به گزارش اصفهان زیبا؛ در دوران جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل، روایتی مبنیبر سابقه تاریخی تنش میان یهودیان و ایرانیان از دوره هخامنشیان تاکنون در فضای مجازی دستبهدست و بر نقش و نفوذ همسر یهودی خشایارشا در شکلگیری این تقابلها تأکید میشد. بر اساس روایت مذکور، خشایارشا در یک مهمانی، به همسر خود، وشتی، فرمان داد تا با حالت مستی در برابر مهمانان حاضر شود؛ اما او به دلیل حفظ پاکدامنی از این دستور سرپیچی کرد. در پی این ماجرا، شاه وشتی را طلاق داد و با یک زن یهودی (استر) ازدواج کرد.
برخی این رویداد را سرآغاز نفوذ یهودیان در دربار خشایارشا و زمینهساز توطئه آنها علیه ایران دانستهاند. در این روایت ادعا چنین است که پس از اسکان یهودیان توسط کوروش بزرگ در ایران، آنان با نفوذ در دربار خشایارشا، وقایع مربوط به طلاق وشتی و اعدام هامان (وزیر خشایارشا) را رقم زدهاند و هنوز هم حتی بعد از گذشت قرنها از این ماجرا، روز اعدام هامان را گرامی میدارند و مناسک جشن پوریم را در این روز بهجا میآورند و با خواندن مگیلا (طومار استر)، برگزاری ضیافت و اهدای هدایا به یکدیگر، این رویداد را یادآوری میکنند؛ اما آیا این روایت ازنظر تاریخی مستند و معتبر است؟ آیا رفتار کنونی فرقه انحرافی صهیونیست را میتوان به کل پیروان یهود تعمیم داد؟ پیشینه دقیق جشن پوریم از منظر تاریخی چیست؟ بهمنظور بررسی بیشتر این واقعه و صحتسنجی روایت مذکور، روزنامه اصفهانزیبا، مصاحبهای را با شماری از استادان دانشگاه اصفهان ترتیب داده است.
محمد ملکی
عضو هیئتعلمی گروه تاریخ و ایرانشناسی دانشگاه اصفهان
صحت مطالب کتاب استر یهودیان از نظر تاریخی مورد تردید است
داستان توطئه یهودیان در دربار اَخْشُورُش (خشایارشای یکم، ۴۸۶-۴۶۵ پیش از میلاد) عمدتا در کتاب استر، یکی از کتب مقدس یهودیان آمده است و شواهد تاریخی آن را تأیید نمیکند. در اینجا به اختصار عناصر داستان و پیوندهای تاریخی آن را از کتاب استر پی میگیریم:
کتاب استر، سرگذشت زنی یهودی به نام استر را روایت میکند که پس از طلاق خشایارشا از همسر ایرانی خود، وشتی، ملکه ایران میشود و با کمک پسرعموی خود، مردخای، توطئه هامان برای نابودی یهودیان را خنثی میکند؛ درواقع روایت کتاب مقدس حول محور رهایی یهود از توطئه هامان، وزیر ایرانی خشایارشا میچرخد که پسازآنکه مردخایِ یهودی، از تعظیم در برابر هامان امتناع میکند، او در پی نابودی یهودیان برمیآید؛ اما استر، هویت خود را به خشایارشا فاش کرده و نقشه هامان را افشا میکند.
خشایارشا دستور میدهد هامان را بر دارهایی که برای مردخای آماده کرده بودند، بیاویزند و به یهودیان اجازه میدهد از خود در برابر دشمنانشان دفاع کنند؛ بنابراین، بر اساس کتاب استر، جشن پوریم که در روز چهاردهم آدار برگزار میشود، یادبود رهایی یهودیان ایرانی از مرگی است که وزیر هامان برای آنها برنامهریزی کرده بود؛ ولی یهودیان با مداخله مردخای و دخترعمویش استر، همسر یهودی خشایارشا، نجات یافتند.
