به گزارش اصفهان زیبا؛ در نگاهی بنیادین، خانواده متولی اصلی تعلیموتربیت است و در نظام اسلامی، تعامل میان خانه، مدرسه و جامعه باید یک زیستبوم تربیتی پویا را شکل دهد. مدرسه و خانواده همچون دو بال پرواز کودک هستند؛ لذا اگر یکی از آنها ضعیف باشد، پرواز تربیتی ناقص خواهد بود. ارتباط مؤثر میان اولیا و مربیان، زمینهساز همافزایی تربیتی، پیشگیری از تعارضهای رفتاری و تقویت اعتماد متقابل است؛ همانطور که در قرآن کریم و روایات نیز بر مشورت و مشارکت در امور مهم تأکید فراوان شده است.
بنا بر همه موارد، ارتباط بین والدین دانشآموزان با مدیران و مربیان آنها، امری ضروری است؛ اما چرا این ارتباط، صورتی مؤثر و مفید به خود نمیگیرد؟ علاوهبرآن، به نظر میرسد از این لحاظ بین مدارس دولتی و مدارس تحولخواه تفاوتهایی وجود دارد. هفته پیوند اولیاومربیان هرساله از ۲۴ الی سیام مهرماه گرامی داشته میشود؛ بدین مناسبت به واکاوی این مسئله پرداختیم.
ساختار متمرکز و بوروکراسیزده خلاقیت و انعطاف را محدود میسازد
حامد سعادتپور، مدیرگروه خلاق برنا، درباره شاخصهای کلیدی رابطه بین اولیاومربیان میگوید: «ازجمله این شاخصها میتوان به صداقت و امانتداری در ارتباط اشاره کرد؛ احترام متقابل و شنیدن فعال، پایههای تعامل سازنده را شکل میدهند. مشارکت واقعی اولیا در تصمیمسازیهای مدرسه، نشاندهنده قدرت و سلامت این ارتباط است. شفافیت در اطلاعرسانی و ارائه بازخورد، اعتماد متقابل را تقویت میکند. دعا و نیت خیر برای یکدیگر نیز اهمیت دارد؛ چراکه نیت پاک، موجب برکت در عمل میشود.»
مدیرگروه خلاق برنا موانع شکلگیری یک ارتباط سازنده را چنین بیان میکند: «یکی از موانع جدی، نگاه ابزاری و گاه مزاحم به خانواده است؛ درحالیکه باید نگاه مشارکتی و همیارانه جایگزین شود. نبود آموزشهای مهارتی برای مدیران و معلمان در زمینه ارتباط با والدین، مانع دیگری در مسیر تعامل مؤثر است. ساختار متمرکز و بوروکراسیزده، خلاقیت و انعطاف را محدود میسازد. عدم باور قلبی به نقش خانواده در تربیت مدرسهای، مانعی اساسی در تحقق زیستبوم تربیتی است؛ درحالیکه باید باور داشته باشیم “ثمره عقل، مشورت است” و این مشورت باید با خانوادهها نیز صورت گیرد.»
مدارس تحولخواه مشارکت چشمگیر یا حداقلی؟
این پژوهشگر روشهای نوین در تعلیموتربیت معتقد است: مدارس تحولخواه معمولا رویکردی خانوادهمحور دارند؛ نه صرفا دانشآموزمحور یا مدرسهمحور. این مدارس فرهنگ گفتوگو و همدلی را نهادینه کردهاند. آنها ساختارهای مشارکتی مانند انجمنهای فعال، جلسههای منظم و کارگاههای مشترک را در برنامه خود دارند. در مقابل، برخی مدارس دولتی گرفتار نگاه سنتی، یکسویه و ابزاری هستند که اغلب به استفاده مالی از خانوادهها محدود میشود. این تفاوت نه به دلیل ناتوانی این مدارس، بلکه ناشی از نوع نگرش و انگیزه متفاوت آنهاست.
مدارس تحولخواه با راهبردهایی مشخص، والدین را به «شریک و همیار تربیتی» تبدیل میکنند. این راهبردها شامل دعوت به جلسههای هدفمند و تعاملی، نه صرفا گزارشمحور، میشود. حضور فعال والدین بهعنوان همیار فکری و عملیاتی در مدرسه، از اصول این رویکرد است. برگزاری کارگاههای تربیتی با مشارکت والدین و معلمان، به ارتقای تعامل کمک میکند.
