به گزارش اصفهان زیبا؛ میگوید سیاسی نبوده است و با پیشنهاد همسرش ردای سیاست به تن کرده و پا به بهارستان گذاشته تا شانهبهشانه و با اتحاد با او به مردم خدمت کند؛ شاید همین هم باشد که هنوز هم نام او در کنار نام همسرش مینشیند و خیلیها او را خانم «کامران» صدا میزنند؛ هرچند او که این روزها در دهه شش زندگیاش به سر میبرد و به قرآنپژوهی مشغول است، این موضوع را تأیید نمیکند و میگوید برفرض اینکه این حرف شما درست باشد، چون قصد من خدمت به مردم و رفع مشکل آنان بود، اصلا این موضوع برایم مهم نبود.
نمایندگان که شاهد کارهای من و آقای کامران در گرفتن بودجه برای دستگاههای حوزه انتخابیه اصفهان و مقابله با فساد و کارچاقکنیها و دسیسهها بودند، اتحاد ما را در قول و فعل فعال میدیدند؛ همچنین درباره انجاموظیفه در صحن علنی و حضور کمیسیون متوجه استقلال ما میشدند. در صحن علنی محل نشستن ما از همدیگر جدا بود؛ در رأیدادن به طرحها و لوایح نیز با توجه به توضیحهای سخنگوی کمیسیون به همان طرحها و لوایح رأی میدادیم.
نیره اخوان که نامش برای همه اصفهانیها آشناست و در ادوار مختلف مجلس حضور داشته، در گفتوگوی تلفنی که حدود یکساعتونیم به طول انجامید، از فعالیتهای قبل و بعد از انقلاب و همچنین آشنایی و ازدواجش با حسن کامران و چگونگی ورودش به مجلس میگوید.
او همچنین لابهلای حرفهایش به اقدامهایی اشاره میکند که در این ادوار برای زنان انجام داده است، اقدامهایی که آنها را خدمت بزرگی به زنان میداند؛ درحالیکه اعتقاد دارد اکنونکه دو دوره کامل و دو سال از عمر حضور نمایندگان خانم در مجلس میگذرد، شاهد تصویب یک مصوبه از جانب آنها برای خانمها نیستیم! او میگوید که بارها برای تقدیم تجربههای خود به نمایندگان، اعلام آمادگی کرده است؛ اما آنها دست رد به سینهاش زدهاند. آنچه در ادامه میآید، نتیجه گفتوگوی ما با نماینده سابق مجلس است که البته چندین بار موردبازبینی و اصلاحات قرار گرفته و پس از تغییرات منتشر شده است.
خانم اخوان! کمی از خودتان بگویید!
دانشآموخته دکتری فقه و حقوق از دانشگاه علوم تحقیقات و کارشناسیارشد از دانشگاه آزاد واحد تهرانشمال و کارشناسی روانشناسی از دانشگاه شیراز (پهلوی سابق) هستم. متولد 1335 در «دورود» بوده و اصالت بروجردی دارم. سال 1360 با آقای کامران ازدواج کردم و در حال حاضر هم در تهران زندگی میکنم.
از ازدواج و آشناییتان با آقای کامران بگویید.
قبل از انقلاب در 1353 در دانشگاه شیراز قبول شدم. در کنار تحصیل در دانشگاه، فعالیت سیاسی داشتم. به دلیل حضور آقای کامران در دانشگاه برای آگاهیبخشی و توزیع اعلامیههای حضرت امام (ره) و نوارهایشان بین دانشجویان مذهبی، بهواسطه همسران دوستانم به ایشان معرفی شدم و تا زمان انقلاب و انقلاب فرهنگی حدود دو سال دربارهشان تحقیق کرده و بالاخره بعد از کسب اطمینان در 1360 زندگی مشترک خود را آغاز کردم.
