به گزارش اصفهان زیبا؛ اصفهان در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود، همواره بر دو رکن اصلی استوار بوده است: عنصر «آب» حاصل از زایندهرود و مادیها و عنصر «محلهها» به عنوان سلولهای تشکیلدهنده این باغشهر کهن. در میان صدها محله تاریخی شهر اصفهان، محله «لنبان»جایگاهی منحصربه فرد دارد. این اهمیت نه صرفا به دلیل قدمت، بلکه به دلیل موقعیت استراتژیک آن در غرب بافت تاریخی شهر و نقش آن به عنوان دروازه ورودی باغهای ناژوان در حاشیه رودخانه و سر منشا بسیاری از مادیها است.
لنبان برخلاف محلههایی چون دردشت یا جوباره که در دل هسته مرکزی (یهودیه قدیم) قرار داشتند، ماهیتی پیراشهری داشت؛ به این معنا که قرنها به عنوان قریهای مستقل اما پیوسته به شهر، وظیفه تامین محصولات کشاورزی و فضای تفرجگاهی را بر عهده داشت و آرامآرام توسط توسعه خزنده شهر بلعیده شد.
حافظ ابونعیم (متوفی در ۴۳۰هـ.ق) میگوید: «پس از اینکه مسجد جامع یهودیه بنا شد و یهودیه رو به توسعه نهاد زمینهای ۱۵ دیه و از جمله آنها لنبان بدان پیوست و شهر یهودیه به این صورت توسعه یافت.»
وجه تسمیه محله لنبان
واکاوی وجه تسمیه نام «لنبان» ما را به لایههای زیرین زبانشناسی تاریخی فلات مرکزی ایران میبرد. در متون کهن جغرافیایی و تاریخی، این نام به صورتهای «لنبان»، «لنبام» و «النبام» ضبط شده است. بسیاری از زبانشناسان معتقدند پسوند «آن» یا «بان» در نامهای مکانهای جغرافیایی ایران باستان (مانند گیلان، سپاهان و…) نشانگر نسبت و مکان است. اما ریشه «لنب» یا «لمب» محل مناقشه است. به نظر میرسد با توجه به اینکه در گویشهای پهلوی و مرکزی ایران، واژگانی شبیه به «لم» یا «لنب» گاه به معنای زمینهای گود، حاصلخیز یا کنار آب به کار میرفتهاند و با توجه به اینکه لنبان در ارتفاعی همتراز با بستر رودخانه و پایینتر از تپههای شمالی اصفهان قرار دارد و محل انباشت آبرفتهای حاصلخیز بوده، این فرضیه صحیحترین آنها باشد.
در کتاب «محاسن اصفهان» تالیف مافروخی در قرن پنجم هجری، از لنبان به عنوان یکی از دیههای بزرگ و خرم نام برده شده است. حافظ ابونعیم اصفهانی نیز بارها از محدثین و علمایی یاد میکند که نسبت «لنبانی» داشتهاند. این تکرار نام در قرون اولیه اسلامی نشان میدهد که لنبان در آن زمان نه یک آبادی کوچک، بلکه یک سکونتگاه تثبیت شده با هویت مشخص بوده است.
مادی نیاصرم و تاثیر آن بر ساختار لنبان
حیات لنبان بدون درک سیستم آبیاری اصفهان قابل تفسیر نیست. این محله بر بستر یکی از حیاتیترین شریانهای آبی اصفهان یعنی «مادی نیاصرم» شکل گرفته است. مادی نیاصرم که پرآبترین و بزرگترین مادی منشعب از زایندهرود است، درست از قلب این محله عبور میکند.
در گذشته، تقسیم آب در این مادی بر اساس طومار شیخ بهایی انجام میشد و لنبان به دلیل قرارگیری در بالادست مادی، از آب پاک و فراوان برخوردار بود. این امتیاز اکولوژیک باعث شد تا لنبان ساختاری «باغمسکونی» پیدا کند. خانهها در میان باغهای میوه محصور بودند و کوچهباغها ساختار اصلی دسترسی را تشکیل میدادند. وجود انبوه درختان چنار و تبریزی در کنار جریان دائم آب، لنبان را محلهای با اقلیم متفاوت ساخته بود که دمای آن در تابستان چندین درجه خنکتر از مرکز شهر اصفهان بود. همین ویژگی بود که بعدها در دوره صفوی، توجه شاهان و درباریان را برای ساخت عمارتهای تفریحی در نزدیکی این ناحیه جلب کرد.