استفاده از اپلیکیشنها و شبکههای اجتماعی برای ارتباط گروهی و فعالانه، نقش مهمی دارد. تعریف نقشهای مشخص برای والدین در پروژههای مدرسه، آنها را به کنشگر تربیتی تبدیل میکند. ایجاد حس تعلق به مدرسه بهعنوان خانه دوم، از اهداف اصلی این راهبردهاست. این اقدامها، مصداق عملی آیه شریفه «تَعاوَنوا عَلَی البِرِّ وَالتَّقوی» هستند.
سعادتپور درباره گامهای لازم برای تغییر نگرش به حضور والدین در مدرسه میگوید: «این مسئله نیازمند سهگام اساسی است: نخست، آموزش تخصصی و مهارتی درزمینه نگرش و ارتباط مؤثر با والدین ضروری است؛ دوم، بازنگری در سیاستهای مدرسهمحور به نفع رویکرد خانوادهمحور باید صورت گیرد؛ سوم، الگوسازی از مدارس موفق و ایجاد شبکههای یادگیری میان مدیران، میتواند تحولآفرین باشد. در اسناد بالادستی مانند سند تحول بنیادین آموزشوپرورش نیز بر “نقش فعال خانواده در تربیت” تأکید شده است؛ اما تحقق این تأکید، نیازمند اراده، آموزش و حمایت ساختاری است.»
گزینش متقابل موجب ارتباط مؤثرتر میان اولیاومربیان
در ادامه با عماد طیبی، مدیر تربیتکده چشمه زندگی در رابطهبا عوامل مؤثر در ایجاد تفاوت بین مدارس دولتی و تحولخواه از لحاظ ارتباط اولیا با مربیان گفتوگو کردیم.
مدیر تربیتکده چشمه زندگی پس از سلام و احوالپرسی به «اصفهانزیبا» میگوید: «اینکه مدارس تحولخواه خانوادهها را بیشتر درگیر میکنند، به چند مسئله بازمیگردد: نخست، اینکه مدارس تحولخواه ساختارهای متفاوتی دارند و آزادانهتر عمل میکنند. آنها مدلهایی از مشارکت اولیا را اجرا میکنند که در مدارس دولتی رایج نیست. این مدلها شامل حضور خانوادهها در مدرسه، تشکیل کارگروهها و انجمنهای اولیا، برگزاری کارگاههای آموزشی مستمر، ارتباط قوی میان مربیان و خانوادهها و ایجاد گروههای مجازی برای مشارکت والدین است. این عوامل موجب میشود والدین در مدارس تحولخواه ارتباط بیشتری با مدرسه داشته باشند.
نکته دوم این است که نبود چنین ساختارهایی در مدارس دولتی الزاما تقصیر آنها نیست. اگر مدارس دولتی نیز چنین مدلهایی را اجرا کنند، میتوانند مشارکت والدین را جلب کنند؛ بااینحال، یک جنبه مهم در بسیاری از مدارس تحولخواه وجود دارد که باعث افزایش مشارکت والدین میشود و آن، این است که این مدارس عمدتا غیردولتی هستند و در فضای غیردولتی، خانواده مدرسه را انتخاب کرده و مدرسه نیز خانواده یا دانشآموز را گزینش میکند.
این گزینش متقابل باعث میشود خانواده و مدرسه پس از انتخاب، هماهنگی بیشتری با یکدیگر داشته باشند. خانوادهها با بررسی رویکردهای مختلف، مدرسهای را انتخاب میکنند که با ارزشها و نیازهایشان همخوانی دارد؛ بنابراین اعتماد بیشتری به مدرسه تحولخواه دارند؛ در مقایسه با خانوادههایی که به دلایل مالی یا سطح درسی فرزندشان، ناچار به ثبتنام در مدرسه دولتی شدهاند. خانوادهای که برای آموزش فرزندش هزینه میکند، طبیعتا بهدنبال بهترین گزینه است و اگر رویکرد مناسبی نیابد، ترجیح میدهد فرزندش را در مدرسه دولتی ثبتنام کند. این نشان میدهد که در مدارس تحولخواه، هماهنگی میان خانواده و مدرسه بیشتر است.»
