به گزارش اصفهان زیبا؛ در عصری که بشریت بیش از هر زمان دیگری تشنه عدالت است، شناخت دقیق سازوکار ظهور منجی موعود به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است. یکی از دغدغههای منتظران قائم در این ایام، چالش حفظ و حراست از جان امامزمان(عج) پس از ظهور است.
برخی از انقلابیون شهادت سید حسن نصرالله، اسماعیل هنیه و دیگر بزرگان جبهه مقاومت اسلامی را نشانهای از عدم توانایی مردمان این عصر در حفظ و حراست از جان امامزمان(عج) میپندارند و بر این باورند که با این شرایط، ظهور محقق نخواهد شد؛ لذا ضروری است که با واکاوی لایههای پنهان سامانه یاریرسانی به امامعصر(عج) در عصر ظهور، صحت چنین گزارههایی سنجیده شود و ارتباط میان حوادث اخیر منطقه خاورمیانه با تغییر در زمان ظهور موردبازبینی قرار گیرد.
حراست از جان حضرت ولیعصر(عج): توازن میان عوامل طبیعی و ماوراءالطبیعی
دکتر مهدی حسنزاده، مدرس دانشگاه
در مبحث وظیفه و میزان نقشآفرینی مردمان عصر ظهور در حراست از جان امامزمان(عج) چهار نکته در نظر گرفته شود:
نقش عوامل طبیعی و ماوراءالطبیعی در صیانت از امامعصر(عج)
نخستین نکته، توجه به نقش همزمان عوامل طبیعی و ماوراءالطبیعی در حفظ جان و پیشبرد اهداف حضرت حجت(عج) است. این دو دسته عوامل، هر یک سهمی در تحقق مأموریت الهی آن حضرت دارند و نمیتوان یکی را بر دیگری ترجیح داد یا نادیده گرفت. برخی تنها بر جنبههای طبیعی تأکید میکنند و برخی دیگر، صرفا به معجزهها و امور خارقالعاده میپردازند؛ اما بر اساس عقل و روایات معتبر، هر دو دسته عوامل در مسیر ظهور و قیام امامزمان(عج) نقشآفرین هستند.
این مسئله، در دوران شیوع بیماری کرونا نیز نمود یافت؛ گروهی با تکیه بر قداست اماکن مذهبی، محدودیتهای بهداشتی را بیوجه میدانستند و گروهی دیگر، تنها به ملاحظههای علمی و پزشکی بسنده میکردند و جنبههای متافیزیکی را نادیده میگرفتند؛ در حالیکه حقیقت، در توازن میان این دو نگرش نهفته است. تمامی عوامل، اعم از طبیعی و فوقطبیعی، در خدمت یاری آخرین حجت الهی بسیج میشوند وهمه أمور به یاران زمینی حضرت واگذار نمیشود تا حفظ جان ایشان هم، صددرصد به عهدهٔ یاران حضرت باشد. این نکته، در عین حالیکه مختصر بیان شد، نیازمند تأمل و تبیین عمیق است.
تفاوت ماهوی امامعصر(عج) با انبیا و ائمه پیشین
نکته دوم، تفاوت بنیادین میان مأموریت حضرت ولیعصر(عج) با سایر پیامبران و امامان معصوم(ع) است. مقایسه شرایط ایشان با پیشینیان، قیاسی معالفارق و نادرست است. تحقق وعده الهی مبنی بر غلبه دین حق و برپایی عدالت جهانی، منحصرا در عصر ظهور امامزمان(عج) صورت خواهد گرفت. در قرآن کریم آیات ۳۲ و ۳۳ سوره توبه چنین آمده است: « همواره میخواهند نور خدا را با سخنان باطل [و تبلیغاتِ بیپایه] خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز اینکه نور خود را کامل کند، نمیخواهد؛ هرچند کافران خوش نداشته باشند. اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند؛ هرچند مشرکان خوش نداشته باشند.»
