به گزارش اصفهان زیبا؛ با وجود برخورداری ایران از منابع غنی و متنوع سنگهای ساختمانی و تزئینی، صنعت سنگ کشور با چالشهایی جدی از جمله ضعف در بهرهوری، سیاستگذاریهای ناپایدار، عوارض صادراتی غیرکارشناسی و فقدان برندسازی مناسب مواجه است. در حالی که رقبای منطقهای مانند ترکیه و مصر سهم بازار جهانی را تصاحب میکنند، ایران با ساختار سنتی و سیاستهای ناکارآمد، از حرکت در مسیر توسعه بازمانده است.
صنعت سنگ ایران که از ذخایر گسترده و ظرفیت تولید بالایی برخوردار است، این روزها در باتلاق بهرهوری پایین، فرآوری ناکارآمد و سیاستهای نادرست صادراتی گرفتار شده است. کارشناسان هشدار میدهند که ادامه این روند، جایگاه ایران را در بازارهای جهانی بیش از پیش تضعیف و فرصتهای طلایی را به رقبا واگذار میکند. برخی از گفتهها و مطالب حاکی از آن است که سنگ ایران در حال صادرات به خارج از کشور به صورت خام است و تولیدکنندگان و بهره برداران به صادرات سنگ خام روی آوردهاند. حتی برخی دیگر میگویند که سنگ ایران را کشتیهای چینی در درون کشتی فراوری و برش داده و دوباره به ایران به عنوان سنگ فراوری شده، وارد میکنند.
شایعهای غیرعلمی و یک واقعیت تلخ
حسامالدین فرهادینسب، نایب رئیس کمیسیون معادن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی اصفهان، در گفتوگو با «اصفهان زیبا» و در پاسخ به ادعای برش سنگهای ایرانی روی کشتیهای چینی و ژاپنی، این موضوع را از پایه، غیرعلمی دانسته و اظهار میکند: فرآیند برش سنگ بهدلیل حساسیتها و عملیات فنی، نیازمند فونداسیونی بسیار عمیق و بدون لرزش است و انجام آن روی کشتی اساساً امکانپذیر نیست.
وی در توضیح اصل ماجرا میافزاید: آنچه واقعیت دارد، صادرات بلوکهای سنگ ایران به چین و فرآوری آنها در آنجاست. چینیها با فرآوری باکیفیتتر، ارزش افزوده بالایی خلق میکنند که ما بهدلایل مختلف از ایجاد آن ناتوانیم؛ مشکل، نبود کارخانههای توانمند در ایران نیست، بلکه ضعف فرهنگی و ساختاری در ایجاد این ارزش افزوده است.
نایب رئیس کمسیون معادن اتاق اصفهان در ادامه به تعریف دقیق سنگ خام پرداخته و با تصحیح یک اصطلاح رایج اما نادرست، تأکید میکند: مطابق تعریف قانون معادن،سنگ خام، سنگی است که از دل کوه بدون جداسازی ناشی از انفجار و بهصورت مخلوط کانه و باطله استخراج میشود، یعنی بدون هیچ تغییرات فیزیکی، شیمیایی و فیزیکی_شیمیایی بر روی سنگ مستخرجه. با این تعریف بلوکهای سنگ استخراج شده از معدن، سنگ خام نیستند و مطابق بند (ز) ماده ۱ قانون معادن، فرآوری شده محسوب میشوند، اما متأسفانه این اصطلاح به اشتباه در افکار عمومی جا افتاده و موجب سوءاستفاده شده است.
وی میافزاید: جهت اطلاع شما عزیزان برای آمادهسازی سنگ صادراتی، بعضاً ناچار هستیم در بسیاری موارد هر شش طرف سنگ را برش دهیم تا به شکل قابل استفاده و استاندارد برسد، این در حالی است که بهدلیل وجود نواقص ظاهری بلوک سنگ، بخش زیادی از فرایند برش و اصلاح که معمولاً باید در مرحله فرآوری انجام شود، پیشتر و در همین مرحله ابتدایی در معدن روی سنگ اعمال میشود؛ بهطوری که میتوان به جرات گفت حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از کل فرایند فرآوری از همین ابتدا و تا قبل از رسیدن به کارخانه انجام میگیرد، بنابراین استفاده از اصطلاح «سنگ خام» تعریف دقیقی نیست و بهتر است به جای آن از واژه «بلوک سنگ» استفاده کنیم، چرا که بیان مناسب و دقیقتری از وضعیت سنگ در این مرحله است.
