به گزارش اصفهان زیبا؛ اگر بپذیریم که اساس تشریع عبادات، تربیت انسان است، بسیاری از اعمال و برنامههای عبادی که در قرآن و سنت پیامبراکرم و اهلبیت علیهمالسلام ذکر شدهاند نیز برنامههای تربیتی تلقی میشوند. این اعمال، برنامهها یا سنتها دارای اصول کلیاند، از قرآن و سنت اخذ شدهاند و بسیاری از این چهارچوبها حامل حکمتهایی هستند که همه آنها بهطور لزوم برای ما آشکار نیستند و شاید گاهی فراتر از فهم عرفی ما باشند؛ مثلاینکه چرا نمازها را باید در زمانها خاصی اقامه یا در اعمال حج به یک ستون، سنگ پرت کرد.
این اعمال، برنامهها یا سنتها در یک سطح نیستند: برخی اعمالی است که اصل یا شیوه انجام آنها بهصراحت در قرآن آمده است (مانند حج)؛ برخی دیگر اعمالی است که بهصورت عمومی در سنت پیامبر و ائمهاطهار علیهمالسلام اجرا میشدهاند (مانند اعتکاف) و برخی دیگر اعمالی بوده که بهصورت اختصاصی به گروهها یا افرادی توصیه شده است (مانند اعمال امداوود).
خداوند متعال در قرآن کریم درباره اجرای بسیاری از اعمال، احکام و شعائری که در قرآن تبیین شده است، سختگیرانه برخورد میکند؛ بهطورمثال، به افرادی که اعمال حج را به شکل تبیینشده انجام نمیدهند، وعده عقوبت شدید میدهد.
دستهای دیگر از سنتها، اعمالی مانند اعتکاف هستند که در سنت معصومان بهصورت عمومی اجرا شدهاند؛ ازاینجهت باید فرض گرفت که حامل حکمت عمومی هستند و آثار اجتماعی و تربیتی برای عموم دارند. کنارگذاشتن یا دگرگونکردن این چهارچوبها، نیازمند دلیل محکم یا نص مخالف است؛ نه صرف تشخیص شخصی یا ذوق تربیتی. در مقابل، برنامههای تربیتی هستند که مخاطب خاص داشتهاند؛ مثل توصیه یک دعا و عمل به یک گروه یا فرد خاص و ازاینجهت به طور لزوم قابلتعمیم به عموم نیستند و نباید آنها را همسنگ سنتهای عمومی معصومان دانست.
نکتهای که ما قصد توجه به آن داریم این است که چهارچوبهای تربیتی واردشده از جانب خداوند و اهلبیتعلیهمالسلام را آنگونه که به ما رسیده، باید بااحتیاط و فروتنی حفظ کنیم. ما در تربیت آگاهیهای محدودی داریم و نمیدانیم همه برنامههایی که طراحی میکنیم، به طور حتم به نتایج مطلوب میانجامد یا نه؟
ازاینجهت میپذیریم که به دلیل نقص وجودی که داریم، روشها و اعمالی که در قرآن و سنت بر آن تأکیدشده، دارای حکمتهای نهفته است که میتواند فراتر از فهم عرفی ما باشد و تا جایی که با عقل و وجدان ما در تضاد نیستند، عمل به آنها حرکت در مسیر عقلانیت است؛ ازاینرو، حتی زمانی که میشنویم امامصادق(ع)هنگام قرائت فلان دعا، دست بر چانه میگرفتند یا انگشت خود را تکان میدادند، ازاینجهت که شاید حکمت تربیتی داشته باشد، از ایشان تقلید میکنیم.
اعتکاف یکی از این سنتهاست که چهارچوبهای کلی درباره آن به ما رسیده؛ مثل سکونت در مسجدجامع به مدت حداقل سه روز و بهطور عمده انجام اعمال عبادی، مناجات و ذکر خدا. هر کدام از این چهارچوبهای کلی میتواند حکمتهایی داشته باشد که باید تا جای ممکن آنها را حفظ کرد؛ بهطورمثال، برگزاری اعتکاف در مسجدجامع نشان میدهد اعتکاف ذاتا برنامهای با مخاطب عمومی است و در آن تفکیک سنی معنا ندارد.
