متغیرهای اثرگذار در اختلافات ایران و طالبان

در پی شهادت فرمانده پاسگاه مرزی در منطقه «ساسولی» (حوزه هنگ مرزی زابل) در اواخر اردیبهشت‌، صبح روز شنبه (ششم خرداد) پاسگاه ساسولی بار دیگر موردحمله عناصر طالبان قرار گرفت و در حین این درگیری دو تن از مرزبانان کشورمان را از دست دادیم و دو شهروند سیستانی دیگر نیز زخمی شدند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ در پی شهادت فرمانده پاسگاه مرزی در منطقه «ساسولی» (حوزه هنگ مرزی زابل) در اواخر اردیبهشت‌، صبح روز شنبه (ششم خرداد) پاسگاه ساسولی بار دیگر موردحمله عناصر طالبان قرار گرفت و در حین این درگیری دو تن از مرزبانان کشورمان را از دست دادیم و دو شهروند سیستانی دیگر نیز زخمی شدند.

اتفاقی که با اقدام نسنجیده و بدون در‌نظر‌گرفتن و رعایت قوانین بین‌المللی و حسن هم‌جواری نیروهای طالبان با تیراندازی از طریق انواع سلاح به وجود آمد و با واکنش قاطعانه مرزبانان کشورمان ادامه پیدا کرد و به‌نوعی تنش میان ایران و افغانستان را تقویت کرد. برخی کارشناسان منشأ این درگیری‌ها و اختلافات را مرتبط با تنش‌های آبی میان ایران و افغانستان طی هفته‌های گذشته می‌دانند و برخی دیگر اما از نقش مؤثر دیگر متغیرها بر اختلافات دو کشور همچون شرایط مرزی دو کشور و غیررسمی بودن دولت طالبان و عدم اطلاع آن‌ها از قوانین می‌گویند.

سید احمد فاطمی‌نژاد، عضو هیئت‌علمی دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با «اصفهان زیبا» به این متغیرهای اثرگذار در تشدید اختلافات میان ایران و طالبان اشاره کرد و از چشم‌انداز روابط دو کشور گفت. به گفته این تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل مسئله آب تنها موضوع موردبحث ایران و طالبان نیست و برای کاهش تنش‌ها ایران باید جدای از دیپلماسی نرم از دیگر گزینه‌های خود برای مقابله با طالبان رونمایی کند. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

هم‌زمان با بالا گرفتن اختلافات میان ایران و طالبان بر سر مسئله آب، روز شنبه این تنش‌ها با حمله مسلحانه عناصر طالبان به پاسگاه مرزی کشورمان تقویت شد. آیا به اعتقاد شما آب تنها موضوع اختلاف و محل بحث دو طرف است؟

خیر. در رابطه با اختلافات ایران و طالبان چند نکته قابل‌توجه وجود دارد. اول اینکه نباید این اختلاف اخیر را با منشأ اختلافات آبی تعریف کنیم. درست است که مسئله آب طی سال‌های گذشته تاکنون متغیری اثرگذار در اختلاف ایران و طالبان بوده است که با عدم رعایت معاهده دوجانبه‌ای از سمت افغانستان و عدم پایبندی آن‌ها به مفاد این توافقنامه و همچنین عدم اجازه آن‌ها به کشورمان برای بازدید از مخازن آبی این کشور طی روزهای اخیر شدت گرفته است، اما این موضوع تنها یکی از دلایل اختلاف ایران و طالبان است و متغیرهای اثرگذار دیگری هم وجود دارند.