در سالهای اخیر، محققان به این نتیجه رسیدهاند که کتاب استر، بهویژه به دلیل تناقضهای تاریخی آشکار در کتاب، بیشتر شبیه یک داستان است تا یک روایت واقعی از ماجرا. خشایارشا مطابق گزارش هرودت نمیتوانسته با یک زن یهودی ازدواج کند؛ زیرا برخلاف رویه پادشاهان پارسی بود که فقط با یکی از هفت خانواده اصلی پارسی ازدواج میکردند.
گزارشهای تاریخی، ثبت کرده است که خشایارشا با آمستریس ازدواج کرده بود، نه با وشتی یا استر. افزون بر این، هیچ سند تاریخی از شخصیتی به نام استر، یا ملکهای به نام وشتی، یا وزیری به نام هامان، یا فرد درباری بلندمرتبهای به نام مردخای وجود ندارد.
بر همین اساس، برخی از مورخان استدلال میکنند که کتاب استر یک روایت تخیلی است و آنها به فقدان شواهد تاریخی مستقل برای تأیید وقایع توصیفشده اشاره میکنند؛ درحالیکه مورخان یهودی که بهشدت پایبند سنن یهودی هستند، معتقدند که این داستان تاریخی است. اشتباه این دسته اخیر آن است که اعتبار تاریخی کتاب استر را که موردبحث است، درنظر نمیگیرند و فقدان سایر اسناد تاریخی را در نظر نگرفته که هیچ اشارهای به وقایع شرحدادهشده در این کتاب، ازجمله وجود ملکه استر، هامان یا مردخای، در سندها نشده است؛ بنابراین انگاشتن روایت استر بهمثابه رخدادی تاریخی، آنهم در دوره خشایارشا، عملی بهدوراز عقل و منطق حاکم بر تاریخ است.
پوریم؛ نوروز یهودیشده
اما در باب جشن پوریم، گرایش عموم محققان بر این است که پوریم در اصل یک جشنواره تجدیدحیات بهاری غیریهودی بوده که توسط یهودیان هم پذیرفتهشده و بعدها مبنای تاریخی به آن داده شده است؛ حتی برخی محققان مانند تئودور گاستر به بهترین شکل، اندیشههای کنونی درباره این جشن پوریم را در اصل، جشن سال نوی ایرانی میدانند که در زمان اعتدال بهاری برگزار میشد؛ بنابراین وقتی یهودیان ایران، آن را به دست گرفتند، همان کاری را کردند که مردم در همهجا انجام میدهند؛ یعنی تطبیق نهادهای وامگرفتهشده با نیازها و دیدگاههای خود.
آنها به یک داستان عامیانه متوسل شدند که به نظر میرسید تمام عناصر اصلی این جشن را در خود جای داده است و از آن (با تغییرات سنجیده) بهعنوان توضیح و توجیه وجود این جشن استفاده کردند؛ باوجوداین، یهودیان جشن پوریم را برای بزرگداشت وقایع این کتاب برگزار میکنند؛ درحالیکه هیچ مدرکی برای اثبات صحت تاریخی این داستان وجود ندارد.
درصورتیکه از صحتوسقم تاریخی داستان چشمپوشی کنیم، وقتی یک خواننده کتاب استر (۳: ۸-۱۵) را میخواند، به بیقانونی و شورش از سوی جامعه یهودیان مهاجر پی میبرد. این روایت بهصراحت بیان میکند که هامان، وزیر خشایارشا، با دو چالش و معضل اصلی در خصوص یهودیان مواجه بوده است: یکی، قوانین مرسوم بین یهودیان بود که با قوانین سایر اقوام متفاوت بود و مسئله دیگر این بود که یهودیان قوانین شاه را رعایت نمیکردند؛ علاوهبراین، برخی از یهودیان به مافوقهای ایرانی بیاحترامی میکردند؛ بهعنواننمونه، مردخای از تعظیم در برابر هامان خودداری میکرد؛ لذا بر مبنای روایت این کتاب شاهنشاه پارسی، خشایارشا، پیشنهاد نابودی یهودیان را پس از گزارش هامان، بهعنوان یک راهحل ممکن تأیید میکند؛ اما نفوذ استر، ملکه یهودی، بر این پادشاه مانع تحقق این نسلکشی میشود.
