صنعت زیبایی یا «بکشم و خوشگلم کن»

آدمیزاد گاهی‌ اوقات برای زیباتر شدن و نه با هیچ هدف دیگر، درد می‌کشد و هزینه می‌دهد. چند روز پیش در یک پلتفرم اجتماعی، کلیپی دیدم از یک پزشک که جزء به جزء اعمال زیبایی را روی صورت بازیگران مذکر واکاوی می‌کرد. هیچ کدام در تعدد عمل‌ها، دست کمی‌ از زنان جامعه نداشتند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ آدمیزاد گاهی‌ اوقات برای زیباتر شدن و نه با هیچ هدف دیگر، درد می‌کشد و هزینه می‌دهد. چند روز پیش در یک پلتفرم اجتماعی، کلیپی دیدم از یک پزشک که جزء به جزء اعمال زیبایی را روی صورت بازیگران مذکر واکاوی می‌کرد. هیچ کدام در تعدد عمل‌ها، دست کمی‌ از زنان جامعه نداشتند.

در قصه‌های قدیمی تنها شانس فقرا این بود که زیبا شوند و بعد پسر پادشاه عاشقشان شود که این شانس هم از دست رفت. این روزها هر چه پولدارتر باشی، زیباتری. در قدیم، آرایشگرها «مشتری» داشتند، اما کم‌کم واژه‌سازی هم اتفاق افتاد و مراجعان مطلب پزشک زیبایی، «زیباجو» نامیده شدند. این موجودات جدید خلقت ترجیح می‌دهند که درد بکشند، ریسک کنند، اما زیباتر شوند.

قصه «بکشم ‌و خوشگلم کن»، در دوران قدیم، تعریف شده؛ مثلا زنان ما با سیلی صورت‌ خودشان را سرخ می‌کردند و اینی که گفتم فقط یک ضرب‌المثل نبود، یک واقعیت بود‌. زنان اروپایی به وسیله یک لباس خاص کمر خود را فشرده می‌کردند و با تحمل وزن هزار لایه لباس، خانه را ترک می‌کردند.

زنان عرب خال‌کوبی می‌کردند، آن هم بدون بی‌حسی‌. زنان هندی پره‌ دماغ خود را سوراخ می‌کردند. زنان اتیوپی لب‌ پایین خود را جدا و یک رینگ را در آن فرو می‌کردند. انگشتان پای دخترکان چشم‌بادامی را می‌شکستند و این یکی از نمادهای زیبایی این زنان بود.

همین الان اگر کمی فکر کرده باشید، تعدادی مثال دیگر در ذهن‌ شما تداعی شده است. همه این رسوم، در مورد زنان بود. اما این روزها مردان هم وارد رقابت تنگاتنگی با زنان شده‌اند.

حدود یک سال پیش، یک روز برای مراجعه به پزشک غدد، از دفتر یک پزشک زیبایی عبور کردم و آنچه که دیده بودم برایم قابل باور نبود؛ به طوری که دوباره به تابلوی تخصص آن پزشک توجه کردم و آنچه که دیده بودم، مجددا تأیید شد. تقریبا بیش از نصف زنان، مردان به این متخصص مراجعه کرده بودند.

نمی‌گویم اینکه آدم‌ها به دنبال زیبایی هستند، چیز بدی است. اصلا در پاره‌ای از موارد منجر به درمان یا کسب اعتماد به نفس می‌شود، اما اینکه مردم السابقون هستند برای رسیدن به زیبایی بیشتر و در پرتو آن درد بیشتر، نشانگر یک صنعت است. گویا زیبایی، تبدیل به یک صنعتی شده که هر چقدر تعداد عرضه‌کنندگان آن (پزشکان آرایشگری) افزایش می‌یابد، از تعداد تقاضاکنندگان آن کم‌ نمی‌شود. این روزها همه تا حد زیادی شبیه به هم شدند. تضادها در چهره‌ها چندان مشخص نیست.

صنعت زیبایی به بسته‌بندی و تولید زیبایی‌های تک‌ساحتی می‌پردازد و پول روی پول می‌گذارد. علم پزشکی این روزها بیش از دغدغه درمان، دغدغه‌ کاسبی دارد و تلاش می‌کند از کسانی که از چهره خود احساس نارضایتی دارند، کسب درآمد کند. پزشکان دو نوع نسخه می‌پیچند، نسخه‌ای توسط روان‌پزشکان برای درمان خود کمی‌بینی و عدم اعتماد به نفس و نسخه‌ای از سوی پزشکان زیبایی برای جراحی صورت و بدن!

شما پول بدهید، فرقی نمی‌کند که مراجع باشید یا زیباجو. این فتنه، سر دراز دارد؛ حداقل از وقتی که آدمیزاد خودش را در آیینه دید. فقط امروز به اوج خود رسیده است. یک‌روزی زنان، بی‌خبر از کودکان و نوجوانان و مردان، خود را می‌آراییدند، امروزه زن و مرد برای آن رقابت می‌کنند و فعالان حقوق کودکان فریاد می‌زنند که حداقل کودکان را رها کنید.

الغرض اینکه زیبارویان هم‌ زیباجو شدند و هیچ کدام ما از خودمان رضایتمند نیستیم. همه به اتفاق اگر پولش را داشته باشیم حاضریم درد بکشیم، اما زیباتر شویم، حتی به اندازه‌ یک اصلاح ابرو یا تتو و یا … .