سینمای اصفهان پدر دلسوز ندارد

هنوز جشنواره کودک آغاز نشده بود که فهرست فیلم‌های داستانی راه‌یافته به جشنواره فیلم کوتاه تهران در سایت منتشر شد.

به گزارش اصفهان زیبا؛ هنوز جشنواره کودک آغاز نشده بود که فهرست فیلم‌های داستانی راه‌یافته به جشنواره فیلم کوتاه تهران در سایت منتشر شد.

از میان اسامی کارگردانان اصفهانی، نامی برایم آشناتر بود: «احسان عابدنیا».عابدنیا از سال ۹۲ فعالیت سینمایی خود را در انجمن سینمای جوان اصفهان آغاز کرده و پس از تجربه‌ ساخت چند مستند کوتاه، از سال ۹۹ تمرکز خود را بر ساخت فیلم کوتاه داستانی گذاشته است.

او تاکنون هفت فیلم کوتاه در کارنامه ثبت کرده است؛ آثاری که از ۱۰۰ ثانیه تا حدود ۲۰ دقیقه زمان دارند و بر پایه‌ تجربه‌های شخصی و زیست واقعی شکل گرفته‌اند.

تازه‌ترین فیلم او، «پیام‌بر»، نیز از دل همین تجربه‌ها بیرون آمده است؛ روایتی الهام‌گرفته از خاطره‌ای محلی که در ترکیب با ایده‌ای از کتاب «روزهای پیامبری» شکل گرفته است. اما نکته‌ جالب این است که با وجود آن‌که داستان فیلم در اصفهان می‌گذرد، تولید آن در تهران انجام شده است.

همین ویژگی و شناخت قبلی‌ام از عابدنیا به‌عنوان فیلم‌سازی دغدغه‌مند، انگیزه‌ای شد تا گفت‌وگویی با او داشته باشم؛ گفت‌وگویی درباره‌«پیام‌بر» و نگاهی به تفاوت فضای هنری اصفهان و تهران.

فیلمنامه «پیام‌بر» را در چه مدت زمانی نوشتید؟

با توجه به مشغله زیاد، زندگی متاهلی و احساس نیازم به تمرکز بالا بر فیلمنامه، نگارش «پیام‌بر» حدودا سه ماه طول کشید و بعد از آن فیلمنامه وارد مرحله اقدام برای ساختن شد که البته این کار هم از من مدت زمان زیادی را گرفت.

باتوجه به اینکه شما اصفهانی هستید و کارهای قبلی‌تان در اصفهان تولید شده است، چرا این فیلم را در تهران تولید کردید؟

همانطور که اشاره کردید، تمام آثار قبلی‌ام را با هزینه شخصی ساخته‌ام؛ منظورم این نیست که درآمد خوبی دارم یا اینکه سرمایه‌دارم؛ بلکه من برای ساخت این فیلم‌ها ماشین فروختم، وام گرفتم یا پول قرض کردم تا بتوانم هزینه‌های تولید را فراهم کنم؛ به غیر از فیلم صدثانیه‌ای «گدار» که با کمک حوزه هنری ساخته شد و من هزینه کمی از خودم برای آن خرج کردم.

اما در مورد «پیام‌بر» قضیه فرق می‌کرد. فیلم به بودجه بیشتری نیاز داشت و باید از یک ارگان در اصفهان می‌خواستم که از فیلم حمایت کند. همچنین شخصیت‌های فیلم اصفهانی‌اند، با لهجه اصفهانی صحبت می‌کنند و به نوعی فیلم حال‌وهوای دهه شصت اصفهان را دارد.

من احتمال می‌دادم که انجمن سینمای جوان از فیلم حمایت نکند؛ چون من دانشجوی انجمن بودم، اما هیچ کدام از پروژه‌هایی را که ساختم، تحویل انجمن نداده‌ بودم تا مدرک پایان دوره بگیرم. پس نمی‌توانستم در پیچینگ انجمن طبق قوانینی که به یاد دارم، شرکت کنم.

پس به حوزه هنری رجوع کردم. بعد از گذشت یک ماه که فیلمنامه مورد مطالعه و بررسی شورا قرارگرفت، به من اطلاع دادند که نمی‌توانند این فیلمنامه را بسازند و فیلمنامه در شورا رد شده است.