او در ادامه بیان میکند: «در بسیاری از این مدارس، گزینش صورت میگیرد؛ چه بهصورت حداقلی، چه حداکثری. برخی مدارس تحولخواه معتقدند گزینش باید حداقلی باشد و تنها خانوادههایی که تضاد جدی تربیتی دارند، پذیرفته نشوند. در مقابل، برخی دیگر ملاکهای فرهنگی یا درسی خاصی را در گزینش لحاظ میکنند. همین گزینش متقابل موجب هماهنگی بیشتر و درنتیجه ارتباط مؤثرتر میان اولیاومربیان میشود. در مدارس دولتی، چنین گزینشی وجود ندارد. مدرسه با رویکردی ثابت پیش میرود و ممکن است میان دیدگاههای مدیر و مربیان با خانوادهها تضاد وجود داشته باشد؛ برای مثال، مدیر مدرسه ممکن است فردی غیرمذهبی باشد؛ درحالیکه خانواده مذهبی است، یا بالعکس. همچنین ممکن است مدیر و مربیان قائل به سختگیری باشند؛ درحالیکه خانواده آزادی عمل را ترجیح دهد. این تفاوتها در نگرش و نبود گزینش متقابل، میتواند موجب بروز چالش در ارتباط میان اولیاومربیان شود.»
وقتی چالشها پیوندآفرین میشوند!
مدیر تربیتکده چشمه زندگی اثر مشکلات اقتصادی مدارس بر استحکام رابطه اولیاومربیان را اینگونه تشریح میکند: «در تمام لایهها میتوان خانواده را مشارکت داد؛ در لایه اقتصادی، ساختار اجرایی، آموزشی و برنامهریزی، ارزشیابی و حتی فضای آموزشی. آنچه امروزه اغلب از مشارکت برداشت میشود، بیشتر مشارکت مالی است؛ اما در مدارس تحولخواه، مشارکت مالی بهگونهای متفاوت اتفاق میافتد.
این مدارس معمولا مشکلات مالی و اقتصادی خود را بهصورت شفاف با خانوادهها در میان میگذارند و صریحا اعلام میکنند که مثلا مشکل مکان دارند یا در خصوص تجهیزات خاصی کمبود دارند یا اردوگاه ندارند و… . در مدارس دولتی این شفافیت کمتر دیده میشود؛ زیرا جلسههای اولیا محدودترند و مدیران مدارس دولتی معمولا مشکلات اقتصادی خود را بهصورت شفاف بیان نمیکنند. چون مدارس دولتی متولیگری اقتصادی ندارند، یعنی مکان مدرسه از طرف آموزشوپرورش تأمین میشود، حقوق معلمان نیز از همانجا پرداخت میشود، دغدغه مالی به آن میزان که مدیر مدرسه غیردولتی دارد، در مدرسه دولتی وجود ندارد. مدیر مدرسه غیردولتی دغدغه جدی دارد که بتواند حقوق معلمان را پرداخت کند، مکان مدرسه را حفظ و حتی بقای مدرسه را تضمین کند؛ بنابراین مسئولیت اقتصادی فراوانی دارد و این مسئولیت را در جلسههای اولیا مطرح میکند تا مشارکت بیشتری جلب کند.»
لزوم مشارکت خانوادهها در تمامی امور مربوط به مدرسه
طیبی با اشاره به لزوم نقشآفرینی در تمامی ابعاد میگوید: «در حوزه ساختار سازمانی مدلهایی وجود دارد که در بسیاری از مدارس تحولخواه دیده میشود؛ بهعنوانمثال، کارگروهها و انجمنهایی از اولیا تشکیل میشود که در حوزههای مختلف مانند برگزاری برنامههای تفریحی، اردوها، آموزش اولیا و سایر فعالیتهای مدرسه مشارکت دارند.
در این ساختار، امور مربوط به اولیا معمولا به خود آنها واگذار میشود؛ مانند آموزش اولیا یا برگزاری جلسههای مربوط به آنها. در زمینه برنامه درسی نیز از اولیا استفاده میشود؛ مثلا، بهعنوان معلم داستان، معلم زنگ آشپزی، مهمان ویژه یا معلم اخلاق. در برخی مدارس، بهویژه در مقطع دبستان و بهخصوص دبستانهای دخترانه، از مادران بیشتر استفاده میشود؛ اما در مدارس پسرانه، بهویژه در دبیرستانها، جذب مشارکت اولیا دشوارتر است؛ زیرا پدرها معمولا کمتر فعالیت میکنند و مادرها نیز به دلیل بلوغ فرزندان، کمتر در کلاسها حضور مییابند؛ بنابراین حضور خانوادهها بهعنوان معلم در این فضاها کمتر امکانپذیر است.