همچنین خداوند در آیهای دیگر میفرماید: «بیگمان ما پیامبران خود و کسانی را که ایمان آوردهاند، در زندگی دنیا و روزی که گواهان قیام میکنند، یاری خواهیم کرد» (غافر: ۵۱). ائمهمعصومین(ع) تصریح فرمودهاند که این وعدهها، تنها در دوران ظهور فرزندشان، حضرت حجتبنالحسن(عج)، به طور کامل محقق خواهد شد. امامصادق(ع) نیز در پاسخ به پرسشی درباره شهادت پیامبران و امامان و نصرت نشدن آنها، تأکید فرمودند که تحقق نهایی وعدههای الهی، ویژه دوران ظهور است. براین اساس، جان این حجت خدا و بقیهالله از جهات گوناگون محافظت خواهد شد.
نقش یاران امامزمان(عج) در حفظ و پیشبرد قیام
سومین نکته، بررسی نقش یاران امامعصر(عج) در صیانت از جان ایشان و تحقق اهداف قیام است. برخلاف تصور رایج، یاران حضرت تنها محدود به ۳۱۳ نفر نیستند. روایات، از چند دسته یار سخن گفتهاند: گروه نخست، ۳۱۳ نفر خاص که حلقه مرکزی یاران را تشکیل میدهند؛ گروه دوم، حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر و درنهایت، جمعیتی بالغ بر ۱۰۰هزار نفر بهعنوان یاران عمومی. این یاران در مراحل مختلفی نقشآفرینی میکنند؛ از زمینهسازی برای ظهور، تا حفظ روحیه انتظار در دوران غیبت و همراهی با امام(عج) پس از ظهور.
اما نباید تمام مسئولیت قیام را بر دوش یاران انسانی نهاد؛ همانگونه که نباید نقش آنان را نادیده گرفت. در کنار این یاران، نیروهای الهی نیز به یاری امام(عج) خواهند آمد؛ ازجمله فرشتگان، جنها و لشکر رعب (همانطور که در بعضی جنگهای پیامبر این رعب به کمک آمدند و از آن در قرآن کریم نیز یاد شده است) و دیگر یاران که حدودا تا 11 لشکر در روایات برای یاری حضرتحجت(عج) ذکر شدهاند؛ بنابراین، نظام یاری امامعصر(عج) بسیار فراتر از توان انسانی است.
توجه به تفاوت مفهومی میان «قیام» و «ظهور» امامزمان(عج)
نکته چهارم، توجه به تفاوت مفهومی میان «قیام» و «ظهور» امامزمان(عج) است. پژوهشهای جدید در مراکز تخصصی مانند بنیاد مهدویت و آیندهپژوهی قم، نشان میدهد که این دو مفهوم در روایات، با تفاوت معنایی در عین قرابت معنایی مطرح شدهاند؛ هرچند در ذهن عموم مردم گاه بهاشتباه یکسان تلقی میشوند. قیام، مرحلهای مقدماتی و پنهان است که با همراهی یاران خاص آغاز میشود و دشمنان از هویت واقعی حضرت بیخبرند. این مرحله با نشانههایی چون خروج سفیانی، دجال، وقایع شام و… همراه خواهد بود.
بهتدریج، با تسلط بر مناطق مرکزی جهان اسلام، زمینه برای ظهور (آشکارشدن و شناختهشدن حضرت) فراهم میشود. ظهور کامل، زمانی رخ میدهد که حضرت با نزول حضرت عیسی(ع) و دیگر نشانههای الهی، خود را به جهانیان معرفی کنند. در این مرحله، با حمایت نیروهای الهی و قدرت و سیطرهای که پیدا میکنند، امنیت کامل امام(عج) تأمین شده و حکومت جهانی عدل برقرار خواهد شد؛
بنابراین با توجه به این چهار مطلب، مقایسهکردن حفظ جان امامزمان(عج)، با شهادت عزیزان جبهه مقاومت صحیح نیست.
حجتالاسلام عیسی قدمیقوام، پژوهشگر حوزه مهدویت
در مباحث مهدویت، دو دیدگاه اساسی قابلبررسی است: دیدگاه آسمانی و دیدگاه زمینیآسمانی.