دلیل اینکه فیلمنامه در شورا رد شد چه بود؟

در ابتدا دلیلشان این بود که «پیام‌بر» فیلمنامه خوبی ندارد. ولی در ادامه متوجه شدم به نوعی دچار سوء‌برداشت از اثر شده‌اند. اعضای شورا ساخت فیلم را مصلحت نداسته و آن را توهین به یک قشر خاص از جامعه دانستند. اما در واقع فیلمنامه دیدگاهش اصلا توهین به قشرخاصی نبود. بلکه دیدگاهی انتقادی داشت. خوب نظر من این است که اگر نقدی به قشری از جامعه وجود دارد، اگر از زبان خود ما گفته شود تأثیر بهتری خواهد داشت. اما متاسفانه حوزه هنری فیلمنامه را قبول نکرد و بعد از آن من واقعاً نمی‌دانستم برای ساخت فیلمم به چه کسی رجوع کنم.

ارگان‌های حمایت‌کننده دیگری هم در اصفهان هستند. آیا به آن‌ها هم مراجعه کردید؟

به غیر از حوزه هنری و انجمن سینمای جوان، به شهرداری و بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس هم مراجعه کردم، اما با وجود تلاش برای برقراری ارتباط، این مسئله میسر نشد.

برداشت من از صحبت‌های شما این است که به غیر از بودجه‌های اندک، معیارهای دقیقی برای برگزیدن آثار و حمایت ساخت آن‌ها وجود ندارد. درواقع شاید به نوعی سلیقه‌ای تصمیم‌گیری می‌شود.

با پذیرش مسئولیت در زمینه‌های هنری، بی‌تردید موضوع سلیقه به‌عنوان یکی از عوامل مؤثر در تصمیم‌گیری مطرح می‌شود؛ اما پرسش اصلی این است: سهم سلیقه در ارزیابی آثار هنری تا چه حد باید باشد؟ به‌عنوان مثال، در بررسی یک فیلمنامه، ممکن است تنها بیست درصد از ارزیابی متأثر از سلیقه باشد و هشتاد درصد مبتنی بر معیارهای فنی و چهارچوب‌های تعیین‌شده باشد.

مسئله اساسی که هنرمندان و هنرجویان با آن روبرو هستند، محدودیت‌های اقتصادی موجود است. در شرایط کنونی، تعداد اندکی قادر به تأمین مالی شخصی پروژه‌های فیلمسازی یا تشکیل گروه‌های تولید هستند. برخی پروژه‌ها نیز مستلزم بهره‌گیری از امکانات ویژه، از جمله فیلمبرداران متخصص یا تجهیزات خاص هستند.

وظیفه نهادها و سازمان‌های متولی در حمایت از هنر، که بودجه‌های فرهنگی در اختیار دارند، پشتیبانی از این قشر است.

اعتبارات فرهنگی نباید تنها به فعالیت‌های تبلیغاتی محدود شود. یک فارغ‌التحصیل سینما که دوره‌های آموزشی را گذرانده، باید امکان ورود به عرصه عمل را داشته باشد، به‌ویژه در حوزه فیلمسازی که نیازمند سرمایه‌گذاری قابل‌توجه است. اما متأسفانه در برخورد با برخی از این نهادها، با افرادی مواجه می‌شویم که از تخصص هنری لازم برخوردار نیستند. برداشت من این است که رد فیلمنامه ارائه‌شده در اصفهان، صرفا بر پایه سلایق شخصی صورت گرفته است. این موضوع نشان از حاکمیت بی‌چون‌وچرای سلیقه دارد.
برای بهبود این شرایط، شفافیت در فرآیندهای تصمیم‌گیری ضروری است. همچنین باید از میزان تأثیر سلیقه کاسته شود تا زمینه فعالیت برای هنرمندان با گرایش‌ها و سلایق متنوع فراهم آید.

من این‌گونه احساس می‌کنم که دغدغه هنری مسئولان اصفهان کافی نیست. درست است؟

بله. واقعا این دغدغه کمرنگ است. آیا می‌توانید سازمان یا نهادی در این شهر نام ببرید که مسئولانش دغدغه‌هنری داشته باشند؟ مطمئن باشید تعدادشان به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد.