آتشکدهای مسجد لنبان شد
شواهد باستانشناسی سطحی و متون تاریخی اشاره دارند که در دوران ساسانی، منطقه غربِ جی (شهر قدیم)، پوشیده از باغها و تاسیسات کشاورزی بوده است. روایتی کهن وجود دارد که مکان فعلی مسجد لنبان، پیش از اسلام جایگاه یک آتشکده یا معبد باستانی بوده است. این الگو یعنی تبدیل آتشکدهها به مسجد، مانند مسجد جامع اصفهان، سروشبادران و غیره در سالهای اولیه اسلامی در ایران و اصفهان رایج بوده است و با توجه به قدمت درختان چنار کهنسال محوطه مسجد و تقدس آنها نزد ساکنان محلی، همچنین وجود نهر آب و سرداب در زیر مسجد که یکی از شاخصههای عبادتگاههای باستانی ایران چه در آیین میتراییسم چه زرتشتی است، احتمال وجود یک مکان مقدس پیش از اسلام در این نقطه بسیار بالاست.
لازم به ذکر است که این مکان در طول تاریخ برای اهالی و مردم اصفهان تقدس فراوان داشت؛ در حدی که حاجات خود را به صورت عریضه در این آب میانداختند و معتقد بودند که حاجت روا خواهند شد.
لنبان در دوره سلجوقیان
در قرون ۳ تا ۶ هجری، اصفهان به تدریج از دو هسته جداگانه (جی و یهودیه) به سمت یک کلانشهر به هم پیوسته حرکت کرد. در دوره سلجوقیان که اصفهان پایتخت امپراتوری شد، توسعه شهر عمدتا حول محور میدان کهنه و مسجد جامع در شمال شرق فعلی بود. با این حال، لنبان در این دوره به عنوان یک ناحیه ویلایی و محل سکونت علما و زهاد شناخته میشد. وجود مقبرههای قدیمی و سنگنوشتههایی که در حفاریهای گذشته در این منطقه یافت شده، نشان میدهد که گورستان لنبان یکی از گورستانهای اصلی غرب شهر بوده است.
در قرنهای بعدی و حملههای متوالی مغولها لنبان نیز مانند سایر نقاط اصفهان از تهاجمات در امان نماند. اما به دلیل ماهیت باغی و پراکندگی بافت، کمتر از هسته متراکم شهر آسیب دید. در دوران فترت پس از ایلخانان تا ظهور صفویه، لنبان توانست هویت محلی خود را حفظ کند و به عنوان یک کانون مذهبی محلی به واسطه مسجد لنبان باقی بماند.
لنبان در دوره صفویان
با طلوع خورشید صفویان و تصمیم استراتژیک شاه عباس اول برای انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان، سرنوشت کالبدی شهر دگرگون شد. اگر اصفهانِ سلجوقی شهری متمرکز بر «میدان کهنه» بود، اصفهانِ صفوی شهری گسترده و خطی بود که به سمت جنوب و غرب یعنی به سوی زایندهرود کشیده میشد. در طرح جامع شهری شاه عباس، محور چهارباغ عباسی به عنوان ستون فقرات شهر جدید تعریف شد.
محله لنبان که تا پیش از این در حاشیه غربی شهر قرار داشت، ناگهان در همسایگی یکی از اشرافیترین محلات جدید، یعنی «محله عباسآباد» محل سکونت تبریزیهای مهاجر قرار گرفت. این همسایگی باعث شد لنبان از یک بافت روستایی، به یک بافت باغشهری ارتقا یابد.
بزرگان دربار و ثروتمندان که به دنبال فضایی دنجتر از شلوغی شهر و بازار بودند، زمینهای حاصلخیز لنبان را برای ساخت کوشکها و عمارتهای ییلاقی انتخاب کردند. در این دوره، مادی نیاصرم نه فقط برای آبیاری، بلکه به عنوان عنصری دکوراتیو در طراحی منظر شهری مورد استفاده قرار گرفت و خیابانها و کوچههای مشجر در امتداد آن ساماندهی شد.
