یک همدلی هنری که از چشم مسئولان اصفهان دور ماند

نمایشگاه «عشق سرزمینی» با محوریت همدلی و همراهی اقوام ایرانی و بازتاب این مفاهیم در هنرهای تجسمی شکل گرفته و رشته‌های نقاشی، تصویرسازی و چاپ را دربر می‌گیرد.

به گزارش اصفهان زیبا؛ نمایشگاه «عشق سرزمینی» با محوریت همدلی و همراهی اقوام ایرانی و بازتاب این مفاهیم در هنرهای تجسمی شکل گرفته و رشته‌های نقاشی، تصویرسازی و چاپ را دربر می‌گیرد.

هدف اصلی از این رویداد، ایجاد بستر همکاری مشترک میان هنرمندان استان‌های مرکزی ایران، معرفی استعدادهای معاصر و تشویق به استفاده از نقش‌مایه‌های سنتی و بومی در خلق آثار نوآورانه است. موضوعات پذیرفته‌شده در این دوره شامل «همدلی و هم‌نوع‌دوستی»، «بازتاب آداب و رسوم سنتی»، «نقش‌مایه‌های بومی در هنر معاصر» و «موضوعات آزاد» بوده است.

حسین تحویلیان، مدیر مؤسسه «آرین هنر»، در گفت‌وگو با روزنامه اصفهان‌زیبا با اشاره به برگزاری نمایشگاه «عشق سرزمینی» با حضور هنرمندانی از استان‌های اصفهان، یزد و چهارمحال‌وبختیاری می‌گوید که در مرحله نخست این رویداد، ۵۲ اثر از هنرمندان این سه استان به نمایش درآمده است.

تحویلیان با اشاره به تعدد آثار اظهار می‌کند: «به دلیل حجم زیاد آثار و محدودیت فضای نمایش، تصمیم گرفتیم آثار را در قالب دو نمایشگاه جداگانه در اصفهان به نمایش بگذاریم. پس از برگزاری این دو بخش در اصفهان، مجموعه آثار از اول آبان‌ماه در شهرکرد و سپس در یزد نیز به نمایش درخواهد آمد.»

زاینده رود؛ نماد همدلی میان مردم اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری

این هنرمند با اشاره به پیوند فرهنگی و تاریخی میان سه استان یادشده می‌گوید: «تاریخ طولانی همزیستی مردم این سرزمین‌ها نشان می‌دهد که مرزهای سیاسی هرگز نتوانسته‌اند پیوندهای انسانی و فرهنگی را از میان ببرند. در طول تاریخ، زاینده‌رود همواره نقش عامل اتصال میان مردمان اصفهان، شهرکرد و یزد را داشته و نماد زندگی مشترک و همدلی بوده است.»

او تاکید می‌کند: «زاینده‌رود در طول تاریخ همواره به‌عنوان عاملی پیونددهنده میان مردمان اصفهان، شهرکرد و یزد نقش‌آفرینی کرده است.

این رودخانه، نماد زندگی مشترک، همدلی و همزیستی اقوام مختلف به شمار می‌رود و به‌جای ایجاد جدایی، همواره بر ارتباط و دوستی میان شهرها افزوده است. ایده اصلی شکل‌گیری رویداد «عشق سرزمینی» نیز از همین مفهوم پیوند و همبستگی سرچشمه گرفته است.این استاد دانشگاه با اشاره به تنوع آثار حاضر در نمایشگاه می‌گوید: «سبک‌های مختلفی در میان آثار به چشم می‌خورد؛ از رئالیسم گرفته تا آبستره و سورئال و تکنیک‌هایی مانند آبرنگ، مدادرنگ، رنگ و روغن و چیدمان به کار رفته است.»

همدلی، هدف اصلی ماست

وی درباره دلیل گردآوری این مجموعه از سه شهر مختلف می‌افزاید: «هدف ما همدلی است. همدلی یکسان نیست، هم‌رنگی یا هم‌سبکی نیست، بلکه رواخواهی است؛ خواسته‌ای برای پذیرفتن دیگری همان‌گونه که هست.»تحویلیان با اشاره به اهمیت فرم نمایشگاه و کنار هم قرار گرفتن آثار می‌گوید: «می‌خواستیم نیاز روز را در همجواری آثار ببینیم، نه صرفاً در دل و شکل آثار. کیفیت در تمام بخش‌ها بالاست و داوری در سطحی مطلوب انجام شده است.»
عدم حضور مسئولان فرهنگی اصفهان در نمایشگاه عشق سرزمینی!

او همچنین از عدم حضور مسئولان فرهنگی انتقاد می‌کند: «برای افتتاحیه از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و استانداری دعوت کرده بودیم، اما متاسفانه هیچ‌یک حضور نیافتند. انتظار داشتیم با توجه به مشارکت ۵۰ هنرمند، ارشاد که متولی ماست، در این نمایشگاه حضور داشته باشد.»

