در روش‌ها جمود نداشته باشیم!

در ساختار دین، نه‌تنها در بحث اعتکاف، بلکه در تمام موضوع‌ها، چهارچوب‌هایی وجود دارد که نص صریح قرآن است؛ روایات نیز مسیر همین قرآن را به ما نشان می‌دهند. مراجع تقلید و علمای دین نیز پس از دوران غیبت، تبیین‌کننده و به‌روزرسان همین نص قرآن بوده‌اند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ در ساختار دین، نه‌تنها در بحث اعتکاف، بلکه در تمام موضوع‌ها، چهارچوب‌هایی وجود دارد که نص صریح قرآن است؛ روایات نیز مسیر همین قرآن را به ما نشان می‌دهند. مراجع تقلید و علمای دین نیز پس از دوران غیبت، تبیین‌کننده و به‌روزرسان همین نص قرآن بوده‌اند.

نص قران مثل قاعده دودوتاچهارتا، تغییر نمی‌کند و به پنج تبدیل نمی‌شود؛ مجتهد که هم به نص قرآن علم دارد و هم به شیوهٔ به‌روزکردن آن در طول تاریخ زندگی ائمه آگاه است، زمان‌شناسی می‌کند و اوست که حق دارد در روش‌ها تغییر ایجاد کند.

ضرورت احترام به تفاوتِ نگاه‌ها

در حوزه برگزاری مراسم اعتکاف، مبتنی بر همین اصل باید قضاوت نهایی را به افراد مجتهد در این میدان واگذار کنیم. اگر شخصی می‌گوید اعتکاف ماهیتی فردی دارد و نباید آن را به عمل جمعی تبدیل کرد، باید توجه کنیم که خود ایشان چقدر اهل برگزاری اعتکاف و مرتبط با مجتهدان دینی است؟

پس باید اجازه بدهیم حرف خود را بزند و به آن احترام بگذاریم. از آن طرف، ممکن است عده‌ای دیگر هم باشند که بر اساس فهم خود، به‌گونه‌ای دیگر اعتکاف برگزار کنند. راه برای آن‌ها هم باز است و کارشان به‌حسب ارتباطی که با مجتهدان دارند خلاف‌شرع نیست. این تفاوت‌ها مثل تفاوت خط شکسته و خط نستعلیق است؛ نباید به هم تنه بزنند.

در جمع‌های فرهنگی، اگر کسی موافق یا مخالف نگاهِ دیگری باشد، اگر بااخلاص در کف میدان برای اعتکاف زحمت می‌کشد، باید اجازه بدهیم کار خود را بکند. برخی می‌پرسند آیا برداشت از دین می‌تواند متغیر باشد؟ جواب این است که به‌جز نص قرآن و احادیثی که از اصالت آن‌ها مطمئن هستیم، همه چیز در حال تغییر است؛ حتی شهید مطهری در کتاب ده گفتار در بحث رهبری نسل جوان می‌فرمایند که به‌جز قرآن و احادیث مستند، چه‌بسا یک روش یا یک کتاب در یک دوره هدایتگر باشد و در دورهٔ دیگر باعث ضلالت شود.

اشخاص موضوعیت دارند؛ نه صرفا روش‌ها

نباید روی روش‌ها جمود داشت؛ به‌طورمثال، بنده در اعتکاف‌های مختلفی حضور پیدا می‌کنم که هرکدام برای شرکت‌کنندگان خود شروطی را گذاشته‌اند: یکی از آن‌ها شرطش این است که حتما خانواده (پدر، مادر و فرزند زیر شش سال) با هم باشند و دیگری، ویژهٔ نوجوان است یا فقط جوان‌اند.

این کار به‌طور کامل تأیید می‌شود؛ چون برگزارکنندگان مخلص و مرتبط با مجتهدان هستند؛ مثلا برگزارکننده اعتکاف خانواده کسی است که سال‌ها با این خانواده‌ها کار خیر انجام داده و حالا این سه روز را بهانه‌ای برای ارتقای معنویت قرار داده است.

