به گزارش اصفهان زیبا؛ سرانجام مکانیسم ماشه علیه ایران فعال شد؛ سازوکاری که از سال ۲۰۱۵ در متن توافق هستهای با ایران و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت آمده بود و همچون تهدیدی بالقوه بر سر برجام سنگینی میکرد. حتی پیش نویس قطعنامه پیشنهادی از سوی چین و روسیه هم نتوانست آن برای مدت 6 ماه هم به تعویق بیاندازد و 9 رأی مخالف کافی بود تا این ابتکار عملِ مسکو و پکن را برای دادن فرصتی دوباره به دیپلماسی برای ایران به نتیجه نرساند و امروز روند بازگشت تحریمهای سازمان ملل به صورت خودکار در قالب 6 قطعنامه به جریان افتاد.
قطعنامههایی که محدودیتهای هستهای، تسلیحاتی و مالی را شامل میشود و حالا بار دیگر ایران را در مرکز توجه فضای بینالمللی قرار داده است. هم اکنون آینده توافق هستهای غرب با ایران وارد مرحلهای تازه شده است و در بستر تحریمهایی که هرچند بسیاری از آنها در عمل پیشتر با فشارهای آمریکا برقرار مانده بود، اما بازگشت رسمی این تحریمها ذیل قطعنامههای شورای امنیت معنای ویژهای پیدا میکند که نمیتوان از اثر گذاری مستقیم آنها بر محاسبات سیاسی و دیپلماتیک کشور چشمپوشی کرد.
درست به همین دلیل است که سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان در سخنانی در نشست شورای امنیت و پس از شکست در تصویب قطعنامه پیشنهادی روسیه و چین تاکید کرد: «این نتیجه نشان داد غرب مسیر تقابل را انتخاب کرده است، اما ایران همچنان آماده تعامل سازنده است.»
موضعگیریهایی که نشان میدهد دستگاه سیاست خارجی در پی آن است تا پیام اصلی این رویداد را از یک شکست سیاسی به فرصتی برای تأکید بر مقاومت و حقانیت ایران تبدیل کند. در عین حال، بع اعتقاد برخی ابعاد اقتصادی این تحول هم نباید نادیده گرفته شود؛ با این تصور که شدت اثرگذاری مکانیسم ماشه کمتر از تحریمهای یکجانبه آمریکا خواهد بود، اما بازگشت قطعنامههای شورای امنیت به معنای افزایش ریسک حقوقی برای بانکها، شرکتهای بیمه و خطوط کشتیرانی بینالمللی و … است.
فضایی که به خودی خود میتواند هزینه تجارت ایران را افزایش دهد و برخی کانالهای ارتباطی محدود موجود را نیز با مشکل مواجه سازد. اما در نهایت واقعیت آن است که اقتصاد ایران سالهاست با چنین فشارهایی خو گرفته و بخش زیادی از تبادلات مالی و تجاری کشور تحت تأثیر تحریمهای آمریکا جریان دارد.
از این رو، تأثیر واقعی مکانیسم ماشه شاید بیش از آنکه در زندگی روزمره مردم ملموس شود، در سطح روانی باقی بماند که البته این تأثیرات هم قابل بررسی است. آنطور که در شرایطی که افکار عمومی ایران سالهاست به تجربه زیست با محدودیتها عادت کرده، اعلام رسمی بازگشت تحریمهای شورای امنیت میتواند نگرانیهای تازهای در جامعه ایجاد کند. انتظار برای افزایش قیمتها، نگرانی نسبت به آینده معیشت و حتی گسترش گفتمان ناامیدی از بهبود روابط خارجی بخشی از تبعات اجتماعی این رویداد خواهد بود.
در مقابل اما احتمال شکلگیری دوباره گفتمان مقاومت و تکیه بر توان داخلی نیز در سایه این تحریمها وجود دارد؛ گفتمانی که همواره در بزنگاههای فشار خارجی تقویت شده است و راهکار پیشنهادی از سوی کارشناسان و تحلیلگران این حوزه نیز در سایه فعال شدن مکانیسم ماشه است.