مطالعات موجود درباره روایت استر (۳: ۸-۱۵)، با جامعه یهودیان مهاجر در ایران، بهرغم نگرش و تمایلات شورشی آنها، همدردی میکند؛ درصورتیکه حتی اگر این روایت از کتاب استر را یک روایت صحیح تاریخی بپنداریم، از منظر امنیتی و دفاعی، باید برای موضع هامان در قبال یهودیان ارزش قائل شد؛ زیرا یهودیان از قوانین پارس سرپیچی میکردند و به مقامات پارسی احترام نمیگذاشتند.
هامان و تصمیمی استراتژیک
افزون بر این، مطالعه کتاب استر با رویکردی روایی، این استدلال را در ذهن متبادر میکند که جامعۀ یهودیان پراکنده، خود با سرپیچی از قوانین پارس، نسلکشی را ترتیب دادند؛ هامان هم بهدرستی وقوع آن را پیشبینی کرده و با خشایارشا در میان گذاشته بود؛ بنابراین میتوان هامان را بهعنوان یک استراتژیست که شورش احتمالی یهودیان را پیشبینی کرد، شورشی که به قتلعام ۷۵هزار نفر ازجمله فرزندان هامان (۹: ۱-۱۰) منجر شد، در نظر گرفت.
گزارش هامان به خشایارشا نشان میدهد که ایران قوانین خاص خود را داشته که بر کل ممالک خود حکومت میکرد. به گفته هامان، جامعه یهودی از این قوانین پیروی نمیکرد. اگرچه پیشنهاد هامان به پادشاه مبنیبر حذف یهودیان، میتواند تصمیم بسیار تندی تلقی شود، میتوان دو سناریوی مطرح را نیز در نظر گرفت: یکی، مسئولیت هامان در حفظ قانون و نظم در سرزمینهای شاهنشاهی ایران و دیگری، تهدید امنیتی ناشی از بیقانونی یهودیان. به نظر میرسد مورد دوم، زمانی که یهودیان علیه شاهنشاهی شورش کردند و هزاران ایرانی را کشتند، تأییدی بر حقانیت پیشنهاد هامان در حذف یهودیان باشد.
نکته دیگر اینکه، نقشه هامان برای نابودی همه مهاجران یهودی به دلیل نافرمانی مردخای از هامان، خود بحثبرانگیز است؛ زیرا روایت کتاب استر این مفهوم را برجسته میکند که عدم تمکین مردخای مبنیبر بیاحترامی به وزیر کشور به این معنی بود که همه یهودیان مهاجر باید نابود شوند؛ اما باید این نکته را درنظر گرفت که هامان نگرش منفی مردخای را بهعنوان نشاندهنده احساس عموم یهودیان با هدف تضعیف اقتدار پارسیان تفسیر میکرد و شاید هم فعالیتهای مجرمانه سایر یهودیان ساکن در شاهنشاهی پارس که متن کتاب استر آن را کلا به خواننده ارائه نمیدهد، در نظر داشته است؛ افزون بر این، چون هامان ممکن است مردخای را فردی خطرناک میدانسته، تصمیم به نابودی مردخای و ایدئولوژیای گرفته که او از آن دفاع میکرد و بذر آن را در میان بقیه یهودیان میکاشت.
ذکر این نکته نیز مهم است که در صورت صحت تاریخی این روایت از کتاب استر، اقدام خشایارشا، هم به دلیل عدم بررسی ادعاهای بیقانونی در میان یهودیان و هم به دلیل اجازهدادن به واکنش ستیزهجویانه یهودیان، در تلافی نابودی برنامهریزیشده توسط ایرانیان، میتواند بهعنوان خیانت شاه به مردمش تلقی شود؛ ولی این موضوع با هیچ منطق تاریخی در باب سیره و روش حاکمیت شاهنشاهان هخامنشی جور درنمیآید.