موقعی که میخواستید آقای کامران را بهعنوان همسر انتخاب کنید، آیا فعالیتهای سیاسی که انجام میدادند و خطوربطشان برایتان اهمیت داشت؟
بله، پیروی از امام خمینی (ره) برایم مهم بود.
ویژگی مهمی که باعث شد آقای کامران را بهعنوان همسر بپذیرید و زندگی مشترکتان را شروع کنید، چه بود؟
صداقت و انطباق حرف و عملشان.
آن موقع شاغل بودند؟
خیر؛ آن موقع آقای کامران به فرمان امام (ره) سرباز فراری از پادگان شیراز بود و قبل از آن هم از طرف ضداطلاعات ارتش زندانی شده بود.
مراسم ازدواجتان کجا و چگونه برگزار شد؟
با پدرم و آقای کامران در آبان 1359 و شروع جنگ (عراق با ایران) خدمت امام (ره) رسیدیم و خطبه عقد توسط ایشان خوانده شد.
مهریهتان چه بود؟
یک جلد کلامالله مجید و پنج سکه تمام بهار آزادی.
زندگی مشترکتان را در کجا آغاز کردید؟
در تهران و از آن موقع تا الان هم ساکن آنجا هستم.
شما تا قبل از اینکه با آقای کامران ازدواج کنید، چه فعالیتهای سیاسی داشتید؟
قبل از انقلاب، مقابله با رژیم طاغوتی پهلوی و بعد از انقلاب، فعالیتهای جهادی و عقیدتی با حضور در روستاها و جهاد تبیین انقلاب اسلامی.
فعالیت سیاسی
قبل از انقلاب سخت بود یا بعد از آن؟
قبل از انقلاب در دانشگاه در قالب گروههای مذهبی مقابله با رژیم طاغوت و آگاهکردن دیگران از اوضاع مملکت فعالیت میکردیم. بعد از انقلاب در حوزه جهاد تبیین وقتی در مجلس بودم و قبل از آن از سال 82 با حضور در کلاس خارج از فقه حضرت آقا سه روز در هفته از ساعت هفت تا هشت صبح شرکت میکردم که با شروع کرونا تا به الان کلاس تعطیل شد؛ اما با شرکت و پذیرفتهشدن در کلاسهای آنلاین جهاد تبیین حضرت آقا در دورههای معرفتی و ارزشی و کنشی مشغول هستم. مبحث قرآنپژوهی را هم از ابتدای قرآن بهصورت موضوعی برای نمازگزاران بعد از نماز ظهر و عصر یک روز در هفته برعهده دارم؛ ضمنا در منزل هم با همسایهها روی حکمت و نامههای حضرت علی (ع) در نهجالبلاغه (یک روز در هفته) مشغول هستم.
بعد از ازدواج و و رود به مجلس دلمشغولیهای بسیاری داشتهاید. آن موقع وقتی برای رسیدن به کارهای خانه پیدا میکردید؟
بله، از روز یکشنبه تا چهارشنبه مجلس بودیم. چهارشنبه بعدازظهر به اصفهان میآمدیم و کار چندانی در خانه نداشتیم؛ فقط در ماه مبارک رمضان برای درستکردن سحری پختوپز داشتم.
شما اصالت اصفهانی ندارید و آقای کامران نیز بیشتر از اینکه در اصفهان باشند، در تهران حضور داشتهاند. فکر میکنید چرا شما در ادوار مختلف توانستید بهعنوان نماینده اصفهانیها به مجلس راه یابید؟
به پیشنهاد آقای کامران که خودشان نماینده دوره چهارم بودند و اعتقادشان به اینکه دلسوز بودن و صداقت داشتن و سیاسیکار نبودن و به فکر مردم بودن لازمه نمایندگی است، وارد میدان شدم و چهار دوره متوالی 5، 7، 8 و 9 در مجلس حضور داشتم. اعتماد مردم به دلیل این بود که ما به فکر خودمان نبودیم و همیشه در دسترس بودیم. هر هفته دیدار مردمی داشتیم و پیگیر مشکلات آنها از طریق قانونگذاری و نظارت بودیم؛ علت اقبال و رأیآوردن من و آقای کامران هم همین بود.
