به گزارش اصفهان زیبا؛ فیلم کوتاه «بیتورا» به کارگردانی محمد فرج صالحی، یکی از آثار برجسته بخش داستانی کوتاه سیوهفتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان است که با قدرت روایت و کارگردانی هنرمندانه، تمی نو و امیدبخش درباره کودکان در دل جنگ ارائه میدهد.
این فیلم در ۱۳ دقیقه، قصه دانشآموزی در غزه را روایت میکند که در دوران آتشبس مأمور میشود تا با وسایلی که در محیط اطرافش دارد، خانه رؤیاهایش را بسازد و به مدرسه بیاورد. اما در مسیر، اتفاقاتی رخ میدهد که روایت فیلم را به لایههای عمیقتر انسانی و اجتماعی میکشاند.
«بیتورا» واژهای عربی است به معنای «خانه من» که در فیلم نمادی است از خانهای خیالی و آرزوهای کودکان، جایی که آنها در دل شرایط سخت جنگ و بحران، برای خود میسازند.
این نام بهخوبی نمایانگر روح اثر است؛ خانهای که نه فقط مکانی فیزیکی بلکه بازنمایی دنیای درونی و انتظارات کودکانه برای آیندهای روشن است. کارگردان با الهام از تجربههای مستندسازی در مناطق جنگی، تلاش کرده فیلمی نزدیک به رئالیسم بسازد؛ از لوکیشنها و لباسها تا لهجه بازیگران، همه جزئیاتی هستند که به اصالت و باورپذیری داستان کمک زیادی کردهاند.
میزانسن فیلم «بیتورا» به خوبی در خدمت بیان تصویری قصه است. ابتدای فیلم با نماهای بسته و جزئی بر دستان کودک و اشیایی که در دست دارد، حس توجه به دنیای کوچک و شکننده کودکان شکل میگیرد.
کادرهای محکم و کنترلشده، محدودیت فضای زندگی کودکان در مناطقی جنگزده را نشان میدهند اما همزمان فضایی دلپذیر و شاعرانه برای دیدگاه آنها ایجاد میکنند که برخلاف خشونت فضای بیرونی، سرشار از امید است.
حرکت دوربین معمولاً نرم و ثابت است که حس آرامش نسبی را منتقل میکند، اما در برخی صحنهها با حرکتها و پویایی حسابشده همراه میشود تا حس تعلیق و انتظار روایت را تقویت کند.
نورپردازی غالبا طبیعی و ملایم است که فضای واقعگرایانه اثر را حفظ کرده و از اغراقهای نورپردازی دوری میکند.
استفاده از رنگهای خاکی و گرم، گرمای موقت امید و زندگی را در دل شرایط سخت به تصویر میکشد. به خصوص در سکانسهایی که کودک در حال ساخت خانه رویاهایش است، طراحی صحنه و چیدمان وسایل ساده اما معنادار، با رنگهای ملایم و ترکیببندی دقیق، مخاطب را به دنیای درونی و تخیلی کودکانه دعوت میکند بدون آنکه از واقعیت تلخ فاصله بگیرد.
فضای صوتی فیلم نیز تکمیلکننده و در هماهنگی با اجزای بصری است؛
حذف موسیقی پررنگ و استفاده گسترده از صدای طبیعی محیط، از جمله صدای باد، صدای گامهای کودک و سکوتهای تأملبرانگیز، حس حضور در واقعیت را به مخاطب منتقل میکند.
این انتخاب بار روایت را بیشتر بر دوش بازیگری و میزانسن میگذارد و مخاطب را به گونهای دعوت میکند که داستان را از دریچه نگاه کودک لمس کند.
بازی بازیگر کودک در «بیتورا» از نقاط قوت فیلم است؛ بازی طبیعی، بدون اغراق و با ظرافت در ابراز احساسات، نقشی کلیدی در باورپذیری روایت ایفا میکند.
نگاههای پرامید اما نگران، حرکتهای آهسته و واکنشهای کوچک او به اتفاقات محیط، تجربه احساسی عمیقی را درون فیلم ایجاد میکند که به دور از کلیشههای متداول آثار کودکانه است.
بازیگر نقش مادر نیز حضور قابل توجهی دارد که بعدی انسانی و بینالمللی به داستان و ارتباط آن میبخشد.
ساختار روایی فیلم با کوتاهی زمانی و فشردهسازی روایت، به گونهای طراحی شده که مخاطب را در دل وقایع قرار میدهد و به هیچ بخش بیهودهای زمان نمیدهد.
قصه با تمرکز بر حرکت کودک و ساختن خانه در محیط جنگزده، از زاویهای تازه امید و مقاومت را روایت میکند؛
موضوعی که در سینمای کودک ایران کمتر به این شکل شاعرانه و رئالیستی دیده میشود.
با وجود این، فشردگی روایت گاهی باعث میشود برخی سکانسها سریع به پایان برسند و عمق بیشتری در شخصیتپردازی شکل نگیرد که یک نکته قابل تأمل است.
پیام اصلی «بیتورا» که امید به آینده و توان کودکان برای خلق دنیایی بهتر است، از طریق زبان بصری دقیق و تکنیکهای تصویری زیرکانه منتقل میشود؛ فرم و محتوا در این فیلم کوتاه ارتباط نزدیک و تأثیرگذاری برقرار کردهاند.
تجربه مستندسازی کارگردان نیز به یکپارچگی تصویر و وفاداری به واقعیت کمک زیادی کرده است، اما مغفول نماند که فضای واقعگرایانه در برخی لحظات فیلم ممکن است بار احساسی را کمی تعدیل کند و از ضربان دراماتیک آن بکاهد.
در مجموع، «بیتورا» نمونهای قابل توجه از فیلم کوتاه داستانی است که در مدت زمان محدود به شکلی هنری و حرفهای به چالشی اجتماعیانسانی میپردازد.
فیلم ضمن رعایت ظرافتهای هنری در میزانسن، نورپردازی، طراحی صحنه و بازیگری، موفق شده است روایت نو و امیدبخشی را ارائه دهد که از دل سختیها و جنگ سربرآورده است.
این اثر نشاندهنده استعداد رو به رشد سینمای کودک ایران است که با جسارت به موضوعات جهانی و انسانی میپردازد و میتواند نقطه عطفی در جهت ارتقای سینمای کودک و نوجوان به شمار آید.