در متون تاریخی دوره صفوی مانند سفرنامه شاردن، به راههایی اشاره شده که لنبان را به پل مارنان و محله جلفا متصل میکرده است. لنبان در این عصر نقش راه ارتباطی مهمی را بین بافت مسلماننشین شمال رودخانه و بافت ارمنینشین جنوب رودخانه ایفا میکرد.
تثبیت لنبان در دوره قاجار
با سقوط صفویه و ویرانیهای حاصل از فتنه افغان، پایتخت به شیراز و سپس تهران منتقل شد و شهر اصفهان دوران رکود اقتصادی و بی توجهیهای حکومتی را تجربه کرد. محله لنبان هم از این قاعده مستثنی نبود، اما با این حال با استفاده از خصوصیات جغرافیایی و فرهنگی، ساختار محلهای منسجم و وجود منابع آب مستقل یعنی مادیها، توانست سریعتر از برخی محلات دیگر هویت و بافت ارگانیک خود را خود را بازیابی کند.
دوره قاجار را میتوان دوره تثبیت نهایی بافت مسکونی محله لنبان نامید. خانههای حیاطدار با اندرونی و بیرونی، که با مصالح خشتی و آجری ساخته میشدند، بافت غالب منطقه را تشکیل دادند و کوچهپسکوچههای باریک، ساباطها و دیوارهای بلند خشتی، هویت محله لنبان را در برابر گزند زمان و تغییرات اقلیمی حفظ میکردند. در این دوره، با وجود ضعف دولت مرکزی، نهادهای مذهبی و محلهای قدرت بیشتری گرفتند.
تکایا، حسینیهها و سقاخانهها (مانند سقاخانه قدیمی لنبان) به عنوان مراکز خدمات اجتماعی و مذهبی فعال بودند. مراسمهای عزاداری محرم و تعزیه، لنبان را به یکی از قطبهای مذهبی غرب اصفهان تبدیل کرده بود. حتی محله لنبان به دلیل اصالت بافت اجتماعی، در حوادث مشروطه نیز نقشآفرینیهای خاصی داشت.
یکی از مهمترین عناصر کالبدی این محله، گورستان بزرگ لنبان بود. این گورستان در نزدیکی بافت مسکونی و در امتداد مسیر رودخانه قرار داشت و قرنها محل دفن بزرگان و مردم عادی محله و حتی برخی از مشاهیر شهر بود. وجود این گورستان، ضمن ایجاد یک حریم طبیعی در اطراف بافت مسکونی، یک فضای هویتیتاریخی غنی را برای محله فراهم کرده بود.
توسعه شوکآور لنبان پس از سقوط قاجاریه
بزرگترین شوک و تحول کالبدی بر پیکره لنبان در دوران پس از سقوط قاجاریه رخ داد. در آن دوران با الگوبرداری از شهرسازی غربی و ضرورت تامین زیرساختهای حملونقل برای اتومبیل، پروژه خیابانکشیهای عریض در اصفهان آغاز شد.
مهمترین رویداد در تاریخ توسعه لنبان، احداث خیابان شاهپور (شهید بهشتی فعلی) در سال 1308 شمسی بود. این خیابان، که یکی از شریانهای اصلی ارتباطی شمال به جنوب شهر محسوب میشد، باعث شد لنبان به شبکه حملونقل مدرن متصل شود، ارزش تجاری حاشیه خیابان افزایش یابد و این خیابان تبدیل به محل تردد ماشینهای سنگین و محل استقرار گاراژهای متعدد شود. اما در عوض با احداث خیابان شاهپور بافت ارگانیک و پیوسته محله به دو نیمه شرقی و غربی تقسیم شد و بسیاری از خانههای قدیمی و املاک ارزشمندی که در مسیر خیابان قرار داشتند، تخریب شدند و در نتیجه پیوستگی تاریخی و اجتماعی میان دو سوی محله از بین رفت. مسجد لنبان که تا پیش از این در دل یک میدانچه آرام و شبکه کوچههای متراکم قرار داشت، ناگهان در حاشیه یک خیابان پرسرعت قرار گرفت و ارتباط معنوی آن با بافت پیرامونی تضعیف شد.در سالهای بعد به دلیل سیاستهای مدرنسازی شهری، همچنین گورستان تاریخی لنبان مانند اکثر گورستانهای داخل شهر که منحل یا تبدیل کاربری شدند، تخریب و به فضای سبز و کاربریهای خدماتی تبدیل گردید. این رخداد، اگرچه فضای شهری را بازسازی کرد، اما گسست تاریخی و فرهنگی عمیقی را در حافظه جمعی محله ایجاد کرد.
