به گزارش اصفهان زیبا؛ مهری قربانی، کارگردان اصفهانی اهل شهرستان نجفآباد با فیلم کوتاه «دندان بیعقل» در جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان حضور دارد.
او که ابتدا با ساخت چند مستند کوتاه وارد این حوزه شد، سپس بههمراه گروهی از نوجوانان علاقهمند به سینما در المپیاد فیلمسازی کودکان و نوجوانان شرکت کرد و موفق به کسب سه مدال شد:
یک طلا و دو برنز. همین تجربهها باعث شد مسیر حرفهایتری را دنبال کند و سرانجام به ساخت نخستین فیلم کوتاه حرفهای خود با نام «دندان بیعقل» برسد.
متن ذیل حاصل گفتوگوی اصفهانزیبا با این کارگردان نجفآبادی است.
ایده «دندان بیعقل» از کجا آمد؟
ایده فیلم از زندگی روزمره و یک خاطره خانوادگی شکل گرفت. پدرم دندان مصنوعی دارد و بارها پیش آمده بود که جای آن را گم کند.
این اتفاق همیشه میان اعضای خانواده دستمایه شوخی و خنده میشد. اما در ذهن من جرقهای خورد: اگر چنین مسئلهای را وارد دنیای ساده و صادقانه کودکان کنیم، چه میشود؟
کودکی که مادربزرگش تنها تکیهگاهش است، تصور میکند نبودن دندان میتواند به مرگ او منجر شود.
همین تخیل کودکانه، پایه و اساس داستان شد. نزدیک دو سال با این ایده زندگی کردم، در تنهاییهایم به آن فکر میکردم و هر نکتهای به ذهنم میآمد،
در گوشی یادداشت میکردم تا سرانجام فیلمنامه شکل گرفت.
فرآیند نگارش فیلمنامه چگونه بود؟
تمام فیلمنامه را خودم نوشتم. البته دوستانی مانند ریاست انجمن سینمای جوان نجفآباد و همچنین خانوادهام مشاورههای خوبی دادند.
متن بارها ویرایش شد؛ شاید بیش از دهدوازده بار تغییرات اساسی روی پایانبندی انجام دادم تا بهترین نتیجه بهدست بیاید.
حتی در طول فیلمبرداری هم تغییراتی ایجاد شد. مثلاً سکانس پایانی پس از تدوین دوباره بازنویسی و فیلمبرداری شد، چون حس کردم آنچه روی کاغذ خوب به نظر میرسید، در تصویر به نتیجه مطلوب نرسیده بود.
بزرگترین چالش در مسیر تولید چه بود؟
مهمترین مشکل، محدودیت مالی و زمانی بود. چون شاغل هستم و فیلمسازی برایم منبع درآمد نیست، باید هزینهها را از جیب خودم میپرداختم.
با وجود دریافت وام و صرف تمام پساندازم، هنوز هم درگیر بدهیهای فیلم هستم. همین شرایط باعث شد زمان تولید کوتاه شود.
در حالیکه فیلم حداقل به ده روز زمان نیاز داشت، مجبور شدیم ظرف چند روز آن را جمع کنیم. این فشار به همه عوامل، مخصوصاً بچهها، منتقل شد.
اما علاقه و انرژی آنها باعث شد کار به پایان برسد.
انتخاب بازیگران چطور انجام شد؟
از بهمن سال گذشته تست و تمرینها آغاز شد. ابتدا چند نفر از آشنایان و اطرافیان را دعوت کردم.
بعد برای نقشهای اصلی به سراغ یک آموزشگاه بازیگری در نجفآباد رفتم و دو کودک مستعد را انتخاب کردم. نقش مادربزرگ و پدربزرگ را هم بازیگران تئاتر برعهده گرفتند.
باقی نقشها بیشتر آماتور بودند، اما با اشتیاق کار کردند. حتی بعضی بازیگران را هنگام رفتوآمد روزانه، در خیابان یا مدرسه پیدا کردم و بعد از تست به گروه اضافه شدند.