دوست دارید باز هم شرایطی فراهم شود که دوباره بتوانید وارد بهارستان شوید؟
نظرم دراینباره منفی است تا خدا چه بخواهد!
الان که از سیاست و حضور در مجلس فاصله گرفتهاید، ناراحت نیستید؟
خیر، چون انجام تکلیف برای ما مهم است؛حال انجام تکلیف گاهی با حضور در مجلس است و گاهی در بیرون از مجلس. وقتی مردم ما را بهعنوان نماینده خودشان راهی مجلس کردند، این باری بود که بر دوش ما گذاشتند و وقتی هم که به مجلس راه نیافتیم، همین مردم بودند که بار این مسئولیت را از دوش ما برداشتند.
حتما زمانی که نماینده بودید مدام مردم از شما درخواستهای مختلفی داشتند. آیا هنوز به شما مراجعه میکنند و میخواهند کاری برایشان انجام دهید؟
بله؛ وقتی از همهجا ناامید میشوند، بعضا به ما زنگ میزنند و آنها را راهنمایی میکنیم. اگر کاری از دستمان برآید، برایشان انجام میدهیم.
میگویند پشت هر مرد موفقی زنی وجود دارد؛ولی به نظر میرسد برای شما این مصداق برعکس بود!
همینطور هم هست. آقای کامران درباره تحصیلات من خیلی حساسیت داشتند و نمیخواستند که درس را رها کنم؛ درباره نمایندهشدن هم با پیشنهاد و با نظر او وارد میدان انتخابات شدم؛ اما وقتی وارد مجلس شدم در وظیفه قانونگذاری و نظارت اگر خدا قبول کند کوشا و پیگیر بودم. در این ادوار بهغیراز دوره پنجم که در کمیسیون آموزشوپرورش عضو هیئترئیسه و نماینده کمیسمیون در امور بازنشستگان آموزشوپرورش بودم، در دورههای بعدی در کمیسیون قضایی دبیر و یک سال هم منتخب اعضای کمیسیون تلفیق بودجه شدم. در این ادوار عضو هیئترئیسه فراکسیون مدیریت شهری و روستایی و عضو هیئترئیسه گروه دوستی پارلمانی ایران و فرانسه ایران و تونس و ایران و کنیا و عضو فراکسیون قرآن بودم؛ در دوره هشتم نیز به اذن مقام معظم رهبری طبق آییننامه مجلس، عضو تحقیق و تفحص از قوه قضائیه شدم. در بخش قانونگذاری عدم قطع مستمری زنان بدون سرپرست به سبب ازدواج که همهساله در زمان بودجه پیشنهادش را میدادم و رأی هم میآورد، به قانون دائمی تبدیل کردم. درباره مهریه زمانی که ارزش سکه کمتر از پنجهزار تومان بود، 110 سکه را قانون کردیم که نتیجه آن زندانی نشدن (زوج بهواسطه به اجرا گذاشتن مهریه توسط زوجه) و از دست ندادن شغل و کار و آبرو و ادامه سرپرستی خانواده و ازجمله کارهای من در مجلس بود که البته در حال حاضر این قانون نیاز به اصلاح دارد. تصویب قانون بهرهمندی زنان از اموال و دارایی همسران بعد از فوت، هم در قسمت اعیانی و هم در قسمت عرصه، خدمت بزرگی به زنان، بهخصوص زنان برنجکار شمالی و زنان روستایی بود که در خانههای گلی روستا زندگی میکردند. این کار از دیگر اقدامهای من بود. این مصوبه برخلاف قول مشهور بود؛ ولی چون مطابق با فتوای حضرت آقا بود، قانون شد. در قانونیکردن طرحهایی که برای قشر مستضعف و ایثارگر بود نیز فعال بودم. در سفرهایی که معین میشد به خارج از کشور بروم، ارز مقرری را به حسابداری مجلس برمیگرداندم.
