به گزارش اصفهان زیبا؛ «جان ایران» به یاد سرلشکر شهید حاج عباس نیلفروشان و با هدف بزرگداشت مقام این فرمانده ارشد جبهه مقاومت، با حضور خانواده، دوستان و همرزمان این فرمانده برگزار شد؛ آیینی که در آن روایتهای صمیمی و متفاوت از زندگی، شخصیت و نقشآفرینی او در دفاع مقدس و مقاومت منطقهای بیان شد.
سخنان داوود صبوری، علی نیلفروشان و مجتبی کرباسی، هر یک از زاویهای، تصویری تازه از شهیدی ارائه داد که اخلاص، ولایتپذیری و خستگیناپذیریاش در خاطرهها ماندگار شده است. جان ایران به همت دفتر ادبیات پایداری حوزه هنری اصفهان و با هدف پاسداشت مقام شهدای اصفهان از دفاع مقدس تا جبهه مقاومت برگزار میگردد.
تهیهکننده فیلمهای «درخت گردو» و «اتاقک گِلی» یکی از مهمانان برنامه جان ایران بود که درباره دغدغههای خود در عرصه سینما سخن گفت. داوود صبوری تأکید کرد که همواره حفظ شأن روایتهایی که از دل رنج و ایثار مردم برمیخیزد، برایش اصل بوده و حضورش در این مراسم نیز با همین نگاه صورت گرفته است.
او در توضیح آغاز آشنایی با شهید نیلفروشان یادآور شد که این ارتباط از شهریور و مهر ۱۴۰۱ شکل گرفت و طی پانزده جلسه تا اسفند ۱۴۰۲ ادامه یافت. به گفته صبوری، در روزهای پرالتهاب آن سال، تولید فیلم اتاقک گلی متوقف شده بود و ادامه مسیر ممکن نمیشد؛ تا اینکه نخستین دیدار رسمی با حاج عباس در مهر همان سال رقم خورد.
صبوری گفت: وقتی دشواریها را توضیح دادم، چهرهاش دگرگون شد و بلافاصله با یکی از فرماندهان تماس گرفت و یادداشتی نوشت که مسیر کار را تغییر داد.
این تهیهکننده سینمایی افزود: در حالی که بسیاری وعده کمک داده بودند اما عملی نشد، حاج عباس با تعهدی که داشت تیم حفاظتی برای ما تعیین کرد و همین اقدام امکان فیلمبرداری دهروزه را فراهم ساخت. او ادامه داد که پس از پایان کار، عباس نیلفروشان خواست فیلم پیش از جشنواره به او نشان داده شود و پس از تماشای آن، با بیانی پدرانه درباره اثر سخن گفت؛ فیلم نیز در یازده بخش جشنواره فجردر سال 1401 نامزد شد.
صبوری همچنین به روایت تازهای اشاره کرد که حاج عباس پس از نمایش خصوصی فیلم برایش تعریف کرده بود؛ ماجرایی واقعی از تیرماه ۱۳۶۷ درباره چوپانی و خانوادهاش که الهامبخش ساخت فیلم «ده کیلومتری خرمشهر» شد. او توضیح داد که جلسات فشردهای از ساعت چهار و نیم صبح تا ظهر با حضور شهید نیلفروشان و تیم همراه برگزار میشد و هر واژه فیلمنامه با حساسیت مرور میگردید.
او با یادآوری تلاشهای مشترک در دفتر کارش گفت: حاج عباس حتی با خرید حلیم برای چند نفر به دفتر آمد و ساعتها کنار ما نشست تا فیلمنامه پیش برود. صبوری تأکید کرد که فیلم «اتاقک گِلی» ادامه مسیر «درخت گردو» بود و اکنون نیز برای تولید «ده کیلومتری خرمشهر» نیمی از کار را در تهران و نیمی را در اصفهان پیش میبرد و از مسئولان خواست زمینه آغاز تحقیقات و تولید در اصفهان فراهم شود.
صبوری با اشاره به اهمیت روایتهای انسانی در سینمای دفاع مقدس گفت: قصه تازه ما از دلدادگی یک چوپان در روستای سلفچگان آغاز میشود؛ همان چوپانی که فاصله عاشق شدن تا شهادتش تنها ۲۴ ساعت است و برای نخستین بار عشق، روستا، زیست ساده و شهادت در چنین فاصله کوتاهی روایت میشود.
