در کدام طرف میدان بازی می‌کنیم؟

بسته رویدادهای فرهنگی، هنری و گردشگری پایان شهریور اصفهان که به مناسبت ولادت باسعادت پیامبر رحمت و رئیس مذهب جعفری و هم‌زمان با هفته وحدت برگزار شد، به واسطه سیاست‌گذاری عالمانه و فراگیر و همچنین مدیریت اقتضایی، هوشمند و در لحظۀ خود توانست مورداستقبال کم‌نظیر مردم و نخبگان اصفهان و ایران قرار گیرد.

به گزارش اصفهان زیبا؛ بسته رویدادهای فرهنگی، هنری و گردشگری پایان شهریور اصفهان (ازجمله پویش اصفهان برای ایران، تقویم رویدادهای گردشگری شهری و روستایی، اختتامیه کنگره ملی جناب سلمان محمدی، جشن امت ماه و جشن میدان امام‌علی علیه‌السلام) که به مناسبت ولادت باسعادت پیامبر رحمت و رئیس مذهب جعفری و هم‌زمان با هفته وحدت برگزار شد، به واسطه سیاست‌گذاری عالمانه و فراگیر و همچنین مدیریت اقتضایی، هوشمند و در لحظۀ خود توانست مورداستقبال کم‌نظیر مردم و نخبگان اصفهان و ایران قرار گیرد.

این اتفاق مهم در حالی بود که گام‌به‌گام مسیر تحت التهاب‌های ناشی از شرایط «نه جنگ و نه صلح کشور» و نیز مشکلات رسوب‌شده از قبل که این روزها خود را در ناترازی‌های مختلف نشان می‌دهد، مجال فرصت‌طلبی و موج‌سواری را برای گسست‌آفرینان در برداشت که نمونه‌هایی از آن را در حین و پس از برگزاری جشن‌ها از طریق «کوچک‌نمایی اتفاق‌های بزرگ پیش‌آمده در این مانورهای کم‌نظیر مردمی» و همچنین «بزرگ‌نمایی موضوع‌های کوچک پیش‌آمده در حاشیه‌هایی که برای هر برنامه‌ریز و درشتی پیش می‌آید» می‌توان نظاره کرد.

حجم پیام‌ها و محتواهای تولیدشده تخریبی که در پس آن بر جدال‌های ذهن‌ساخته در دوگانه‌های ایدئولوژیک، میراثی و محیط‌زیستی متمرکز بود و به‌طور کاملا هوشمند بازنشر آن‌ها برنامه‌ریزی شده بود، کاملا مشخص و قابل‌تبیین است. تمام این تلاش‌ها خواسته یا ناخواسته یک هدف را دنبال می‌کرد و آن چیزی جز ایجاد اغتشاش در انعکاس روایت غالب نبود.

اما به لطف خدا تمام تیرها به سنگ خورد و کارنامه این مجموعه‌رویدادها چند روایت قالب داشت:

1.اصفهانی‌ها با وزن‌های متفاوت و متنوع مذهبی علاقه‌مند به هویت دینی و مذهبی خود هستند و میعادگاه جشن و سرور خود را در زمان‌هایی می‌گذارند که ستاره‌های آسمانی، زمین را مزین به ولادت خود کرده‌اند؛

۲. اصفهانی‌ها به مفاخر خود که جناب سلمان‌محمدی گل سرسبد آن‌هاست، می‌بالند و در تلاش‌اند تا الگوهای خود را به‌صورت بین‌نسلی بازخوانی و ترویج کنند؛

۳. اصفهانی‌ها بر هویت محیط‌زیستی خود غیرت خاصی دارند و دغدغه احیای دائمی زاینده‌رود هر لحظه در ذهن آن‌ها می‌گذرد؛ لذا در هر رویدادی که احساس کنند می‌تواند برای حل مسئله زاینده‌رود مؤثر باشد، پرشور شرکت می‌کنند و یکصدا «زنده باد زنده‌رود ایران» سر می‌دهند؛

