به گزارش اصفهان زیبا؛ فاطمه طوسی در دربار مادرِ خان بزرگ مغول حضور داشت و از همانجا برای حفظ مشهد و خراسان در برابر هجوم مغولان، اقداماتی هدفمند را سازماندهی کرد. زادگاه او مشهدالرضا (ع) بود و در همین مکان به اسارت مغولان درآمد.
هجوم مغولان، طوفانی سهمگین بود که همهچیز را زیرورو کرد و ایرانیان را به خاکسترنشینی کشاند. تحلیلی که هاشم رجبزاده در کتاب ارزشمند «آیین کشورداری در عهد وزارت رشیدالدین فضلالله همدانی» از آمارهای اقتصادی پیش و پس از این یورش ارائه میدهد، تصویری سخت تکاندهنده از عمق فاجعه به دست میدهد.
ایرانیان هنوز نیز از زیر بار آن حمله بنیانکن کمر راست نکردهاند و این سخن اغراقآمیز نیست. از آن شکوه ریشهدار، چیزی برجای نماند. شهرها و روستاهای فراوانی نابود شد و مرغزارها و بوستانهای سرسبز به ویرانی و خشکسالی دچار شدند.
گزارشهای تاریخی از قتلعام میلیونها نفر در سرزمینهای شرقی ایران، بهویژه خراسان بزرگ، خبر میدهند. نقل مشهور مردی از اهالی بخارا که به خراسان غربی پناه برده بود، گویای این فاجعه است: «آمدند، کندند، سوختند، کشتند، بردند و رفتند.»
مشهد در طوفان مغول و نقش یک بانوی خراسانی
عطاملک جوینی در «جهانگشا»، که آن را در دوران سیطره ایلخانان نگاشت، با کنایه از این کشتار گسترده یاد میکند و آنچه را بر خراسان آباد رفت، چنین توصیف میکند. این روایتها نشان میدهد که دامنه ویرانی تا چه اندازه گسترده بوده است.
در آن محشر کبری، مشهد و نواحی پیرامون آن نیز از آسیب در امان نماندند. نوغان، آن شهر آباد، چنان ویران شد که در کمتر از یک قرن به قصبهای کوچک در حاشیه مشهد تبدیل گردید. تابران نیز در یورش مغولان آسیب جدی دید و آنچه باقی مانده بود، بعدها در حمله تیمورلنگ از میان رفت.
با وجود این، مشهد از تعرض کامل مصون ماند. مذهبیبودن شهر و احتیاط مغولان در برخورد با اماکن مقدس، در این مسئله نقش داشت. هرچند برخی منابع، مانند گزارش ابناثیر، از آسیب به حرم رضوی سخن گفتهاند، اما شواهد معماری و ادبی نشان میدهد که ابنیه این مکان مقدس پابرجا ماند و پناهگاه بازماندگان مناطق اطراف شد.
بااینحال، سادهانگارانه است اگر این ایمنی را تنها به سیاست مغولان نسبت دهیم. در دل این تاریکی، افرادی اثرگذار پدیدار شدند که در بزنگاه تاریخ، مانع نابودی کامل شدند و بیتردید فاطمه طوسی یکی از آنان بود.
فاطمه طوسی؛ از اسارت تا نفوذ در دربار مغول
اطلاعات درباره فاطمه طوسی محدود است، اما میدانیم که او در دربار مادر خان بزرگ مغول، در مغولستان، حضور داشت و از آن جایگاه برای حفاظت از مشهد و خراسان بهره برد. عطاملک جوینی بخشی از «جهانگشا» را به او اختصاص داده و بخش عمده آگاهیهای ما از همین منبع به دست میآید.
بر پایه روایت جوینی، فاطمه در مشهدالرضا (ع) به اسارت درآمد و به دلیل تعلق این شهر به بلوک توس، به «طوسی» شهرت یافت. هرچند ابنیه حرم رضوی بهکلی ویران نشد، اما مغولان شماری از مردم، بهویژه زنان، را به اسارت بردند و به قراقورم فرستادند که فاطمه یکی از آنان بود.
شواهد نشان میدهد فاطمه طوسی از خانوادهای اصیل و احتمالا از سادات مشهد بوده است. زیرکی، دانش و توانایی سخنوری او سبب شد پس از انتقال به مغولستان، به دربار تورکیناخاتون، همسر اوکتای قاآن، راه یابد و بهتدریج به بانویی بانفوذ تبدیل شود.
نفوذ فاطمه طوسی در دربار، زمینهساز حمایت از ایرانیان و خراسانیان شد. بزرگان خراسان برای رفع مشکلات خود به او پناه میآوردند و امنیت مشهد رضوی و زائران حرم امامرضا (ع) در سایه همین نفوذ برقرار ماند.
افول ستاره اقبال فاطمه طوسی
قدرت فاطمه طوسی با مرگ اوکتای قاآن و تغییر موازنه سیاسی در دربار مغول رو به افول گذاشت. اختلاف میان گیوک قاآن و مادرش، تورکیناخاتون، زمینه سقوط این بانوی ایرانی را فراهم کرد. اتهام جادوگری و توطئه، بهانهای شد تا دستور تعقیب و مجازات او صادر شود.
بهرغم مقاومت تورکیناخاتون، فاطمه طوسی تسلیم شد و سرانجام با شکنجهای سخت و غیرانسانی جان باخت. با مرگ او، یکی از اثرگذارترین شخصیتهای ایرانی عصر مغول از میان رفت؛ شخصیتی که نقش او در حفظ مشهد و کاهش آسیبهای آن دوران، در تاریخ ماندگار شد./شهرچهره