صبوری این اثر را به روح شهید نیلفروشان تقدیم کرد و افزود: خدا راه را باز میکند؛ همانطور که درخت گردو ساخته شد. او در ادامه خاطرهای از رزمندگان دفاع مقدس نقل کرد؛ داستان پدری و سه پسرش که در میدان نبرد یکی پس از دیگری مجروح شدند و در نهایت آخرین فرزند نیز جان باخت و پیکرش هرگز پیدا نشد.
صبوری گفت: وقتی این روایت را برای حاج عباس تعریف کردم، پرسید آیا میتوان آن پسر باقیمانده را دید؟ بعدها دستخطی به من داد تا او را نزدش ببرم، اما هرگز نگفتم که آن پسر خود من بودم. این تهیهکننده در پایان با یادکردن از شهید احمد کاظمی، شهید زاهدی، شهدای اصفهان و صمد کریمی چوپان، تأکید کرد که قصه عاشقانه فیلم ریشه در حقیقت دارد؛ روایتی از مادری پیر، دو برادر، رنج و عشق یک چوپان که در کمتر از ۲۴ ساعت به شهادت میرسد و عظمت یک عشق و یک نبرد را در دل خود جای داده است.
مجاهدی خستگیناپذیر
فرزند شهید نیلفروشان نیز در مراسمی که مزین به نام پدرش بود، با بیان اینکه «ما فرزندان مکتبی هستیم که آزادگی را به ما آموخت»، تأکید کرد: شاگردان این مکتب کسانیاند که مرگ را راهی به سوی خود نمیشناختند و بر مرکب شهادت در راه خدا سوار شدند تا به سعادت دست یابند. علی نیلفروشان افزود: در این مکتب، کودکان، عزیزانشان را با دستان خود به خاک میسپارند و به جای ناله، فریاد «اللهم تقبل منا» سر میدهند؛ انتخاب ما نیز شهادت و پیروزی بوده است، حتی اگر به معنای ایستاده مردن و غلتیدن در خون باشد.
او در ادامه گفت: افراد با اعمالشان شناخته میشوند و رفتار هرکس برآمده از ویژگیهای شخصیتی اوست. اگر این رفتارها را به دانههای تسبیح تشبیه کنیم، نخِ تسبیح حاجعباس بندگی و اخلاص بود؛ ویژگیای که در همه رفتارهای او نمایان میشد. دوستان نزدیکش، از جمله مجتبی کرباسی، بهخوبی میدانند که این رفتارها ریشه در اخلاص داشت.
فرزند شهید یادآور شد: پدر فرصت مستحبات فراوان مانند روزههای متعدد یا نمازهای طولانی نداشت، اما هیچگاه واجبات را به تأخیر نمیانداخت. در بیش از بیست سال زندگی مشترک با او، حتی یکبار ندیدم مرتکب گناهی شود.
او سه ویژگی اخلاقی شهید را چنین برشمرد: نخست اخلاص؛ حاجعباس در هر عمل تنها رضایت خدا را مدنظر داشت و برای جایگاه یا دیدهشدن ارزشی قائل نبود. حتی زمانی که قصد مصاحبه با او داشتند، گفت فرمانده ما آقای سلامی است و اگر کسی باید دیده شود، اوست نه ما. دومین ویژگی ولایتپذیری بود؛ به گفته علی نیلفروشان، زمانی که قرار شد پدر به لبنان برود، با وجود آنکه مسئولیت بالاتری برایش در نظر گرفته شده بود، بدون لحظهای تردید گفت «چشم» و با نخستین پرواز صبح عید فطر راهی شد تا امر رهبری بر زمین نماند. سومین ویژگی، خستگیناپذیری بود؛ او از نوجوانی در جبهه حضور داشت و از ساعات اولیه صبح تا شب با روحیهای مثالزدنی فعالیت میکرد.
علی نیلفروشان همچنین نقش مادر را در این مسیر برجسته دانست و گفت: همراهی مادر با پدر سهم بزرگی در این راه داشت. او یادآور شد: روزی که پدر را به خاک سپردیم، مادر جملهای گفت که هنوز در گوشم مانده است؛ «خسته نباشی مجاهد خستگیناپذیرم، خدا قوت، وقت استراحتت رسیده است.»