۴. اصفهانی‌ها با مطالبه‌گری نجیبانه، انتقادهای خود را به گوش مسئولان می‌رسانند و آنجایی که مسئولان می‌شنوند با انتشار بیانیه‌های حمایتی پشتیبانی خود را از یک حکمرانی مردم‌پایه نشان می‌دهند؛ چراکه باور دارند مردانی از جنس خودشان در کسوت استاندار، فرماندار و شهردار زمام امور را برعهده دارند و نمایندگان آن‌ها در مجلس و شورای شهر بر کیفیت این حکمرانی نظارت دارند؛

۵. اصفهانی‌ها بر این باورند که قاطبه مشکلات امروزشان ریشه‌های چندین‌ساله دارد و خاستگاه اغلب ناترازی‌های استان در خارج از استان قابل‌ردیابی است؛ لذا با اعتماد نسبی به زمامداران امروز و نه به‌صورت چک سفیدامضا، ضمن حضور و حمایت از رویدادهای شهری طراحی‌شده برای انعکاس مطالبه‌هایشان، امیدوارانه نظاره‌گر اصلاحات تدریجی ریل حکمرانی هستند؛ اما پس از گذشت پرشکوه، نشاط‌آفرین و خاطره‌ساز بسته رویدادی شهریورماه، وقتی فرصت‌طلبان نتوانستند گسست‌آفرینی کنند، اکنون با اعتراف به موفقیت مجموعه‌جشن‌ها در آزادشدن انرژی و خوشحالی عمومی همراه با انعکاس ملی مطالبه‌های محیط‌زیستی، مشغول روایت‌سازی‌های جعلی و القایی هستند.

در آخرین روایتی که در یک جایی از دنیای بی‌پایان فضای مجازی ساخته شده بود، تلاش داشت با انتشار یافته‌های حاصل از یک نظرسنجی غیرعالمانه به دوگانه شهرداری و مردم دامن بزند؛ که این فتح ماندگار مثلا بیش از آنکه به سیاست‌های برنامه‌ریزان برگردد، به کنش‌های مردمی برمی‌گردد؛ غافل از اینکه مردم امروز ایران و اصفهان به‌خصوص پس از جنگ تحمیلی دوازده‌روزه بین خود و حاکمیت در بخش‌های مختلف جدایی نمی‌بینند و در تلاش برای حفظ این اتحاد مقدس، میدان را خالی نمی‌کنند یا در جایی دیگر با آدرس غلط‌ دادن به ‌دنبال‌کنندگان رسانه‌ها، شبهه انتخاباتی‌بودن اقدام‌ها را مطرح می‌کنند، شبهه‌ای که این روزها عمیقا بازار ندارد! و البته در طرف دیگر ماجرا هم نان به نرخ روزخورها فرصت را برای از آب گل‌آلود ماهی‌گرفتن، طلایی می‌دانند و به‌دنبال بازاریابی متوهمانه برای خود و اذنابشان سوار بر موج‌های بسیار کوتاه رسانه‌ای هستند. این عده‌های قلیل و معدود به واسطه داشتن تعدادی معدود دنبال‌‌کننده در تصور و توهم خود احساس می‌کنند سلطان مطلق موثر بر فضای مجازی و حقیقی هستند.

نگارنده، نگاه خوش‌بینانه دارد و نمی‌خواهد قضاوتی از جنس نفوذی‌بودن، بیگانه‌بودن، خائن‌بودن و… به این افراد داشته ‌باشد؛ اما میدان را که نگاه می‌کند، بر خود وظیفه می‌داند هم در جهت تبیین افکار عمومی در این فضا قلم و قدم بردارد و هم به این دست از افراد بگوید: مراقب باشید که «در کدام طرف میدان بازی می‌کنید!» این کارزار تمام‌ناشدنی است… .