به گزارش اصفهان زیبا؛ قرارگیری ایران در جمع 10کشور برتر دنیا در حوزه درمان ناباروری، آماری خیرهکننده و غرورآفرین است. این جایگاه حاصل سالها تلاش متخصصان و پژوهشگرانی است که با تکیهبر دانش بومی و انطباق خلاقانه روشهای پیشرفته کارنامهای درخشان ایجاد کردهاند.
این موفقیت درخشان همچون گلی بر فراز تپهای از چالشهای جمعیتی، اجتماعی، اقتصادی و بینالمللی شکفته است و تحلیل آن بدون توجه به این زمینۀ پرتنش، تصویری ناقص و سادهانگارانه ارائه خواهد داد.
از زیستقدرت تنظیمگر تا زیستسیاست تشویقگر
کشوری که برای دههها با سیاستهای کنترل جمعیت شناخته میشد و اکنون نیز با نگرانی کاهش نرخ باروری دستبهگریبان است به یکی از قطبهای پیشرفتۀ درمان ناباروری در جهان تبدیل شده است. این تحول نشانگر تغییر در سازوکارهای زیستقدرت حکومت است. در گذشته دولت با مداخله در بدن زنانه و ترویج الگوی خانواده کوچک در پی تنظیم جمعیت بود؛ اما امروز با ابلاغ سیاستهای کلی جمعیت که بر افزایش نرخ باروری و پوشش بیمهای هزینههای درمان ناباروری تأکید دارد، شاهد تمرکز جدیدی بر زیستسیاست هستیم.
در این چارچوب جدید، درمان ناباروری سازوکاری حکمرانانه برای بهبود و بهرهوری از بدن و پاسخ به یک بحران جمعیتی تلقی میشوند. موفقیت گذشته در کاهش باروری از طریق تغییر سبک زندگی، امروز با پیامد ناخواسته خود یعنی افزایش آمار ناباروری و فشار زمانی برای کنترل پیری جمعیت (تنها ۳-۴ سال فرصت) مواجه شده و سیستم سلامت را در مواجهه با دو جبهه متعارض قرار داده است.
میدان علمی پیشرو در حصار انزوای بینالمللی
بیان رئیس انجمن ناباروری ایران درباره حضور احتمالی زوجهای خارجی در صورت نبود محدودیتها، گواهی بر کیفیت خدمات است. ایران در شرایط تحریمهای شدید به خوداتکایی قابلتوجهی در ارائه استانداردهای جهانی و توسعه برخی تولیدات داخلی دست یافته است؛ اما این دستاورد بهشدت تحتتأثیر تنش ساختاری حاکم بر آن است.
از یک سو مشروعیت علمی و فنی آن تأیید میشود و حتی مقامات اروپایی به کیفیت و هزینه پایین آن اقرار میکنند و ازسویدیگر محدودیتهای ژئوپلیتیک و انزوای اجباری مانع از تبدیل کامل این برتری به یک قطب توریسمدرمانی جهانی و تبادل علمی میشود. این تنش عرصه را به صحنهای برای مقاومت فنی بدل کرده، اما هزینههای آن را نیز بر دوش سیستم در تأمین تجهیزات و بیماران با هزینههای گزاف گذاشته است.
فردیت مدرن، فشارهای سنتی و بار جنسیتی
ناباروری برای زنان ایرانی چالشهای روانی اجتماعی عمیقی در سطوح خرد، میانه و کلان ایجاد میکند. به تعویق افتادن ازدواج و فرزندآوری نشانهای از گسترش فردیت مدرن و اولویتهای اقتصادی است که آنتونی گیدنز از آن بهعنوان شکلگیری رابطه صمیمی مبتنی بر انتخاب شخصی یاد میکند.
مراجعه به کلینیکهای ناباروری میتواند تلاشی برای تحقق این پروژه بازتابنده باشد؛ اما این انتخاب فردی تحتفشار سنگین ساختارهای سنتی جامعه ایرانی قرار دارد که بر مادر شدن بهعنوان هویت مسلط زنانه تأکید میکنند. با وجودی که ناباروری میتواند علل زنانه یا مردانه داشته باشد، بار اجتماعی، عاطفی و جسمی آن عمدتا بر دوش زنان است. انگ ناباروری، فشار خانواده و احساس نقص بهویژه بر زنان وارد میشود و حتی فرایندهای درمانی پرهزینه و دردناک نیز عمدتا بر بدن زن متمرکز است؛ بنابراین فناوریهای کمک باروری در این ساختار همزمان هم میتوانند ابزاری برای رهایی زنان از انگ اجتماعی و هم ابزاری برای تکرار و تشدید فشارهای هنجاری برای مطابقت با الگوهای سنتی باشند.
عدالت در سلامت در برابر نابرابری ساختاری
دستاورد بزرگ ایران، گسترش دسترسی به درمان ناباروری در سراسر استانها و تحت پوشش بیمهای نسبتا خوب است که آن را از بسیاری کشورهای توسعهیافته متمایز میکند؛ اما هزینههای گزاف حتی با وجود پوشش بیمه، تمرکز مراکز تراز اول در کلانشهرها و تفاوت کیفیت خدمات بین بخش دولتی و خصوصی باعث شده این دستاورد علمی عمدتا در دسترس طبقه متوسط و بالای شهری باشد. این امر به کالاییشدن یک فرایند انسانی منجر میشود و شکلی جدید از نابرابری در امکان تشکیل خانواده را ایجاد میکند. پیشرفت فناورانه بدون توزیع عادلانهتر منابع میتواند به جای کاهش شکافها به بازتولید و حتی تعمیق نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی موجود بینجامد.
در نهایت رتبۀ برتر ایران در درمان ناباروری را باید فراتر از یک خبر خوش علمی بهعنوان نمادی پیچیده از توانمندی، انعطاف و تضادهای جامعه ایرانی دید. این موفقیت در دل شبکهای از تنشهای بین سیاستهای متعارض جمعیتی از کنترل تا تشویق، خلاقیت داخلی و انزوای بینالمللی، فردیت مدرن و فشارهای جمعگرایانه سنتی و در نهایت بین عدالت در سلامت و واقعیتهای نابرابر اقتصادی دید.
این دستاورد محصول تلاش متخصصانی است که در میانه این میدان نیروهای متعارض، کار خود را پیش بردهاند. آینده این حوزه نهتنها به پیشرفتهای پزشکی بلکه به مدیریت صحیح این تنشها بستگی دارد. کاستن از بار جنسیتی ناباروری، گسترش عدالت در دسترسی به فراتر از پوشش بیمه، تعریف رابطهای نوین بین سیاست بدن و حقوق فردی و یافتن راهی برای تعامل سازنده با جهان از جمله مواردی است که نیازمند مدیریت صحیح در این حوزه است.