حال پرسش اصلی این است که بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران در عمل چه تغییری در شرایط موجود ایجاد خواهد کرد و آیا این صرفاً یک گام نمادین در مسیر فشار روانی و دیپلماتیک است یا سرآغاز دور تازهای از محدودیتهای واقعی اقتصادی میباشد؟ موضوعی که «اصفهان زیبا» در بررسی آن با مهدی طغیانی، نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی و محمدعلی بصیری، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان گفت وگو کرد و از آنها در خصوص این فصل تازه از پرونده هستهای ایران پرسید. فصلی که در آن، نه تنها دیپلماسی ایران بلکه جامعه ایران نیز باید خود را برای مواجهه با شرایط جدید آماده کند.
در سایه مکانیسم ماشه چه تحریمهایی علیه ایران بازخواهد گشت؟
نایبرئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، در توضیح اینکه از رهگذر مکانیسم ماشه چه تحریمهایی علیه ایران بازخواهد گشت، میگوید: «قطعنامههای قبلی شورای امنیت که به موجب برجام عملاً معلق شده بودند، دوباره فعال میشوند. در کنار آن، تحریمهای اتحادیه اروپا و آمریکا نیز از نو معنا پیدا میکند. با این تفاوت که ایالات متحده عملاً از زمان خروج از برجام تحریمهای خود را بازگردانده بود و تحریمهای ثانویه این کشور بیشترین تأثیر را بر اقتصاد و روابط خارجی ایران گذاشت.»
مهدی طغیانی با بیان اینکه تحریمهای ثانویه آمریکا علیه کشورها و اتباعی اعمال شد که با ایران همکاری میکردند؛ تحریمهایی که آنها را در برابر انتخابی سخت قرار میداد، خاطر نشان میکند: «در این شرایط، آنها باید یا ایران را انتخاب میکردند یا آمریکا را. طبیعی بود که با توجه به حجم تبادلات و روابط تجاری گسترده با آمریکا، بسیاری از کشورها طرف واشنگتن را برگزیدند. در نتیجه، همکاری با ایران در بهترین حالت به شکل غیررسمی و پرهزینه ادامه یافت. همین امر سبب شد که هزینههای تعامل با ایران به شدت افزایش پیدا کند.»
نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس میافزاید: «وقتی آمریکا تحریمهای ثانویه را برگرداند، دیگر از مواهب برجام چیزی باقی نماند. حتی کشورهای اروپایی که در برجام باقی مانده بودند، در عمل حاضر به همکاری با ایران نشدند. هیچکدام از شرکتهای اروپایی با ما کار نکردند و کوچکترین مبادله نیز نیازمند مجوز خزانهداری آمریکا بود. اروپاییها در ظاهر میگفتند ما ایران را تحریم نکردهایم، اما در عمل، چون شرکتهایشان آزاد بودند، همکاری با ایران را کنار گذاشتند و ترجیح دادند روابط اقتصادی خود را با آمریکا ادامه دهند. حتی سازوکاری مانند اینستکس هم که برای تبادلات بشردوستانه طراحی شد، عملاً کارایی خاصی نداشت.»
طغیانی تأکید میکند: «پس از خروج آمریکا از برجام، نهتنها کشورهای اروپایی بلکه بسیاری از کشورهای غیر اروپایی هم به دلیل فشار تحریمهای ثانویه با ایران همکاری نکردند. دسترسی ما به سوئیفت قطع شد و همچنان قطع است. بانک مرکزی و سایر بانکهای کشور در فهرست تحریمها قرار گرفتند و امکان هیچگونه مبادله مالی رسمی وجود نداشت. فروش نفت نیز دیگر به شکل رسمی انجام نمیشود و همه چیز به روشهای غیررسمی و با دور زدن تحریمها پیش میرود. حتی بیمه کشتیها و نفتکشهای ایرانی یا اجاره دادن کشتی برای حمل نفت نیز تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد. بنابراین همه چیز بهطور غیررسمی و پرریسک انجام میشود.»
اثر اصلی مکانیسم ماشه بیشتر روانی است تا اقتصادی
این نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی در ادامه به تحریمهای سازمان ملل و اثر گذاری مکانیسم ماشه اشاره میکند و میگوید: «تحریمهای سازمان ملل بیشتر شامل ممنوعیت فروش یا خرید تسلیحات از ایران، کالاهایی که کاربرد تحریمی متعلق به صنعت هستهای دارند و بازرسی کشتیهایی که مظنون به حمل کالاهای دارای کاربرد دوگانه میباشد.
