رزمایشی به قدرت قلم جوانان

چهارشنبه و پنجشنبه خانه هنرمندان اصفهان میزبان رویدادی ادبی از جنس مبارزه بود؛ مبارزه‌ای به قدرت قلم و واژه‌ها. رویداد ادبی «شیطان 250ساله» با موضوع رویارویی ایران و آمریکا برای اولین بار به کوشش مؤسسه روایتخانه در سه بخش داستان کوتاه، داستان کودک و نوجوان، روایت و بخش متن تا تصویر با حضور علاقه‌مندان به دنیای نوشتن برگزار شد.

به گزارش اصفهان زیبا؛ چهارشنبه و پنجشنبه خانه هنرمندان اصفهان میزبان رویدادی ادبی از جنس مبارزه بود؛ مبارزه‌ای به قدرت قلم و واژه‌ها. رویداد ادبی «شیطان 250ساله» با موضوع رویارویی ایران و آمریکا برای اولین بار به کوشش مؤسسه روایتخانه در سه بخش داستان کوتاه، داستان کودک و نوجوان، روایت و بخش متن تا تصویر با حضور علاقه‌مندان به دنیای نوشتن برگزار شد.با حضور در این رویداد، مهمان نویسندگان بخش‌های مختلف می‌شوم که اتاق‌های کوچک و بزرگ خانه هنرمندان را پر کرده و در کنار راهبرها، روی متن‌هایشان متمرکز شده‌اند.

به سراغ مسئول بخش ناداستان مؤسسه روایتخانه و راهبر ناداستان رویداد ادبی می‌روم. مهرالسادات معرک‌نژاد درباره ایده اولیه برای برگزاری رویداد ادبی «شیطان 250ساله» به خبرنگار «اصفهان‌زیبا» می‌گوید: «با ایجاد آشوب‌ها، متوجه شدیم اتفاقات زیادی به‌طور پیوسته در حال وقوع است؛ اما ما از قافله عقبیم؛ زیرا اتفاقات پشت سر هم می‌افتاد و با‌این‌حال، ما از روایت آن‌ها دور بودیم و پیش از روایتگری ما، دشمن در حال روایتگری بود. طی صحبت‌هایی با اعضای روایتخانه به این نتیجه رسیدیم که بهترین شیوه، برگزاری رویداد است تا نویسندگان درباره موضوع معین و مرتبط با این اوضاع و شرایط بنویسند. به نظرمان مهم‌ترین موضوع دشمنی آمریکا بود؛ اینکه دلیل دشمنی آمریکا با ما چیست و آیا ما در ایجاد این دشمنی مقصریم؟»

قدرت قلم را نباید نادید گرفت

او درباره روز اول رویداد نیز توضیح می‌دهد: «دیروز دو سخنران محتوایی دعوت کردیم که درباره آمریکا و دشمنی‌هایش صحبت کردند که یکی از آن‌ها محمدحسین کفعمی، دکترای علوم سیاسی و دیگری نیز از فعالان رسانه‌ای در زمینه هوافضا بود. این دو نفر درباره اتفاقات اخیر صحبت کردند و به سؤالات و شبهه‌های حضار پاسخ دادند. شرکت‌کنندگان نیز امروز از صبح تا ظهر طرح‌های اولیه‌شان نوشتند و بعد از ظهر نیز طرح‌های اولیه را تکمیل کردند.»
معرک‌نژاد تأکید می‌کند که قدرت قلم را در جنگ رسانه‌ها نباید نادیده گرفت. او می‌گوید: «پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هر طرفی که روایت بزنگاه را به‌موقع و دارای محتوای مناسب ارائه داد، پیروز میدان بوده است؛ بااین‌حال، متأسفانه انقلابی‌ها در مسئله روایت معمولا ضعیف ظاهر شده‌اند؛ چون بچه‌های انقلابی هیچ‌وقت عمق فاجعه روایت را درک نکردند. آن‌ها حس می‌کردند شبکه‌های دشمن، همچون بی‌بی‌سی، به‌خاطر ماهیتشان می‌توانند پیروز میدان روایت باشند؛ درصورتی‌که این تفکر اشتباه بود. ما اگر به‌موقع روایت می‌کردیم، پیروز می‌شدیم. در فتنه 1401 اگر به‌موقع و درست روایت کرده بودیم، میدان دستمان بود؛ اما تعلل و تنبلی کردیم و صحنه به دست دشمن افتاد و رفع‌ورجوع آن مسئله فقط به‌دلیل عنایت امام زمان(عج) بود.»

رزمایشی دوروزه برای نویسندگان

دیگر راهبر گروه ناداستان و روایت را در حال گفت‌وگو و دادن مشورت به نویسندگان پیدا می‌کنم. او درباره متن‌های نگاشته‌شده در رویداد اظهار می‌کند: «تفاوت متون این گروه این است که از وقایع و اتفاقات سرچشمه می‌گیرد. استقبال خوبی از این بخش شد و هرکس به فراخور جوی که در آن قرار داشت و دغدغه‌اش، روایتی نگاشت. نکته مهم این است که نویسنده در نوشته‌اش باید به یک کشف جدید و نتیجه جدید برسد و تجربه‌نگاری و خاطره‌نویسی صرف مدنظر ما نیست.»

زینب عطایی ضرورت برگزاری این رویداد را به این صورت شرح می‌دهد: «هدفمان این بود که این دو روز در قالب یک رزمایش برای نویسندگان باشد. عقیده داریم جنگ 12روزه هنوز تمام نشده و با قوت و شدت بیشتری ادامه دارد؛ چراکه آن زمان همدلی مردم حفظ شده بود و این بار، آن همدلی در جنگ شناختی از بین رفته و اکنون به این دست از روایت‌ها نیاز داریم.»

