شایعه: بمب هسته‌ای جنگ شناختی

در میدان نبرد مدرن، جنگ‌ها دیگر تنها با ناو هواپیمابر و موشک بالستیک و بمب‌ هوشمند پیش نمی‌روند. امروزه، «جنگ شناختی» به میدانی تبدیل شده که در آن، تسلط بر اذهان و باورهای عمومی هدف اصلی است. در این جنگ نامرئی، شایعه به عنوان سلاحی بسیار قدرتمند، ارزان و فراگیر، نقش اساسی ایفا می‌کند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ در میدان نبرد مدرن، جنگ‌ها دیگر تنها با ناو هواپیمابر و موشک بالستیک و بمب‌ هوشمند پیش نمی‌روند. امروزه، «جنگ شناختی» به میدانی تبدیل شده که در آن، تسلط بر اذهان و باورهای عمومی هدف اصلی است. در این جنگ نامرئی، شایعه به عنوان سلاحی بسیار قدرتمند، ارزان و فراگیر، نقش اساسی ایفا می‌کند.

جنگ شناختی تلاشی سازمان‌یافته برای تأثیرگذاری بر ادراک، احساسات و تصمیم‌گیری گروه‌های هدف از طریق ابزارهای روانی، اطلاعاتی و رسانه‌ای است. در این جنگ، حقیقت و واقعیت قربانی می‌شوند تا اهداف سیاسی، اقتصادی یا ایدئولوژیک طراحان جنگ شناختی محقق شود.

شایعه؛ موثرترین ابزار جنگ شناختی

شایعه یکی از مؤثرترین ابزارهای جنگ‌شناختی است. زیرا نیازی به منابع سنگین مالی و فن‌آوری پیچیده جهت ساخت ندارد، به سرعت گسترش می‌یابد و آنچنان شعاع تاثیرگذاریش در یک جامعه قربانی جنگ شناختی وسیع است که هیچ سلاحی حتی بمب‌های قدرتمتد هسته‌ای چنین وسعت تاثیرگذاری و تخریبی ندارند، دشمن با استفاده از شایعه به راحتی اعتماد را در جامعه از بین می برد و آن را در باتلاقی از تردید، ترس و بی‌اعتمادی غرق می‌کند.

شایعه چیست؟

شایعه اطلاعاتی مهندسی شده، غیرمستند، اثبات‌نشده و غالبا جعلی است که به سرعت در فضای عمومی پخش می‌شود. شایعه ممکن است حاوی بخشی از حقایق باشد، اما با تحریف، بزرگ‌نمایی یا ترکیب با اطلاعات نادرست، هوشمندانه هدفی خاص را دنبال می‌کند.

طراحان جنگ شناختی برای یک شایعه موثر چهار ویژگی عنوان می‌کنند: گنجاندن گزاره غلط زیر سایه گزاره‌ای صحیح: برای اینکه در اولین لحظه مخاطب شایعه را بپذیرد بایستی از یک گزاره درست و صحیح استفاده و سپس در زیر سایه این گزاره، پیام مهندسی‌شده جعلی و نادرست گنجانده شود.

حالا مخاطب با برخورد با گزاره درست کل متن شایعه و قسمت جعلی آن را نیز باور می‌کند. ساده، شفاف و همسو: شایعه معمولا پیامی ساده و فاقد پیچیدگی است تا عامه مردم بتوانند آن را بفهمند و همسو با جریان فکری ساخته‌شده توسط جنگ‌شناختی، مخاطب به سرعت و بدون تفکر و بررسی آن را بپذیرد. محرک قوی احساسات: شایعه بایستی به سرعت موجب ایجاد هیجان کاذب گردد، مثل ایجاد خشم و ترس.

هرچه شایعه توان تحریک بالاتری داشته باشد، سرعت انتشار بیشتری خواهد داشت. زیرا فرد مخاطب شایعه، با فوران ناگهانی احساسات در خودش نیاز پیدا می‌کند، آن را بازگو نماید و اینگونه کمی از بار روانی حاصل از شنیدن شایعه را بکاهد. بنابراین شایعه مثل یک گلوله آتش‌سوزان است که هر چه سوزان‌تر باشد، فرد توان کمتری در نگهداشتن آن دارد و تمایل دارد آن را سریعتر دست‌به‌دست کند. قابلیت انتقال شفاهی: شایعه باید به راحتی قابل بازگو کردن باشد و نیاز به ابزار خاص برای انتشار نداشته باشد. بنابراین عموما کوتاه و روایتی است بدون شاخ برگ و جزئیات.

