به گزارش اصفهان زیبا؛ چالشهای پرستاران تمامی ندارد! هرچند هر سال و در آستانه روز پرستار، وعده و وعیدهای بسیاری در رابطه با بهبود وضعیت شغلی پرستاران از زبان متولیان حوزه سلامت جاری میشود، اما با این وجود، بسیاری از این افراد میگویند همچنان در گذران زندگی خود دچار مشکل هستند و وضعیت معیشتی و همچنین فشار کاری بالا باعث شده تا آنها بیانگیزه شوند و از شغل خود، رضایت چندانی نداشته باشند؛ موضوعی که در مهاجرت سالانه 5هزار پرستار و همچنین کمبود شدید این نیروها در مراکز درمانی مؤثر است و تهدیدی برای نظام سلامت به شمار میآید. احمدنجاتیان، رئیس سازمان نظام پرستاری در گفتوگو با «اصفهان زیبا» به بررسی مشکلات و چالشها و همچنین ارائه راهکارهایی برای بهبود وضعیت پرستاران پرداخته است.
مدتهاست که متولیان حوزه سلامت از کمبود پرستارسخن میگویند و هشدار میدهند. درحال حاضر چه تعداد، کمبود پرستار در کشور احساس میشود و آیا این مساله مربوط به استانهای خاصی است؟
در کشور کمبود پرستار وجود دارد؛ البته دولتها به روشهای مختلف سعی کردهاند آن را جبران کنند. در حال حاضر، با کمبود حداقل 100 هزار نیروی پرستاری در کشور مواجه هستیم و اگربخواهیم به شرایط مطلوب برسیم باید بیش از ۱۰۰ هزار نفر دیگر به این تعداد اضافه کنیم. از سوی دیگر، هر سال نیز حدود ۵ هزار پرستار از کشور مهاجرت میکنند. کمبود پرستار در تهران هم بهتدریج شبیه مناطق محروم شده است.
آیا در بخش خصوصی نیز این کمبود احساس میشود؟
بله، اما بخش خصوصی سعی میکند از طریق شیفت دوم، نیروهای خود را تأمین کند. گاهی بعضی افراد که ممکن است در گروه پرستاری نباشند نیز برای جبران نیرو استفاده میشوند و به این شکل سیستم اداره میشود. با این حال، در بخش خصوصی نیز کمبود پرستار کاملا محسوس است.
آیا فکری شده است که این کمبود پرستار چطور جبران شود؟
دولتها رویکردهای مختلفی در این زمینه داشتهاند؛ یکی از راهکارها افزایش ظرفیت آموزش پرستاری بوده تا افراد بیشتری آموزش ببینند. راهکار دوم نیز افزایش استخدامها بوده است. اما به نظر میرسد در کنار این دو، باید تدابیر دیگری نیز اتخاذ شود. اکنون از نظر آموزش پرستار کمبودی احساس نمیشود و تعداد کافی نیرو در حال آموزش است؛ بنابراین مشکل اصلی در حال حاضر آموزش نیست، بلکه باید برای استخدام و نگهداشت نیروها تلاش بیشتری صورت گیرد؛ چرا که حتی نیروهای استخدامشده نیز بهسختی در سیستم حفظ میشوند و باید برای نگهداشت آنها سیاستهای موثرتری اجرا شود.
چه باید کرد تا پرستاران با انگیزه بیشتری کار کنند؟
قطعا در مرحله نخست، بهبود وضعیت معیشتی و افزایش حقوق پایه بسیار اهمیت دارد، زیرا این موضوع بر حقوق بازنشستگی نیز تأثیر میگذارد. همچنین، ارائه تسهیلات و مزایای شغلی – همانگونه که در سایر دستگاهها اجرا میشود – در حوزه بهداشت و درمان هم باید جدیتر دنبال شود. رفاهیات، گردشگری و تسهیلات مسکن میتوانند از جمله راهکارهای دیگری باشد که در کنار افزایش حقوق و بهبود وضعیت معیشتی، به حفظ نیروها کمک کند. همچنین، اجرای عدالت در پرداخت میتواند محیط کاری را برای پرستاران جذابتر سازد.