علیرضا فرهنگ
عضو هیئتعلمی و پژوهشگر حوزه ادیان و عرفان
یهود و صهیونیسم یکسان نیستند
ما در روزگاری زندگی میکنیم که ارتباطات، بیش از هر زمان دیگری گسترش یافته است؛ ازاینرو، لازم است اطلاعات عمیقتری درباره سایر ادیان داشته باشیم تا بتوانیم در زندگی اجتماعیِ جهانی، همزیستی مسالمتآمیز و همدلی بیشتری نشان دهیم؛ بااینحال، شاهد برخی نگاههایی هستیم که میراث جوامع گذشته بوده و برای امروز کارآمد نیستند و ادامه آن به ایجاد شکاف بیشتر میان ادیان میانجامد.
همه ادیان ابراهیمی، خانوادهای واحد، با خویشاوندی عمیق هستند. ممکن است یک مسلمان احساس کند که با یک مسیحی فاصله زیادی دارد؛ اما از منظر دینشناسی، سه دین اسلام و مسیحیت و یهودیت ازلحاظ مبانی اعتقادی و آموزههای الهی، بسیار به یکدیگر نزدیک هستند؛ قرآن کریم نیز بر این خویشاوندی تأکید فراوان داشته و بخش چشمگیری از آیات قرآن درباره اهل کتاب، بهویژه یهودیان و مسیحیان، نازل شده است.
البته در آیات قرآن نقدهایی به برخی دیدگاههای آنان واردشده، چراکه در زمان نزول قرآن، حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ سال از آغاز مسیحیت و هزاران سال از شروع یهودیت گذشته بود. هر دینی وقتی از سرچشمه اصلی خود دور شود، دچار انحرافهایی میشود و اهل کتاب هم از این قاعده مستثنا نبودند؛ اما این، به معنای نفی اصل دین آنها نیست.
قرآن در آیات متعدد، مانند آنجا که به توصیف عبادتهای شبانه قسیسین و رهبان مسیحی و نیز مؤمنان یهودی میپردازند، با احترام از آنان سخن گفته است؛ همچنین، قرآن به تورات و انجیل نگاهی مثبت دارد و آنها را تصدیق میکند؛ بهویژه در آیه ۴۸ سوره مائده، که از آخرین آیات نازلشده قرآن بر حضرتمحمد(ص) بوده و آخرین سفارشهای خداوند به نبی خودش محسوب میشود، همه مؤمنان، اعم از مسیحی، یهودی و مسلمان، به صلح و همزیستی مسالمتآمیز دعوت شدهاند. دستور کلیدی قرآن این است: «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ» و سفارش میکند که در انجام نیکیها بر یکدیگر سبقت گیرید، نه در قیاس بین ادیان و برتریجوییهای نژادی.
تحلیل محتوای کتاب استر
کتب مقدس یهودی را میتوان به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم کرد. کتابهای اصلی یهودیت شامل تورات، کتب انبیا و حکمت هستند؛ درحالیکه کتب فرعی، مانند کتاب استر، درزمره «کتب قانونی ثانی» قرار میگیرند.
کتاب استر نقاط قوت و ضعفی دارد. ازجمله ضعفهای آن، این است که نام «یهوه» (خدای یهود) در هیچ جای آن ذکر نشده است؛ ازاینرو، برخی محققان گمان میبرند که این کتاب بیشتر یک اثر تاریخی یا روایی است که برای توجیه مناسک «پوریم» نوشته شده است. در مطالعات دینشناسی، میدانیم که مناسک گاهی ماندگارتر از اعتقادها هستند؛ برای مثال، مناسک حج در میان اعراب پیش از اسلام نیز وجود داشت. پس از نزول قرآن، اعمال جدیدی بر آن لحاظ شد که با یکتاپرستی حضرت ابراهیم(ع) منطبق باشد؛ درحالیکه پیش از اسلام، این مناسک با عقاید بتپرستی پیوند و ارتباط داشت.