با یکی از نویسندگان این بخش درباره ایده‌اش صحبت می‌کنم و به این صورت توضیح می‌دهد: «ایده من مجموعه‌ای از روایت‌های زنجیره‌ای در پنج بخش است. روایت‌های خاص و شخصی از اینکه مسبب این اتفاقات و خون‌های ریخته‌شده کیست و در جمع‌های دوستانه و خانوادگی درباره‌شان صحبت می‌شود. ایده‌ای که امروز آن را پرورش دادم، درباره آمار کشته‌ها بود که به یک متن روایت‌گونه منجر شد.»

ایجاد شبکه ارتباطی میان نویسندگان در زمان بحران

سری به گروه داستان کوتاه می‌زنم. در لحظه ورود، اتاق ساکت است و نویسندگان در حال نهایی‌کردن داستان‌ها هستند.

از یکی از اعضا می‌خواهم طرح داستانش را مختصر برایم بگوید. او نیز شروع به گفتن می‌کند: «داستانم درباره اعضای یک مجتمع است که در روز 18 دی‌ماه به حیاط آمده‌اند و از داخل حیاط در حال تماشا و همراهی با معترضان بیرون از خانه هستند. در چنین موقعیتی، یکی از آشوبگران وارد حیاط مجتمع می‌شود و همه را به رگبار تیرهای ساچمه‌ای می‌بندد. یکی از افرادی که جان سالم به در می‌برد و در داستان نقش اصلی را بر عهده دارد، مشغول تیمار مجروحان می‌شود و به دنبالش، فردی از آشوبگران وارد صحنه شده و روایتی از فاجعه رخ‌داده در میدان شهید علیخانی ارائه می‌دهد. اتفاقات دیگری نیز می‌افتد که به ایجاد شک و تردید برای شخصیت اصلی و رشد شناختی او منجر می‌شود.»

به سراغ راهبر این بخش می‌روم. او می‌گوید: «در موقعیتی قرار داریم که تابستان جنگی را پشت سر گذاشتیم و اکنون پس از آشوب‌های دی‌ماه، در مقابلمان تهدیدات نظامی آمریکا قرار دارد. با توجه به همه این‌ها، مؤسسه روایتخانه که مؤسسه‌ای مردمی و مستقل است، به این نتیجه رسید که داستان‌نویسان و روایت‌نویسان را در یک رویداد ادبی دور هم جمع کند تا بیاموزند که در بحران خودشان را مدیریت کنند و دست‌به‌قلم بمانند. هدف دیگر این است که شبکه‌ای ارتباطی میان این افراد شکل بگیرد تا در زمان بحران و قطعی پیام‌رسان‌ها و خطوط تلفن، یکدیگر را گم نکنند و با هم در ارتباط بمانند. این شبکه ارتباطی در سلسله‌رویدادهای بعدی منسجم‌تر خواهد شد.»

شبنم غفاری با اشاره به اینکه رویداد امروز یک رزمایش است برای نوشتن در روزهای بحران و روزهایی که مردم به حال خوش و امید و شفافیت اوضاع نیاز دارند، می‌افزاید: «نوشته‌های داستان کوتاه در سطوح مختلفی بود و از نویسندگان مبتدی تا حرفه‌ای‌ها در این رویداد حضور یافتند. ما امروز آموزشی ارائه نکردیم و نویسندگان را صرفا راهبری کردیم. نویسندگانی که پیش از این آموزش‌های نویسندگی را دیده بودند، دیروز در جلسه‌ای محتوایی حضور یافتند و در خصوص محتواهای مربوط به این رویداد ادبی راهنمایی شدند و به ایده‌هایی رسیدند. امروز نیز با ایده‌هایشان در رویداد حضور یافتند و در خصوص پخته‌کردن ایده‌ها آن‌ها را راهبری کردیم.»

غفاری ادامه می‌دهد: «نویسندگان بخش داستان کوتاه صبح تا ظهر امروز به طرح و پیرنگ رسیدند و ظهر به بعد، طرحشان را به داستان تبدیل کردند. آن‌ها نسخه اولیه را امروز تحویل می‌دهند و پس از بررسی یا تأیید نهایی می‌شود یا در صورت نیاز به قلم خودشان بازنویسی خواهد شد. ما نیز به دنبال پیدا کردن راه‌هایی برای انتشار متون هستیم.»

از متن تا تصویر

سید علی‌محمد حسینی، راهبر بخش «متن تا تصویر» نیز درباره این بخش توضیح می‌دهد: «در این بخش به نویسندگان کمک می‌کنیم متونی را تولید کنند که کاربری‌های دیگری داشته باشد؛ همچون تولید پادکست، تولید خرده‌روایت‌های تصویری و تیزر داستانی. در بخش آخر اگر متن کیفیت داستانی مناسبی داشته باشد، امکان تبدیل به فیلم کوتاه را نیز خواهد داشت. پیش از این، در زمان جنگ 12روزه دوره‌ای در روایتخانه برگزار شد که به نویسندگان تولید متونی را که قابلیت تبدیل به پادکست و تصویر داشته باشد، آموزش داده بودیم.»

راهبر بخش کودک و نوجوان نیز تمایلی به گفت‌وگو نداشت؛ بااین‌حال، مطمئن بودم که تولیدات متنی آن بخش از دیگر بخش‌ها حساسیت بیشتری دارد و راهبری دقیق‌تر و تمرکز بیشتری را می‌طلبد. خانه هنرمندان را در آن روز سرد آفتابی با هوای صاف و پاکیزه ترک می‌کنم، به این امید که خبر ادامه این رویداد ادبی را در فضایی گسترده‌تر با نویسندگان بیشتر و تولیدات قوی‌تر بشنوم.