قلم‌های بی‌صدا؛ پیام‌های ماندگار

من فکر می‌کنم هنرمند آینه است؛ یعنی آنچه حقیقت جامعه است، منعکس می‌کند. در شرایطی که گردوغبار جنگ، انتشار نور پیروزی را به‌سختی میسر می‌کرد، آنچه حقیقت را به جامعه نشان داد، هنر بود.

به گزارش اصفهان زیبا؛ من فکر می‌کنم هنرمند آینه است؛ یعنی آنچه حقیقت جامعه است، منعکس می‌کند. در شرایطی که گردوغبار جنگ، انتشار نور پیروزی را به‌سختی میسر می‌کرد، آنچه حقیقت را به جامعه نشان داد، هنر بود.

هنر خوش‌نویسی ازجمله هنرهای وزین و نجیب ایرانی است که در مواجهه با دیدگان، دیری نمی‌پاید که مرغک اندیشه را به آسمان تداعی ایران پرواز می‌دهد. آنچه هنرمندان خوش‌نویس در جنگ دوازده‌روزه انجام دادند هم از همین قرار بود؛ مثلا، در همان ساعت‌ها و روزهای ابتدایی جنگ، اشعار حماسی دیوان فردوسی مانند «چو ایران نباشد تن من مباد» در فضای مجازی با خط خوش‌نویسان مختلف منتشر شد و برای همیشه عشق به ایران را در قلب‌های مردم قاب کرد.

وقتی مقام معظم رهبری فرمودند: «ای ایران بخوان…» روح پریشان جامعه، مجموع شد. همین خاصیت تسلی‌دادن و به وحدت رساندن هنر است که برای مردم ایران همواره پایگاهی امن و فرصتی برای بازیابی هویت ملی فراهم می‌کند. هنر یک جمع را به هم پیوند می‌دهد و مانند آینه تمام جسارت‌ها و پیروزی‌های تاریخی آن‌ها را به خودشان و به دیگران نشان می‌دهد؛ دیوارنویسی‌های خوش‌نویسی میدان هفت‌تیر، کنش اجتماعی هنر خوش‌نویسی بود برای نمایش هرچه زیباتر واژه‌هایی که هویت ملی ما را نمایندگی می‌کنند.

آیا هنر می‌تواند به‌غیر از اهمیت‌سازی و اثرگذاری بر حیطه‌های فرهنگی، کنش سیاسی و اجتماعی مطلوبی را هم به سرانجام برساند؟

مهدیه اسفندیاری، دختر عزیز ایران که ماه‌ها به ستم در مهد دموکراسی دنیا زندانی بود، آزاد شد. رژیم صهیونیستی که زمانی تصرف کامل غزه را هدف کوچکی برای خود می‌پنداشت، پس از دو سال ناتوانی در شکست حماس و مردم مقاوم و ایستاده غزه با خواری تمام وارد آتش‌بس شد و در تمام این مدت، هنر نقش مهمی در به‌انجام‌رساندن این سرانجام‌های انسانی و الهی در دنیا داشت. حرکت‌های انتقادی هنرمندان آزاده که هیچ‌رقم ظلم و بی‌عدالتی باروحیه عدالت‌طلب آن‌ها سازگار نیست، منجر شد به ایجاد طوفان‌هایی از مطالبه‌های مردمی و همین تصمیم‌های کلان سیاسی دنیا را دستخوش تغییر کرد.

در گفت‌وگو با استاد منصور حسن‌زاده، مدرس انجمن خوش‌نویسان ایران، به بررسی نقش «هنر متعهد»، به‌ویژه خوش‌نویسی، در ایجاد وحدت و هویت‌یابی جمعی پس از دفاع مقدس دوازده‌روزه می‌پردازیم. آنچه در ادامه می‌خوانید، مروری است بر دیدگاه‌های این هنرمند درباره نسبت خوش‌نویسی با مقاومت، رسالت فرهنگی قلم و کاغذ و جایگاه این هنر اصیل در پیوند فرد با جامعه و حرکت به‌سوی هنری توحیدی‌محور.

