به گزارش اصفهان زیبا؛ قدیمیها میگویند پیشتر، از گنبد مسجد بهسمت امامزاده شاهزید نوری دیده میشد؛ بههمینخاطر اینطور بر سر زبانها افتاد: اینجا مسجد «نورباران» است. اهالی محل معتقدند بهخاطر علمای مدفون در حیاط مسجد است که چنین برکتی شامل حال این مکان شده و برخی هم نقل میکنند که هنگام تخریب حوض مسجد، همین علما به خواب مردم آمدهاند و گفتهاند: اینجا محل دفن ماست… .
چنین روایتهایی از مسجد نورباران گوشبهگوش میان مردم گفتهشده و شاید همین حرفها قداستی به آن داده است. از سوی دیگر، این مسجد به دلیل قرارگیری در نقطه مرکزی شهر، همواره محل تجمع مردم بوده است و عوامل دیگری نیز وجود دارد مبنی بر اینکه چرا این مسجد در طول تاریخ انقلاب اسلامی همواره نقش مؤثری ایفا کرده است؛ با این حال، به نظر میرسد حتی اگر تمامی این عوامل نیز در کنار هم جمع شوند، رویکرد مسجد، مبنای فکری آن و خطمشیای که دنبال میکند، عامل مهمتری است که بر آنچه اکنون از این مسجد مشاهده میکنیم، تأثیر میگذارد.
مسجد نورباران را این روزها بار دیگر در کنار اسم شهید اسماعیل حلاجیان میبینیم؛ بسیجی فداکاری که در اغتشاشهای اخیر برای دفاع از سنگر مسجد به شهادت رسید. حال این پرسش مهم مطرح میشود که بر اساس کدام سازوکار، با گذشت بیش از نیمقرن از حاکمیت انقلاب اسلامی، در 1404 مسجدی، شهیدی را برای انقلاب تربیتکرده است، همانطور که در دهه هشتاد هم عضو دیگری از این مسجد در اردوهای جهادی به شهادت رسید؟ آیا اصلا میتوان موارد ذکرشده را به رویکرد مسجد نسبت داد یا ظرفیت وجودی افراد نقش مهمتری دارد؟
در گفتوگوی پیش رو احمد رجبی، مسئول فعلی کانون فرهنگی نورباران، در گفتوگو با «اصفهانزیبا» نگاهی به جریانشناسی کانون فرهنگی نورباران از بدو تأسیس تاکنون دارد تا ضمن بیان رویکرد مسجد در این سالها به پاسخ پرسش ما بپردازد: مسیر حرکت مسجد نورباران در این سالها بر ریل کدام رویکرد بوده است؟
از برگزاری اردوهای جهادی تا خانوادهمحوری
تأسیس مسجد به زمان پیش از انقلاب برمیگردد؛ اما اگر بخواهیم از آغاز فعالیتهای بسیج صحبت کنیم، سال 1376 پایگاه بسیج مسجد راهاندازی شد. این پایگاه، در ابتدا یک دهه به فعالیتهای تبلیغی، برگزاری مراسم مذهبی و پاسداشت مناسک مشغول بود.
پس از آن، پایگاه بسیج بهسمت اعزام گروههای جهادی به مناطق محروم و آسیبدیده اطراف شهر تغییر مسیر داد و در راستای کمک به نیازمندان و رفع مشکلات آنها، تلاش کرد. در همین دهه بود که در جریان یکی از اردوهای جهادی کانون به روستایی در فریدونشهر، یکی از اعضای مسجد داخل رودخانه افتاد و محمدعلی شاهزیدی او را نجات داد؛ اما خودش غرق و شهید شد.
پس از این دوران، مجموعه نورباران بهسمت گسترش فعالیتهای تربیتی و برگزاری اردوهای تربیتی و سازندگی حرکت کرد؛ به این صورت که در حین اینکه جلسههایی همچون حلقههای صالحین برگزار میشد، شاهکلید این جلسهها برگزاری اردوهای تربیتی بود؛ مثلا اردوهای مهاجر با همین رویکرد برگزار شد. در یکی از این اردوها نوجوانان به مدت سهچهار روز در اردوگاهی مستقر میشدند و اداره همه امورات ابتدایی زندگی به عهده خودشان بود؛ بهطورمثال، تهیه آب، پخت غذا، فعالیتهای امدادی، خدماتی و… . همینطور در اردوی والفجر که نوجوانان با الگوبرداری از رزمندگان دوران دفاعمقدس به منطقه اعزام میشدند، در حین این اردو به یادمانهای مختلف هم میرفتند.
این روند ادامه داشت؛ تا اینکه مجموعه در دهه اخیر رویکرد خانوادهمحور و مسجدمحوری را در پیش گرفت. در این دوره، مخاطبان اصلی، خانوادهها هستند و برنامهها بهصورت خانوادگی و با رویکرد ویژهای برای نوجوانان برگزار میشود؛ یعنی ما دیگر صرفا بر دانشآموز متمرکز نیستیم؛ بلکه خانوادهها را به مسجد دعوت کرده و برنامههای خانوادگی برگزار میکنیم.