کدام سکانس برایتان بهیادماندنیتر بود؟
بیشک سکانس مجلس ترحیم. در طرح اولیه باید جمع زیادی از بازیگران زن حضور میداشتند، اما هزینههای بالا این امکان را از ما گرفت.
بنابراین با نمادپردازی جایگزین کردیم: تصویر خاکسترهایی که ناگهان شعلهور میشوند، بهجای شلوغی مجلس نشست.
اجرای این صحنه سختترین بخش فیلم بود. دو روز کامل صرف کردیم تا آتش آنطورکه میخواستیم روشن شود. هر بار روشی امتحان میکردیم، از ریختن بنزین تا راهحلهای ابتکاری عوامل. در نهایت موفق شدیم. همین تلاشها باعث شد این صحنه به خاطرهای شیرین برای همه ما تبدیل شود.
فیلم شما در چه ژانری قرار میگیرد؟
قصدم ساخت اثری کمدی بود. علاقه زیادی به طنز دارم و دوست دارم در آینده بهعنوان کارگردان آثار کمدی شناخته شوم. طنز بهنظرم بهترین زبان برای گفتن حرفهای جدی است.
کارگردان مورد علاقهتان چه کسی است؟
عباس کیارستمی. در نخستین دوره فیلمسازی که شرکت کرده بودم، یکی از اساتید پس از دیدن فیلمم گفت: پلانهایی داری که دقیقا مشابه کارهای کیارستمی است، در حالیکه من هیچکدام از آثارش را ندیده بودم. این موضوع برایم انگیزهای شد تا بیشتر به سینمای او توجه کنم.
بازخورد تماشاگران برایتان چه اهمیتی دارد؟
برای من از هر چیزی مهمتر است. حتی با وجود فشار کاری و نگرانی مالی، تصمیم گرفتم شخصا در جشنواره حضور داشته باشم.
میخواهم واکنش تماشاگران را ببینم، بشنوم و مطمئن شوم حسی که در ذهنم بوده، به آنها منتقل شده است.
پیام اصلی فیلم چیست؟
دوست دارم مخاطب پس از دیدن فیلم حس خوبی داشته باشد. در کنار آن، نکتهای آموزشی هم برای بچهها گذاشتهام.
بعضی کودکان برای شوخی دوستانشان را میترسانند، اما در فیلم نشان دادهام این کار چه آسیبهایی میتواند داشته باشد.
اگر محدودیت مالی نداشتید، چه تفاوتی در فیلم ایجاد میشد؟
فیلم قطعا کاملتر و پرجزئیاتتر میشد. هنوز هم معتقدم این ایده ظرفیت بالاتری داشت.
اما تلاش کردم بهترین کیفیت ممکن را ارائه دهم تا کسی نگوید ایده حیف شد یا به هدر رفت.
چطور وارد کارگردانی شدید؟
من همیشه نویسندگی را دوست داشتهام. ایدههای زیادی در ذهن دارم و دلم میخواهد خودم آنها را به تصویر بکشم.
برای همین به سمت کارگردانی رفتم. حتی سریالی هم نوشتهام که امیدوارم با حمایت تلویزیون اصفهان ساخته شود.
توصیه شما به فیلمسازان جوان چیست؟
به جوانهایی که تازه وارد این مسیر میشوند میگویم: در آغاز راه بهدنبال تجربه باشید، نه دستمزد.
فیلم کوتاه درآمدی ندارد. بهتر است خاکی و صبور باشید، کنار همکارانتان بایستید و برای یادگیری تلاش کنید.
من خودم روزی بدون هیچ دستمزدی بهعنوان هنرور در یک پروژه حاضر شدم، فقط برای اینکه تجربه بهدست بیاورم. همین تجربههاست که مسیر آینده را هموار میکند.