به گزارش اصفهان زیبا؛ ما در دورانی زندگی میکنیم که مارشال مکلوهان آن را «دهکده جهانی» نامید، دهکدهای که البته ساکنان آن، بیش از آنکه احساس همبستگی کنند، دچار نوعی اضطرابِ وجودی شدهاند.
فرایند پرشتاب «جهانیشدن» مرزهای فرهنگی را درنوردیده و سیلابی از اطلاعات، کالاها و سبکهای زندگی یکسان را روانه جوامع کرده است. در این میان، انسان امروزی، بهویژه در جوامع در حال گذار، خود را تنهاتر از همیشه مییابد و درتلاش است آخرین حلقههای اتصال به معنا را جستوجو کند تا در هیاهوی یکسانسازِ جهان جدید، «ادغام» و درنهایت «محو» نشود.
جامعهشناس، پیتر برگر، در کتاب «ذهن بیخانمان»، وضعیت انسان مدرن را اینطور تشریح میکند که «کثرتگرایی» مدرنیته باعث فروپاشی چترهای مقدس و سنتی شده است که قبلا به زندگی معنا میبخشیدند. انسان مدرن، دچار نوعی «بیخانمانی متافیزیکی» است.
در چنین وضعیتی، فرد که پیوندهای سنتی و محلی خود را گسسته میبیند، برای فرار از اضطرابِ بیهویتی، دیوانهوار بهدنبال لنگرگاهی میگردد تا «خود» را تعریف کند. از سوی دیگر، ساموئل هانتینگتون در نظریه «برخورد تمدنها»، استدلال میکند که در دنیای پس از جنگ سرد، تمایزهای فرهنگی و تمدنی نهتنها از بین نمیروند، بلکه به اصلیترین سنگرِ هویتجویی تبدیل میشوند.
طبق دیدگاه هانتینگتون، مردم برای پاسخ به پرسش بنیادین «ما کیستیم؟»، به نیاکان، دین، زبان و تاریخ خود رجوع میکنند؛ بنابراین، اقبالِ شگفتانگیز جامعه امروز ایران به آیینهایی همچون «یلدا» یا «نوروز» و حتی بازآفرینی آنها در قالبهای جدید و تجملی، دقیقا یک سازوکار دفاعی در برابر «ادغامشدن» در فرهنگ جهانی است. جامعه احساس میکند اگر این آیینها را ولو با ظاهری تغییریافته حفظ نکند، آخرین دژهای «تمایز» خود را در برابر تهاجم فرهنگیِ جهانیسازی از دست خواهد داد.
مانوئل کاستلز، جامعهشناس عصر اطلاعات، از مفهومی به نام «هویت مقاومت» سخن میگوید. او معتقد است گروههایی که توسط منطقِ شبکهای و جهانی طرد یا تهدید میشوند، سنگرهایی از مقاومت را بر اساس هویتهای تاریخی یا فرهنگی خود میسازند. انسانِ تنهایِ کلانشهر که روابط ارگانیک فامیلی را از دست داده، یلدا را از پستوی خانه بیرون میکشد و آن را در «ایونتها» و «کافهها» فریاد میزند. او حتی حاضر است در این راه تن به قواعد بازار و کالاییشدن بدهد، پول خرج کند و نمایش دهد؛ چراکه این تنها راهی است که میتواند به خود و جهان ثابت کند: «من هنوز ایرانیام و در سیلاب جهانیشدن حل نشدهام.»
به این ترتیب، آنچه میبینیم تلاشی برای بقاست. انسانِ امروز، سنت را «بستهبندی» میکند تا قابلحمل شود. او محتوای کهن را در قالب نوین میریزد تا بتواند در دنیای جدید دوام بیاورد. این بازتولید هویت، شاید از نگاه ما اصیل نباشد؛ اما از منظری دیگر تدبیر هوشمندانه جامعهای است که نمیخواهد در تاریخ گم شود.