به گزارش اصفهان زیبا؛ خوشبختانه امسال فیلمهای جشنواره فجر، با وجود برخی ضعفها در فیلمنامهها، از نظر تنوع موضوعی نقطه قوت قابل توجهی داشتند. آثاری که از ژانرهای معمایی، جنایی و اجتماعی گرفته تا فیلمهایی با محوریت جنگ دوازدهروزه، فلسطین و مفهوم مقاومت را در بر میگرفتند.
نگاه انسانی به کودکان فلسطینی
در میان این آثار، «سرزمین فرشتهها» از زاویهای انسانی و عاطفی به کودکان فلسطینی نگاه میکند و تجربه زیسته افراد، بهویژه قربانیان جنگ، را به تصویر میکشد.
بابک خواجهپاشا این بار کودکان فلسطین را بهعنوان محور اصلی فیلم انتخاب کرده است؛ فیلمی که با اشکها و لبخندهای تماشاگران در سالن آغاز شد و به پایان رسید.
روایت فیلم حول کودکانی شکل میگیرد که در اثر جنگ، تنها برای زنده ماندن تلاش میکنند و در مسیر خود با زنی به نام «ضحی» مواجه میشوند که سعی دارد آنها را جمع کند و نجات دهد.
اثرگذاری لحظهای یا عمقی؟
با این حال، سؤال اساسی این است که وقتی احساسات مخاطب در سالن تمام شود، چه تصویری از فیلم با او باقی میماند؟ آیا فیلم نکتهای دارد که پس از خروج از سالن، همچنان با مخاطب بماند؟ دو نکته قابل تأمل وجود دارد: نخست، آیا تأثیر فیلم بر تماشاگر ناشی از خود اثر است یا پیشزمینه ذهنی مخاطب از جنگهای اخیر فلسطین و تصاویر رسانهای، باعث این تأثر میشود؟ برای تماشاگری که پیشتر جنگ در فلسطین را تجربه نکرده، فیلم در لحظهای کوتاه قابل باور است و همدلانه همراه احساسات آنها میشود، اما این همراهی تنها در همان لحظه ایجاد میشود و عمق ماندگاری ندارد.
تمرکز روایت و خط داستانی
دوم، با وجود اتفاقات و لحظههای متعدد در فیلم، پرسش این است که روایت فیلمنامه دقیقا در کجا ایستاده است؟ به جز تلاش «ضحی» برای جمع کردن و نجات کودکان، چه خط داستانی مشخصی وجود دارد؟ در واقع، فیلم در یک جمله خلاصه میشود: زنی به نام ضحی در شرایط دشوار جنگی، کودکان را به امید زنده ماندن نجات میدهد؛ اما در عمل، مضمون و محتوا از این نقطه فراتر نمیرود. این فرم روایت، گرچه شاید در جشنوارههای خارجی بیشتر پسندیده شود، در فرمهای کلاسیک سینمای داستانی توسعه چندانی پیدا نمیکند.
عوامل موفقیت و محدودیت اثر
با این حال، فیلم توانسته تا حد زیادی از شعارزدگی فاصله بگیرد.
اگر مخاطب از فیلم استقبال کند، دو عامل اصلی در این موفقیت نقش دارند: نخست، همدردی مخاطب با رخدادهای منطقه و پیشزمینه ذهنی او نسبت به مقاومت؛ و دوم، حضور کودکان و پرداخت به جهان آنها که حس ترحم و همدلی مخاطب را برمیانگیزد.
اثر و حسی که فیلم ایجاد میکند، قابل احترام است، اما به دلیل فقدان عمق، اثرگذاری طولانیمدت ندارد و تنها در لحظه حس میشود.
با این حال، تلاش فیلم ارزشمند است، بهویژه در شرایطی که در سالهای اخیر، آثار جدی و داستانی درباره مقاومت فلسطین کمتر تولید شدهاند.
به نظر میرسد این تجربه برای خواجهپاشا تازگی دارد، اما همچنان پرسشی باقی است: تا چه میزان او توانسته از فضای آثار قبلی خود فراتر رود و عنصر تازهای ارائه دهد؟ شاید تمرکز مشخصتر فیلمنامه بر یک شخصیت محوری و یک خط داستانی مشخص، میتوانست نتیجه موفقتری به همراه داشته باشد.
در مجموع، «سرزمین فرشتهها» اثری ضعیف محسوب نمیشود، اما بیشتر مجموعهای از موقعیتها و اتفاقات است که در کنار هم قرار گرفتهاند؛ بدون آنکه به یک روایت منسجم و قدرتمند تبدیل شوند.