اگر قبلا برای اردوها همه تجهیزات را خودمان برای نوجوانان فراهم میکردیم، الان خانوادهها خودشان شرکت کرده و نیازهایشان را تأمین میکنند، خودشان در شورای مسجد حاضر بوده و خودشان دستاندرکار برنامههای مسجد هستند.
اکنون تلاش بر این است که مسجد و خانوادهها در رأس امور قرار گیرند.
نگاه مجموعه نورباران در این سالها، نگاهی وظیفهمحور بوده است؛ به این معنی که تلاش کردهایم منطبق بر نگاه امام خمینی(ره) و رهبری، بهدنبال تربیتی باشیم که منجر به اصلاح جامعه شود، تربیتی که مبتنیبر دادخواهی از مظلوم، مطالبهگری، ایستادگی مقابل مستکبر و مواردی ازاینقبیل باشد؛ نگاهی که معنویت و عدالت را توأم با هم میبیند، نه یک معنویت فردی که جایگاهی در جامعه نداشته باشد؛ نگاهی که بهدنبال کادرسازی برای انقلاب است و البته این کادرسازی را صرفا شامل تربیت مدیر نمیداند؛ برایناساس، اکنون که چنین اتفاقهایی را پشت سر گذاشتهایم، به این نتیجه رسیدهایم که باید توان نظامی مسجد را بالا ببریم و ازطرفی، نگاهی به وضعیت اقتصادی اهالی محله داشته باشیم که اگر به هر دلیلی مشکلی پیش آمد، مسجد بتواند معیشت محله همچون آب و غذا را تأمین کند؛ هرچند که همه این صحبتها دلیل بر این نمیشود که بگوییم مجموعه ما آنطوری است که برای انقلاب شهید تربیتکرده است؛ این مجموعه فضایی دارد که یک نفر از آن میشود شهید اسماعیل حلاجی و یک نفر نیز همچون بنده وابسته دنیا میماند.
در گفتوگویی دیگر، علی نقش، راهبر تربیتی و مدیر سابق مجموعه، درباره چهارچوبهای بنیادی کانون فرهنگی نورباران توضیح داده است. نقش که خود نزدیک به 20 سال سابقه حضور در مجموعه را دارد، از اصولی میگوید که در این سالها خطومشی کلی کار را معلوم کرده و ذیل آن همانطور که مدیر فعلی مجموعه توضیح داد، رویکردهای مختلف اعمال شده است. او به این پرسش پاسخ داد:با توجه به اینکه مسجد نورباران مفتخر شده یکی از اعضایش به غایت خود یعنی شهادت برسد، چقدر میتوان نقش مجموعه را موثر دانست؟
هویت بسیجی خود را از دست ندادهایم
اصل داستان مجموعه فرهنگی نورباران، روحیهای بوده که بر آن حاکم است؛ درواقع با وجود اینکه از اواسط دهه 80 به مجموعهای فرهنگی و تربیتی تبدیل شده، هویت بسیجی خود را هرگز از دست نداده و همچنان پایگاه بسیج باقی مانده است. با درنظرگرفتن این روحیه، هدف اصلی و غایت فعالیتهای مجموعه ما، نصرت و یاری مکتب و امام است.
ما رسالت خود را در تربیت افرادی میدانیم که در هر زمانی، آرمانها و اهداف ولیفقیه را تشخیص دهند و اولویتهای خود را مطابق با اولویتهای ولی تنظیم کنند. مأموریت ما این است: اشخاصی تربیت کنیم که با این ویژگیها، یاریگر ولی باشند و خودمان نیز به این اصل پایبند باشیم.
بر اساس همین هدف، معتقدیم تربیت نیروها باید بر اساس آیه ۲۰ سوره توبه باشد؛ یعنی پرورش انسانهای مؤمن، مهاجر و مجاهد. این اصل در اسناد تربیتی ما با عنوان «تربیت انقلابی» ثبت شده است. همانطور که شهید ما و خانوادهاش مروج این نگاه بوده و ایشان مجاهدی بیریا و بیتوقع بودند، تلاش ما بر این است که ویژگیهایی همچون سختکوشی، ایثار، فداکاری، هجرت و اخلاص را که از بزرگترها آموختهایم، در نسل جدید نهادینه کنیم؛ هرچند میپذیریم که موفقیت ما لزوما ۱۰۰درصد نبوده است، اصل و هدف تغییر نمیکند.
در راستای تحقق این هدف، رویکردهای ما متناسب با اقتضاهای زمان و اولویتهای ولی تغییر میکند. رسالتهای ما در زمانهای مختلف متفاوت است؛ گاهی خدمترسانی، گاهی اقتصاد و گاهی امور نظامی در دستورکار قرار میگیرد.