پیش‌ازاین در جوامع مختلف هنری، گاهی پراکندگی‌ها و خودباختگی‌هایی دیده می‌شد؛ از نظر شما جنگ دوازده‌روزه و مقاومت مردمی توانست به افزایش هویت‌یابی و وحدت میان هنرمندان یک‌رشته هم منجر شود؟

با این مسئله موافقم؛ به‌ویژه اینکه پس از جنگ شرایطی پدید آمد که همه دریافتند با هر مهارتی و با داشته‌هایشان باید دردی را از ایران دوا کنند؛ جامعه هنری و جامعه خوش‌نویسان نیز از این جریان جدا نبودند. بسیاری از هنرمندان که مدت‌ها بود راه را اشتباه رفته بودند، دوباره مسیر خود را پیدا کردند و حتی نیروی اراده خود را به نیروی اراده و اشتیاق مردم گره زدند. در لحظه‌هایی از جنگ، این مردم بوند که به هنرمندان هویت می‌دادند و به آن‌ها امید می‌بخشیدند. تک‌تک این لحظه‌های درخشان در دفاع مقدس دوازده‌روزه بود که روایت صحیح ما را در مظلومیت‌ها و اقتدارها تثبیت کرد.

هنرمند پلی به درون خود می‌زند و پلی به بیرون از خودش. هر هنرمند خوش‌نویس در این میدان، یک سرباز فرهنگی است که قلم، سلاح او بوده و کاغذ برایش کارزار جنگ‌آوری است. هنرمند از جهان خشونت و ستم خطی می‌کشد به جهان صلح و عدالت و صدای خش‌خش این نبرد میان کاغذ و قلم همچنان ادامه خواهد داشت تا زمانی که ظهور حضرت صاحب‌الزمان(عج) رخ دهد.

اگرچه خوش‌نویسی از هنرهای اصیل ایرانی است که همواره همگام و پیشگام با انقلاب و مردم بوده، اما امروز کمتر کسی آن را هنر مقاومت می‌داند. با این فرض موافق‌اید؟

تا حدودی بله. خوش‌نویسی نیز مانند تمام هنرها باید نسبت خود با مقاومت را تعریف کرده و جایگاه خودش را در هنر مقاومت پیدا کند؛ با‌وجوداین، فکر می‌کنم علت را به‌غیراز هنرمندان، در مخاطبان نیز می‌توان جست‌وجو کرد؛ هنرهایی که صوت و تصاویر متحرک را درگیر می‌کنند؛ مانند سینمای مقاومت و موسیقی مقاومت، در لحظه مخاطب را به کنش وامی‌دارند و حتی ممکن است به علت توانایی سریع انتقال پیام منجر به رخ‌دادن کنش‌های جمعی در طول مدت‌زمان کوتاهی بشوند؛ اما خوش‌نویسی اساسا هنری است که ارزش آن با گذشت زمان مشخص‌شده و هرچه از آن بگذرد، ارزنده‌تر می‌شود. امروز در دنیای هنر می‌بینیم که محتوای خطی متعلق به هزار یا هزار و پانصد سال پیش، وقتی کشف می‌شود انقلاب و هیاهویی در دنیای هنر به پا کرده و ناگهان انسان را با درون‌مایه‌های عمیق فرهنگی جوامع هزاره‌های پیشین آشنا می‌کند. خوش‌نویسی هنر آینده است و آیندگان به واسطه آن می‌توانند امروز فرهنگ ما را بیشتر فهم کنند.

شاید پرسشم به نظر عجیب بیاید، اما می‌خواهم بپرسم که از دید شما وحدتی که خوش‌نویس باهنر خود پیدا می‌کند، می‌تواند به وحدت فرد با جامعه منجر شود؟

حقیقتش پرسش خوبی است؛ ولی پاسخ‌دادن به آن به نگرشی عمیق و عرفانی نیاز دارد. همین‌قدر بگویم که تکثرها و کثرت‌ها در عالم هستی زیاد است؛ وحدت اما نمودار یکتایی و یکرنگی و یگانگی در دنیا بوده و هنرمند مهاجری است از «مَن عَرَفَ نَفسَهُ» به «فَقَد عَرَفَ رَبَّه»؛ هنرمند از کثرت درون خود باهنر به وحدت می‌رسد و اینجا جایی است که معنای حقیقی «هو» را درمی‌یابد.

