به گزارش اصفهان زیبا؛ سیاهی پشت پلکهایش خانه کرده است. اشکها خیلی زود راه گونه را میگیرند و پهنای صورتش تَر میشود؛ وقتی از رنجهایی سخن میگوید که در تمام 16 سال عمری که از تولدش تاکنون میگذرد متحمل شده است؛ از کودکی تا به الان که به سن نوجوانی رسیده است و دلش میخواهد مثل خیلی از هم سن و سالهای خود پشت نیمکت مدرسه بنشیند؛ خواستهای که برای خیلیها به دست آوردنش سخت نیست، اما برای تَرنم سالهاست که به رؤیا تبدیل شده است: «تا کلاس ششم دبستان بیشتر درس نخواندم؛ چون در روستا زندگی میکنم و برای ادامه تحصیل امکان رفت و آمد به شهر دیگری را نداشتم. تأمین هزینه سرویس ایاب و ذهاب، برای مادرم امکانپذیر نبود. از طرف دیگر به خاطر آزار و اذیتهایی که در مدارس عادی از سمت برخی از دانشآموزان و معلمان میدیدم، خودم هم دیگر تمایلی به ادامه تحصیل نداشتم.»
ترنم، پدرش را خیلی زود از دست داد؛ وقتی فقط 8 سال داشت و هنوز چیزی زیادی از زندگی نمیدانست و بعد از آن او ماند و مادری که اگرچه دلش میخواست فرزندش شانه به شانه هم سن و سالهای خود روی نیمکت مدرسه بنشیند، اما وضعیت مالی و همچنین زندگی در روستا به او اجازه این کار را نداد: «زمانی که به مدرسه میرفتم، مادرم صبحها و ظهرها مرا همراهی میکرد. هفتهای دو روز معلمی تحت عنوان «رابط» به مدرسه میآمد تا در درسها کمک حالم باشد؛ اما به هرحال، مشکلاتم یکی دوتا نبود و حضور چند ساعته رابط هم نمیتوانست چندان مؤثر باشد. معلمم هیچ درکی از شرایط من نداشت و انتظار داشت مثل باقی دانشآموزان تکالیفم را انجام دهم و درسها را به گونهای که او آموزش میدهد، یاد بگیریم. اما من نه کتاب مخصوص به خود داشتم و نه خط بریل بلد بودم! دلم میخواست به مدرسهای میرفتم که همه مثل خودم بودند و معلمهایش هم نحوه آموزش دروس به نابینایان را بلد بودند؛ اما نشد! به ناچار ترک تحصیل کردم و خانهنشین شدم.»
مدارس عادی و زیرساختهایی که فراهم نیست!
مشکل ترنم، مشکل بسیاری از دانشآموزان نابینای دیگر نیز است؛ آنهایی که به خاطر شرایط زندگی امکان رفت و آمد به اصفهان یا شهرستانهای اطراف خود را ندارند و نمیتوانند درس بخوانند؛ ضمن اینکه دانشآموزان نابینای اصفهانی فقط تا کلاس ششم میتوانند در مدارس عادی ویژه نابینایان درس بخوانند و بعد از آن باید روانه مدارس عادی شوند؛ سیاستی که سالهاست آموزش و پرورش آن را اعمال کرده و معتقد است این اقدام به منظور توانمندسازی این دانش آموزان و حضور آنها در جامعه در نظر گرفته شده است.
اما برخی از دانشآموزان نابینا و خانوادههای آنها معتقدند که هنوز زیرساختهای لازم برای حضور معلولان در مدارس عادی فراهم نشده و تحصیل آنها در این مدارس با مشکلات زیادی مواجه است؛ برای همین هم خواستار تأسیس مدارسی ویژه نابینایان هستند. نبود مدرس ویژه نابینایان، اما باعث شد تا غلامرضا طغیانی، پدر دانشآموز نابینایی که فعلاً در کلاس چهارم دبستان درس میخواند، کارزاری را راهاندازی کند تا اینگونه اعتراض خود را به این موضوع نشان دهد.