از سوی دیگر، ابهامهای تاریخی نیز در کتاب استر وجود دارد؛ مثلا از پادشاه ایران، خشایارشا، نام برده شده، اما مشخص نیست که منظور، خشایارشا اول یا دوم است؛ همچنین، برخی رویدادهای این کتاب با تاریخهای زمینی همخوانی ندارند؛ مثلا شخصیت اصلی داستان، «مردخای»، گفته میشود که در میان تبعیدیان یهودی به بابل حضور داشته، اما اگر حتی تصور کنیم که این وقایع در زمان خشایارشا اول رخ داده باشد، اختلاف زمانی حدود ۱۲۰ سال بین مطالب ذکرشده در این کتاب و واقعیت تاریخ نمایان است که نامعقول به نظر میرسد.
از دیگر ابهامها، تأثیرپذیری این کتاب از فرهنگ بابلی است. اسامی بهکاررفته در آن، مانند «مردخای» (همان مردوک، خدای بابلی) و «استر» (همان ایشتار، ایزدبانوی بابلی) نشان میدهد که این کتاب در فضایی بینفرهنگی نوشته شده است.
اعداد ذکرشده در این روایت نیز (مانند کشتهشدن ۷۵هزار نفر) اغلب جنبه نمادین دارند و نمیتوان آنها را بهعنوان گزارش تاریخی دقیق پذیرفت.
نقاطقوت کتاب استر
اشاره به شخصیت منفی داستان، یعنی «هامان»، نقطۀ قوتی در اعتبار این کتاب است؛ چراکه نام هامان دو بار در قرآن نیز ذکرشده؛ درحالیکه در منابع دیگر تاریخی چنین نامی دیده نمیشود؛ پس باید پذیرفت که قرآن به همان هامان اشاره دارد. هرچند قرآن تصریح میکند که هامان وزیر فرعون بود و نه وزیر خشایارشا، باید دانست که در متون مقدس، معمولا تاریخ زمینی اهمیت چندانی ندارد و شخصیتها بیشتر بهعنوان نمادهای ارزشی مطرح میشوند.
در قرآن کریم، فرعون بهعنوان نماد پادشاهان ستمگر شناخته میشود. دقت قرآن در این خصوص به حدی است که در داستان حضرت یوسف(ع) که فرعون زمان ایشان، رفتاری مثبت و موحدانه داشته، از عنوان «ملک» (پادشاه) برای او استفاده میکند تا نشان دهد این فرعون با فرعونهای ستمگر متفاوت بوده است؛ به همین ترتیب، «هامان» در قرآن بهعنوان نماد وزیری شرور بهکاررفته؛ بدون آنکه الزاما اشارهای تاریخی به وزیر فرعون باشد.
این نشان میدهد که قرآن از برخی شخصیتهای منفی کتابهای مقدس پیشین استفاده کرده است؛ اما با نگاهی نمادین و ارزشی. در کتاب استر، هامان بهعنوان شخصیتی منفی است که در دستگاه حکومتی خشایارشا (پادشاه ایران) صاحب نفوذ میشود. دلیل دقیق این انتصاب در متن مشخص نیست؛ اما او به دلیل تکبر و خودخواهی، از مردخای (یهودیِ وفادار به اصول دین که تنها در برابر خدا سجده میکند) خشمگین میشود و تصمیم میگیرد تمام یهودیان را نابود کند.
از نقاطقوت دیگر این کتاب آن است که برخلاف روایت مشهور در فضای مجازی، بر عدم ظلم پادشاهان ایرانی بر یهودیان تأکید و تصریح میکند که کید هامان که اصالتی غیر ایرانی داشته و از کینهتوزان یهود محسوب میشده، توسط لطف و عنایت پادشاه ایران منتفی شد. توضیح اینکه لقب هامان در روایت کتب مقدس، «هامان اوجاجی» بوده که قابلتأمل است.