حرف برخی دوستان این است که وقتی اعتکاف این‌گونه برگزار می‌شود، معنویت بالا نمی‌رود و کار نمایشی می‌شود؛ اما باید دقت کرد که آدم‌های پشت این روش‌ها، موضوعیت دارند. فرض کنید کسی از شما می‌پرسد خودروی ایرانی بهتر است یا خارجی؟ جواب این است که ببینید آن آدمی که پشت فرمان نشسته، چقدر برای پیاده‌رو احترام قائل است؟

آن انسان باکرامت و کریمی که سوار وسیله نقلیه می‌شود، خیرش به دیگران می‌رسد؛ اما شما بهترین مرکب دنیا را در اختیار آدم مغرور بگذارید، خطرناک می‌شود؛ در اعتکاف هم همین است: برگزارکنندگان دستشان در آتش این کار مقدس است. باید اجازه داد با بچه‌ها کار کنند. این مثل سفره غذاست. استاندارد بهداشتی باید رعایت شود؛ اما هیچ دو خانمی نیستند که کتلت آن‌ها یک مزه بدهد. در همه کتلت‌ها سیب‌زمینی و گوشت هست؛ اما مدل پختن آن‌ها فرق می‌کند. اکنون وقتِ ایرادگرفتن به این سلیقه‌ها نیست؛ وقتِ این است که ببینیم چه کسی آماده است سفره اعتکاف را بزرگ کند.

بیم و امید در اعتکافِ نسل جدید

موضوع دیگر، برآوردی در خصوص حضور پرشور نوجوانان در مراسم اعتکاف است. اینکه رهبری بر حضور نوجوانان تأکید می‌کنند و شکرگزار هستند، یک فرصت بزرگ است.

آمارها نشان می‌دهد که استقبال نسل جدید سال‌به‌سال بیشتر می‌شود؛ اما در برابر این نگاه که می‌گوید این‌ها مؤمن‌تر شده‌اند، دیدگاه دیگری هم وجود دارد که این کارها را نمایشی می‌بیند و معتقد است اعتکاف و اربعین در حال مصرف‌شدن هستند و به‌طور الزامی نشانه دین‌داری نیستند. هر دو نظر مهم است و نباید نگاه تک‌بعدی داشته باشیم و تصمیم‌گیرنده نهایی برای اینکه کدام نظر درست است، آن کسی است که زیر نظر مجتهد راهی را برای خدمات خود برمی‌گزیند.

ما باید خیلی مراقب باشیم؛ اما مراقب‌بودن به معنای سدکردن راه نیست؛ بلکه به معنای استغفار و آسیب‌شناسی است. من هم خبر دارم که شاید یک دانش‌آموز برای گریز از درس می‌آید یا اتفاق‌های ناخوشایندی به دلیل نگاهِ اردویی به اعتکاف در مساجد رخ می‌دهد؛ اما این‌ها باعث نمی‌شود زحمت‌های آن شخصی را که در این مسیر در حال جان‌فشانی است، نادیده بگیریم. ما باید در عین امید، بیم هم داشته باشیم؛ پس نمی‌شود قضاوت قطعی کرد که اعتکاف دانش‌آموزی به‌طور کامل خوب یا به‌طور کامل بد است.

حرف آخر این است که باید اشخاص را قوی کرد. آن شخصی که اعتکاف برگزار می‌کند، باید از خود بپرسد: «آیا وجدان من گواهی می‌دهد که امام‌زمان(عج) از این مدلِ من راضی است؟» نباید به‌دنبال آماروارقام بود. اگر با مدل دانش‌آموزی مخالف است، به‌جای نفی کلی، باید برود و کمک کند تا روش‌ها اصلاح شود.

نباید به برگزارکنندگان تنه زد؛ باید به برگزارکنندگان اعتکاف اعتماد کرد و قدردان زحمت‌های آن‌ها بود. کسی که ادعای شهادتین دارد و می‌گوید دلش برای این نسل می‌سوزد، باید حمایت شود. فقط باید حواسمان باشد که خلوتِ اعتکاف به هم نخورد و بازی‌هایِ دورانِ اعتکاف موجب ازبین‌رفتن حرمت مسجد نشود. زیرسؤال‌بردن کلِ این جریان، یک تله است که آسیب‌های بدی به‌همراه دارد. به مقداری که نیت‌ها بااخلاص باشد، خداوند جبران می‌کند.