آبادی اصفهان بوده است، زیرا همانطور که میگویند هر جا آب است، آبادی است. با گذشت زمان، این عارضه طبیعی و نعمت الهی، ابعاد گستردهتری به خود گرفته و زایندهرود به بستری برای تعاملات اجتماعی، تعلق خاطر عمیق مردم و منبع خاطرات بیشمار تبدیل شده است.
حضور پررنگ آن در لایههای پیشین تاریخ اصفهان، درخشانترین برههها را رقم زده است. از مراسم رسمی حکومتی تا آیینهای مردمی، زایندهرود همواره نقشی پربسامد و محوری ایفا کرده است.
این نقش تا به امروز نیز ادامه دارد و به حساسیت و مطالبهای عمومی در میان اقشار مختلف مردم اصفهان بدل گشته است، تا جایی که میتوان آن را رگ غیرت و حیات این شهر نامید.
در طول تاریخ، خاطرات انسانها در اوقات فراغت و حاشیه زندگیشان شکل گرفته و زایندهرود همواره محلی برای شادی، تفریح، سرگرمی و گذراندن اوقات خوش بوده است.
حاشیه رودخانه مکانی برای خلق این لحظات بوده و هست.
علاوه بر این، زایندهرود تأثیر چشمگیری بر چشمانداز، منظر و حتی کیفیت هوای اصفهان دارد. در حالی که بحث فرونشست زمین و تأثیر زایندهرود بر خاک به وفور مطرح شده، اما کمتر به نقش آن در هوای اصفهان توجه شده است.
نسیمی که از روی رودخانه میوزید، اطراف و پیرامون خود را از خنکای دلپذیر بهرهمند میساخت.
در این منطقه که اساسا بیابانی بوده، جریان زایندهرود با مدیریت و تمهیدات مناسب، زمینه ساز تبدیل اصفهان به یک «باغشهر جهانی» بوده است؛ باغشهری که به دلیل ساختار افقی و مسطح شهر در زمان جریان زایندهرود، از نسیم خنک و فرحناک آن بهرهمند بوده است.
اما بعدا با رشد عمودی ساختمانها و کالیزه شدن هوا شهر از این نسیم محروم شد و با قطع جریان زایندهرود، در ساحل و حاشیهاش رقص آن را بر این جلگه نحیف دیگر احساس نمیکنیم.
تاریخ اصفهان مملو از مراسم و آیینهایی است که همجوار، و در کنار زایندهرود برگزار میشدهاند؛ مثل جشن آبپاشان و انواع نورافشانی و آتشبازی که قدمتی ۵۰۰ ساله و حتی بیشتر دارند.
زایندهرود در طول تاریخ، به عنوان کانون سرور، شادمانی، هیجان و شور زندگی در اصفهان نقشآفرینی کرده است.
حتی امروزه نیز، فضاهای پیرامون پلهای تاریخی اصفهان، مانند خواجو، مملو از انرژی و حس خوبی است که مردم به آن تعلق خاطر دارند.
رفتوآمد مردم، حتی در روزهایی که زایندهرود آب ندارد، نشان از اهمیت این پلها و رودخانه در حفظ سرزندگی و شادابی اصفهان دارد. شکوه همراهی مردم حتی در روزگاه خشکی زایندهرود در ساحل و کنار پلهای ارزشمند اصفهان، حکایت از رگ غیرت مردم نسبت به زایندهرود دارد و درواقع نمادی از مقاومت مردم در برابر این ظلمی است که به شهر اصفهان شده.