در حوزه ارزشیابی نیز روشهایی برای مشارکت اولیا وجود دارد؛ مانند دریافت بازخورد از خانوادهها درباره فضای مدرسه و رویکردهای آموزشی که معمولا از طریق فرمها انجام میشود و بهصورت مداوم ارزشیابی صورت میگیرد؛ اما در مدارس دولتی، به دلیل نبود پاسخگویی و تعهد به اولیا، مشارکت در ارزشیابی اتفاق نمیافتد. این مسئله ناشی از ماهیت نادرست حاکم بر مدارس دولتی است؛ چراکه اولیا هیچ نقشی در انتخاب مدیر مدرسه ندارند و حتی در انتخاب خود مدرسه نیز نقششان بسیار حداقلی است. مدیر مدرسه دولتی الزامی نمیبیند که خانوادهای را در مدرسه حفظ کند؛ زیرا نبود خانواده در مدرسه مشکلی ایجاد نمیکند؛ اما در مدارس غیر دولتی، این موضوع اهمیت دارد. جدا از منابع مالی، خروج خانوادهها از مدرسه موجب ازدسترفتن اعتبار و برند مدرسه میشود؛ درحالیکه مدرسه دولتی اساسا هویت واحدی ندارد؛ کادر مدرسه مرتب تغییر میکند و تنها نام و مکان مدرسه باقی میماند. نبود ثبات، خود یک معضل است؛ بنابراین، در سیستم غیردولتی تلاش میشود مشارکت خانوادهها در ارزیابی مدرسه جلب و بازخورد بیشتری گرفته شود. این امر میتواند به بهبود عملکرد مدرسه کمک کند.»
امینهسادات طباطبایی، رئیس اداره انجمن اولیاومربیان ادارهکل آموزشوپرورش استان اصفهان، درباره ساختار و کارکرد انجمن اولیاومربیان در مدارس دولتی استان اصفهان به «اصفهانزیبا» میگوید: «انجمن اولیاومربیان یک نهاد مردمی است. این نهاد پیونددهنده خانه و مدرسه است و برای همین، موردتوجه قرار میگیرد؛ لذا ایفای نقش مؤثر و هدفمند، ارتقای کمی و کیفی امور آموزشی و پرورشی دانشآموزان را در راستای اهداف سند تحول بنیادین فراهم میکند.
ما بر اساس فصل هفتم این سند، ظرفیتهای اجرایی ویژهای دراینباره داریم و به همین مناسبت، هفته پیوند امسال به دلیل تمرکز دولت بر نهضت مردمیسازی و استفاده از ظرفیتهای مردمی، با شعار “انجمن اولیاومربیان، حامی توسعه عدالت آموزشی و پرورشی” نامگذاری شده است.» رئیس اداره انجمن اولیاومربیان ادارهکل آموزشوپرورش استان اصفهان تأکید میکند: «هدف اصلی انجمن اولیاومربیان، مردمنهادبودن است؛ یعنی از ظرفیتهای اولیا استفاده کنیم و اولیا باهدف نیکاندیشی به مدرسه کمک کنند. اولین گام در این کار، انتخابات انجمن اولیاومربیان است تا افرادی که توانمند هستند نه منتقد، انتخاب شوند. نکته این است که گاهی اوقات اولیا تنها به افراد منتقد به مدرسه رأی میدهند؛ بدون توجه به اینکه این افراد چه تواناییهایی برای کمک به رشد مدرسه دارند یا چه رزومه سازندهای برای حمایت از اهداف دیگر اولیا دارند. هرچه مشارکت در انجمن اولیاومربیان بیشتر شود و افرادی که واقعا توانمند هستند انتخاب شوند، ساختار قانونی انجمن میتواند به بهترین وجه شکل بگیرد. قدم بعد، استفاده از کارگروههایی است که در ساحتهای ششگانه شامل کارگروههای عمرانی، تربیتی، فرهنگی، اعتقادی، تربیتبدنی و… شکلگرفتهاند و هر ولی میتواند باتوجهبه ظرفیت خود عضو آنها شود و در کنار مدرسه قرار گیرد.»