در متن این کارزار که در اردیبهشتماه راهاندازی شده و تا آخر این ماه ادامه دارد و خطاب به مدیرکل آموزش و پرورش استان اصفهان است، آمده: «به استحضار میرساند در استان بزرگ و پرجمعیت اصفهان، علیرغم وجود دانشآموزان نابینا و نیمهبینای مستعد و علاقهمند به تحصیل، متأسفانه تنها امکان ادامه تحصیل برای این عزیزان در مقطع ابتدایی فراهم شده و فاقد زیرساختها و برنامهریزی لازم برای برگزاری دورههای آموزشی در مقاطع راهنمایی و دبیرستان ویژه دانشآموزان نابینا هستیم.
تردیدی نیست که حضور دانشآموزان نابینا در مدارس عادی، بهویژه در مقاطع بالاتر، با توجه به پیچیدگی مطالب درسی و نیاز به شیوههای خاص آموزشی، مشکلات عدیدهای را برای این گروه از دانشآموزان ایجاد میکند. عدم درک صحیح مطالب، نبود محتوای آموزشی مناسب، کمبود معلمان آموزشدیده در حوزه آموزش به نابینایان و عدم وجود امکانات کمکآموزشی، موجب محرومیت تحصیلی ناخواسته و تدریجی این عزیزان میشود؛ امری که برخلاف اصل عدالت آموزشی و برابری فرصتها در نظام تعلیم و تربیت است. لذا از جنابعالی تقاضا داریم با تأسیس دورههای راهنمایی و دبیرستان ویژه دانشآموزان نابینا، گامی مؤثر در مسیر توسعه عدالت آموزشی، ارتقاء سطح علمی این عزیزان و فراهمسازی زمینه شکوفایی استعدادهای آنان بردارید.»
اگرچه برخی از خانوادهها خواستار راهاندازی مدارس خاص ویژه نابینایان هستند، اما مسئولان آموزش و پرورش معتقدند که سیاست این نهاد حضور دانشآموزان در مدارس عادی است و نیازی به تأسیس مدرسه نابینایان در اصفهان نیست. با این حال برخی از نابینایان و همچنین افرادی که در این حوزه فعالیت میکنند، معتقدند که مدارس عادی هنوز زمینههای لازم برای حضور دانش آموزان معلول را فراهم نکردهاند و همین هم باعث میشود تا دانش آموزان نتوانند محیط این مدرسه را تاب آورند.
آنها میگویند که در سالهای گذشته موسسهای تحت عنوان «ابابصیر» در اصفهان وجود داشت که دانشآموزان نابینا در آنجا هم تحصیل میکردند و هم مهارتهای فردی و جمعی را یاد میگرفتند. این موسسه، حالا اما سالهاست که تعطیل شده و علیرغم پیگیریهای مداوم نتوانسته فعالیت خود را از سر بگیرد؛ درحالیکه افرادی که در این موسسه حضور داشتهاند، میگویند وجود این موسسه در اصفهان که شبانه روزی فعالیت میکرد، باعث افزایش مهارتهای مختلف دانشآموزان و افراد نابینا میشد؛ چرا که امکانات متعددی در اختیار این افراد قرار میگرفت و به دلیل فعالیتهای شبانه روزی افراد از شهرها یا روستاهای مختلف نیز امکان حضور در این موسسه را داشتند.
زهرا، یکی از نابینایانی که در این موسسه حضور داشته است، میگوید: «پنج سال دوران ابتدایی را در موسسه ابابصیر گذراندم و سه سال راهنمایی را نیز همانجا سپری کردم. امکانات موسسه بسیار خوب بود؛ هم از نظر بهداشتی و درمانی و هم از نظر تجهیزات مانند میز و صندلی و کیفیت معلمان. برنامههای تفریحی و گردشگری نیز برای نابینایان آنجا برگزار میشد.»