دیدگاه آسمانی مهدویت را امری مقدس، آسمانی و دور از دسترس میداند. پیروان این نگاه، وظیفهچندانی برای منتظران قائل نیستند و ظهور امامعصر(عج) را بهمثابه یک میهمانی مجلل تلقی میکنند که برای حضور در آن آماده میشوند و به آراستگی و پاکی فردی اهتمام دارند. بر این اساس، این گروه تمام تلاش خود را بر دوری از گناه و حفظ طهارت فردی متمرکز میکنند. در نگاه ایشان، شهروندان دولت کریمۀ حضرتمهدی(عج)، همگی از پاکان و نیکان هستند و غیر ایشان را به ساحت امام راهی نیست. از منظر ایشان حفاظت از جان امام(عج) نیز بهطور کامل برعهدۀ خداوند متعال است.
در مقابل این دیدگاه، دیدگاه زمینیآسمانی قرار دارد که مهدویت را امری اجرایی و دردسترس میداند. پیروان این نگاه، وظایف حداکثری برای منتظران قائل هستند و بر این باورند که ظهور امامعصر(عج) تنها با تلاش و کنشگری فعالانهانسانها محقق میشود.
در این نگاه، حکومت اماممهدی(عج) بر زمین (ارض) خواهد بود. خداوند متعال در آیه ۱۰۵ سوره انبیا میفرماید: «و بهراستی در زبور، پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایستۀ من به ارث خواهند برد.»
بر اساس سنتهای الهی هر حکومتی نیازمند کنش انسانی بوده و این سنتها حاکم بر تاریخ بوده است.همانگونه که دیگران در طول تاریخ به خلافت رسیدند، این امام نیز طبق سنتهای الهی، بر زمین حاکم خواهد شد. خداوند در آیه ۵۵ سوره نور هم میفرماید: «خدا، وعده داده است که حتما آنان را در زمین جانشین [خویش] قرار دهد؛ همانگونه که کسانی را که پیش از آنان بودند، جانشین [خویش] قرار داد… .»
بر این اساس، منتظران واقعی نهتنها باید به پاکی فردی پایبند باشند، بلکه موظفاند با تلاش اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زمینهساز ظهور شوند. در نگاه این گروه، گنهکاران امت برای پاکشدن از گناهان خویش میبایست به یاری امامعصر(عج) بشتابند؛ این باعث پاکشدن آنان از گناهان است. این مفهوم بهخوبی در گفتوگوی امامحسین(ع) با حربنجعفی نمایان بوده که در کتاب «قصه کربلا» تألیف نظریمنفرد به آن اشاره شده است.
نکته حائز اهمیت دیگر در این دیدگاه، مسئولیت سنگین شیعیان در حفاظت از جان امام دوازدهم(عج) است؛ همانگونه که حفاظت از جان امام اول(ع) در محراب عبادت و جان امام سوم(ع) در گودال قتلگاه برعهده شیعیان بود. تمامی این وظایف طبق آیه ۲ سوره ملک برای امتحان و آزمایش افراد است. در این نگاه، هرگونه کوتاهی و سهلانگاری در انجام این وظیفه خطیر، موجب تأخیر در ظهور و دورشدن زمان فرج خواهد شد.
آمادگی فرهنگی جامعه
عصر ظهور، بسیار مهمتر
از آمادگی نظامی آنان است
حجتالاسلام فرشاد توسلی، دبیر گروه فرهنگ و اندیشه
یکی از موضوعهای مهم در بحث غیبت حضرت ولیعصر(عج) اهمیت حفظ جان امام است. در روایات متعدد، دلیل غیبت امام، نداشتن امنیت جانی ایشان عنوان شده است. از این روایات، اینطور برمیآید که خدای متعال بنا ندارد جان ولی خود را با سببی، غیر از غیبت آن بزرگوار حفظ کند؛ در غیر این صورت، نیازی به امر غیبت نبود؛ بنابراین، اینطور به ذهن متبادر میشود که موقع ظهور حضرت، زمانی است که خطر جانی از وجود نازنین ایشان مرتفع شده باشد.