پرستاران سالهاست از وضعیت حقوق و دستمزد خود، تأخیر در پرداخت کارانهها و نبود عدالت در پرداختها گلایه دارند. هر سال در آستانه روز پرستار وعدههای بسیاری هم به آنها داده میشود، اما پس از آن این وعدهها خیلی زود فراموش میشوند و تغییری در وضعیت پرستاران حاصل نمیشود!
برخی از مشکلات، ریشهای و قدیمی هستند و هنوز حل نشدهاند، اما نمیتوان گفت هیچ پیشرفتی در رابطه با بهبود شرایط پرستاران حاصل نشده است. از سال گذشته تاکنون دو اتفاق مثبت رخ داده است؛ یکی افزایش اضافهکار و دیگری بهروز شدن پرداختها که از منابع دولتی انجام میشود. در حال حاضر تقریبامعوقهای در پرداخت اضافهکارها وجود ندارد یا بسیار اندک است، چراکه دولت هر ماه آن را تأمین میکند. بخشی از معوقات سال گذشته نیز کاهش یافته است؛ در سال گذشته میانگین تأخیر پرداختها ۹ ماه بود، اما اکنون این عدد به حدود ۷ ماه رسیده است. همچنین تعرفهها نیز افزایش یافتهاند، ولی واقعیت این است که همه این اصلاحات از تورم کشور عقبتر هستند و تأثیرشان در معیشت کارکنان کمتر احساس میشود. به نظر میرسد تنها در صورتی که تورم عمومی کشور کنترل شود، اثر این دستاوردها واقعیتر و ملموستر خواهد شد.
این شرایط تا چه میزان باعث تحمیل فشار کاری و روانی بر سایر پرستارهاست؟
در حال حاضر، هر پرستار حدود ۸۰ ساعت اضافهکار دارد که بهصورت اجباری انجام میشود. بهعبارتی، هر پرستار به اندازهی یک و نیم پرستار کار میکند. به دلیل کمبود نیرو، تعداد بیماران تحت مراقبت هر پرستار نیز حدود یک و نیم برابر حد معمول است. برای مثال، اگر در بخش داخلی باید پنج بیمار به یک پرستار سپرده شود، معمولا هفت بیمار به او سپرده میشود. در نتیجه، پرستاران از نظر زمان و حجم کار جای چند نفر فعالیت میکنند. از آنجا که حدود ۷۰ درصد پرستاران زن هستند و در خانه نیز وظایف دیگری دارند، فشار کاری آنها بسیار سنگینتر است.
در شرایط بحرانی چطور؟
طبیعتا حجم فشاری که به پرستاران تحمیل میشود، در این شرایط بیشتر است؛ این موضوع صرفابه شرایط بحران مثل جنگ 12 روزهای که پشت سر گذاشتیم، معطوف نمیشود؛ بلکه در شرایطی مثل آلودگی هوا، با تعطیلی مدارس و ادارات، بار کاری بیمارستانها افزایش مییابد. در فصول سرد نیز بهعلت شیوع بیماریهایی مانند آنفلوآنزا و سرماخوردگی، بخش اطفال و کودکان بسیار شلوغ میشود؛ بنابراین ما باید برای چنین شرایطی ظرفیت خالی داشته باشیم؛ اما در حال حاضر این ظرفیت محدود است. در زمان جنگ نیز بخشی از اعمال جراحی غیرضروری تعطیل میشد و به همین دلیل کمبود نیرو کمتر احساس میشد؛ اما اگر امروز در شرایط بحرانی، خدمات عمومی ادامه یابد، قطعا تابآوری سیستم سلامت کشور پایین است.