به گفته او، البته کتابهای درسی و نوارهای آموزشی با تأخیر به دست ما میرسید؛ مخصوصاً که هنوز کامپیوتر و تبلت به شکل امروزی در دسترس نبود. هدف موسسه ابابصیر این بود که با آموزش و تقویت مهارتهای مختلف نابینایان بتوانند در جامعه حضور فعالتری داشته باشند و دیدگاه جامعه را نسبت به خود تغییر دهند. متأسفانه پس از مدتی موسسه تعطیل شد؛ درحالیکه مهارتهای بسیاری آموختیم و یاد گرفتیم که کارهای شخصیمان را خودمان انجام دهیم و چگونه با دیگران معاشرت کنیم؛ حتی در این موسسه فروشگاهی دایر کرده بودند تا بچهها خرید و فروش را یاد بگیرند.
اینگونه که زهرا میگوید: «وقتی موسسه را از ما گرفتند، وضعیت نابینایان از نظر بهداشتی و درمانی و آموزش دچار مشکل شد. دانشآموزان نابینا برای رفتن به این موسسه سرویس ایاب و ذهاب داشتند. صبحها به درس اختصاص داشت و بعد از ظهر کلاسهای فوق برنامه برگزار میشد؛ ضمن اینکه از آنجا که ابابصیر شبانهروزی بود، دانشآموزان شهرهای دیگر نیز امکان حضور در این موسسه را داشتند.»
یکی دیگر از افرادی که در این موسسه حضور داشته است، میگوید: «من بازنشسته یکی از ادارات دولتی هستم و مدرک دیپلم اقتصاد دارم. مرکز آموزشی ابابصیر در آن زمان که بنده حضور داشتم، مرکزی بسیار خوب بود و به تمام نیازهای دانشآموزان نابینا توجه داشت. دانشآموزان از نقاط مختلف و مراکز استانهای دیگر به آنجا میآمدند و امکانات شبانهروزی خوبی برایشان فراهم شده بود؛ حتی از نظر پوشاک و خوراک نیز به آنها رسیدگی میشد.»
تعطیلی موسسه ابابصیر و نبود مدارس راهنمایی و دبیرستان ویژه نابینایان باعث شده تا خیلی از آنها نه تنها امکان ادامه تحصیل را نداشته باشند که حتی در یادگیری مهارتهای و فعالیتهای مختلف نیز ناتوان باشند.
محمد نیکزاد، رئیس جامعه نابینایان اصفهان در این باره در گفتوگو با «اصفهان زیبا» میگوید: «مرکز ابابصیر در سال ۱۳۴۸ راهاندازی شد. برنامهریزی بسیار خوبی برای مقاطع راهنمایی و ابتدایی صورت گرفته بود و پس از انقلاب نیز این موسسه فعالیت خود را تا سالها ادامه داد و برای خود اسم و رسمی پیدا کرد. دانشآموزان از استانهای دیگر نیز مراجعه میکردند و کارها به خوبی پیش میرفت؛ اما در دورهای، پس از حدود دو دهه بین خیرین ابابصیر و اداره آموزش و پرورش (که مسئول تأمین معلم بود)، در نحوه مدیریت مرکز اختلاف بالا گرفت. از آنجایی که ساختمان متعلق به خیرین بود، آنها تصمیم به تعطیلی مرکز گرفتند. آموزش و پرورش تلاش کرد تا با احداث مدرسهای مانند مدرسه «سامانی»، بخشی از مشکلات را حل کند؛ اما این اتفاق نیفتاد. اگرچه دانشآموزان ساکن اصفهان میتوانند با پرداخت هزینه ایاب و ذهاب به این مدرسه بروند، اما دانشآموزان سایر مناطق با مشکل مواجه هستند. به این ترتیب، از حدود سال ۱۳۸۰ به بعد، بسیاری از دانشآموزان نابینا از خدمات مرکز ابابصیر محروم شدند.»
