به گزارش اصفهان زیبا؛ در حال حاضر کمتر شهروند اصفهانی را میتوانید پیدا کنید که با 3 یا 4 مشکل اصلی اصفهان آشنا نباشد. از هرکسی که درباره این سهچهار مورد بپرسید، فورا میگوید آب، آلودگی هوا و فرونشست.
حال به این موارد مسائل دیگری همچون مهاجرت زیاد و گسترش حاشیهنشینی و چندفرهنگیشدن اصفهان را نیز اضافه کنید تا متوجه شوید مسائل اصفهان نه یک روزه و یک ساله قابل حل است و نه میتوان در چند راهحل و دستورالعمل، آنها را سادهسازی کرد.
بلکه اصفهان با مجموعهای از مشکلات پیچیده و چندلایه روبرو است که حاصل توسعه سریع، خارج از کنترل، بیرویه و غیرانسانی میباشد. در چنین شرایطی باید تغییر یا به عبارتی درستتر انقلابی در رویکردهای برنامهریزی و کلان رخ دهد تا انتظار آیندهای مطلوب و شکوفاشده را داشته باشیم.
حرف از آینده اصفهان شد. بد نیست نگاهی به سناریوهای محتمل و پیشروی اصفهان بیندازیم. این کار را حمید صابری، دانشیار گروه جغرافیای دانشگاه آزاد نجفآباد برای ما انجام داده است.
او در مقالهای تحت عنوان «برنامهریزی سناریوی شکوفایی شهری (مطالعه موردی: کلانشهر اصفهان)» که در زمستان سال گذشته به چاپ رسیده، 3 سناریوی احتمالی را در توسعه شکوفایی آینده اصفهان مطرح کرده که یکی ایدهآل، دومی مطلوب و سومی بحرانی و نامطلوب است.
شکوفایی شهری
اما قبل از هرچیز باید با مفهوم «شکوفایی شهری» آشنا شویم. به نظر نویسنده مقاله، شکوفایی شهری مسیری بالاتر از توسعه پایدار را دنبال میکند. چون علاوه بر توسعه پایدار، شادی، پویایی، رفاه، سرزندگی و کیفیت زندگی شهری را نیز مدنظر دارد.
به نظر این نویسنده، شکوفایی شهری همچون چرخی است که در مرکز آن نهادهای دولتی و قوانین برنامهریزی شهری قرار دارند و اضلاع آن را بهرهوری، زیرساخت، کیفیت زندگی، پایداری زیستمحیطی و عدالت تشکیل میدهد.
به عبارت بهتر، شکوفایی شهری، نوعی ساختوساز اجتماعی است که به فعالیتهای انسانی کالبد میبخشد.با در نظر داشتن شاخص شکوفایی شهری، 6 بعدی حیاتی باید محقق شود تا بگوییم شهر مرفه و دارای شکوفایی است. این 6 بعد عبارتند از: بهرهوری، توسعه زیرساخت، کیفیت زندگی، برابری و مشارکت اجتماعی، پایداری محیط زیست و حکمروایی.
عوامل مؤثر بر شکوفایی شهر اصفهان
بر اساس روش پژوهشی که نویسنده درنظر داشت و با لحاظ 6 وجه شکوفایی شهری، او توانست 66 متغیر را به عنوان عوامل مؤثر بر شکوفایی شهر اصفهان کشف کند که هر کدام اثرات مختلفی بر این شکوفایی میگذارند.
با دستهبندی این اثرات و کنار گذاشتن عوامل کمتر اثرگذار، نهایتا 14 عامل به عنوان مهمترین عوامل اثرگذار در شکوفایی شهر اصفهان شناخته شد که عبارتند از: نرخ فقر، نرخ معلولیت، خانوارهای حاشیهنشین، درآمد خانوار، سرانه تولید یک شهر، دسترسی به اینترنت، صنایع، مسکن مناسب، مشارکت زنان در نیروی کار محلی، میزان اعتیار، دسترسی به خدمات آموزشی، نرخ سواد، آلودگی هوا و نرخ بیکاری.
سناریوهای محتمل برای آینده اصفهان چیست؟
در این پژوهش آمده باتوجه به وضعیتهای متغیر 14 عامل ذکر شده، بیش از 4700 سناریوی احتمالی برای اصفهان قابل طرح است که از میان آنها فقط 3 مورد امکان تحقق دارد: یک سناریو، شرایط مطلوب و ایدهآل را نشان میدهد، سناریوی دوم نسبتا مطلوب و حالتی بینابینی دارد و سناریوی سوم نیز وضعیت بحرانی و نامطلوب برای آینده وضعیت شکوفایی شهری را توصیف میکند.
