هم قهرمان هم قربانی

در چند هفته گذشته جامعه ایران تجربه‌ای سنگین و پرهزینه را از سر گذراند. اغتشاش‌ها، درگیری‌ها و خشونت‌های خیابانی، نه‌تنها نظم اجتماعی را مختل کرد، بلکه با ریخته‌شدن خون بیش از دوهزار انسان‌، زخمی عمیق بر پیکره جامعه بر جای گذاشت.

به گزارش اصفهان زیبا؛ در چند هفته گذشته جامعه ایران تجربه‌ای سنگین و پرهزینه را از سر گذراند. اغتشاش‌ها، درگیری‌ها و خشونت‌های خیابانی، نه‌تنها نظم اجتماعی را مختل کرد، بلکه با ریخته‌شدن خون بیش از دوهزار انسان‌، زخمی عمیق بر پیکره جامعه بر جای گذاشت.

این رخدادها، صرف‌نظر از منشأ و عوامل شکل‌گیری‌شان، اکنون به مسئله‌ای جدی در حوزه افکار عمومی و رسانه بدل شده‌اند، مسئله‌ای که فراتر از «خبر»، نیازمند تأمل، روایت و تحلیل است.در این میان، رسانه‌ها در برابر یک دوگانه اخلاقی و حرفه‌ای قرار گرفته‌اند: آیا باید خشونت و خون‌ریزی‌های رخ‌داده را به‌طور عینی و تصویری بازنمایی کرده یا باید از نمایش مستقیم آن پرهیز کرد؟ موافقان بازنمایی رسانه‌ای بر این باورند که پنهان‌کردن واقعیت، نه‌تنها به فراموشی جنایت‌ها می‌انجامد، بلکه زمینه را برای مصون‌ماندن بانیان و مسببان خشونت فراهم می‌کند.

از نگاه آنان، روایت‌نشدن رنج‌ها و مظلومیت‌ها، به معنای پاک‌کردن صورت مسئله است. تاریخ فرهنگی و دینی ایران نیز مؤید این دیدگاه دانسته می‌شود؛ آنجا که شرح مقتل، روضه‌خوانی و روایت جزئیات فاجعه عاشورا، نه برای تحریک احساسات صرف، بلکه برای زنده‌نگه‌داشتن چرایی ظلم و جلوگیری از تکرار آن توصیه شده است.

در مقابل، دیدگاه دیگری وجود دارد که به بازنمایی گسترده و بی‌ضابطه خشونت در رسانه‌ها هشدار می‌دهد. بر اساس این نگاه، تمرکز مداوم بر تصاویر خون‌ریزی و صحنه‌های خشن، اگر بدون چهارچوب تحلیلی و روایی منتشر شود، نه‌تنها به فهم عمیق‌تر واقعیت کمک نمی‌کند، بلکه به فرسایش تدریجی سرمایه اجتماعی می‌انجامد.

این رویکرد معتقد است رسانه‌ای که خشونت را به‌صورت عریان و پی‌درپی بازتولید می‌کند، جامعه را در وضعیت «هشدار دائمی» قرارمی‌دهد و احساس ناامنی، بی‌اعتمادی و اضطراب جمعی را تشدید می‌کند.

از منظر این دیدگاه، مسئله اصلی صرفا سانسور یا پنهان‌سازی واقعیت نیست؛ بلکه شیوه مواجهه با آن است. بازنمایی بی‌وقفه خشونت، به‌ویژه در قالب تصویر، می‌تواند اعتماد عمومی را در خصوص یکدیگر و نهادهای مسئول حفظ نظم اجتماعی تضعیف کند و زمینه انزوای اجتماعی، احتیاط افراطی و عقب‌نشینی از مشارکت جمعی را فراهم آورد.

در چنین شرایطی، رسانه به‌جای ایفای نقش آرام‌کننده و تبیین‌گر، ناخواسته به عامل تشدید بحران روانی و اجتماعی بدل می‌شود؛ همچنین، تأکید صرف بر تصاویر خشن، خطر عادی‌سازی خشونت را در پی دارد. آنچه در ابتدا شوک‌آور و غیرقابل‌تحمل است، بر اثر تکرار، به امری معمول در زیست رسانه‌ای مخاطبان تبدیل می‌شود.

این عادی‌شدن، حساسیت اخلاقی جامعه را کاهش می‌دهد و مرز میان امر هنجار و ناهنجار را مخدوش می‌کند؛ امری که در بلندمدت، همدلی با قربانیان را تضعیف کرده و بنیان‌های اخلاقی و ارزشی جامعه را فرسایش می‌دهد.