او میگوید: «با وجود تلاشهای فراوان، چه به صورت تلفنی و چه مکاتبهای با مسئولان آموزش و پرورش، نتوانستیم این مرکز را دوباره فعال کنیم. خیرین ابابصیر، ساختمان را به افراد علاقهمند در اصفهان واگذار کردند. ما به آنها توضیح دادیم که این مکان وقف نابینایان است، اما آنها بیان کردند که اجاره دریافتی را صرف امور خیریه میکنند. همچنین برای اینکه وانمود کنند مرکز تعطیل نشده، شعبه دیگری از ابابصیر را در خیابان «خیام» دایر کردند که البته تنها کلاسهای ابتدایی و راهنمایی داشت. ساختمان اصلی اکنون دارای کتابخانه است و گاهی کلاسهایی برای بزرگسالان برگزار میشود تا این تصور ایجاد نشود که مرکز کاملاً تعطیل شده است. اجاره دریافتی نیز صرف همین ساختمان و کارهای خیر میشود.»
اینگونه که نیکزاد میگوید: «از طرف دیگر در حال حاضر، دانشآموزان برای تحصیل مدرسه سامانی با سختی رفت و آمد مواجه هستند؛ برخی توان پرداخت کرایه را ندارند و آموزش و پرورش نیز به صورت تلفیقی، معلمانی را به مدارس مختلفی که دانشآموز نابینا در آن تحصیل میکند، اعزام میکند تا به آنها توضیح دهند و نوشتههای بریل را ترجمه کنند. درست است که آموزش و پرورش موظف است به مدارس دانشآموزان نابینا سر بزند، مشکلاتشان را پیگیری کند و متون درسی را به خط بریل یا بینایی ترجمه کند، اما این اقدامات جایگزین خدمات جامع مرکز ابابصیر نمیشود. به گفته رئیس انجمن نابینایان اصفهان، مرکز ابابصیر دارای کتابخانه، بخش درشتخط و همچنین امکانات شبانهروزی برای دختران و پسران بود و از روستاها و شهرستانها نیز دانشآموز میپذیرفت. اما اکنون دانشآموزان روستایی و شهرستانی که امکانات کافی ندارند، به ویژه در مقطع ابتدایی، نمیتوانند در مدارس عادی به راحتی خود را با شرایط تطبیق دهند و برخی از این دانشآموزان در روستاها و شهرستانها خانهنشین شدهاند.»
چشمهایی که نابینایان را نمیبینند!
تعطیلی موسسه ابابصیر و نبود مدارس ویژه نابینایان حتی در مقاطع ابتدایی در برخی از روستاها و شهرها دانش آموزان نابینا را روانه مدارس عادی کرده است؛ جایی که برخی از آنها میگویند هیچ سنخیتی با شرایط جسمی آنها ندارد و معلمها نمیتوانند از پس آموزششان برآیند. برای همین هم است که حالا بیش از 2 هزار نفر به کارزار «درخواست تأسیس مدرسه راهنمایی و دبیرستان برای دانشآموزان نابینا در اصفهان» پیوستهاند تا شاید اینگونه بتوانند صدای خودشان را به گوش مسئولان آموزش و پرورش برسانند.
این درحالی است که زهرا قجاوند، رئیس اداره آموزش وپرورش استثنایی اصفهان در گفت و گو با «اصفهان زیبا» معتقد است، آموزش و پرورش مشکلی با راهاندازی مدارس ویژه نابینایان ندارد؛ اما بسیاری از خانوادهها چنین درخواستی ندارند و تعداد نابینایانی که این بر این مسئله پافشاری دارند، بسیار اندک است: «آموزش و پرورش آمادگی احداث مدرسه را دارد، اما دانشآموز نابینای کافی برای تشکیل کلاس وجود ندارد. دانشآموزان نابینا معمولاً هوش عادی دارند و خانوادهها تمایلی به ثبتنام آنها در مدارس استثنایی ندارند.»
به گفته او، تعداد خانوادههایی که مایل به فرستادن فرزندان نابینای خود به مدارس ویژه هستند، بسیار محدود و کمتر از حد نصاب تشکیل یک کلاس است.» او به گفتن همین جملات محدود بسنده میکند و در رابطه با تعطیلی موسسه ابابصیر هم میگوید: مدرسهای تحت عنوان «ابابصیر» وجود نداشته است؛ بلکه ابابصیر موسسهای بوده که به دلیل تخلفات تعطیل شده است و هیچ ارتباطی با آموزش و پرورش نداشته.»