به غیر از بهبود معیشت، آیا میتوان جذابیتهای دیگری برای افزایش انگیزه پرستاران در نظر گرفت؟
حتما. در کشورهای دیگر تجربههای موفقی وجود دارد. جایگاه اجتماعی و احترام در نظام سلامت اهمیت زیادی دارد. اگر منابع مالی محدود است، حداقل باید عدالت در برخورد و احترام میان گروهها رعایت شود. همچنین دولت میتواند از طریق ارائه خدمات گردشگری و رفاهی با قیمت مناسب به پرستاران کمک کند. تغییر در نظام مالیاتی نیز مؤثر است؛ در حالی که برخی اقشار از معافیتهای مالیاتی برخوردارند، پرستاران چنین امکانی ندارند. در زمینهمسکن و خودرو نیز میتوان تسهیلاتی فراهم کرد تا به حفظ نیروها کمک شود.
آیا مهاجرت پرستاران، فقط به دلیل حقوق و مزایا اتفاق میافتد؟
مهاجرت پدیدهای چندبعدی است. یکی از عوامل اصلی آن، حقوق و مزایا است، اما عوامل دیگری نیز در آن نقش دارند؛ از جمله وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور، شرایط نظام سلامت و میزان امید کارکنان به آینده شغلی خود. همچنین، تقاضای بالای بازار کار خارجی برای پرستاران نیز مشوقی برای مهاجرت است.
آیا کمبود نیرو به دلیل کاهش ورود یا ترک شغل از سوی پرستاران است؟
از نظر آموزش مشکلی نداریم و متقاضی به اندازه کافی وجود دارد؛ اما بخشی از افراد حتی پیش از اتمام دوره رسمی خدمت خود مهاجرت میکنند. بعضی دیگر نیز با پایان دوران تعهد، تجربه کافی کسب میکنند و تمایل به خروج از کشور دارند. از سوی دیگر، میزان استخدامها در کشور کافی نیست. در چند سال اخیر، سالانه حدود چهار تا پنج هزار پرستاراستخدام شدهاند، در حالی که حدود ۱۵ هزار نفر فارغالتحصیل میشوند. بنابراین بسیاری از آنها به مشاغل دیگر روی میآورند یا خانهنشین میشوند؛ پس لازم است برای جذب و بهکارگیری این نیروهای جدید برنامهریزی جدیتری انجام شود.
گفته میشود به دلیل وضعیت معیشتی و حقوق ناکافی، بسیاری از پرستاران مجبور به انتخاب شغل دوم نیز هستند. چندشغله بودن پرستاران چه تأثیری بر نحوه ارائه خدمات توسط آنها دارد؟
طبق قانون بهرهوری، حداقل ساعت مجاز کار برای اضافهکاری ۸۰ ساعت تعیین شده است و در صورت نیاز میتوان تا این میزان اضافهکار انجام داد. اما واقعیت این است که همین مقدار نیز سنگین است و باید برای کاهش آن تلاش شود. اگر پرستار علاوه بر اضافهکار، شغل دیگری نیز داشته باشد، بدون شک کیفیت خدمت، رضایتمندی بیماران و حتی آمار مرگومیر تحتتأثیر قرار خواهد گرفت.
آیا این کمبود باعث شده تا اکنون بخشی از بیمارستانها خالی مانده باشد؟
بله، در حال حاضر بخشهایی از بیمارستانها به دلیل نبود پرستار تعطیل شدهاند؛ بهویژه واحدهای ویژه که به پرستاران ماهر نیاز دارند. با وجود تجهیزات گرانقیمت و نیاز بیماران، گاهی به دلیل کمبود نیرو بخشها غیرفعال شده یا افتتاح نشدهاند.
این مسأله چه پیامدیهایی در کوتاهمدت و بلندمدت دارد؟
مسلما کمبود پرستار و کاهش ارائه خدمات درمانی در کوتاهمدت نارضایتی مردم را در پی دارد؛ چون بیماران انتظار دارند پرستار با برخوردی مناسب و لبخند بر بالینشان حاضر شود. علاوه بر این، نبود پرستار کافی به فرسودگی نیروهای فعال منجر میشود و پس از ۱۰ تا ۱۵ سال آنها را فرسوده و خسته میبینیم. در بلندمدت نیز تابآوری نظام سلامت در شرایط بحرانی کاهش مییابد و بیمارستانها بهتدریج به سمت خالیتر شدن از نیرو پیش میروند.