به گزارش اصفهان زیبا؛ حالا به مرور به شرایط عادی بازمیگردیم. بار دیگر میتوانیم به یکدیگر پیامک بدهیم، شبکههای اجتماعی را بالا و پایین کنیم و پیامهای متعدد بخوانیم.
میتوانیم مانند چند سال گذشته با یکدیگر در بستر دیجیتال ارتباط داشته باشیم و امور روزمره زندگی همچون پیداکردن مکان و نشانی، کسب اطلاعات لازم، انتقال داده و غیره در فضای مجازی ادامه پیدا کند؛ همه کارهایی که چند سالی است بخشی از زندگی ما شده و در یکیدو هفته گذشته بهیکباره از آن جدا شده بودیم.راستی زندگی ما در این مدت که بهیکباره از بستر اینترنت فاصله گرفتیم، چگونه پیش رفت؟ آیا همچنان زندگی جریان داشت یا آنچه تجربه کردیم، ویرانهای مختل بود که نام زندگی بر آن گذاشته بودیم؟
قطعی اینترنت در هفتههای اخیر، بار دیگر نسبت میان انسان، فناوری و سبک زندگی معاصر را به کانون توجه افکار عمومی بازگرداند. تجربه زیسته مردم در این دوره، از اختلال در ارتباطات شخصی و خانوادگی تا آسیب به کسب و کارها، نشان داد که اینترنت دیگر صرفا ابزار جانبی نیست؛ بلکه بخشی از زیست روزمره انسان معاصر بهشمار میرود.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که انسان در مواجهه با تغییرات ناگهانی و محدودیتهای تحمیلی چگونه واکنش نشان میدهد و سازوکار ذهن او برای ادامه حیات فردی و اجتماعی چیست؟
در این گفتوگو، احمد پدرام، دکتری روانشناسی، با نگاهی تحلیلی به ابعاد روانی، اجتماعی و سبک زندگی ناشی از وابستگی به اینترنت، تصویری از فرصتها و آسیبهای این زیست دیجیتال ارائه میدهد.
او با پرهیز از نگاه صفر و صدی، بر ضرورت اصلاح الگوی استفاده از فناوری تأکید دارد؛ نه غرقشدن در آن و نه حذف کامل.
با درنظرگرفتن آنچه در دو هفته گذشته پشت سر گذاشتیم، انسانها در مواجهه با گسست از وابستگی پیشین خود چگونه عمل میکنند؟
مغز انسان فقط برای پیشرفت ساخته نشده، بلکه برای تطابق ساخته شده است. اگر انسان در زندان قرار بگیرد، با فقر مواجه شود یا در شرایط دشوار بیفتد، بهتدریج تطابق پیدا میکند؛ درباره قطعی اینترنت هم همین اتفاق رخ داد.
طبیعی است که انسانها به تطابق با شرایط برسند؛ اما مسئله مهم این است که این نوع تطابق میتواند نوعی فریب باشد. شخصا در این مدت چند کتاب فیزیکی خواندم؛ اما واقعیت این است که فرصتهای زیادی نیز از دست رفت. در این یکیدو هفته، ارتباط با بسیاری از عزیزان قطع شد و کسبوکارها دچار اختلال شدند. وضعیت مبهمی شکل گرفت که نگرانی در میان مردم ایجاد کرد.
با توجه به نقش اینترنت در انقلاب خبر و کسبوکار، در برخی موارد نبود اطلاعات، حتی شایعهها و اخبار نادرست را باورپذیرتر کرد؛ ازاینجهت نمیتوان گفت «چه خوب که اینترنت قطع شد و زندگی سامان پیدا کرد»؛ بلکه مسئله اصلی، تطابق درست انسان با پیشرفتهای تکنولوژی است. در سبک زندگی امروز، تکنولوژی باید حضور داشته باشد و نمیتوان گفت وقتی هواپیما وجود دارد، انسان با حیوانات سفر کند. آنچه اهمیت دارد، آموزش درست، هم از نظر زمان استفاده و هم نوع استفاده است. مسئله، شیوه استفاده است.
فارغ از وابستگی برخی مشاغل به این بستر، گروهی از مردم نیز متوجه اتلاف زمان خود در این فضا شدند. بر فرض اینکه امکان قطع یا محدودسازی شبکههای مجازی وجود داشته باشد، فواید آن بیشتر است یا معایبش؟
فضای مجازی هم ویژگی مثبت دارد و هم منفی. برای افرادی که پیش از این سبک زندگی سالمی داشتند، آسیبهای این دوره بیشتر بود. در این مدت، گاهی در رفع نیازهای ابتدایی نیز دچار مشکل شدیم و نوعی یخزدگی و انجماد شکل گرفت. هرچند تلاش شد افراد خود را با برنامههای مختلف سرگرم کنند، امروزه دیگر نمیتوان بهطور کامل از این بستر جدا شد.
دنیای واقعی ما با دنیای مجازی و ارتباطات اینترنتی گره خورده است و اینترنت بر شاخههای مختلف هوش انسان، ازجمله هوش معنوی، عاطفی، اجتماعی، فیزیکی و ذهنی تأثیر میگذارد؛ بنابراین، آنچه باید اصلاح شود، نحوه استفاده از این بستر است تا انسان نه بهطور کامل در آن غرق شود و نه ارتباط خود را بهطور کامل قطع کند.
آیا در حال حاضر نمونهای تکاملیافته در جهان وجود دارد که مواجهه درستی با این امکان داشته باشد؟
جامعه شبیه منحنیای است که قوس دارد. همانطور که افراد چاق و لاغر در جامعه وجود دارند، در استفاده از اینترنت نیز افراط و تفریط دیده میشود. برخی دچار اعتیاد به اینترنت هستند و برخی دیگر با نوعی جهل ارتباطی مواجهاند؛ بنابراین نمیتوان بهصورت مطلق سخن گفت. گاهی شیب این منحنی مثبت است و با آموزش، بهتر میشود و گاهی منفی میشود و استفاده افراطی شکل میگیرد.