به عنوان مثال، انتشار تصویر یک دختر بلاگر با ادعای کشته شدن وی در اغتشاشات را در نظر بگیرید. گزاره صحیح این است که وی واقعا از دنیا رفته است، اما گزاره نادرست جعل کردن علت مرگ همسو با اهداف جنگ‌شناختی در جریان است.

بررسی نشان داد که وی در تصادف رانندگی فوت شده، اما رسانه‌های معاند علت آن را برای ساخت یک شایعه جعل می‌کند. سوژه دختر نوجوان انتخاب می‌شود تا سریع‌تر احساسات را برانگیزد، طول پیام کوتاه و بدون پیچیدگی است و به سرعت منتشر می‌شود.شاید برای بسیاری سوال باشد چرا اینقدر شایعه در دنیای امروز سریع منتشر می‌شود و چگونه چنین توانی پیدا کرده است؟ پاسخ، الگوریتم اعتیادساز فضای مجازی و رسانه است.

دوپامین یک انتقال‌دهنده عصبی است که در مغز احساس لذت و پاداش ایجاد می‌کند و رفتارهای انگیزشی را تنظیم می‌کند. دوپامین دیجیتال به ترشح دوپامین در پاسخ به محرک‌های دیجیتال (مانند لایک، نوتیفیکیشن، ویدئوی کوتاه) اشاره دارد که پاداش فوری و لحظه‌ای ایجاد می‌کنند.

این پاداش‌های سریع و قابل پیش‌بینی، مدار پاداش مغز را فعال کرده و باعث تکرار رفتار برای دریافت دوباره دوپامین می‌شوند. در نتیجه، مغز به مرور به این تحریکات سریع عادت کرده و برای دریافت احساس رضایت، نیازمند استفاده بیشتر و قوی‌تر از محتواهای دیجیتال می‌شود که به رفتار اعتیادگونه منجر می‌گردد.

انتشار شایعه نیز دقیقا همین اثر را دارد. وقتی فرد با بازنشر یک شایعه جنجالی، توجه دیگران را جلب می‌کند، به احساس رضایت فوری می‌رسد. این چرخه، موجب وابستگی روانی شدیدی دقیقا مانند اعتیاد به مواد مخدر می‌شود.

در واقع شایعه قوی‌ترین مخدر برای یک معتاد دیجیتال است. شایعات غالبا هیجان‌انگیز، اضطراب‌آور یا خشم‌برانگیزند و همین ویژگی‌ها باعث می‌شود کاربران دیجیتال به‌سادگی جذب آن شوند و بدون تفکر، آن‌ها را بازنشر کنند. این فرایند، شایعه را به یک ابزار ایده‌آل برای کنترل ذهن معتادان دیجیتال تبدیل می‌کند.

آسیب‌های روانی شایعه چیست؟

شایعه به سرعت موجب افزایش اضطراب و ترس در فرد می‌شود که در پس آن بی‌اعتمادی و بدبینی سراسر ذهن او را فرا می‌گیرد و در ادامه احساس ناامنی و درماندگی عمیق در وی با بمباران شایعه شکل خواهد گرفت.

اعتیاد به شایعه به سرعت موجب کاهش توانایی تصمیم‌گیری منطقی و بروز رفتارهای احساسی و دور از خرد است که منجر به طیف وسیعی از آسیب‌ها مانند، اختلافات زناشویی، پرخاشگری، عدم توجه موثر به فرزندان، انزوا در دنیای واقعی، افت تحصیلی و اختلال در خواب می‌شود.