چرا؟
چون هزینه هواپیما و سکونت و بازدیدها و خوردوخوراک و… رایگان و از بیتالمال بود و دلیلی نداشت به ازای هرروز اقامت 180 دلار به نماینده پرداخت شود.
چرا نمیگرفتید؟ بالاخره حق شما بود؛ خیلیها اینگونه بار خود را تا آخر عمر بستند!
برای اینکه نماینده مردم بودیم. ما به مجلس نرفته بودیم تا بار خود را ببندیم. به اعتقاد من کسی که نیازمند باشد، نمیتواند نیاز مردم را رفع کند. گرفتن ماشین و مسکن و زمین در هر دوره، چیزی نبود که به خاطرش به مجلس رفته باشیم. مهم قدرت نماینده است که در راستای معاملهگری به کار گرفته شود. بعضیها خانه داشتند؛ ولی خانه خود را اجاره میدادند و از خانههای مجلس استفاده میکردند؛ ما هم خانه داشتیم و نیازی به خانههای مجلسی نبود. ما بهعوض خانه، حتی پولش را هم نمیگرفتیم. با ماشینهای مجلس رفتوآمد میکردیم و نیازی به ماشینهای اهدایی مجلس نداشتیم؛ ضمنا وقتی درِ منفعت را به روی خود بسته بودیم، زبان ما برای مقابله با فساد و کارچاقکنان بازتر بود؛ مسئولان هم وقتی میدیدند برای خودمان درخواستی نداریم، جواب مثبت به کمکرسانی در بودجه و برای مردم داشتند.
کمترین و بیشترین حقوقی که گرفتید؟
کمترین 14 هزارتومان و بیشترین 25 میلیون تومان.
شما مدام شانهبهشانه آقای کامران حرکت میکردید و حرفتان حرف او بود و با القابی همچون «حاجخانم» یا «خانم کامران» خطاب میشدید. آیا این رویه باعث نمیشد در مجلس برای شما شخصیت مستقلی قائل نباشند؟ این کار آزردهخاطرتان نمیکرد؟
پرسش شما ایراد دارد. برفرض اینکه این حرف شما درست باشد؛ چون قصد من خدمت به مردم و رفع مشکل آنان بود، اصلا برایم مهم نبود. نمایندگان که شاهد کارهای من و آقای کامران در گرفتن بودجه برای دستگاههای حوزه انتخابیه اصفهان و مقابله با فساد و کارچاقکنیها و دسیسهها بودند، اتحاد ما را در قول و فعل فعال میدیدند؛ همچنین درباره انجاموظیفه در صحن علنی و حضور در کمیسیون متوجه استقلال ما میشدند.
در صحن علنی محل نشستن ما از همدیگر جدا بود؛ در رأی دادن به طرحها و لوایح نیز با توجه به توضیحهای سخنگوی کمیسیون به همان طرحها و لوایح رأی میدادیم. بنده در کمیسیون قضایی و آقای کامران در کمیسیون امنیت بودند و موضوعهای مطروحه هم مربوط و خاص به همان کمیسیون بود. وقتی من در مقابل سفر حج عمره تشویقی اعضا به همراه همسرانشان از پول بیتالمال (بنا به درخواست رئیس کمیسیون از ریاست مجلس وقت) ایستادگی و این سفر را ملغی کردم، آقای کامران نقشی در این مسئله نداشتند؛ البته هزینه آن را با رفتاری که اعضا از خودشان نشان دادند، پرداختم؛ به دلیل اینکه خبر به بیرون درز کرده بود و آنها هرچه لایق خودشان بود، بار من کردند.
