به گزارش اصفهان زیبا؛ محمود کریمی، متولد سال ۱۳۲۹، آرایشگر قدیمی و از اهالی شناختهشده محله همتآباد است.
او از دوران کودکی و نوجوانی در همین محله بزرگ شده، دوره جوانی و میانسالی خود را نیز در همین محدوده قدیمی سپری کرده و امروز در ۷۵سالگی، همچنان نامش با حرفه آرایشگری و خاطرات چند نسل از ساکنان همتآباد گره خورده است.
کریمی نزدیک به نیمقرن است که در همین محله و در همان مغازه قدیمی، به حرفه آرایشگری مشغول بوده و شاهد تغییرات اجتماعی، فرهنگی و شهری این محله در طول دههها بوده است.
هشت سال شاگردی و کسب مهارت در حرفه آرایشگری
کریمی درباره نحوه ورودش به این حرفه ظریف و هنرمندانه به «هممحله» میگوید: «زمانی که کودک بودم، منزل پدرم پشت دبیرستان هراتی قرار داشت. در کنار خانه ما یک جوی آب عبور میکرد و آن موقع من تنها فرزند خانواده بودم. پدرم در شهرستان نجفآباد مشغول کار آسفالت خیابانها بود و از نخستین افرادی بود که عملیات آسفالت خیابانهای این شهرستان را انجام میداد. خانوادهام به دلیل وجود همان جوی آب نگران بودند که مبادا من در آن بیفتم و دچار حادثه شوم؛ به همین دلیل تصمیم گرفتند مرا به مغازه یک آرایشگر بسپارند تا هم از من مراقبت شود و هم کاری یاد بگیرم.»
او ادامه میدهد: «از همان دوران کودکی وارد مغازه آرایشگری شدم و حدود هشت سال بهعنوان شاگرد در کنار استاد خود کار کردم. این شاگردی فقط یادگرفتن اصلاح مو نبود؛ بلکه یاد گرفتم چطور با مردم برخورد کنم، صبور باشم و احترام مشتری را نگه دارم. وقتی به سن بلوغ رسیدم و احساس کردم کار را بهخوبی یاد گرفتهام، بهصورت مستقل وارد این حرفه شدم و در یازدهم آذرماه سال ۱۳۴۵ مغازه آرایشگری خودم را در محله همتآباد دایر کردم؛ مغازهای که تا امروز محل کسب و کار من بوده است.»
شکلگیری مغازه در محلهای کمامکانات
این آرایشگر قدیمی محله تصریح میکند: «زمینی که مغازهام در آن ساخته شد، بخشی از خانه پدرم بود. در آن زمان، محله همتآباد امکانات بسیار اندکی داشت. یادم میآید تنها یک تیر برق جلوی مغازه من و دو تیر برق جلوی سه مغازه دیگر وجود داشت. پدرم و دو نفر دیگر از اهالی، این تیرهای برق را از اداره برق خریدند و هزینه سیمکشی را هم پرداخت کردند تا اداره برق آنها را در این محدوده نصب کند.»
او با مرور خاطرات گذشته میگوید: «بعد از همین چند مغازه، دیگر چیزی جز زمینهای بایر وجود نداشت و خبری از ساختوساز نبود. بهمرور زمان و با افزایش جمعیت، محله توسعه پیدا کرد و امروز به شکلی درآمده که اصلا قابل مقایسه با گذشته نیست.»
رونق کار در سالهای گذشته
کریمی خاطرنشان میکند: «در گذشته، کار آرایشگریام بسیار خوب بود و درآمد مناسبی داشتم. بیشتر مشتریانم از اهالی خود محله همتآباد بودند. زمانی که مغازه را باز کردم، در کل محله فقط دو آرایشگاه دیگر فعال بود؛ اما امروز تعداد آرایشگاهها به حدود ۳۰ واحد رسیده است. من در دوران جوانی گواهینامه پایه یک گرفتم و همزمان در شرکت پلیاکریل اصفهان هم مشغول به کار بودم. بعدازظهرها به مغازه میآمدم و آرایشگری میکردم. این روند سالها ادامه داشت.»
او ادامه میدهد: «در طول این سالها حدود ۱۰شاگرد داشتم و حتی این حرفه را به برادرم هم یاد دادم که مدتی در همین مغازه کنار من کار میکرد. بسیاری از آرایشگران جوانی که امروز در محله فعال هستند، زمانی شاگرد من بودهاند.»