خامفروشی؛ اتهامی نادرست
فرهادینسب با رد بحث «خامفروشی» در این صنعت، دلیل آن را انبوهی ذخایر سنگ در کشور دانسته و میگوید: ذخایر شناختهشده سنگ در ایران تا امروز بین ۳.۵ تا ۴ میلیارد تن است و با وجود آمار رسمی مصرف فعلی یعنی سالی ۱۰ تا ۱۵ میلیون تن، این ذخیره برای چندین قرن کفایت میکند، بنابراین صادرات بلوک سنگ، به معنی پایان ذخایر نیست و با خامفروشی منافات دارد.
وی به ضعف بزرگ برندسازی در صنعت سنگ ایران اشاره و ادامه میدهد: سنگ لاشتر اصفهان قبل از برندسازی توسط ایتالیا، تنها برای اموری مانند سنگ حوض و پی ساختمان کاربرد داشت، اما پس از ارسالان به ایتالیا و برندسازی توسط آنها به یک سنگ با ارزش افزوده بالا تبدیل شد.
نایب رئیس کمیسیون معادن اتاق اصفهان با استناد به آمار گمرک و سایت ITC در سال ۲۰۲۴، ارزش صادرات سنگ ایران را حدود ۲۳۱ میلیون دلار و تناژ آن را حدود ۱۳۸ میلیون تن اعلام کرده و میافزاید: این افزایش ارزش، بیشتر مرهون نرخ دلار است، نه افزایش بهرهوری یا فناوری، متأسفانه مشتریان و میانگین قیمت فروش سنگ ایران در بازارهای جهانی بسیار پایین است و صادرات به کشورهای اروپایی و آمریکایی، بسیار محدود و در حد چند کانتینر در سال است.
به گفته فرهادینسب، بخش عمده صادرات ایران به کشورهای همسایه مانند عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس انجام میشود و میانگین قیمت صادراتی تنها ۱۰ تا ۱۲ دلار است که نشاندهنده فقدان ارزش افزوده و ضعف رقابتی است.
یارانه انرژی؛ هدیه ایران به رقبا
وی به یکی از پارادوکسهای بزرگ این صنعت پرداخته و میگوید: برای تبدیل یک بلوک به سنگ آماده، حدود ۲.۵ تا ۳ دلار هزینه میشود، در حالی که یارانه انرژی مصرفی در این فرآیند حدود ۵ دلار برآورد میشودو عملاً ما این یارانه را دریافت و سپس به صورت سنگ فرآوریشده با قیمتی پایین، به کشورهای همسایه هدیه میدهیم.
فرهادینسب در پاسخ به این سؤال کلیدی، یک محاسبه اقتصادی ارائه داده و میگوید: صادرات سنگ بلوک به طور میانگین ۲۰۰ دلار به ازای هر تن ارزآوری دارد، در حالی که سنگ بریده با تبدیل متر به تن با قیمتی بسیار پایینتر صادر میشود، از نظر اقتصادی، صادرات بلوک بهصرفهتر است زیرا یارانه انرژی نیز در آن هدر نمیرود.
با این حال، وی هشدار میدهد: نکته حساس اینجاست که بیش از ۴۰۰۰ واحد از ۶۰۰۰ واحد سنگبری کشور که در حال کار هستند با حاشیه سود پایین و در گرو همین یارانهها زنده هستند و چراغ اشتغال و اقتصاد این حوزه را روشن نگه داشتهاند و واقعیسازی قیمت انرژی میتواند منجر به تعطیلی دوسوم این واحدها شود.