در حوادث اخیر که دشمن صهیونی، جان فرماندهان و رهبران جبهه مقاومت را تهدید کرد و در عمل نیز در موارد متعدد نیت شوم خود را عملی ساخت، برای عدهای این پرسش مطرح شد که شاید همین ضعف شیعه در حفظ جان فرماندهان و رهبران خود، عامل تأخیر امر فرج بوده باشد. در این خصوص باید به نکتههای زیر توجه کرد:
۱ ـ بیشک آمادگی مقابله سخت و نرم با تهدیدهای دشمن، وظیفه همه مؤمنان است. دشمن باید همواره از جبهه حق ترس و واهمه داشته باشد و این مسئله تنها با برخورداری از قدرت ممکن است.
۲ ـ روایاتی که به تبیین عوامل غیبت امامزمان(عج) میپردازند، به چندین عامل اشاره میکنند که تنها یکی از این عوامل، مسئله حفظ جان امام است؛ آزمایش مردم، آمادهشدن انسانها برای درک ساحت حضور و آزادبودن آن حضرت از بیعت طواغیت، از عوامل دیگری است که در روایات به آنها اشارهشده و میتوان از آنها بهعنوان عوامل فرهنگی یاد کرد.
درواقع، غیبت آن حضرت، در کنار عوامل سختافزاری، عوامل فرهنگی متعدد دارد که باید ذیل سامانه سلوک آدمی روی کره خاکی فهم و نسبت آن با هدف خلقت انسان سنجیده شود. صرف توجه به مسئله حفظ جان، یک درک انفعالی و حداقلی از امر معظم غیبت به دست میدهد؛ گویی خداوند به واسطه قدرت طواغیت، مجبور به اجرای امر غیبت شده؛ درحالیکه غیبت، سنتی از سنن الهی است.
امامزمان(عج) در توصیهای که به شیخصدوق برای نگارش کتاب کمالالدین و تمامالنعمه داشتند، به این نکته اشاره فرمودند که سنت الهی غیبت، از ابتدای تاریخ و در زندگی بسیاری از اولیای الهی وجود داشته است و امر تازهای نیست؛ بنابراین توجه به سنت بودن امر غیبت، میتواند راهگشا باشد.
۳ ـ نکته نهایی اینکه خدای متعال، اهداف خود را تنها با اتکا به اسباب ظاهری در عالم پیش نمیبرد. همانطور که در حیات همه اولیای الهی، امدادهای غیبی نیز، مطرح بوده، این مددها برای ولی عصر(عج) هم جاری است. در کنار آمادگی نظامی شیعه و جانبازی شیعیان برای حفظ جان ولی الهی، عوامل آسمانی نیز در حفظ جان آن حضرت مؤثر خواهند بود و اینچنین نیست که در صورت عملنکردن عوامل انسانی، خدای متعال از حفظ جان ولی خود ناتوان باشد.
درمجموع میتوان گفت که با وجود اهمیت و ضرورت تقویت توان دفاعی و سخت افزاری امت اسلامی که خود، نشانه آمادگی شیعیان برای تشکیل تمدن الهی و از اسباب تحقق امر ظهور است، نمیتوان استمرار غیبت را تنها به ضعف این عامل نسبت داد؛ سپس برای تعیین اولویتها نسخهپیچی کرد. در بین تمام عوامل مطرحشده برای اسباب غیبت، عامل فرهنگی و فکری و دوربودن انسانها از معرفت امام و عدم وجود عزم کافی برای تحقق شرایط ظهور، اهمیت بیشتری نسبت به سایر عوامل دارند و اگر بخواهیم برای نزدیکشدن ظهور اولویتی تعیین کنیم، باید بگوییم که آمادگی فکری و فرهنگی، هم در آحاد انسانها و هم در میان مسلمانان و شیعیان، مهمتر از آمادگی نظامی جامعه ظهور است.