لنبان، نمودی از تضاد میراث فرهنگی و توسعه
بافت کنونی محله لنبان نمونه برجستهای از تضاد میان میراث تاریخی و توسعه شتابزده دوران معاصر است. در واقع ساختار کالبدی محله لنبان امروزی را میتوان به سه منطقه مجزا تقسیم کرد:
بخش تجاری که در واقع نوار حاشیه خیابان شهید بهشتی است که در پی تغییرات دوران پهلوی ایجاد شد، به سرعت به بافت تجاریاداری تبدیل شد. ساختمانهای چندطبقه، فروشگاهها و بانکها در این قسمت غالب هستند. هرچند ترافیک سنگین و آلودگی صوتی، این بخش را از کیفیت زیستی مطلوب دور کرده، اما این بخش مهمترین مرکز جذب اقتصادی محله محسوب میشود.بافت مسکونی فرسوده و نوساز بخش دوم، دیگر کالبد محله لنبان است. کمی دورتر از مسجد و در نزدیکی مادی نیاصرم، موج تخریب و نوسازی خانههای قدیمی، ساختار محله را تغییر داده است. سیاستهای تراکمفروشی شهرداریها باعث شده است که خانههای ویلایی یک یا دو طبقه با حیاطهای سرسبز، جای خود را به آپارتمانهای ۴ تا ۶ طبقه بدهند. این افزایش تراکم، فشار زیادی بر زیرساختهای محله مانند شبکه آب و فاضلاب وارد کرده و حس آرامش باغشهری را به شدت کاهش داده است. به علاوه در دهههای اخیر، شاهد مهاجرت بخشی از بومیان و ساکنان اصیل لنبانی به مناطق جدیدتر و مدرنتر اصفهان بودهایم و در عوض جای خالی این ساکنان سنتی توسط مهاجران از سایر شهرهای استان یا افرادی که به دنبال خانههای ارزانتر در نزدیکی مرکز شهر هستند، پر شده است. این تغییرات اگرچه تنوع فرهنگی محله را افزایش داده، اما پیوندها و همبستگیهای اجتماعی سنتی مانند روابط همسایگی سابق را تضعیف کرده است.
سومین و قدیمیترین هسته محله لنبان بخش تاریخی و مذهبی است. این منطقه شامل محدوده اطراف مسجد جامع لنبان و کوچههای منتهی به آن است. این هسته، تنها بخش باقیمانده از بافت متراکم و ارگانیک دوره صفوی و قاجار است که هنوز دارای ساباط، خانههای کمارتفاع و کوچههای آشتیکنان است. این منطقه به دلیل ثبت ملی مسجد و حساسیت بافت، کمتر مورد دستکاری قرار گرفته و هویت لنبان قدیم را حفظ کرده است.
مسجد لنبان؛ موزه تحول معماری ایرانی
مسجد لنبان تنها یک نیایشگاه نیست؛ بلکه موزهای از تحول معماری ایرانی است. بر خلاف مساجد میدان امام خمینی(ره) که با کاشیکاریهای معرق و هفترنگ خیرهکننده پوشیده شدهاند، مسجد لنبان نماینده «معماری مردمی و بومی» اصفهان است. این مسجد در رده مساجد «شبستانی ستوندار» قرار میگیرد. پلان بنا نامنظم است که نشاندهنده ساخت و توسعه تدریجی آن در طول قرنها و انطباق با بافت ارگانیک کوچههای اطراف است.
مهمترین ویژگی فنی مسجد، استفاده از ستونهای سنگی یکپارچه و سقف تیرپوش چوبی است. این سبک معماری که در مسجد حکیم و بخشهایی از عالیقاپو نیز دیده میشود، پاسخی هوشمندانه به اقلیم و لرزهخیزی منطقه بوده است.
چوب به عنوان عنصری کششی، مقاومت بنا را در برابر زلزله افزایش میداد و سقف مسطح، امکان برفروبی آسان در زمستانهای سخت قدیم اصفهان را فراهم میکرده است. سقف شبستان نیز با قطعات چوبی هندسی گره چینی و نقاشیهای ظریف روی چوب تزئین شده است. سرستونها اغلب دارای تزئینات مقرنس ساده اما باوقار هستند. نورپردازی مسجد از طریق پنجرههای مشبک تعبیه شده در سقف و دیوارهای جانبی تامین میشود که فضایی عرفانی و آرامبخش را ایجاد میکند.