همچنین، برخی افراد و نهادهای مرتبط نیز در فهرست محدودیتها قرار میگیرند. در عین حال این تحریمها میتوانند بر تعاملات غیررسمی فعلی، از جمله فروش نفت به چین هم اثر بگذارند. البته این تأثیر به تصمیم دولت چین بستگی دارد، نه صرفاً به قطعنامه سازمان ملل. اگر پکن بخواهد، میتواند تجارت غیررسمی با ایران را محدود کند و اگر نخواهد، عملاً تفاوتی با شرایط فعلی ایجاد نخواهد شد.»
او میافزاید: «در کوتاهمدت ممکن است این تحریمها هزینه مبادلات ما را افزایش دهد. مثلاً خریداران خارجی حاضر شوند نفت ایران را با قیمت پایینتری بخرند یا واسطهها و صرافیها برای نقلوانتقال پول کارمزد بیشتری طلب کنند. اما من فکر نمیکنم اثر واقعی آن بیش از پنج درصد باشد. به باور من، اثر اصلی مکانیسم ماشه بیشتر روانی است تا اقتصادی. اگر این اثر روانی مدیریت شود، اثرات واقعی چندان چشمگیر نخواهد بود.»
دیپلماسی فعال همراه با مدیریت اقتصادی
او در پایان با تأکید بر ضرورت مدیریت دیپلماسی و اقتصاد داخلی گفت: «باید فضای دیپلماسی کشور فعال بماند و روابط با کشورهایی که این نوع تحریمها را به رسمیت نمیشناسند، مانند روسیه یا برخی کشورهای همسایه، تقویت شود. این میتواند فشار را کاهش و حتی هزینههای مبادله را کم کند. از سوی دیگر، مدیریت اقتصادی داخلی نیز اهمیت بالایی دارد. به نظر من، اگر این دو مسیر همزمان دنبال شود، تبعات مکانیسم ماشه قابل کنترل است. تحریمهای شورای امنیت به معنای جنگ نیست، بلکه با هدف تضعیف اقتصاد کشور و ضربه زدن به معیشت مردم اعمال میشود. اگر بتوانیم این مرحله را مدیریت کنیم، بعید نیست که ظرف کمتر از یک سال دوباره مسیر مذاکره و توافق جدیدی باز شود.»
آثار مکانیسم ماشه بر ایران باید از چند بعد بررسی شود
در ادامه صحبتهای نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس، محمدعلی بصیری تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل نیز در گفت وگو با «اصفهان زیبا» تأکید میکند که بررسی آثار مکانیسم ماشه بر ایران باید از چند بُعد صورت گیرد.
او با اشاره به ابعاد حقوقی، سیاسی، اقتصادی و روانی این تحریمها میگوید: «هیچ تحریم بینالمللی علیه یک کشور بیهزینه نیست. برخلاف برخی نگاهها که قطعنامههای شورای امنیت را صرفاً کاغذپاره توصیف میکنند، وجود هر قطعنامه تحریمی، ولو در ظاهر هزینههای سیاسی و حیثیتی و نیز فشارهای عملی بر یک کشور وارد میکند. بازگشت این شش قطعنامه گذشته نیز بیتردید در حوزههای اقتصادی، تجاری، مالی و دیپلماتیک هزینههایی برای ایران خواهد داشت.»
بصیری در ادامه یادآور میشود که در سالهای گذشته و در خلال مذاکرات برجام، تحریمهای حداکثری آمریکا و عملاً همه ظرفیتهای فشار را فعال کرده بودند. او عنوان میکند: «به اعتراف خود غربیها، چیزی باقی نمانده بود که بخواهند به آن اضافه کنند. از این منظر برخی معتقدند تحریمهای اسنپبکی سطحی پایینتر از تحریمهای یکجانبه فعلی دارد و تفاوت ملموسی در بازار و اقتصاد ایران ایجاد نمیکند. در بهترین حالت، میتواند یک شوک مقطعی و روانی باشد که قابل مدیریت است.»
