فیلمی در امتداد مسیر آشنای صدرعاملی

بعد از فیلم «زیبا صدایم کن»، رسول صدرعاملی با فیلم «قایق‌سواری در تهران» در جشنواره فجر حاضر شد. در نگاه اول و با توجه به پوستر منتشرشده از فیلم، به نظر می‌رسید که اثر جدید حال‌وهوایی شبیه فیلم سال قبل داشته باشد.

به گزارش اصفهان زیبا؛ بعد از فیلم «زیبا صدایم کن»، رسول صدرعاملی با فیلم «قایق‌سواری در تهران» در جشنواره فجر حاضر شد. در نگاه اول و با توجه به پوستر منتشرشده از فیلم، به نظر می‌رسید که اثر جدید حال‌وهوایی شبیه فیلم سال قبل داشته باشد.

اما خیلی زود، پس از یکی‌دو صحنه ابتدایی، مشخص می‌شود که چنین نیست. هرچند موضوع فیلم در برخی جنبه‌ها شباهت‌هایی به آثار سینمایی که پیش‌تر دیده‌ایم، دارد، اما همچنان حال‌وهوای دلنشین «زیبا صدایم کن» را با تکیه بر فضایی طنز برای تماشاگر تداعی می‌کند.

سرگرمی در سینما، دور از هیاهوی زندگی

«قایق‌سواری در تهران» را پیمان قاسم‌خانی نوشته است. او پیش‌تر فیلمنامه فیلم «دختری با کفش‌های کتانی» را با همکاری فریدون فرهودی نوشته بود. برخلاف آن اثر، این فیلم اندک فضایی طنازانه با خود همراه دارد و مسئله اجتماعی مشخصی را به شکل مستقیم مطرح نمی‌کند؛ یا اگر هم مطرح می‌کند، آن‌قدر در لفافه است که مخاطب بیش از هر چیز از خود فیلم لذت ببرد و درگیر سرگرمی آن شود، بی‌آنکه دغدغه‌های بیرون از سالن سینما ذهنش را درگیر کند.
داستان درباره عشقی قدیمی است که در میان روزمرگی‌های زندگی دو همکلاسی دانشگاهی خاک خورده و با یک اتفاق ساده ، جابه‌جا شدن تلفن همراه زن و مرد و در ادامه جابه‌جایی بخشی از کارهایشان، دوباره زنده می‌شود؛ درست مثل حال‌وهوای نوروزی که در فیلم همه را به تکاپو می‌اندازد.

فضاسازی خاطرات نوستالژیک

فیلم «قایق‌سواری در تهران» با شروعی جسورانه در قالب فرم فلش‌بک، تجربه‌ای متفاوت نسبت به آثار قبلی کارگردان ارائه می‌دهد. این انتخاب بصری اگرچه در ابتدا کمی توی ذوق می‌زند و حس مصنوعی ایجاد می‌کند، اما نشان‌دهنده تمایل کارگردان به خلق هویت تصویری تازه و تجربه‌گرایی است.

فیلمنامه‌ای معمولی و به دور از شعار

اگرچه داستان فیلم در نگاه اول ممکن است تکراری به نظر برسد، اما با توجه به زمانه و سبک کارگردان، این تکرار به شکلی قابل قبول تازه و جذاب شده است. فیلمنامه از انسجام مناسبی برخوردار است و جزئیات داستان به اندازه کافی منتقل می‌شوند. شخصیت‌ها طبیعی و باورپذیر هستند و همذات‌پنداری با آن‌ها امکان‌پذیر است. البته برخی شخصیت‌های فرعی در حد تیپیکال باقی مانده‌اند، اما این مسئله با لحن کلی روایت هماهنگ است.

با این حال در پایان‌بندی روند تصمیم‌گیری برخی شخصیت‌ها کمی عجولانه و ضرب‌الاجلی به نظر می‌رسد؛ هرچند این مسئله مانع انتقال پیام کلی فیلم نمی‌شود. در هر صورت بازیگران توانسته‌اند نقش‌های خود را طبیعی و جذاب اجرا کنند و تعامل میان شخصیت‌ها به‌خوبی حس تماشاگر را درگیر می‌کند. فیلم با وجود برخی ضعف‌ها، موفق می‌شود حس و پیام کلی خود را منتقل کند. تماشاگر در زمان‌های مناسب خنده و احساس را تجربه می‌کند و پس از خروج از سالن، حس رضایت نسبی از فیلم دارد.