طباطبایی با اشاره به الزام قانونی پیگیری مسائل در انجمن بیان میکند: «اگر انجمن اولیاومربیان مدرسهای بهصورت تشریفاتی برگزار شود، قانون اجازه پیگیری موضوع را به رئیس انجمن اولیاومربیان داده است. اینجا ما هستیم که باید مطالبهگر باشیم و اگر دیدیم رسالت انجمن زیر سؤال میرود، از مقامات بالادستی بخواهیم که پاسخگو باشند.»
مدارس تحولخواه لزوما به اهداف خود نمیرسند!
او معتقد است: دیدگاه تحولی، دیدگاه اصیل سند تحول بنیادین است. برخی از مدارس ما به اسم مدارس تحولخواه هستند؛ ولی در طول زمان آنچه را در اساسنامه مدارس تحولی میبینیم، اجرا نمیکنند یا به آن هدف نمیرسند. ما مشارکت بین اولیا و مدارس را حتی در مدارس دولتی در هر سطح میتوانیم داشته باشیم؛ تفاوتی بین فهم مشترک در این دو دسته مدرسه نمیتوان دید؛ اما مدارسی که در آنها بهترین جایگاه را از نظر رابطه اولیا با مدرسه داریم، مدرسههایی هستند که دیدگاه مدیر در خصوص اولیا، دیدگاه همراه است و اولیا نیز چنین احساسی دارند. این دو بخش درست کنار هم قرار گرفتهاند. رقمخوردن چنین اتفاقی به دیدگاه مدیر، طرحوارهها، قضاوتهای شناختی، ذهنیت دو طرف درباره یکدیگر و… بستگی دارد. باتوجهبه این موارد، در مدارس اعم از دولتی، غیردولتی و تحولخواه، اتفاقهای خوبی رقم خورده است؛ ازجمله اتفاقهای خوبی که اولیا رقم زدند، دررابطهبا فرمهای مدرسه بود که برخی از والدین به تولیدیها سر زدند و بهترینها را انتخاب کردند؛ اما گاهی اوقات انجمن اولیاومربیان خیلی خوب عملنکرده است. ما یکسری حقوق و وظایف متقابل بین خانواده و مدارس داریم که باید اجرایی شوند.
محدودیتهای زمانی و مکانی، یا بیتوجهی از سوی والدین؟
رئیس اداره انجمن اولیاومربیان استان اصفهان در توضیح زمانهای تخصیصیافته به دیدار با معلمان میگوید: «در مدارس دولتی حداکثر دو بازه زمانی برای دیدار با اولیا مشخص شده و به والدین اعلام میشود در آن ساعت میتوانند با معلمان صحبت کنند؛ همچنین در جلسههای ماهانه هم ولی دانشآموز میتواند با معلم صحبت کند. ما گاهی با یک آسیب جدید در مدارس دولتی مواجه هستیم؛ مبنی بر اینکه اولیا پیگیر مسائل تحصیلی فرزندان خود نیستند یا این پیگیری کمتر از اولیا در مدارس غیرانتفاعی است. این موضوع روی کارکرد مربیان و معلمان نیز تأثیر سوء دارد.»
سازوکار متفاوت بین مدارس دولتی و تحولخواه نتایج متفاوتی به بار میآورد
طباطبایی با تأیید بر مشارکت بیشتر والدین در برخی از مدارس تحولخواه بیان میکند: «برخی از مدارس تحولخواه اولیا را برای بعضی از مسائل بیشتر وارد مدرسه میکنند؛ البته این نکته نیز اهمیت دارد که گاهی این اولیا بوده که از نظر تحول و مهارتهای ارتباطی نگران فرزندانشان هستند و آنها را در مدارس تحولخواه نامنویسی میکنند؛ نه اینکه این مدارس باعث ارتباط بهتر والدین با انجمن شوند. جنس اولیا در این مدارس متفاوت است و از ابتدا نیز در مصاحبه مدارس تحولی، افرادی انتخاب میشوند که از این دسته باشند؛ همچنین این مدارس دید منفی به حضور اولیا در مدرسه ندارند؛ چون همه چیز با مصاحبه و گزینش صورتگرفته است. برخی از مدیران مدارس ما، احتمالا به دلیل تجربههای منفی در گذشته، دید منفی به حضور اولیا دارند؛ زیرا یکسری از اولیای منتقد همراه مدیر نیستند و در فرایند اداره مدرسه ایجاد مشکل میکنند؛ تحریک دانشآموزان، بههمخوردن سیستم، زیرسؤالبردن معلمان، ورود نابهنگام و بدون اجازه به کلاس و… مطابق با ساختار نیستند و مدرسه را به چالش میاندازند.»
