به گزارش اصفهان زیبا؛ ماجرا از دهه فجر امسال شروع نشد، اما دهه فجر امسال نقطهای بود که همهچیز را عریان کرد. همزمان با وقایع دیماه و تحریم جشنواره فیلم فجر از سوی بخشی از هنرمندان، مدیران سینمایی ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان تصمیم گرفتند سانس ویژه هنرمندان را حذف کنند.
تصمیمی که بهجای مدیریت بحران، صورت مسئله را پاک کرد و عملا اعلام کرد «جشنواره بدون هنرمند هم مسئلهای ندارد.»
این تصمیم، فقط یک اشتباه اجرایی نبود؛ بیانیهای غیررسمی علیه جامعه هنری شهر بود؛ پیامی روشن که میگفت: «بودن شما اهمیتی ندارد، اعتراض شما دیده نمیشود و حذفشدنتان هزینهای برای مدیریت ایجاد نمیکند.» دقیقا همین نگاه است که سالهاست هنرمندان اصفهان را به ترک شهر وادار کرده است.
مهاجرت گسترده هنرمندان اصفهان به تهران، نه اتفاقی است و نه صرفا نتیجه تمرکز امکانات در پایتخت. این مهاجرت، محصول مستقیم بیاعتمادی به مدیریت فرهنگی استان است؛ مدیریتی که نه اهل گفتوگوست، نه پاسخگوست و نه مسئول پیامد تصمیمهای خود. هنرمندی که حذف میشود، طبیعی است که برود… .
اما مسئله فقط رفتن چند هنرمند نیست. با هر مهاجرت، بخشی از سرمایه اجتماعی اصفهان از بین میرود: شبکههای فرهنگی، اعتماد عمومی، تجربه انباشته و اعتبار تاریخی یک شهر. این سرمایه، با بودجه و بخشنامه جایگزین نمیشود.
خطر بزرگتر آن است که میدان خالیشده از هنرمندان مستقل، به دست مدیران و چهرههایی میافتد که کمترین نسبتی با هنر دارند و صرفا با وابستگی سازمانی بالا آمدهاند. نتیجه، فرهنگی است اداری، بیجان و بیاثر.
اگر حکمرانی استان همچنان نسبت به این روند بیتفاوت بماند، باید پذیرفت که اصفهان نه بهدلیل فقدان استعداد، بلکه بهدلیل اصرار بر سوءمدیریت فرهنگی، سرمایه اجتماعی و جایگاه فرهنگی خود را از دست میدهد.
این یک هشدار نیست؛ این گزارش یک فروپاشی تدریجی است.