چه متغیرهایی که این روزها درگیری‌های مسلحانه در مرزها و شهادت مرزبانان کشورمان را رقم زده است؟

مرز طولانی و پر ریسک میان ایران و افغانستان که در برخی از نقاط غیرقابل‌کنترل است و شرایط نفوذ با اقداماتی غیرقانونی از سمت طالبان را به وجود آورده است، ازجمله متغیرهای مؤثر در این اختلافات است. دیگر مسئله اثرگذار در اختلافات مرزی به بی‌اطلاعی و ناآشنایی طالبان از پروتکل‌ها، تشریفات و موارد قانونی مرزی برمی‌گردد. شناخت نادرست طالبان از قوانین مرزهای دو کشور باعث شده است آن‌ها واکنش‌های شدیدی را در شرایط مختلف از خود نشان دهند.

نکته بعدی این است که نیروهای طالبان که به‌عنوان مرزبان مشغول کار هستند، برای این کار آموزش ندیدند. این نیروها عمدتا همان شبه‌نظامیانی هستند که درگذشته و در عملیات‌های ایذایی بر علیه دولت افغانستان همراه با نیروهای خارجی فعالیت می‌کردند. همان‌هایی که دانشی در رابطه با قوانین مرزی ندارند و بی‌اطلاعی از قوانین منجر به اقدامات نامتعارف از سوی آن‌ها می‌شود.

متغیر اثرگذار بعدی بر روابط کشور بی‌ثباتی و عدم شناسایی طالبان به‌عنوان یک دولت غیررسمی است؛ اینکه هیچ کشوری طالبان را به‌عنوان یک دولت رسمی و قانونی به حساب نمی‌آورد و این شرایط باعث می‌شود رفتار این بازیگران برای همسایگان دردسرساز شود. درواقع طالبان تنها برای ایران دردسرساز نیست، بلکه برای همه کشورهای همسایه افغانستان همچون تاجیکستان، ازبکستان و حتی برای پاکستان هم مشکل ایجاد می‌کند.

طی ماه‌ها و سال‌های گذشته در موارد متعدد شاهد برخورد شدید نیروهای مرزبان پاکستانی با طالبان بوده‌ایم که نشان می‌دهد، روابط این بازیگران با کشورهای دیگر هم دچار مشکل است. به عبارتی فعالیت طالبان به‌عنوان یک بازیگر غیرقانونی بر اختلافات میان طالبان و کشورهای هم‌جوار افغانستان تأثیرگذار است.

با توجه به فضای اخیر میان ایران و طالبان از چشم‌انداز روابط این دو بازیگر منطقه‌ای بگویید…

طبیعتا هر اتفاقی همچون تنش اخیر میان ایران و طالبان ریسک‌ها و پیامدهایی در پی دارد. در این میان سیاستی که جمهوری اسلامی ایران باید در نظر داشته باشد این است که به هر سبک ممکن در پی مدیریت تنش با طالبان باشد؛چراکه طالبان عملا چیزی برای از‌دست‌دادن ندارد و بازیگر خطرناکی است.

باید هم‌زمان هم با قدرت و هم با دیپلماسی آن‌ها را کنترل و دفع شر کرد. تمرکز ایران بر مسئله طالبان باید با پیدا کردن الگوهایی برای دفع شر طالبان همراه شود. ایران باید در این مسیر برنامه‌ریزی کند؛ چراکه هرگونه تنش و برخورد چندان به نفع ایران نیست. البته این بدان معنی نیست که در مقابل آن‌ها کوتاه بیاییم؛ اما از طرفی نباید این اختلافات را به سمت یک درگیری افسارگسیخته هم بکشانیم. اگر درگیری‌ها بالا گیرد، بازیگران ثالث در این میان سعی خواهند کرد به ایران ضربه بزنند.

آیا ادامه دیپلماسی گذشته ایران در مقابله با طالبان با در‌نظر‌گرفتن اقدامات غیرمسئولانه اخیر آن‌ها هم‌اکنون کارساز و قابل‌تأیید است؟

به عقیده بنده ما باید همان دیپلماسی نرمی که با طالبان داشته‌ایم، ادامه دهیم و هم‌زمان از دیگر گزینه‌های جایگزین نیز در مقابله با طالبان رونمایی کنیم. به‌عنوان‌مثال باید روابط خود را با گروه‌های مخالف طالبان تقویت کنیم. ایران در مقطعی به گروه‌های مخالف طالبان در افغانستان بی‌توجهی کرد.