حسین جباری، مدیری مدرسه شهید سامانی، اما یکی دیگر از افرادی است که در گفتوگو با «اصفهان زیبا» از سیاست حضور دانشآموزان نابینا در مدارس عادی دفاع میکند؛ آنجا که میگوید: «دانشآموزان تا پایه ششم که در دو مدرسه سامانی و شهید سامانی که در اصفهان وجود دارند، حضور پیدا میکنند و در شهرستانها نیز برای آنها کلاسهای ضمیمه برگزار میشود. از پایه هفتم، اما دانشآموزان باید در مدارس عادی حضور پیدا و ادامه تحصیل بدهند.»
او با اشاره به اینکه بیشتر دانشآموزان با تحصیل در مدارس عادی مشکلی ندارد و خودشان را با شرایط تطبیق میدهند، میگوید: «همچنین دبیران رابطی نیز از طرف آموزش و پرورش استثنایی در این مدارس حضور مییابند تا آنها با مشکلات کمتری مواجه شوند و حتی بتوانند در برنامههای فوق برنامه نیز حضور پیدا کنند. البته ممکن است برخی از دانشآموزان هنوز مهارتهای ارتباطی کافی را به دست نیاورده و برای حضور در مدارس عادی با مشکلاتی روبه رو باشند و نتوانند آنطور که باید و شاید پیشرفت کنند؛ شاید حل این مشکل مستلزم این است که آموزش و پرورش استثنایی زمان بیشتری را برای حضور دبیران رابط در مدارس در نظر بگیرد.»
جباری با بیان اینکه حضور دانشآموزان معلول در هر شرایطی ممکن است با محدودیتهایی روبهرو شود؛ اما این به نفع خود کودکان است تا خیلی زود وارد جامعه شوند و با دیگران تعامل برقرار کنند، میگوید: «انسان موجودی اجتماعی است و باید در جامعه زندگی کند؛ پس نباید با مرزبندی افراد معلول را از سایرین جدا کرد.»
به گفته او، آموزش و پرورش موافق با ایجاد مدرسه ویژه نابینایان نیست؛ ضمن اینکه دانشآموزان نابینایی که تمایل به تحصیل در مدارس خاص دارند، انگشتشمارند. در مقطع ابتدایی آن دسته از افرادی که در اصفهان حضور دارند در دو مدرسه شهید سامانی و عابدی تحصیل میکنند. اعتقاد ما نیز این است که نابینایان دوران ابتدایی خود را در مدارس خاص طی کنند و پس از اینکه پایه تحصیلیشان تقویت شد در مدارس عادی حضور پیدا کنند. در شهرهای دیگر نیز آموزش و پرورش استثنایی کلاس ضمیمه برگزار میکند؛ شهرهایی مثل مبارکه و کاشان و شهرضا و دهاقان این امکان را برای دانشآموزان نابینا فراهم شده است تا آنها با حاضر شدن در این کلاسها آموزشهای لازم را ببینند؛ ضمن اینکه وظیفه معلم رابط است که به مسئولان و معلمان مدارس آگاهیهای لازم را ارائه دهد و شرایط دانشآموز را برای آنها تشریح کند تا مشکلات این دانشآموزان در مدارس عادی به حداقل برسد.
جانهایی که به ستوه در آمده است!
دانش آموزان نابینا، حالا از وضعیت کنونی به ستوه در آمدهاند و خیلیهایشان میگویند با توجه به فراهم نبودن شرایط در مدارس عادی، معلوم نیست بتوانند ادامه تحصیل بدهند یا نه. خانوادههای آنها نیز نگران وضعیت دانشآموزان خود هستند. مادر علیرضا فرد نابینایی که سالها پیش به دلیل نبود مدرسه ویژه نابینایان در اصفهان ترک تحصیل کرده، میگوید: «پسرش سالهاست که خانه نشین شده و اصلاً از خانه بیرون نمیرود؛ چرا که اعتماد خود به افراد را از دست داده است.»