کودکان، نوجوانان، جوانان و سالمندان در یک فضای عبادی مشترک حضور مییابند. همین همنشینی نسلی، خود میتواند واجد آثار تربیتی عمیق باشد؛ ازجمله رشد تدریجی کودکان در فضای عمومی عبادت، الگوگیری طبیعی از بزرگترها و تغییر تدریجی زیستجهان معنوی آنها. چهارچوب دیگر، تمرکز اعتکاف بر اعمال عبادی فردی است.
در سنت بهطور ظاهر اعمال عبادی جمعی خاصی برای اعتکاف وارد نشده است. برخلاف برخی مناسک دیگر مانند نماز عید قربان، اعتکاف انجام اعمال عبادی فردی در فضایی جمعی است؛ بنابراین وجه اصلی اعتکاف، عبادت و به نحوی، خلوت با خداست.
حال باید دید که آیا برنامههای تربیتی طراحیشده توسط ما این قواعد یا برنامههای کلی را حفظ میکنند یا گاهی آنها را تضعیف کرده یا با آنها تداخل دارند. اگر این برنامهریزیها این چهارچوبهای کلی را حفظ نکنند، هرچند بهعنوان یک برنامه تربیتی محترم هستند و بهطورقطع میتوانند واجد اثر باشند، اعتکاف نیستند و باید آنها را با معیارهای خودشان سنجید.
تفکیک این دو، هم به نفع فهم درست سنت است و هم به نفع صداقت در برنامهریزی تربیتی. ازاینجهت گاهی باید گفت اعتکاف، به معنای آنچه در سنت آمده است، یک چیز است و اردوها یا برنامههای چندروزه دانشآموزی در مسجد، چیز دیگر. خلط این دو، هم در تحلیل تربیتی و هم در ارزیابی نتایج، خطا ایجاد میکند.
برخی از برنامههای تربیتی که امروزه در ایام اعتکاف برگزار میشوند با تفکیک سنی همراه هستند. این جنبه هرچند مدیریت مخاطب و برنامهریزی تربیتی برای آن را هدفمند و راحتتر میکند، اساسا آن چهارچوب اعتکاف به معنای حضور در جمع را ندارد و بیشتر یک برنامه تربیتی طراحیشده هدفمند برای مخاطب خاص است.
اعتکاف مطالعاتی یا جمعکردن دانشآموزان روزهدار در مسجد برای مطالعه درسی، یا برنامههایی که مبتنیبر بازیهای پرتحرک در مسجد بوده، نمونههایی از ترکیبهای قابلمناقشه اصول اعتکاف با اهداف دیگر تربیتی هستند. چهبسا در چنین مواردی، برگزاری یک اردوی سهروزه در محیط غیرمسجدی، بدون زبان روزه انتخاب مناسبتری برای تحقق اهداف تربیت باشد.
این بدان معنا نیست که این برنامهها بیفایده هستند یا اثر تربیتی ندارند، بلکه سخن این است که نباید آثار و اهداف تربیتی اعتکاف را از آنها انتظار داشت. چنین برنامههایی، چون بهطور مستقیم از سنت اخذ نشدهاند، باید بهصورت تجربی با معیارهای مستقل تربیتی بررسی شوند. آیا به اهداف تربیتی موردنظر دست یافتهاند؟ آیا آثار جانبی منفی (کوتاهمدت یا بلندمدت ) نداشتهاند؟
ازاینرو، وفاداری فروتنانه به چهارچوبهای اعتکاف نه یک تعصب آیینی، بلکه انتخابی عقلانی برای حفظ حکمت تربیتی سنتی است که اگر بهدرستی فهم و اجرا شود، میتواند انسان را بیواسطهتر به مسیر تربیت الهی نزدیک کند.