بست‌نشینی؛ سنت دیرینه عدالت‌خواهی در ایران

یکی از موضوع‌های موردتوجه در مسائل سیاسی و اجتماعی معاصر، موضوع تفکیک قوا و استقلال نهادهای عدالت‌خواهی و قضایی است؛ از سوی دیگر، یکی از ویژگی‌های اصلی جوامع، وجود اعتراض و سامان‌دهی و رسیدگی به آن به‌منظور حفظ انسجام اجتماعی است.

به گزارش اصفهان زیبا؛ یکی از موضوع‌های موردتوجه در مسائل سیاسی و اجتماعی معاصر، موضوع تفکیک قوا و استقلال نهادهای عدالت‌خواهی و قضایی است؛ از سوی دیگر، یکی از ویژگی‌های اصلی جوامع، وجود اعتراض و سامان‌دهی و رسیدگی به آن به‌منظور حفظ انسجام اجتماعی است.

بررسی سوابق تاریخی در جوامع نشان می‌دهد نشانه‌هایی از این مسئله در ادوار گوناگون تاریخی و در جوامع مختلف وجود داشته است. بررسی تاریخ ایران نشان‌دهنده این امر است که مسئله عدالت‌خواهی و رسیدگی عادلانه به مسائل به‌عنوان یکی از عناصر اصلی هویتی و همچنین یکی از آموزه‌های موردتأکید اسلام بوده است. این امر در ادوار مختلف، نظام‌ها و ساختارهای متفاوتی را تجربه کرده است.

در این میان، برخی از گزاره‌های تاریخی نشان از این دارد که بست و بست‌نشینی یکی از ساختارهای مهم تظلم‌خواهی، تحقق عدالت و رسیدگی به اعتراض‌ها بوده است. در توصیف این واژه (بست) باید گفت که منظور پناه‌بردن به مکانی خاص باهدف دادخواهی یا فرار از مجازات و رسیدگی عادلانه به یک موضوع اختلاف بوده است. این مسئله در تاریخ اسلام با شهر مکه و حریم امن الهی آغاز شده و به‌مرور گسترش کیفی و کمی داشته است؛ بدین معنی اگر کسی در مکه بست نشسته باشد، در امان است و کسی حق تعرض به او را ندارد و حتی در این باره احکام فقهی ویژه‌ای نیز در کتب فقهی ثبت و ضبط است.

این امر به‌مرور به مکان‌هایی که در نظر مردم و جامعه مورداحترام و تقدس بودند، گسترش یافت. حرم‌های امامان و امامزادگان، مساجد جامع، بیوت علما و… ازجمله مکان‌های بست‌نشینی به‌حساب می‌آمدند. همین امر نشانه‌ای بود بر اینکه مردم ساختاری را مستقل از حاکمیت به‌عنوان جایگاه عرضه حال و تظلم‌خواهی و مصالحه بر سر اختلاف‌ها می‌شناختند و به آن پناه می‌بردند. هدف از این بست‌نشینی درواقع برآورده‌شدن خواسته، به مصالحه کشاندن طرفین و زمینه مناسب اعتراض و درخواست عدالت بود.

ازسوی‌دیگر، مواجهه حکومت‌ها با بست‌نشینی متفاوت بود. اگرچه به‌طورکلی بست و بست‌نشینی امری موردپسند حکومت‌ها نبود،ولی به‌دلیل رعایت ملاحظه‌های مذهبی و ملی معمولاً حاکمان آن را به رسمیت می‌شناختند و البته برخی سعی در محدود یا ممنوع‌کردن آن داشتند.

در دوران معاصر اوج بست‌نشینی در عصر قاجار و به‌خصوص در وقایع نهضت مشروطه بوده که منجر به تحولات اثرگذاری در تاریخ ایران شده است. درخواست عدالت‌خواهی در زمان مظفرالدین‌شاه با بست‌نشینی علمای سراسر کشور، در حرم حضرت معصومه(س) در شهر قم شکل گرفت و منجر به تأسیس عدالت‌خانه و سرانجام، دستور تأسیس مجلس شورا شد؛ همچنین در نمونه‌های اخیر بست‌نشینی مردم در حرم مطهر رضوی و در مسجد گوهرشاد به‌منظور مخالفت با کشف حجاب اجباری و مقابله‌ای که حکومت با این امر داشت، در تاریخ ثبت و ضبط است.

بست‌نشینی مردم اصفهان در منزل آیت‌الله خادمی نیز که منجر به حوادث پنج رمضان در اصفهان شد، یکی دیگر از نمونه‌های تاریخی این امر است. مسئله بست‌نشینی در زمان سلطنت رضاخان با محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های بیش‌ازپیش مواجه شد.

تأکید و توجه سیاست‌گذاران عصر پهلوی بر ایجاد اقتدار مستبدانه در همه ارکان زندگی مردم و نفی نهادهای مستقل در امر عدالت، فرهنگ و آموزش، انگیزه مهم آن‌ها در ممنوعیت بست و بست‌نشینی بود. در دوره پهلوی حکومت با تأسیس وزارت عدلیه بساط بست‌نشینی را برچید و این ساختار مستقل تظلم‌خواهی جای خود را به یک نهاد وابسته به حکومت داد.

یکی از نتایج محدود و ممنوع‌کردن بست‌نشینی جایگزینی پناهندگی به‌جای بست‌نشینی بود، پناهندگی که عمدتا در سفارت‌های بیگانه رقم می‌خورد و زمینه مناسبی را برای نفوذ و دخالت بیگانه فراهم می‌کرد.

صرف‌نظر از ارزیابی کارآمدی یا ناکارآمدی بست و بست‌نشینی، نکته حائز اهمیت دراین‌باره این است که نهاد بست این امکان را به‌صورت ساختارمند در جامعه ایجاد می‌کرد که اعتراض، عدالت‌خواهی، مصالحه و… از طریق بست‌نشینی به سرانجام برسد و یک تعامل سازنده بین جامعه و حاکمیت ایجاد شود، تعاملی که ذیل ساختار بومی و هویتی جامعه تعریف می‌شد و امکان سوءاستفاده اجنبی را سلب می‌کرد. امروزه به این فکر کنیم که در راستای تقویت بنیادهای هویتی می‌توان نهاد بست را به صورتی که در تناسب با وضعیت امروز کارآمد باشد، بازیابی و بازسازی کنیم.