او متصل به ولایت بود
در آیین شب خاطره شهید عباس نیلفروشان، دکتر مجتبی کرباسی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی و از دوستان دیرین این شهید نیز ، سخنانی ایراد کرد. او با اشاره به جایگاه والای حاج عباس نیلفروشان گفت: سید حسن نصرالله پس از شهادت سردار زاهدی، هنگامی که حاج عباس به مأموریت اعزام شد، او را معتمد، امین و برادر خود خواند. توصیف چنین شخصیتی کار آسانی نیست.
کرباسی با یادآوری دوران کودکی شهید افزود: حاج عباس در خانوادهای مؤمن و اهلبیتدوست رشد کرد. خانه پدربزرگش محل برگزاری روضههای حضرت زهرا (س) و امام حسین (ع) بود؛ مکانی که نهتنها او، بلکه بسیاری از جوانان مؤمن پیش از انقلاب در آن پرورش یافتند. او تأکید کرد که تربیت پدر و مادر شهید نقشی اساسی در شکلگیری شخصیت او داشت و خانوادهها هستند که چنین فرزندانی میسازند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: مسجد یکی از ارکان مهم تربیتی حاج عباس بود. جلسات قرآن و مباحث دینی پیش از انقلاب، مبانی فکری نوجوانان را شکل میداد و آنان را برای انقلاب آماده میکرد. حاج عباس نیز در همین جلسات شخصیت یافت. او همچنین به نقش مدرسه نور و دانش در خیابان ابنسینا اشاره کرد و گفت: معلمان آن مدرسه علاوه بر آموزش علمی، به نماز و احکام نیز توجه داشتند و همین محیط مناسب موجب شد حاج عباس در چهاردهسالگی راهی جبهه شود.
کرباسی خاطرنشان کرد: شهید نیلفروشان ابتدا به اهواز رفت اما به دلیل کمی سن بازگردانده شد. سپس در مهر ۱۳۶۰ با تغییر شناسنامه از پادگان غدیر دوباره تلاش کرد و در نهایت با کمک شهید محمد تمیزیفر به کردستان اعزام شد. او توضیح داد که حاج عباس در ظاهر بهعنوان نیروی تبلیغی وارد منطقه شد، اما روحیه رزمیاش او را به میدانهای پاکسازی کشاند و پس از آن به جبهه جنوب رفت.
او با اشاره به نخستین عملیات رزمی شهید گفت: در عملیات رمضان سال ۱۳۶۱، فرمانده گردان اعلام کرد تنها رزمندگان واقعی میتوانند بجنگند. در میان دویست تا سیصد نفر، اولین کسی که اعلام آمادگی کرد، حاج عباس بود. او با جسارت به تانکهای دشمن نزدیک میشد و حتی زمانی که آرپیجی کارساز نبود، با نارنجک به نبرد ادامه میداد.
کرباسی افزود: شهید نیلفروشان در کنار مسئولیتهای سنگین، بار مشکلات خانوادگی را نیز بر دوش داشت؛ چراکه پدر و مادرش پیشتر دو فرزند خود را از دست داده بودند.
او همچنین نقش همسر شهید را برجسته دانست و گفت: همسر حاج عباس از آغاز زندگی مشترک با صبوری و ایمان همراه او بود. حتی پس از تصادف در مأموریت جنوب، خاطراتش را مینوشت و میگفت همسرش آنها را ثبت میکند.این استاد دانشگاه با اشاره به برخی سوءبرداشتهای سیاسی پس از جنگ تأکید کرد: برخی تصور میکردند موضع سیاسی حاج عباس تغییر کرده است، اما او هرگز از خط ولایت فاصله نگرفت.
در دوران فتنه، شعری سرود که ولایتمداریاش را اثبات کرد و همان شعر پاسخ بسیاری از شبهات شد. کرباسی در پایان گفت: خط شهید نیلفروشان خط رهبری بود؛ او تنها به ولایت متصل بود و همه فراز و فرودهای زندگیاش را با معیار فرمایشات رهبر انقلاب میسنجید.گفتنی است در این مراسم با اهدای نقاشی چهره شهید نیلفروشان اثر استاد شعرباف به خانواده شهید به مقام شامخ حاج عباس نیلفروشان ادای احترام گردید.
همچنین رونمایی از شماره جدید مجله «جانِ ایران» با ده روایت از زندگی مجاهدانه سرلشکر پاسدار حاج عباس نیلفروشان، به همراه امضای پوستر این مجله، برنامه پایانی این مراسم بزرگداشت بود.