وقتی افراد که واحدهای ساخت یک جامعه هستند آسیب ببینند، جامعه نیز به سرعت تخریب خواهد شد. تضعیف انسجام و همبستگی اجتماعی، ایجاد شکاف و اختلاف میان گروه‌های مختلف، تخریب اعتماد عمومی به نهادها و رسانه‌ها، کاهش مشارکت مدنی و احساس مسئولیت اجتماعی و موارد فراوان دیگر که تمامی آنها در نهایت موجب پدید آمدن یک ملت ضعیف، ناآگاه به واقعیت‌ها می‌شود، از جمله آسیب‌های شایعه به جامعه است.

جامعه غرق در شایعه، ملتی است که برده القائات دشمن شده و بابندهای نامرئی به افکارش، به هر اقدامی که توسط دشمن دیکته کند، دست خواهد زد. این ملت مطلوب دشمن است، ملتی بدون اراده مقاومت و کاملا مطیع.

راه‌های مقابله

تفکر انتقادی، پدافندی در برابر شایعه است. تفکر انتقادی به معنای پرسش‌گری، ارزیابی مدارک و دوری از پیش‌داوری است. در مواجهه با هر خبر یا اطلاعاتی، باید پرسید منبع این خبر چیست، آیا مدارک مستند و معتبری دارد، آیا ممکن است هدف خاصی از انتشار آن وجود داشته باشد. اگر مهارت تفکر انتقادی در جامعه‌ای نهادینه شود، این جامعه در برابر جنگ‌شناختی واکسینه می‌گردد.

اهمیت سواد رسانه‌ای در برابر شایعه

سواد رسانه‌ای توانایی تحلیل و ارزیابی پیام‌های رسانه‌ای است. با تقویت سواد رسانه‌ای، افراد می‌آموزند که چگونه شایعه را تشخیص دهند، منابع معتبر را شناسایی کنند و در دام جنگ شناختی نیفتند.

اجتناب از حضور در حلقه گسترش شایعه

هر بازنشر شایعه، به قدرت‌گیری دشمن در جنگ شناختی کمک می‌کند. بنابراین ابتدا از خود بپرسیم چرا باید این خبر را بازنشر کنم؟ آیا بازنشر آن برای دیگران آرامش می‌آورد؟ آیا آنها را از آسیبی مصون می‌دارد؟ پیش از بازنشر هر خبری، باید از صحت آن اطمینان حاصل کنیم. اگر در صحت خبری شک داریم، آن را منتشر نکنیم. به جای گسترش اخبار نامعتبر، بر اشتراک‌گذاری اطلاعات معتبر و آموزشی تمرکز کنیم.

خود ارزیابی واقع بینانه

باید خودمان را کاملا واقعی ارزیابی کنیم و از خود بپرسیم چه مدت از روز را در فضای مجازی سپری می‌کنیم؟ چقدر تحت تاثیر آنچه می‌بینیم و می‌شنویم، هستیم؟ چقدر فضای مجازی برای‌ ما مهم است؟ آیا بدون آن احساس کمبودی نداریم؟ چقدر زمان را صرف خواندن اخبار و جستجوی آنها در فضاهای مختلف می‌کنیم؟

در برابر این سؤالات، به این سؤالات هم پاسخ دهیم: چقدر ورزش می‌کنیم؟ چقدر مطالعه می‌کنیم؟ چقدر با خانواده و در کنار آنها در فعالیت‌های گروهی شرکت می‌کنیم؟ چقدر با فرزندانمان ارتباط پویا و مستمر داریم؟

حالا نتایج را در تقابل هم قرار دهیم و ببینیم ترازوی فعالیت‌های مفید در دنیای واقعی‌مان سنگین‌تر است یا درگیری با فضای مجازی. اینجا بدون تعارف باید بپذیریم معتاد دیجیتال هستیم یا نه؟باید بدانیم شایعه به عنوان سلاحی ارزان و مؤثر در جنگ شناختی، تهدیدی جدی برای سلامت روانی و اجتماعی جامعه است.

مقابله با این تهدید نیازمند هوشیاری، مسئولیت‌پذیری و ارتقای سواد رسانه می‌باشد. با مهارت تقویت تفکر انتقادی و اجتناب از بازنشر شایعات، می‌توانیم سنگری محکم در برابر این جنگ نامرئی بسازیم.