فاجعه بهرهوری، ۴۰۰۰ کارخانه در برابر ۲۵۰ کارخانه
نایب رئیس کمیسیون معادن اتاق اصناف استان با ارائه مقایسهای تکاندهنده، میگوید: مطابق آمارهای رسمی بین المللی در اسپانیا حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ کارخانه سنگبری، سالانه حدود ۴ میلیون تن سنگ تولید میکنند. این در حالیست که در ایران، برای تولید ۸ میلیون تن سنگ نزدیک به ۴۰۰۰ کارخانه فعال هستند! این اختلاف، فاجعه بهرهوری را نشان میدهد. با این ساختار، صحبت از «افزایش بهرهوری» بیشتر شبیه یک شوخى است.
فرهادینسب از یک اشتباه قانونی در قانون حمایت از شرکتهای دانشبنیان که به معضلی برای صادرات مواد معدنی از جمله سنگ تبدیل شده است پرده برداشته و عنوان میکند: بهدلیل حذف کلمه «تا» در متن قانون، عوارض صادراتی به جای «تا نیم درصد»، به «نیم درصد قطعی» و در ادامه در مواردی حتی تا بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است.
وی میافزاید: ما نهتنها عوارض سنگین تعیین میکنیم، بلکه با مجوزهای پیچیده، سهمیهبندی و تغییرات مداوم بخشنامهها، عملاً موانع بزرگی بر راه صادرکننده میاندازیم. نتیجه کاملاً مشخص است، ما در حال از دست دادن سهم بازار جهانی خود به نفع رقبایی مانند مصر و ترکیه هستیم.
حکمرانی ناکارآمد، عامل اصلی عقبماندگی
نایب رئیس کمیسیون معادن و صنایع معدنی اتاق اصفهان حکمرانی دولتی و شرکتی را دچار ضعف اساسی دانست و از مهمترین خطاهای شناختی در تحلیلهای رایج حوزه معدن را برداشت نادرست از صادرات سنگ بلوک بهعنوان «خامفروشی» دانسته و تأکید میکند: مشکل اصلی ما خام فروشی نیست، چرا که تنها ۳ تا ۵ درصد تولید به صورت بلوک صادر میشود.
مشکل حقیقی، ضعف شدید در فرآوری، بهرهوری پایین و سیاستگذاریهای نادرستی است که ما را از قافله رقابت جهانی بازداشته است؛ واقعیت این است که ما با این ساختار پراکنده، سنتی و غیراقتصادی، نه تنها بهرهوری نداریم، بلکه عملاً در حال نابود کردن ارزش افزوده سنگ هستیم.
فرهادی نسب در خصوص فیلم منتشر شده که ادعا میکند سنگ ایرانی روی کشتی چینی برش خورده و صادر میشود میگوید: آقای احمدی در این فیلم گفتهاند یک تن سنگ، ۲۰ متر محصول میدهد، این نوع بیان بیشتر برای تقریب ذهن و انتقال مفهومی بوده است.
آقای احمدی از پیشکسوتان و بزرگان این صنف هستند و قطعاً بهتر از هرکسی میدانند که هر متر سنگ چه میزان بازده دارد یا هر تن سنگ چقدر محصول میدهد. منظور ایشان بیشتر تشویق و ترغیب به سمت فرآوری سنگ بوده و این دیدگاه از نظر کلی کاملاً درست است؛ به هر حال، سنگ فرآوریشده و سنگ خام، هر دو بازار خودشان را دارند و صحبت ایشان مبنیبر مقایسه بوده و به بحث اعداد و مهندسی ورود نکردند و صحبتهای ایشان از منظر کلی مورد تأیید همه ماست.
وی میافزاید: هر عقل سلیمی میپذیرد که وقتی در هر بخشی از زنجیره، فرآوری انجام شود، ارزش افزوده بیشتری ایجاد میشود. اما نکته مهم این است که این ارزش افزوده را باید در مقام مقایسه دید؛ یعنی بررسی کنیم در شرایط فعلی و با وضعیت امروز بازار، کفه کدام طرف سنگینتر است و کدام مسیر از نظر اقتصادی توجیه بیشتری دارد؛ در نهایت، بازار است که تعیین میکند باید به کدام سمت حرکت کنیم.