به گزارش اصفهان زیبا؛ حدود سه چهار سال پیش بود که کلیپهایی، با تدوینی سینمایی، فضای مجازی را پر کردند که عبارت بود از تصویرهای رمانتیک و ژورنالیستی از تفریحات عروس و داماد و لوکیشن جشن و اکسسوریهای مربوط به آن.
کمکم کلیپهایی از لحظات عاشقانه عروس و داماد هم که برای میهمانان عروسی اکران میشود، پایشان به اینستاگرام باز شد.
در این کلیپها، عروس و داماد در قامت دو بازیگر یک نمایش جلوی دوربین حاضر شده و از یک کارگردان کمک میگیرند تا به آنها فرمان دهد که چگونه لحظاتشان را عاشقانهتر جلوه دهند.
این پدیده را بگذارید در کنار اینکه در فضای مجازی میبینیم زوجهای بلاگر، با انتشار لحظات عاشقانه خود، دنبالکننده جذب میکنند و بعد از مدتی رابطه آنها به طلاق و جدایی کشیده میشود. به نظر میرسد آنچه به این اختلافات و پس از آن طلاقها دامن زده است، نداشتن حریم خصوصی در نمایشی شدن لحظات خصوصی است. با این حال باید به این نکته توجه کرد که نداشتن حریم خصوصی، یکی از عوارض نمایشی شدن است.
از آنجایی که همه ما احتمالا، درصدهای متفاوتی از طرحوارهها و اختلالات را حمل میکنیم، به نظر میرسد که بخش قابلتوجهی از مردم با انتشار کلیپ لحظات عاشقانه خود، وجه نماشی شدن شخصیت خود را نشان میدهند.
سلبریتیها کجای این ماجرا هستند؟
این مسیری بود که طی شد تا سلبریتیها بر موج آن سوار شدند. عروسیهای مجلل آنها در کاخهایی که تنهبهتنه عمارتهای فرنگی میزند، برگزار و کلیپ تدوینشده آنها منتشر شد. اولینبار محمدرضا گلزار ویدئویی از جشن آریایی با بریزوبپاشهای آنچنانیاش منتشر کرد.
بعد از آن بهرام رادان، ستاره دیگر دهه هشتاد، به الگوبرداری از محمدرضا گلزار پرداخت. سپس هنرمندانی که پیشتر همواره سعی در مخفی نگه داشتن زندگی خصوصی خود داشتند، یک به یک وارد این مسیر شدند و بر این موج دامن زدند. کیوان ساکتاف، سپند امیرسلیمانی، کامران تفتی و محمد نادری که این روزها کمتر در قامت بازیگری دیده شده بودند، پس از انتشار ویدئوهای جشن ازدواجشان، دوباره در مرکز توجه قرار گرفتند و احتمالا کار و کاسبیشان رونق گرفت.
میخواهم اینطور نتیجهگیری کنم که گویا برگزاری مجلل جشن عروسی از یک سو راهی برای دیدهشدن بازیگران و از سویی دیگر، روشی برای تبلیغ کسبوکار برنامهریزان و تیم تشریفات جشن عروسی شد.
کامران تفتی یک گام جلوتر رفت!
اما مرحلهای که کامران تفتی از آن پرده برداشت، من را به یاد برنامه زندهرود انداخت که در آن همواره از تولیدی مبلمان فلان و طراحی صحنه بهمان و هتل محل اسکان بازیگران تشکر میکردند و غیرمستقیم میگفتند که ما برای آنچه که بر روی صحنه میبینید، چندان هزینه نکردیم و به نوعی با برونسپاری، برنامه ساختیم.کامران تفتی هم در پیج عمومی خود، به تبلیغ و ذکر آدرس صفحه مجازی تکتک مجموعههای دخیل در برگزاری جشن پرداخت.
القصه از آنجایی که برنامه زندهرود، به ترویج سبک زندگی شخصی نمیپرداخت، تبلیغاتش هم چندان منجر به تغیر ذائقه مخاطبان نمیشد، اما سلبریتیها، بر تجملگرایی مردم، دامن میزنند و دارند طرحی نو درمیاندازند.
مجددا باید تأکید کنم که سلبریتیها، طبق جو عمومی جامعه حرکت میکنند و چیزی فراتر و یا بافرهنگتر از مردم نیستند.
هنرمندان، حاصل فرهنگ مردماند و اگر مردم انتشار کلیپهای مجلل و عاشقانه را نمیپسندیدند، سلبریتیها هم هرگز به تولید چنین محتوایی نمیپرداختند. اما نمیتوان از نقش آنان در تثبیت این رسومات جدید چشمپوشی کرد. به ویژه وقتی هزینه جشنهای مجللشان برای خودشان تنها به قیمت تبلیغ و برای مردم بیش از قیمت جانشان تمام خواهد شد.