زاویه‌ دید تازه، نقطه‌ قوت برخی از آثار

آرش فرهنگ‌پژوه، هنرمند و منتقد هنری، در گفت‌وگو با اصفهان‌زیبا درباره نمایشگاه «عشق سرزمینی» می‌گوید: «برخی از آثار ارائه‌شده در این نمایشگاه کاملاً انتزاعی و برخی دیگر بسیار رئال بودند؛ اما من شخصاً آثاری را که میان این دو رویکرد قرار داشتند، بیشتر پسندیدم.»او با اشاره به کیفیت فنی آثار می‌افزاید: «برخی از آثار دارای اجرای هنرمندانه و حرفه‌ای هستند و نشان می‌دهند که خالق اثر از زاویه دید و درک بصری قوی برخوردار است.»فرهنگ‌پژوه تأکید می‌کند: «به نظر می‌رسد ادامه این مسیر می‌تواند به رشد و پویایی بیشتر هنرهای تجسمی منجر شود و بهتر است هنرمندان در خلق آثار خود، گرایش بیشتری به سمت بیان‌های انتزاعی و مفهومی پیدا کنند.»

«اصالت»، اثر فاطمه سادات مهدوی از اصفهان

در این اثر، بازآفرینی پیوند عمیق انسان ایرانی با خاک، بافندگی و زیست‌بوم به خوبی جلوه‌گر است. رنگ‌های گرم قهوه‌ای، خاکی و زرد در تابلو یادآور فرش‌های دست‌بافت و نقش‌های کهن ایرانی هستند و چشم بیننده را به‌سرعت در میان خطوط و بافت‌ها غرق می‌کنند.

کوه‌ها در این اثر به جای شکل طبیعی، به صورت پارچه‌های الگو‌دار و بافت‌دار ترسیم شده‌اند؛ گویی مرز میان طبیعت و فرهنگ از میان برداشته شده است. دامنه کوه‌ها با نقوش هندسی متنوع پوشانده شده که می‌توان گفت طرح‌های گلیم، جاجیم و سوزن‌دوزی اشاره دارند.در میان این کوه‌های پارچه‌ای، بزهای کوهی با رنگ نارنجی درخشان و حرکتی روان جان گرفته‌اند؛ که نشانی از پویایی، زنده بودن و استمرار میراث زیستی و فرهنگی را روایت می‌کند و تکرار ریتمیک آنها حس هماهنگی و تداوم را القا می‌کند.

اصالت در بازگشت به ریشه‌‌ها نهفته است

بازی رنگ‌های گرم در برابر پس‌زمینه آرام و خاکی، توازنی میان هیجان و سکون، زندگی و تاریخ ایجاد کرده است.. عنوان «اصالت» با روح اثر همخوانی دارد؛ هنرمند با فرم‌های ساده و نقوش سنتی نشان می‌دهد که اصالت در بازگشت به ریشه‌ها نهفته است، اما نه به شکل بازتولید خام گذشته، بلکه با نگاهی شاعرانه و معاصر.

لایه‌لایه رنگ‌های آکریلیک، سطحی بافت‌دار و زنده را خلق کرده‌اند که از نزدیک مانند تار و پود قالی و از دور شبیه رشته‌کوهی آرام و پیوسته دیده می‌شود. این تابلو همزمان حس نوستالژی و نشانه‌ای از مدرنیته را منتقل می‌کند و تصویری شاعرانه از سرزمینی ارائه می‌دهد که فرهنگ و طبیعت آن در هم تنیده‌اند؛ جایی که کوه، قالی و بز، سه نماد بنیادین زندگی ایرانی را شکل می‌دهند.

درخشش طلایی معماری ایرانی در نگاه مسعود برزگر

اثر مسعود برزگر از یزد تصویری است از معماری ایرانی در قالبی مینیمال و درخشان. تابلو با پس‌زمینه‌ای سیاه و دایره‌ای طلایی در مرکز، همانند خورشیدی می‌درخشد که بیننده را به سفری در دل شهرهای کویری ایران می‌برد. درون این دایره، خطوط دقیق و پر جزئیاتی دیده می‌شود که یادآور طاق‌ها، قوس‌ها، مناره‌ها و سازه‌های درهم‌تنیده است.به نظر می‌رسد برزگر بازی ظریف سایه و نور را به شکلی استادانه بازآفرینی کرده و خطوط منظم و پرانرژی، ریتم و هندسه‌ای مقدس را نشان می‌دهند؛ هندسه‌ای که نظم، ایمان و زیبایی را در وحدتی هماهنگ گرد هم آورده است.

نگین‌های فیروزه‌ای کوچک میان طلایی درخشان، یادآور آسمان کویر و گنبدهای فیروزه‌ای یزد هستند و حس حضور روح شرق ایران را بر بوم سیاه منتقل می‌کنند.دایره در این تابلو نماد کمال، آفرینش و یگانگی است و شهر طلایی درون آن جهانی بدون آغاز و پایان را تصویر می‌کند؛ معماری‌ها در هم می‌پیچند، اما نظم درونی‌شان پابرجاست. این اثر، هم می‌تواند گفت‌وگویی میان سنت و مدرنیته باشد و هم استعاره‌ای از زمان و تاریخ؛ تمدنی طلایی که از دل تاریکی می‌درخشد.و به طور کلی، اثر مسعود برزگر از دقت و عمقی چشمگیر برخوردار است و تأمل هنرمند در زیبایی‌شناسی شرق را به روشنی نشان می‌دهد.