ما نمیگوییم فقط نخبهپروری علمی مهم است؛ بلکه انعطافپذیری داریم تا اولویتهای واقعی را تشخیص دهیم. نمونه بارز این انعطاف، همین اغتشاشهای اخیر بود که بدون هیچگونه اطلاعرسانی، همه نیروها خودجوش در مسجد حضور پیدا کردند و نشان دادند که اولویتها را بهدرستی درک میکنند.
حجتالاسلام فرشاد توسلی بهعنوان فعال فرهنگی که این مجموعه را از زاویه مخاطب و نه اعضا رصد کرده است، ضمن اشاره به نکتههای شاخص کانون فرهنگی نورباران، در گفتوگو با «اصفهانزیبا» به بیان پرسشی پرداخته که دغدغه او در این سالها بوده است: آیا میتوان در ضمن انعطافپذیری در عمل، به ثبات و دوام در عمل هم رسید؟
وظیفهگرایی نافی کار تخصصی نیست!
یکی از نقاطقوت و ویژگیهای بارز مجموعه نورباران، انعطافپذیری و هوشمندی در پاسخگویی به اقتضاهای زمان و کلام رهبری است. دوستان واقفاند که این مجموعه طی 20 سال گذشته، همواره متناسب با اوامر ولیفقیه، خود را با شرایط جدید وفق داده و در ساحتهای مختلف حضور مؤثر پیدا کرده است. این جایابی جدید و شناخت صحیح اولویتهای زمان، بدون شک نکتهای ارزشمند و ستودنی بوده که نشاندهنده پویایی مجموعه است؛
اما در کنار این حسن، یک پرسش اساسی و چالشبرانگیز مطرح میشود: نگاهی به گذشته نشان میدهد که این نوع نگاه واکنشی، گاهی مانع شکلگیری ثبات بلندمدت و پیگیری تخصصی امور شده است. چگونه میتوان «وظیفهگرایی» و پاسخ به نیازهای مقطعی را با کار تخصصی، منظم و پایدار جمع کرد؟
این پرسش همیشه وجود داشته که اگر این مجموعه با تیم قوی و اندیشهورزانهای که دارد، از دهههای قبل یک مسیر مشخص و تخصصی را باثبات ادامه میداد، امروز ثمرات آن برای شهر بسیار چشمگیر و ماندگار بود؟ اما چون در هر مقطع، مدل کار متناسب با شرایط تغییرکرده، تمرکز از دست رفته و کار با دوام و استمرار لازم شکل نگرفته است. ضروری است که در آینده، راهکاری پیدا شود تا ضمن حفظ انعطاف لازم، بر تخصصگرایی و ثبات راهبردی نیز تأکید شود و خروجیها عمیقتر و پایدارتر باشند.
حامد سعادتپور، فعال فرهنگی است که سالهای گذشته بهعنوان عضوی از این مجموعه فعالیت داشته و به تشریح ویژگیهای شاخص مجموعه و رویکرد آن پرداخته است. او در پاسخ به پرسش پیش مبنی بر جمع انعطافپذیری هوشمندانه در زمان و ثبات و دوام مسیر،به «اصفهانزیبا» چنین پاسخ داده است:
جمع میان تربیت و نقشآفرینی در بحرانها
مجموعه تربیتی نورباران، خود را یک نهاد مردمی کادرساز برای انقلاب اسلامی تعریفکرده و معتقد است کادرسازی در یک حرکت منسجم و توأمان فکریعملیاتی و در میدان کنشگری اجتماعی اتفاق میافتد و این مهمترین تمایز مجموعه در هدفگذاری، تعریف مأموریت، رویکردها و برنامههاست؛ برهمیناساس، بهرغم یک سیر ثابت تربیتی، همیشه نسبت خود با اقتضاها، بهویژه با اولویتهای مطرحشده توسط رهبر حکیم انقلاب را مشخص کرده است؛ چون از یک طرف «تربیت سرباز» بصیر، جهادگر، مخلص و البته پیشرو و کنشگر برای حرکتهای عمومیاجتماعی و از طرف دیگر، نقشآفرینی بهعنوان حلقه میانی، بهویژه در بحرانهای اجتماعی و بلایای طبیعی برایش موضوعیت داشته است.
از طرف دیگر، این مجموعه برای خوداتکایی اقتصادی اعضا در چند دهه گذشته، از راهکارهای مرسوم مثل معرفی افراد به سازمانها، اشتغال درون مجموعه، گونهای پیمانکاری فرهنگی و… بهره نبرده؛ بلکه در حد توان به توانمندسازی و استقلال مالی اعضا و کمک به تشکیل شرکتها و استارتاپهای حوزه اقتصاد فرهنگ، صنعت و دانشبنیان و… پرداخته است. اگر مجموعهها بتوانند بهویژه در فضای جنگ اقتصادی، علاوهبر کنشگری رسانهایمیدانی (جهاد تبیین، اقدام عملی در راستای کمک به معیشت مردم، اقدامهای خیریهای و کارگشا در سطح محلی و…) بهطور جدی برنامهای نوآفرین برای بلوغ تا اشتغال و ازدواج اعضا داشته باشند، نقشآفرینی متفاوتتری در آینده خواهند داشت.