او میگوید: «در مقابل، جریان دیگری وجود دارد که معتقدند اسنپبک به تدریج آثار خود را در اقتصاد ایران نشان میدهد. این گروه باور دارند که مسیرهای دور زدن تحریمها محدودتر خواهد شد، فشار بر مردم افزایش مییابد و سرعت تضعیف بخشهای صنعتی، مالی، تجاری و حتی نظامی بیشتر خواهد شد. به بیان دیگر، این نگاه بر این باور است که فشارها صرفاً کوتاهمدت نیستند و به مرور در اقتصاد ایران رسوب میکنند.»
راهکار اصلی، تکیه بر توان داخلی و حکمرانی اقتصادی است
به گفته بصیری، در چنین شرایطی راهکار اصلی تکیه بر توان داخلی و حکمرانی اقتصادی مؤثر است. او عنوان میکند: «همانطور که رهبری هم اشاره کردند، باید بیشترین سرمایه و توجه روی توان داخلی متمرکز شود. عدالت اقتصادی، حمایت از تولیدکنندگان، تقویت بخش تجارت و همراهی با نیروهایی که زیر فشار قرار دارند، کلید کاهش تبعات این تحریمهاست.»
بصیری در عین حال بر اهمیت دیپلماسی تأکید میکند و میگوید: «ایران نباید ابزار دیپلماسی را کنار بگذارد. استفاده از تریبونهای بینالمللی، از جمله سازمان ملل، رسانهها و حتی مذاکرات چندجانبه با کشورهایی که موضع خصمانهای ندارند، میتواند در خنثیسازی فشارهای احتمالی مؤثر باشد.»
این تحلیلگر ارشد یادآور شد که همراهی کشورهایی چون چین، روسیه، هند و بلوکهایی مانند بریکس و شانگهای نیز در این مسیر اهمیت دارد. بصیری میافزاید: «اگر روابط و تجارت با این کشورها تقویت شود، ایران میتواند بخشی از فشارهای ناشی از تحریمهای بینالمللی را مدیریت کند. اما اگر در سه حوزه سیاست داخلی، اقتصاد و روابط خارجی برنامهریزی جدید و قوی صورت نگیرد،فشارها میتواند شدیدتر شود.»
آثار روانی مکانیسم ماشه بر اقتصاد ایران باید جدی گرفته شود
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از اظهاراتش با اشاره به هدفگذاری غرب میگوید: «ایران طی چهار دهه گذشته همواره در معرض تلاش قدرتهای جهانی برای محدود شدن به یک قدرت منطقهای قابل کنترل بوده است، چه در زمان جنگ، چه در دوران بازسازی و چه امروز. آنها نمیخواهند ایران به یک قدرت پایدار و غیرقابل مهار تبدیل شود. بنابراین، بازی تحریمها، بیثباتسازی و شرطیکردن اقتصاد ایران بخشی از راهبرد غرب است.»
او با اشاره به شکست پیشنویس چین و روسیه برای تمدید لغو تحریمها نیز خاطر نشان میکند: «اگر غربیها به دنبال مذاکره فوری با ایران بودند، به این قطعنامه رأی مثبت میدادند. آنها اکنون تصور میکنند با فعالسازی مکانیسم ماشه، ایران را به میز مذاکره برمیگردانند تا شرایط مطلوب آنها را بپذیرد..»
این استاد روابط بین الملل دانشگاه اصفهان در ادامه هشدار میدهد که آثار روانی مکانیسم ماشه بر اقتصاد ایران هم باید جدی گرفته شود. او میگوید: «در این فضا تاکنون شاهد افزایش نرخ ارز و فشار بر اقلام معیشتی بودهایم. سرمایهگذاران در فضای استرس و ترس از آینده قرار میگیرند و این به خودی خود یک امتیاز منفی برای اقتصاد است. هرچند نمیتوان از این آثار گریخت، اما میتوان با حکمرانی خوب داخلی و تعاملات منطقهای و بینالمللی، آنها را به حداقل رساند.»
در پایان بصیری با بیان اینکه آینده اقتصاد ایران در سایه مکانیسم ماشه به چگونگی مدیریت داخلی و دیپلماسی خارجی بستگی دارد، خاطر نشان میکند: «اگر تعامل با همسایگان، کشورهای دوست و بیطرف بهدرستی برنامهریزی شود و اصلاحات اقتصادی داخلی در دستور کار قرار گیرد، میتوان آثار این تحریمها را به چند درصد محدود کرد.»