باید برای آموزش هرچه بیشتر برنامه داشته باشیم
او با گوشهچشمی به فعالیتهای انجمن اولیاومربیان میگوید: «برای راهنمایی هرچه بیشتر مدیران مدارس و والدین دانشآموزان، علاوهبر دفتر راهنمای فعالیتهای انجمن اولیاومربیان که در تمامی مدرسهها وجود دارد، بخشنامه انجمن نیز در اختیار تمامی مدیران و اولیا قرار میگیرد؛ همچنین از تابستان سال گذشته تاکنون، دورهای ویژه توانمندسازی برای همکاران فرهنگی تدارک دیدیم و از آذر تا اسفند چهار جلسه حضوری برگزار کردیم که با حضور بیش از دوهزارو500 نفر از فرهنگیان همراه شد. در این جلسهها ما نگاه راهحلمحوری به تمامی مشکلات و چالشهای احتمالی در سیستم داشتیم. تابستان امسال نیز “امیدآفرینی و تقویت هویت ملی” را داشتیم که بهویژه روی مهارتهای ارتباطی و کنترل هیجانها کار کردیم. اکنون هر مدرسهای موظف است چنین جلسههایی را برگزار کند؛ زیرا این مسئله حلقه مفقوده آموزش بود.برای اولینبار در اصفهان، مدرسهای به اسم “مدرسه اولیا” کلنگزنی شده و در حال ساخت است. این مدرسه قرار است با مشارکت اولیا ساخته شود و بهکارگیری ظرفیتها، مشارکت مردم و در نهایت مردمیکردن نهضت توسعه عدالت آموزشی، از جمله اهداف این پروژه است. این نگاه ویژه اهمیتی دارد که باید در مسئولان نیز نهادینه شود.»
مشکلات ساختاری مانع اجرای الگوهای پیشرفته
رئیس اداره انجمن اولیاومربیان استان دراینباره میگوید: «در حال حاضر الگوی ما در انجمن اولیاومربیان، الگوی اجرایی در کشورهای پیشرفته است؛ اما در این میان برخی از زیرساختها مشکل دارند؛ مثلا تعداد دانشآموزان در کلاسها بسیار بالا بوده و نیرو بهازای دانشآموز خیلی کم است. در برخی از کشورها حتی تعیین معلم نیز برعهده انجمن اولیاومربیان است؛ اما هنوز زیرساخت این کار در کشور ما فراهم نیست و احساس مسئولیتپذیری اجتماعی هنوز به حد مطلوب نرسیده است.
هر آنچه ما به حد مطلوبش نرسیدهایم، ریشه در هر دو نهاد “اولیا” و “مربیان” دارد. توانمندسازی دوجانبه اولیاومربیان برای ارتقای سلامت روان آنها، آموزش مهارتهای ارتباطی، کنترل هیجان و دیدگاه سیستمی، ازجمله کارهایی است که در صورت داشتن بودجه، باید در اولویت قرار داد. اگر دیدگاه سیستمی توسعه یابد، والدین دانشآموزان و مدیران و مربیان، یکدیگر را از جنس خود میبینند و همدلی و همافزایی خواهند داشت.» گزارش حاضر نشان میدهد که ارتباط مؤثر بین خانواده و مدرسه، بهرغم تأکیدهای دینی و اسناد بالادستی، در عمل با چالشهای ساختاری، نگرشی و اجرایی روبهروست؛ درحالیکه مدارس تحولخواه با ایجاد فضای مشارکتی، شفافیت و گزینش متقابل، زیستبوم تربیتی پویاتری را شکل دادهاند، مدارس دولتی غالبا درگیر بوروکراسی، نگاه یکسویه و فقدان انعطاف هستند. تحقق پیوند واقعی بین خانه و مدرسه، نیازمند تغییر نگرش، توانمندسازی اولیاومربیان و اصلاح سازوکارهای مدیریتی است.