یکی از ارزشمندترین اشیای تاریخی موجود در این مسجد، منبری چوبی و منبتکاری شده است. کتیبههای روی این منبر تاریخ ۱۱۱۴ هجری قمری (زمان سلطنت شاه سلطان حسین صفوی) را نشان میدهند. ظرافت کندهکاریهای گل و بوته و آیات قرآن بر روی این منبر، آن را به یکی از شاهکارهای هنرهای چوبی دوره صفوی تبدیل کرده است. این منبر در فرهنگ عامه مردم جایگاه ویژهای دارد و بسیاری از نذورات محلی پیرامون آن شکل میگیرد.
آنچه لنبان را از سایر محلات متمایز میکند، هاله قدسی و روایات مذهبی پیرامون آن است که ریشه در قرون اولیه اسلامی دارد. مشهورترین روایت تاریخیمذهبی که در کتبی همچون «ذکر اخبار اصفهان» و بعدها در تذکرههای صفوی آمده، حضور امام حسن(ع) در این منطقه است. طبق این روایات، در جریان فتح اصفهان یا سفری در زمان صلح، امام در محل فعلی مسجد نماز گزاردهاند. این روایت باعث شد تا در دوره صفویه که مذهب تشیع رسمی شد، توجه ویژهای به بازسازی و توسعه این مسجد شود. مردم محلی معتقدند خاک این مسجد متبرک و دعا در زیر آسمان آن بهویژه در حیاط مسجد مستجاب میشود. در فرهنگ شفاهی لنبان، داستانی وجود دارد مبنی بر وجود سنگی یا میخی مقدس که توسط یکی از اولیا در دیواری کوبیده شده و نشانی از قدمت و قداست مکان است. اگرچه اسناد مکتوب دقیقی در این باره نیست، اما این باورها در شکلدهی به هویت جمعی ساکنان محله بسیار موثر بوده است.
در حیاط مسجد لنبان، درختان چنار عظیمی وجود داشتهاند که اکنون بقایای تنومند برخی از آنها باقی است. در نمادشناسی ایرانی، چنار درخت «شاه» است و کاشت آن در کنار مساجد و اماکن مقدس مانند امامزادهها، نمادی از جاودانگی، سایهگستری رحمت الهی و پیوند زمین و آسمان است. چنار مسجد لنبان برای قرنها محلی برای بستن دخیل و روشن کردن شمع در شبهای جمعه و ایام سوگواری بوده است.
لنبان؛ همچنان قلب تپنده غرب اصفهان
امروز محله لنبان، در محدوده خیابانهای شهید بهشتی، جهاد، خرازی و صائب محصور و با چالشهای متعددی همچون آپارتمانسازی، ترافیک و تغییر بافت جمعیتی روبرو است. اما تا زمانی که ستونهای سنگی مسجد پابرجا هستند و مادیهای نیاصرم، فدن و فرشادی در امتداد کوچههایش زنده است، این محله همچنان قلب تپنده بخش غربی اصفهان باقی خواهد ماند و راوی خاموش تاریخ این شهر خواهد بود.
احیای لنبان، نه تنها یک پروژه شهری، بلکه یک ضرورت فرهنگی برای حفظ روح زنده «اصفهان، نصف جهان» است. درختان حاشیه مادی نیاصرم اگرچه همچنان سرسبز در کوچههای لنبان سایه گستردهاند، اما بیآبی مادیها که حاصل خشکیهای سالهای اخیر زایندهرود است، میتواند به زودی این مویرگهای سبز تاریخی را بخشکاند، در نتیجه حفظ حیات آبی این مادیها، برای حفظ هویت زیستمحیطی لنبان حیاتی است. علاوه بر تهدیدات کالبدی، میراث ناملموس لنبان نیز در معرض خطر است. داستانها، آیینهای محلی (مانند چاووشیخوانی و عزاداریهای محرم)، و مهارتهای معماری بومی که نسل به نسل منتقل میشدند، به دلیل تغییر بافت جمعیتی و افزایش سرعت زندگی شهری، در حال رنگ باختن هستند و احیای این میراث نیازمند حمایت نهادهای فرهنگی است.