آفتابه لگن هفت دست، شوق درس هیچی!

از همان در ورودی فروشگاه، زرق و برق لوازم‌التحریرهای رنگ به رنگ پیداست و هر کسی را جذب می‌کند؛ از بچه‌های کوچک تا زن و مردهای سن‌و‌سال‌دار.

به گزارش اصفهان زیبا؛ از همان در ورودی فروشگاه، زرق و برق لوازم‌التحریرهای رنگ به رنگ پیداست و هر کسی را جذب می‌کند؛ از بچه‌های کوچک تا زن و مردهای سن‌و‌سال‌دار.

مسئولان چیدمان فروشگاه غرفه و قفسه‌ها را مملو کرده‌اند از پاکن‌های رنگارنگ بودار و جعبه‌دار،  مدادهای فشاری و غیرفشاری، خودکارهای ژله‌ای، براق و ظرف غذاهای دو طبقه یا گرد و مربع.همه چیز آنقدر تنوع دارد که از دو حالت خارج نیست: یا جیب پدر و مادرها خالی می‌شود، چون کودکان توانایی آن را ندارند که میان انبوهی از تنوع تنها یک مدل را انتخاب کنند و یا کودکان سر خورده و غمگین می‌شوند که چرا فقط یک مدل از اینهمه تنوع نسبیشان شده است.

به نظر من هر دوی این حالت‌ها آسیب‌زاست.پسرهایم میان قفسه‌ها می‌چرخند و هربار شگفت‌زده چیزی را برایم می‌آورند؛ پاکن جادویی، تراش آدم فضایی و من دارم به کرورکرورِ لوازم‌التحریر نگاه می‌کنم و مغز مقایسه‌گرم دارد امروز بچه‌هایم را با دیروزِ بچگی خودم قیاس می‌کند.

نهایت زرق و برقی که ما تجربه می‌کردیم سرمدادی‌های بی‌قواره بود و پاکن‌های خوشبوی صورتی و ته تکنولوژی هم برایمان تراش رومیزی!اما ما همین اندک تنوع را آنقدر دوست داشتیم که حتی دلمان نمی‌آمد زیاد از آنها استفاده کنیم، وقتی سال تحصیلی تمام می‌شد ما با ذوق برگه‌های سفید از دفترهایمان را جدا می‌کردیم تا برای سال بعد دفترچه یادداشت درست کنیم، ولی حالا …!

به مدل‌های مختلف دفترچه یادداشت، ماژیک و مداد شمعی نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم شوق یادگیری کجاست؟!

راستش این است که این همه تنوع هم نتوانسته دانش‌آموزانی مشتاقِ مدرسه و یادگیری تحویل ما بدهد. سال به سال اشتیاق مدرسه رفتن در میان نسل جدید کمرنگ‌تر از قبل می‌شود و اگر کسی آمار واقعی در بیاورد، قطعاً تعداد دانش‌آموزان ترک‌تحصیل‌کرده طی این سال‌های اخیر کم نیست!

قبل‌ترها ممکن بود افراد به دلیل بالا بودن هزینه تحصیل و عدم توانایی خانواده‌ها در تأمین این هزینه‌ها به فکر ترک تحصیل و رفتن به دنبال کار بیفتند، اما امروزه می‌بینیم اتفاقاً در میان افراد متمول ترک‌تحصیل‌کرده‌های بیشتری وجود دارد؛ چرا که راه موفقیت و پیشرفت خودشان را از دل مدرسه نمی‌بینند و معتقدند در مدرسه فقط وقتشان تلف می‌شود.

کاری به درست و غلط بودن حرفشان ندارم! حرفم این است چرا با وجود انواع و اقسام مدارس از دولتی تا غیرانتفاعی، تحول‌خواه، مهارت‌محور و … و با وجود این همه امکانات جانبی، نتوانسته‌ایم اشتیاقی برای حضور فرزندانمان در مدرسه ایجاد کنیم؟

ایراد کار از کجاست؟ هر سال با فرا رسیدن ماه مهر، کلیپ‌های زیادی بین مردم و حتی معلمان دست به دست می‌شود که از عذاب شروع مدارس می‌گویند و نفرتشان از این آغاز دوباره! به نظر می‌رسد آنقدری که کارخانجات تولید لوازم‌التحریر در چین و حتی کشور خودمان به فکر تحول تنوع و تأمین نیاز بازار (چه کاذب چه واقعی) بوده‌اند، نظام آموزشی کشور ما هنوز الزامی حس نکرده تا تحولی در خود ایجاد کند، بلکه بتواند انگیزه‌ای شود برای ماندن دانش‌آموزان در مسیر یادگیری و عدم فرار از مدرسه!