دشواریها و آسیبهای حرفه آرایشگری
این آرایشگر باسابقه درباره سختیهای شغل خود میگوید: «آرایشگری کار آسانی نیست. بعد از چند سال کار، بهتدریج کتفها و گردن آسیب میبیند و دردهای مزمن شروع میشود. ایستادنهای طولانیمدت باعث واریس پا میشود و فشار جسمی زیادی به فرد وارد میکند. اگر امروز کسی به مغازه من بیاید و بخواهد پسر یا برادرش را وارد این حرفه کند، صادقانه به او میگویم که خوب فکر کند و بداند این شغل سختیهای خاص خودش را دارد.»
او میافزاید: «آرایشگری تنها شغلی است که درآمد مضاعف ندارد. تا زمانی که مشتری باشد، آرایشگر کار میکند و درآمد دارد و وقتی مشتری نباشد، هیچ سرمایهای وجود ندارد که رشد کند. بسیاری از کسبوکارها با سرمایهگذاری سود میدهند؛ اما در این حرفه، همه چیز وابسته به حضور مشتری است.»
کریمی با اشاره به شرایط فعلی میگوید: «امروز حدود ۳۰ آرایشگر جوان در این محله فعالیت میکنند. بیشتر جوانها ترجیح میدهند به مغازههای جوانترها بروند. بعضیها هم تصور میکنند چون من سنم بالا رفته، دیگر نمیتوانم خوب اصلاح کنم. بارها شنیدهام که مادری کودک ۱۰سالهاش را به مغازه من آورده؛ اما بچه گفته که این عمو نمیتواند سرم را خوب اصلاح کند! این حرفها گاهی آدم را دلگیر میکند.»
او تصریح میکند: «مشتریها نمیدانند همان آرایشگران جوانی که به آنها مراجعه میکنند، زمانی شاگرد من بودهاند. خیلی وقتها هم مشتریها در مغازههای دیگر هزینه بیشتری پرداخت میکنند؛ اما اگر من همان مبلغ را بگویم، اعتراض میکنند. با این حال، همیشه سعی کردهام با انصاف کار کنم، بهخصوص وقتی پای اصلاح موی کودکان در میان باشد.»
خاطرات محلهای کمبرخوردار
کریمی درباره گذشته محله همتآباد میگوید: «در دوران کودکی ما، آب آشامیدنی در محله وجود نداشت. آب چاه هم کیفیت خوبی نداشت. مرحوم آقای کازرونی لولهکشی کوچهها را انجام داد و سر هر کوچه یک شیر آب گذاشت. مردم برای استفاده از آب نوبت میگرفتند و گاهی هم بر سر آن دعوا میشد. برق هم وجود نداشت و از نظر امکانات شهری بسیار عقبافتاده بود. با این حال، من مغازهام را اداره میکردم و زندگی میگذشت.»
خاطرات تلخ، شیرین و بروز بیماری
این آرایشگر قدیمی در ادامه از خاطرات تلخ و شیرین شغلش میگوید: «مدتی دچار بیماری عجیبی شدم. هنگام صحبت با دیگران، ناگهان تعادلم را از دست میدادم و زمین میخوردم. سال ۱۳۷۲ برای بررسی بیشتر به تهران رفتم، آزمایشها انجام شد؛ اما پزشکان گفتند بیماری خاصی ندارم. بعد از بازگشت به اصفهان، دوباره همان مشکل تکرار شد.»او ادامه میدهد: «یکی از دوستانم که منشی دکتر قلب بود، مرا نزد پزشک برد. دکتر بعد از بررسی پروندهام پرسید شغلت چیست. وقتی گفتم آرایشگر هستم، گفت این مشکل به دلیل شغلت ایجاد شده است. توضیح داد که آرایشگرها فقط مو اصلاح نمیکنند؛ بلکه شنونده درددل مردم هستند و بار روحی زیادی را تحمل میکنند. من آدم احساساتی بودم و این فشارها روی من تأثیر گذاشته بود.»
توصیه به جوانان علاقهمند به این حرفه
کریمی در پایان توصیههایی برای جوانان دارد: «کسی که میخواهد آرایشگری را شغل اصلی خود قرار دهد، باید بداند داشتن مغازهای مناسب، محیطی تمیز و برخورد خوب با مشتری بسیار مهم است. این شغل درآمد ثابتی ندارد و موفقیت در آن نیازمند استعداد، علاقه، اخلاق خوب و انصاف است. باید مشتریمدار بود و شرایط مردم را در نظر گرفت.»
او تأکید میکند: «سرمایه یک آرایشگر همان قیچی و ابزار کارش است. با شرایط امروز جامعه و تورم، نباید انتظار درآمدهای بالا داشت. این حرفه زحمت زیادی دارد و هر کسی که وارد آن میشود، باید این واقعیتها را بپذیرد. با این حال، وقتی میبینم مشتریهایی از بهارستان یا حتی ۳۰ کیلومتر دورتر برای اصلاح به مغازهام میآیند، احساس میکنم تمام این سالها بیثمر نبوده است.»