البته ممکن است برخی ادعا کنند که دغدغه دارند، اما وقتی پای یک کار ارزشمند و عملی به میان می‌آید، همان‌ لحظه بهانه‌گیری و گلایه شروع می‌شود: بودجه نیست، امکانات نیست و امثال این جملات. اما از طرف دیگر می‌بینیم که ناگهان جشنواره‌ای برگزار و چندین میلیارد تومان هزینه می‌شود. سؤال من اینجاست: اولا اینکه چرا تنها با هشت فیلم یک جشنواره به اصطلاح بین المللی برگزار شده است؟ دوم اینکه چرا در میان این آثار یک فیلم اصفهانی خوب دیده نمی‌شود؟

می‌خواهید نشان دهید که جشنواره‌ای در اصفهان برگزار می‌شود، اما وقتی به گذشته نگاه می‌کنید، می‌بینید هیچ کار زیربنایی انجام نشده که حالا بتوان نتیجه‌اش را در بستر همین جشنواره کودک دید. حداقل انتظار این است که یک فیلم خوب اصفهانی یا دو سه فیلم کوتاه قوی در جشنواره حضور داشته باشد. پس چرا فقط برگزاری مراسم و صرفاً نمایش دنبال می‌شود؟

چرا تنها به یک فستیوال برگزار کردن اهمیت داده می‌شود؟ در حقیقت، همه چیز نمایش است، بدون آنکه مشخص شود هزینه‌ها به کجا رفته است.

چگونه به فکر همکاری با سازمان سینمایی سوره افتادید؟

در گذشته به‌خاطر اینکه فیلم «پدرم» جایزه بخش کودک‌ونوجوان جشنواره صد را گرفته بود، با سازمان سینمایی سوره ارتباط پیدا کرده بودم و خیلی اتفاقی این فکر به ذهنم رسید که با آن‌ها نیز برای ساخت فیلم ارتباط برقرار کنم. خدا را شکر این‌بار بدون هیچ ایراد خاصی فیلمنامه پذیرفته شد و برخورد مناسبی صورت گرفت.
بالاخره بعد از هفت ماه دوندگی که ناشی از مشکل تهیه و تولید در اصفهان بود، فرایند کار جلو افتاد. سازمان سوره آقای علی طادی را به عنوان تهیه‌کننده انتخاب کرد و ایشان نیز دلسوزانه و حرفه‌ای در مسیر پروژه تیم را همراهی کردند.

به غیر از چالش‌هایی که در زمینه فیلمنامه و ارائه آن به ارگان‌ها داشتید، چالش‌های حین ساخت فیلم چه بودند؟

یکی از چالش‌ها، انتخاب لوکیشن فیلم بود. ما باید در مورد اینکه محل فیلم‌برداری اصفهان یا تهران باشد، تصمیم می‌گرفتیم. بعد از توافق با تهیه‌کننده تصمیم بر آن شد که فیلم را در تهران بسازیم؛ زیرا امکانات و حمایت‌ها بهتر بود. چالش دیگر، آب و هوا بود. در یکی از روزهای ضبط، برف، مه، باران و آفتاب را همزمان در یک روز تجربه کردیم که باعث شد ضبط دوباره انجام شود.

همچنین، همکاری با عوامل جدید تجربه متفاوت و چالش‌برانگیزی برای من بود؛ من با آدم‌هایی سر صحنه رفتم که تابه‌حال با آن‌ها کار نکرده بودم، اما این تجربه برای آینده کاری من بسیار ارزشمند بود. انتخاب بازیگر هم پراسترس بود، یک بازیگر در دقیقه نود عوض شد، اما این تغییر خوشبختانه به فیلم آسیب جدی نزد.

آیا شما کاملاً از اصفهان ناامید شده‌اید و قصد دارید در تهران فعالیت کنید؟

نه! از فعالیت در اصفهان ناامید نشده‌ام؛ من همچنان در اصفهان کار می‌کنم و در باشگاه فیلم اصفهان فعال هستم. اما وقتی دغدغه تولید در شهر کم باشد، همه چیز به مرور نابود می‌شود. حتی امید هم از بین می‌رود. تولید فیلم کوتاه در اصفهان بسیار کم است. هزینه فیلمسازی بالاست و تولید کم شده. بسیاری از افراد حرفه‌ای، از فیلمبرداران تا طراحان صحنه و بازیگران، اصفهان را ترک کرده و به تهران رفته‌اند. حتی بازیگران نقش اول فیلم من باوجود اینکه اصفهانی‌اند، هر دو ساکن تهران هستند.

من وقتی می‌خواهم فیلمی بسازم، می‌بینم که باید فیلمبردار، بازیگر و طراح صحنه را از تهران بیاورم که این مسئله هزینه‌ها را چند برابر می‌کند. در چنین شرایطی این سؤال پیش می‌آید: اصلا چرا در اصفهان فیلم بسازم؟ خب به تهران می‌روم.