در سناریوی اول که سناریوی مطلوب ماست، همه 14 عامل کلیدی به جز مشارکت زنان در نیروی کار محلی، در وضعیت مطلوب قرار دارند. این عامل نیز نه در حالت بحرانی که در حالت ایستا و بینابینی است.
در سناریوی دوم نرخ معلولیت، مسکن مناسب، دسترسی به خدمات آموزشی و نرخ سواد همچنان وضعیت مطلوبی دارند. این بدان معناست که در وضعیت بینابینی نیز چشمانداز دسترسی به خدمات آموزشی و سواد و همچنین مسکن مناسب، چشمانداز مطلوبی است.
در سناریوی سوم که شکوفایی آینده اصفهان را بحرانی پیشبینی کرده است، هیچ یک از عوامل کلیدی در وضعیت مطلوبی قرار ندارند. بلکه در بهترین حالت، نرخ معلولیت و مسکن مناسب است که ایستا پیشبینی میشود و بقیه عوامل در حالت بحرانی قرار دارند.
از خودمان بپرسیم
طی سالهای گذشته تلاشهای کمی برای آیندهنگری شهری صورت گرفته است. در صورتی که این کار یکی از الزامات و نیازهای مهم هر تصمیمگیر و برنامهریز شهری است تا با دانستن امکانها و راههای پیش روی شهرش، بهترین ابزارها و رویکردها را برای رسیدن به افق مطلوب و ممکن اتخاذ کند.
آنچه در این پژوهش آمد از معدود تلاشهای آیندهپژوهانهای است برای اینکه نشان دهد شهر اصفهان در آینده چه امکانهایی پیش رو دارد. اما به نظر میرسد در این آیندهپژوهی برخی عوامل اصلی که اکنون در عرصه شهر، به عنوان عوامل اساسی اثرگذار شناخته میشوند، جایشان خالی است.
در این پژوهش به آلودگی هوا و صنایع به عنوان زیرمجموعهای از پایداری زیستمحیطی توجه شده است. اما هیچ جایی برای نقش آب به عنوان بازیگر اصلی پایداری زیستمحیطی شهری اصفهان درنظر گرفته نشده است. بلکه فقط در قسمتی از این مقاله، در کنار برق و گاز، از دسترسی به آب به عنوان عاملی تأثیرپذیر یاد شده است. یعنی شکوفایی شهری بر دسترسی به آب اثر مستقیم دارد و تأمین آب بیش از آنکه بر شکوفایی شهری اصفهان تاثیرگذار باشد، از آن تأثیرپذیر است.
از این نقطه ضعف، ما به ایراد اساسیتری نیز میرسیم؛ اینکه بسیاری از مولفههای کلیدی یادشده، از عواملی هستند که نهتنها برای اصفهان بلکه برای سایر کلانشهرها نیز به سهولت قابل ذکر هستند و از این منظر میتوان این عوامل را با کمی تغییر به کلانشهرهای دیگر نیز نسبت داد.
عدم توجه به خاصگرایی و بوممندی اصفهان از جمله مشکلاتی است که نه فقط در این پژوهش، بلکه حتی در طرحهایی هم که به صورت اسناد بالادستی برای اصفهان نوشته شده، دیده میشود.
تاکید بر عوامل کلی و عام، عدم توجه به تفاوتهای منطقهای و فرهنگی و در نهایت دست گذاشتن روی عوامل کمتر مورد دغدغه عموم مردم یک حوزه سرزمینی خاص، موجب شده است پژوهشهایی از این دست در سطح پژوهش باقی بمانند و قابلیت تبدیل شدن به بنیان و تکیهگاهی برای عمل را از دست بدهند.
به همین دلیل بهتر است پژوهشگران و مخصوصا آیندهپژوهان زمانی که سناریوهای محتمل یک شهر را بررسی میکنند، خود را در وضعیت مطلوب ترسیمشده قرار دهند و این سؤال را از خود بپرسند که آیا این وضعیت، به معنای شکوفایی یک اجتماع انسانی است.
به عنوان نمونه در شرایطی که بسیاری از مشکلات شهری در سناریوی مطلوب بیانشده، مورد بررسی قرار نگرفته، مثل فرونشست زمین یا خشکسالی، آیا دسترسی به اینترنت، وضعیت مطلوبی است که در آینده میتوانیم به آن امید داشته باشیم؟