هنرمندی که «هو» را دریافت، خودبه‌خود می‌شود مرکز دایره‌ای که آحاد مردم با طواف گرد آن می‌رسند به توحید. از پیامبراکرم(ص) حدیث داریم که: «هر کس بسم الله الرحمن الرحیم را برای بزرگداشت خدا زیبا بنویسد، خداوند او را می‌بخشد.»شاید یکی از تعبیرهای این حدیث نورانی و دلایل ارزش نوشتن بسم الله الرحمن الرحیم همین مسیری باشد که هنرمند در سیروسلوک خود برای رسیدن به آن نقطه طی می‌کند و درنهایت خود، آینه فیض الهی می‌شود.

ازآنجایی‌که اصفهان مهد فرهنگ و هنر است و خوش‌نویسی یکی از هنرهای سرآمد استان اصفهان بوده، می‌خواهیم وضعیت این هنر در استان را از شما جویا شویم. جنبش‌های عدالت‌طلب دانشجویی برای بهترشدن شرایط هنر خوش‌نویسی چه مطالبه‌ای می‌توانند داشته باشند؟

استان اصفهان از حیث هنر و هنرمند غنی است؛ اما آنچه آینده را رقم می‌زند، یک وجهش هنرمند است و وجه دیگرش به حکمران‌های هنری ارتباط دارد؛ هنرمند هنر را می‌آموزد و آن را به شیوه‌ای نیکو مجسم می‌کند و آموزش می‌دهد؛ اما عرصه اشاعه و نمایش هنر را حکمران هنری رقم می‌زند و این حکمرانان هنری هستند که می‌بایست با برگزاری رویدادها و مسابقات مختلف، هنر را به متن جامعه بیاورند و جایگاهش را محکم ‌کنند؛ جنبش‌ها و تشکل‌های دانشجویی، به‌ویژه بسیج دانشجویی که نقش محوری در عدالت‌طلبی دانشگاه و جامعه ایفا می‌کند، بهتر است دلسوزانه بابت آینده میراث ملموس و ناملموس فرهنگی بوم خویش تلاش کنند و بکوشند جایگاه هنر متعالی را تحکیم کنند تا دست کوتاه‌قامتان خود هنرمند خوانده را از عرصه پاک فرهنگ و هنر و هویت ملی ما کوتاه کنند و وحدت حاصل از هنر را حول هنر توحیدی شکل دهند.

در جنگ دوازده‌روزه، هنرمندان خوش‌نویس با بهره‌گیری از اصیل‌ترین فرم‌های بصری ایرانی، نقشی بی‌بدیل در تثبیت و تقویت هویت ملی ایفا کردند. آنان با خلق آثاری برخاسته از عمق فرهنگ و ادبیات حماسی ایران، از فردوسی تا شعارهای معاصر، نه‌تنها به تسلی دل‌ها و ایجاد وحدت پرداختند، بلکه «روایتگر» صحیحی از رشادت‌ها، مظلومیت‌ها و اقتدار ملت ایران بودند. خوش‌نویسی در آن ایام، به یک کنش اجتماعی و سیاسی مؤثر تبدیل شد و نشان داد که هنری آینده‌نگر است و نقش آن در مقاومت، اگرچه گاهی کم‌رنگ تصور می‌شود، با ایجاد وحدت در کثرت و ثبت حقیقت برای آیندگان، ماندگار و تعیین‌کننده است. آینده این هنر اصیل نیز در گروی توجه حکمرانان فرهنگی و مطالبه‌گری جنبش‌های دانشجویی برای حفظ جایگاه راستین آن در متن جامعه و حول محور هنر توحیدی است.