این تصمیم سختی نیست، اما مسئله اصلی این است که هیچ‌کس دغدغه برنامه‌ریزی برای فعالیت‌های فرهنگی در اصفهان را ندارد. شاید امسال کاری نشد، شاید سال بعد هم نشود. اگر هر کسی فقط به فکر خودش باشد، همه به فکر مهاجرت به تهران می‌افتند. باید توجه کنید که تعداد افرادی که دغدغه اصفهان را دارند و دلشان برای این شهر می‌سوزد، واقعا کم است.

زمانی در اصفهان شخصیتی داشتیم به نام آقای «زاون قوکاسیان». او مانند پدری برای سینمای اصفهان بود. من هرگز او را از نزدیک ندیدم، اما از دیگران شنیده‌ام و خوانده‌ام. تا وقتی که او بود، سینمای اصفهان حال‌وهوای دیگری داشت. حرفش در دلها تأثیر می‌گذاشت. ارتباطش با سینماگران، صرفاً ارتباطی استاد و شاگردی نبود؛ ارتباطی دلی و صمیمی بود.

در آن دوران، جشنواره‌های ارزشمندی در اصفهان مثل «جشنواره حسنات» برگزار می‌شد. اما پس از فوت ایشان، آن جشنواره هم تعطیل شد و حال‌وهوایش نیز از بین رفت. کسی دیگر آن دلسوزی و آن حرکت دغدغه‌مند را نداشت. به نظر من، اکنون اصفهان به چنین وزنه فرهنگی نیاز دارد؛ کسی که دلسوزانه پای کار بایستد. شاید اگر آقای قوکاسیان به تهران می‌رفت، اکنون نامش شناخته‌شده‌تر بود، اما او در اصفهان ماند و سختی‌های بسیاری کشید تا فضای سینمایی شهر به حیات خود ادامه ‌دهد. اما متاسفانه در حال حاضر نبود چنین افرادی به ناامیدی فیلمسازان جوان می‌انجامد.

پیشنهاد شما برای حل مشکلات سینمایی شهر چیست؟

پیشنهاد من این است که مسئولان به این ناامیدی توجه کنند و آن را جدی بگیرند. متاسفانه حرف‌های ما به گوش کسی نمی‌رسد یا اگر برسد، کسی اهمیت نمی‌دهد. اما تأکید می‌کنم: نباید اجازه داد ناامیدی بین فیلمسازان جوان گسترش یابد. باید این داستان را جدی گرفت.

با توجه به اینکه شما مسئول تولیدات در باشگاه فیلم مهر هستید، چگونه سعی می‌کنید چالش‌ها و مشکلات پیش روی فیلمسازان را برطرف کنید و فضایی برای ساخت فیلم به وجود بیاورید؟

در ابتدا باید بگویم که باشگاه فیلم مهر اصفهان، زیر نظر سازمان سینمایی سوره و با حمایت حوزه هنری، مکانی است برای حمایت از فیلمسازان جوان. هدف باشگاه، کمک به فیلمسازانی است که تجربه یا بودجه کافی ندارند، تا بتوانند مسیر رشد خود را طی کنند و پروژه‌های فیلمسازی خود را پیش ببرند. تاکنون سه فیلم با همکاری سه خانم عضو باشگاه ساخته شده که نسبت به آثار قبلی‌شان پیشرفت قابل مشاهده‌ای داشته‌اند.

همچنین باشگاه تلاش می‌کند فضایی را فراهم کند تا فیلمسازان دغدغه‌های مالی و بودجه‌ای نداشته باشند و بتوانند تمرکز خود را روی دکوپاژ، فیلمنامه و آموزش قرار دهند. این باشگاه خانه امیدی است برای کسانی که اراده ساخت فیلم دارند.
اگر نکته‌ای باقی‌مانده است بفرمایید.

در پایان، بر خود لازم می‌دانم از تمامی عزیزانی که در ساخت این فیلم یاری‌ام کردند، صمیمانه سپاسگزاری کنم. حمایت‌های بی‌دریغ سازمان سینمایی سوره، حمیدرضا جعفریان و خانم محدثه پیرهادی نقشِ کلیدی در امکان‌پذیر شدن ساخت این اثر داشت. همچنین، سپاس ویژه‌ام را نثار تمامی عوامل فیلم، به‌ویژه آقای علی طادی، می‌کنم که با همراهی و فداکاریِ برادرانه، تا پایانِ راه پای کار ایستادند تا سرانجام «پیام‌بر» ساخته شود.