او میگوید پسرش در مدرسه بارها از سوی همکلاسیها و معلمانش تحقیر و به همین دلیل هم از محیط مدرسه زده شده است: «وقتی پسرم ده سالش بود، تصمیم گرفتم او را به مدرسه نابینایان در تهران ببرم که شبانه روزی بود و افراد میتوانستند در آنجا مهارتهای مختلفی را کسب کنند. اتفاقاً این کار را هم کردم؛ اما علیرضا حاضر به ماندن در آنجا نشد؛ چرا که کوچک بود و نمیتوانست دوری از خانواده را تحمل کند. در مدرسه عادی هم امکانات لازم مثل کتاب ویژه نابینایان در اختیارش قرار نمیگرفت و برای همین درس خواندن برایش سخت بود.»
با وجود گلایههای بسیار، اما در آموزش و پرورش همچنان بر یک پاشنه میچرخد و این نهاد، همچنان اصرار به حضور دانش آموزان در مدارس عادی دارد؛ موضوعی که اگرچه در کشورهای دیگر بسیار مورد توجه قرار گرفته است، اما به دلیل نامناسب بودن وضعیت مدارس و همچنین نبود زیرساختهای لازم، برخی از دانش آموزان نابینا تمایلی به حضور در این مدارس ندارند.
سهیل معینی، مدیرعامل انجمن باور در گفتوگو با «اصفهانزیبا» در این باره میگوید: «آموزشهای جهانی به سمت ادغام دانشآموزان با نیازهای ویژه حسی و جسمی در مدارس عادی با تمهیدات لازم سوق یافته است. هرچه این افراد بیشتر در این محیطها حضور یابند، پس از پایان تحصیل نیز آمادگی بیشتری برای زندگی در جامعه خواهند داشت، زیرا از نظر روانی و نحوه تعامل با جامعه، سریعتر سازگار میشوند. البته اگرچه گرایش اصلی، حضور آنها در مدارس عادی است، اما این امر منوط به فراهم بودن حمایتها و خدمات لازم است.
به عبارت دیگر، این مدارس باید برای دانشآموزان کمتوان، مناسبسازی شده و دسترسیهای مورد نیاز را فراهم کنند.» به گفته او، همچنین، دسترسی به اطلاعات و منابع آموزشی از طریق خط بریل و فایلهای الکترونیک و بهرهگیری از افراد رابط، شرط اساسی است.
نکته مهم در کشور این است که اگرچه نابینایان به مدارس عادی میروند، اما بخش پشتیبانی و خدمات لازم آنطور که باید، فراهم نیست و آنها بدون امکانات عادلانه وارد این مدارس میشوند؛ درحالیکه یکی از شاخصهای اصلی آموزش فراگیر این است که مدارس برای حضور این افراد آماده باشند؛ این آمادگی هم از نظر دسترسی فیزیکی (مناسبسازی) و هم از نظر آمادگی ذهنی (آمادگی دانشآموزان و کادر مدرسه برای پذیرش دانشآموز نابینا یا معلول) اهمیت دارد؛ اما این الزامات کمتر رعایت میشوند.
اینگونه که معینی میگوید: مدارس عادی باید برای پذیرش این دانشآموزان آماده شوند. این تصور که حضور نابینایان در مدارس عادی به معنای حذف مدارس استثنایی است، خطای بزرگی است. در سراسر دنیا، به خانوادهها این اختیار داده میشود که در دوره ابتدایی، اگر خدمات لازم برای برابرسازی و فراهم کردن زمینه حضور فرزندشان در مدارس عادی فراهم نشده است، او را در مدارس استثنایی ثبتنام کنند و از دوره متوسطه به مدارس عادی منتقل شود؛ چرا که اگر مدارس عادی پیشزمینه لازم را نداشته باشند، دانشآموز آسیب میبیند. بنابراین، اگر بسیاری از مدارس ما این پیششرطها را ندارند، شاید بهتر باشد دانشآموز در دوره ابتدایی به مدارس استثنایی برود و پس از آن به مدارس عادی منتقل شود.