مرا تهدید به بیرون کردن از کمیسیون کردند؛ چون آنها نگران پاسخدادن به مردم حوزه انتخابی بودند. معترض رفتن اعضای کمیسیون برای بررسی لایحه تجارت و قانون مجازات به همراه خانوادههایشان به مشهد و محمودآباد نیز (بر اساس آییننامه جلسهها باید در کمیسیون انجام میشد) شدم. در پرسش قبلی فعالیتهایم را در حوزه قانونگذاری و نظارت بیان کردم. اکنون دو دوره کامل و دو سال از عمر حضور نمایندگان خانم در مجلس میگذرد؛ اما شاهد تصویب یک مصوبه از جانب آنها برای خانمها نبودهایم! البته برای تقدیم تجربههای خود به آنها اعلام آمادگی کردهام. بههرحال حرفوحدیثهای حاشیهساز زیاد است؛ اما شنونده باید عاقل باشد!
بهعنوان یک زن سیاستمدار زندگی با سیاستمدار دیگر برایتان سخت نبود؟
سیاسیکار نبودم. پیشنهاد آقای کامران برای شرکت من در انتخابات مجلس به خاطر صداقت و سادهزیستی و حضور در بین مردم بود. وقتی مشی و اعتقادمان در خدمتکردن به مردم یکی بود، دیگر سختی برایم وجود نداشت.
اختلافنظر هم با همدیگر داشتید؟ در این مواقع کدامتان زودتر کوتاه میآمد؟
معمولا اختلافنظر خاصی باهم نداشتیم؛ اگر هم داشتیم در کنار منطق و اصول اعتقادی بهگونهای عمل میشد که انشاءالله خداوند و امام زمان(عج) از ما راضی باشند.
بهترین روز مجلس ازنظر شما چه روزی بود؟
روزی که پیشنهاد حذف حقوق مادامالعمر و همچنین عدم قطع مستمری زنان بدون سرپرست به خاطر ازدواج بهصورت قانون دائمی درآمد. روزی که در جریان استیضاح وزیر ورزش وقت عدهای با دغلکاری میخواستند وزیر را از استیضاح خارج کنند، من در مقابله با آقایی که مسئول حفاظت از امضای امضاکنندگان بود، ولی تلاش میکرد با صاحبان امضا صحبت کند تا امضای خود را پس بگیرند و استیضاح را از اعتبار بیندازند، امضاهای جدید را میگرفتم و دواندوان آن را به هیئترئیسه تقدیم میکردم. فیلم این تلاش موجود است.
بدترین روز مجلس ازنظر شما چه روزی بود؟
روزی که ظرف مدت 20 دقیقه برجام را تصویب کردند؛ روز رأینیاوردن شفافیت آرا به رغم امضا کردن و رأی ندادن به آن نیز یکی دیگر از این روزهای بد بود.
اگر بخواهید روی یکی از اقدامهایی که انجام دادید، دست بگذارید و از آن بهعنوان مهمترینش یاد کنید، کدام را انتخاب میکنید؟
همه آنهایی که در بالا اشاره کردم برایم مهم است؛ اما مصوبهای که فتوای اختصاصی حضرت آقا بود، از همه بیشتر اهمیت داشت؛ آنهم برخورداری زنان از ارثیه همسرانشان، هم از بخش اعیانی و هم از عرصه (بعد از فوت آنها).
کاری هم بود که بخواهید انجام دهید، اما نشده باشد؟
بله؛ حذف ارز سفرهای خارجی مقامات و مسئولان.
در گفتوگوهای قبلیتان عنوان کردهاید که چندان اهل سفر نیستید. آخرین سفری که رفتید، کی بود؟
در مجلس نهم، 8 اسفند و به مناسبت بزرگداشت مقام زن به نیویورک سفر کردم؛ چراکه معتقد بودم من با حجابم میتوانم نشان دهم که زنان ایرانی در عرصههای مختلف حضور دارند و خانهنشین نیستند.