در حال حاضر نیاز به توازن رفتار با همه گروه‌ها در افغانستان از سمت کشورمان وجود دارد. البته نباید در این مسیر حمایت مستقیم علیه طالبان صورت بگیرد، بلکه می‌توان با سازمان‌دهی مؤثر فضا را برای طرح دیدگاه‌های گروه‌های مختلف در افغانستان ایجاد کرد تا طالبان متوجه شود ایران به‌جز دیپلماسی نرم، گزینه‌های دیگری بر روی میز دارد و دستش خالی نیست. به عقیده بنده این راهبرد مؤثرترین سیاست ایران در رابطه با طالبان خواهد بود.

اختلاف میان مقامات طالبان به شکلی که مواضع گوناگون و ضد هم را در رابطه با ایران مطرح می‌کنند، بسیار دیده می‌شود. چرا؟

این اختلاف مواضع طالبان نسبت به ایران، به این برمی‌گردد که در افغانستان یک حکومت رسمی با سلسله‌مراتب و قوانین مشخص و رسمی وجود ندارد. طالبان بیابان‌گردانی هستند که هم‌اکنون بر قدرت مسلط شده‌اند و میان آن‌ها تعریف درستی از نقش‌ها، جایگاه‌ها و سلسله‌مراتب به‌مثابه یک حکومت مدرن به‌درستی اتفاق نیفتاده است. هر ملایی در جایگاه خود اظهاراتی را مطرح می‌کند، که این اظهارات می‌تواند متفاوت و گوناگون از دیگر ملاها باشد. ایران باید تلاش کند تا حد امکان با حلقه‌های رسمی‌تر طالبان مذاکرات را صورت دهد تا بتواند افراطیون طالبان را کنترل کند.

آیا با این اختلافات قومی سیاسی در طالبان، حمله روز شنبه به پاسگاه مرزی ایران با دستور از سمت مقامات رسمی طالبان صورت گرفته است؟

مسلما دستور برای حمله وجود داشته است. البته در بین مقامات طالبان دسته‌بندی‌هایی وجود دارد و جناح‌های مختلف با یکدیگر در رقابت هستند. به‌عنوان‌مثال وزیر دفاع طالبان، ملایعقوب پسر ملاعمر با شبکه حقانی‌ها در افغانستان از یک طرف و از طرف دیگر با هیبت‌الله آخوندزاده در رقابت است و با آن‌ها اختلاف عقیده دارد و تلاش می‌کند موضع و جایگاه خود را در میان طالبان محکم کند.

به نظر می‌آید که فیلم‌های منتشرشده در روز شنبه از نوع کلیپ‌های تبلیغاتی بود که از سمت ملایعقوب منتشر شده است تا به رقبای خود بفهماند، قدرت برتر از آن اوست. ایران نیز باید با همه این افراد مطرح که در طالبان پرنفوذ هستند و دیدگاه‌های مختلفی را نمایندگی می‌کنند، ارتباط برقرار کند و از تنش‌ها و خرابکاری آن‌ها در آینده بکاهد.

مسئله دیوارکشی ایران در مرز مشترک با افغانستان چیست؟ طالبان در توجیه حمله خود به پاسگاه مرزی ایران این اقدام ایران را هم بهانه کرده است.

یکی از راه‌حل‌هایی که در قوانین مرزی کشورها وجود دارد، دیوارکشی میان مرزهاست تا از این طریق در مناطق پرنفوذ مرزی از نفوذ فزاینده افراطیون و مهاجران غیرقانونی و تروریست‌ها جلوگیری شود. طالبان اما با عدم آگاهی از این موضوع که هر کشوری حق این کار را دارد، برخوردهایی را همچون حملات روز شنبه به مرزبانان ایرانی انجام می‌دهد.