ابتدا به نظر میرسد این عنوان به منطقه یا قومی خاص اشاره دارد؛ اما در کتاب سموئیل، «اوجاج» نام پادشاه عمالیقی است که شائول (همان طالوت در قرآن) علیه او جنگید. بر اساس روایت کتاب مقدس، شائول برخلاف دستور پیامبر زمان خود، اسیرانی از عمالیق را زنده نگه داشت و همین امر موجب شد بازماندگان آنان (ازجمله هامان) به دشمنی با یهودیان ادامه دهند.
از این روایت، اصالت غیرایرانی هامان نتیجه میشود. پس نکته مهم این است که درگیری اصلی در داستان استر، بین یهودیان و ایرانیان نیست؛ بلکه نزاعی است میان یهودیان و قوم عمالیق که تحت حاکمیت امپراتوری ایران اتفاق میافتد. در این روایت، خشایارشا پادشاهی بیاطلاع تصویر شده است که تحتتأثیر هامان، فرمان قتل یهودیان را صادر میکند؛ اما با هوشیاری مردخای و استر (بهعنوان ملکه انتخاب شده بود)، این توطئه خنثی میشود. درنهایت، هامان مجازات میشود و یهودیان اجازه مییابند دشمنان خود را مجازات کنند.
در کل این داستان، هیچ نشانهای از دشمنی یهودیان با ایران یا مردم ایران دیده نمیشود؛ بلکه تمرکز اصلی بر درگیریهای داخلی میان گروههای تحت حاکمیت ایران است؛ هرچند در طول تاریخ فرقه انحرافی صهیونیسم بخواهد برداشتهای خاص خود را به خورد تاریخ دهد.
این تحلیل نشان میدهد چگونه شخصیتهای منفی و مثبت در متون مقدس یهودیت، مسیحیت و اسلام میتوانند ریشههای مشترک داشته باشند. هامان نمونهای از این پیوندهاست که هم در کتاب استر و هم در قرآن بهعنوان نماد شرّ ظاهر میشود. چنین مشترکاتی بر اهمیت گفتوگوی بینادیانی و درک عمیقتر متون مقدس تأکید میکند.
محور اصلی داستان کتاب استر بر این مفهوم استوار است که اراده الهی همواره حامی قوم یهود بوده است. در این روایت، مشاهده میکنیم که چگونه تخلف یکی از پادشاهان یهود (شائول) در عدم اجرای کامل فرمان الهی، چندین قرن بعد گریبانگیر این قوم میشود. درس اخلاقی این داستان تأکید بر ضرورت تبعیت کامل از احکام الهی در همه ادوار تاریخی است.
جایگاه ایران در متون مقدس
بهرغم روایت مذکور در فضای مجازی، همواره نگاه مثبتی در خصوص ایرانیان در کتاب استر و در کل مجموعه کتابهای مقدس وجود دارد. در تورات، مادها بهعنوان یکی از اقوام ساکن منطقه بهصورت خنثی ذکر شدهاند؛ اما در کتاب دانیال نبی، با نگاهی کاملا مثبت از پارسیان یاد شده است. نام پادشاهان ایرانی مانند کوروش و داریوش بیش از ۲۰ مرتبه در این کتاب تکرار شده است. جالبتوجه اینکه کوروش کبیر در این متون با عنوان «مسیح یهوه» معرفی شده است؛ کسی که از سوی خداوند مأموریتیافته تا قوم یهود را نجات دهد.
بنا به روایات اهل کتاب، در رؤیایی که دانیال نبی میبیند، امپراتوری هخامنشی بهصورت قوچی نیرومند تصویرشده که نمادی کاملا مثبت است. در مقابل، یونانیان بهصورت بز تکشاخ و نماد شرارت و عصیان نمایش داده شدهاند که این قوچ را از پای درمیآورند. دانیال در تفسیر این رؤیا، امپراتوری مقدونیه را نماد طغیان و نافرمانی میداند.
هرچند ممکن است امروزه برخی این روایات را وارونه تفسیر کنند، اما باید توجه داشت که این متون مقدس بهعنوان اسناد تاریخی غیرقابل تغییر باقی ماندهاند. بررسی دقیقتر این متون و مراجعه به نسخ اصلی میتواند ما را در درک بهتر حقایق تاریخی یاری رساند.