به گزارش اصفهان زیبا؛ درست است که در شرایط فعلی کشور، کمتر کسانی از مردم معمولی را میتوانید پیدا کنید که بخواهند یا تمایل داشته باشند بهجز دنبالکردن اخبار روزمره اقتصادی و سیاسی و پیگیری مسائل معیشتیشان، وقتشان را صرف مسائل دیگری مثل هنر و ادبیات کنند؛ اما نمیتوان از این موضوع نیز گذشت که اصفهان هنوز هم شهر هنر است، شهر شعر و فرهنگ، شهر زندگی و معنا.
بنابراین میتوان انتظار داشت که بارقههایی از این حوزه را در فضای فرهنگی اصفهان شاهد باشیم؛ اما در حال حاضر ما نهتنها شاهد بارقههایی هستیم، بلکه در بسیاری از موارد، با جریانها، گروهها و محافلی روبهرو هستیم که همچنان و با امیدی استوار به آینده، راه خود را در هنر و ادبیات میپیمایند و در تلاشاند تا بتوانند از این دریچه به معضلها و مسائل شهرشان نظر بیفکنند و آن را در اختیار مخاطبشان قرار دهند.
آنچه ما در طول یک سال گذشته سعی داشتیم آن را نشان دهیم، همین جنبوجوش فرهنگی و هنری است که کمتر موردتوجه عموم مردم و حتی مخاطبان خاص قرار میگیرد. گفتوگوهای پیاپی با هنرمندان در حوزه تئاتر، سینما، نقاشی، طراحی و حوزه کتاب و ادبیات به ما نشان داد هنوز هستند کسانی که نهتنها به آینده امید دارند، بلکه در امروزشان ردپایی از گذشته درخشان و غنی اصفهان نیز وجود دارد و با الهام از آن پیشینه میخواهند طرح آینده را در حوزه هنر و ادبیات پیریزی کنند.
در این یک سال سعی کردیم گوشهای دیگر از هنر و ادبیات اصفهان را به مردم و مسئولان نشان دهیم.
گالریهای زیادی را در صفحه هنر بازتاب دادیم و نقدهای فراوانی بر تئاترهایی نوشتیم که هر ماه در اصفهان اجرا میشوند. با هنرمندان اصفهانی بسیاری در حوزه هنرهای تصویری گفتوگو کردیم که هرکدام از آنها، از بازیگر و تهیهکننده و کارگردان گرفته تا بدلکار، حرفهای زیادی برای گفتن داشتند؛ هنرمندانی که بالقوه یک نخبه هستند؛ اما امکانات «نخبهشدن» را ندارند. با نویسندگان اصفهانی زیادی در حوزههای گوناگون کودکونوجوان، کسبوکار و کارآفرینی، ادبیات پایداری، ادبیات زنان و حتی ادبیات سوررئال به گفتوگو نشستیم و ناشران اصفهانی مختلفی را به گفتوگو دعوت کردیم تا زوایای متنوع حوزه کتاب و ادبیات اصفهان را بررسی و واکاوی کنیم.
بیشتر افرادی که با آنها صحبت کردیم یک دغدغه مشترک دارند: دیدهنشدن.
برخی از این دیدهنشدنها ناشی از جبر زمانه است؛ اینکه مردم کمتر سراغ هنر را میگیرند و کمتر تمایل دارند کتاب بخوانند. در دنیای امروز که همه چیز با متر و معیار موجزگویی و خلاصهنویسی سنجیده میشود تا نوشته بهعنوان یک کالا در کمترین زمان و بالاترین بهره، به خورد مصرفکننده برسد، طبیعی است که بسترهایی مانند توییتر و اینستاگرام رشد خواهند کرد و تازهپابهعرصهگذاشتههای جامعه، دوست دارند در دنیایی از نوشتههای دوخطی یا نهایتا 300 کلمهای پرسه بزنند تا اینکه از ادبیات غنی و پرحجم حظ و بهره ببرند. در کنار آن، تماشای یک فیلم یا نماهنگ 30 ثانیهای در اینستاگرام برای مخاطب لذت بیشتری دارد تا دیدن یک گالری با طرحهای بهظاهر نامفهوم و در اصل، مفهومی و تأملی.
اما این تمام ماجرا نیست. بسیاری از هنرمندان و نویسندگانی که در یک سال گذشته با آنها مصاحبه کردهایم، فقط از دیدهنشدن توسط مردم رنج نمیبرند؛ دیدهنشدن در بین مسئولان هم خودش معضلی است. حرف اصلی آنها این است: دیدهشدن ما بستر میخواهد که البته از طرف مسئولان و نهادهای مربوط فراهم نمیشود؛ گویی دغدغه اصلی ایننهادها به جای رشد و بالندگی هنر و هنرمند، چیز دیگری است که ما از آن خبر نداریم؛ دعوی اصلی این نهادها نیز نداشتن منابع مالی است.
از قِبَل این بیتوجهیها راهی که بسیاری از این هنرمندان و فعالان حوزه فرهنگ طی میکنند، اغلب یکی است: مهاجرت به تهران؛ جایی که امکانات و پول و توجه به میزان زیادتری وجود دارد. نتیجه این مهاجرت چیست؟ خالی شدن اصفهان از ظرفیتهای نخبگانی که فقط میخواستند نخبهشدن را در شهر خودشان تجربه کنند؛ اما نمیتوانند؛ مثل کارگردانانی که در تهران دیده میشوند و حتی بدلکار اصفهانی و تیمش که در اصفهان نهفقط مردم که حتی مسئولان هم او را نمیشناسند.
در یک سال گذشته شاید اگر موفق به انجام یک کار شده باشیم، رسالت گروه هنر و ادبیات «اصفهانزیبا» را بهدرستی انجام دادهایم: به مسئولان بهعنوان مخاطب خاص و مردم بهعنوان مخاطب عام بگوییم هنوز هنر در اصفهان زنده است؛ نه در حرف که در صحنه عمل؛ هنر مغفول، دیدهنشده و بزرگی که به کمی توجه نیاز دارد.
حتی خیلی از این هنرمندان پول هم نمیخواهند، بلکه فقط نیازمند بستر هستند، بستری که فراهمکردنش در اختیار و در توانایی نهادهای مربوط است؛ اما متأسفانه مسئولان فرهنگی ما نهتنها گرفتار حلقههای بسته اطراف خود هستند، بلکه ظاهرا دغدغهای هم برای فعالکردن ظرفیتهای خفته ندارند. مخلص کلام اینکه گروه هنروادبیات «اصفهانزیبا» تلاش کرده است صدای هنرمندان و نویسندگانی باشد که هنر و استعدادشان تعطیلشدنی نیست و راه خود را طی میکنند؛ فقط ممکن است این راه به جای اصفهان، سر از تهران دربیاورد؛ اگر دیر دیده شوند.