جهانی که می‌خواهند مبهم باشد

فیلم سینمایی «جهان مبهم هاتف» با شخصیت‌پردازی‌های بانمک و ملموس‌ها ‌تف و جواد شروع می‌شود و روایت پیشرفت دو هم‌کلاسی را از دانشگاه بیان می‌کند؛ دوستانی با علایق متفاوت که رفاقتشان سبب سرنوشت مشترکشان می‌شود.

به گزارش اصفهان زیبا؛ فیلم سینمایی «جهان مبهم هاتف» با شخصیت‌پردازی‌های بانمک و ملموس‌ها ‌تف و جواد شروع می‌شود و روایت پیشرفت دو هم‌کلاسی را از دانشگاه بیان می‌کند؛ دوستانی با علایق متفاوت که رفاقتشان سبب سرنوشت مشترکشان می‌شود.

جواد عشق صنعت است و روی پیشانی‌اش هک شده در آینده بالاخره چه کاره می‌شود، اما‌ها ‌تف خودش هم نمی‌داند به چه چیزی علاقه دارد، ولی فقط این را می‌داند که برای به دست آوردن چیزی که دوستش دارد دنیا را به هم می‌ریزد.

این را در همان سکانس هک سیستم‌های دانشگاه به خاطر معشوقه‌اش (دختر همکلاسی) متوجه می‌شویم و این شخصیت و نوع نگاه تا آخر با‌ هاتف می‌ماند؛ مثل آن جا که به مشاوری اعتماد می‌کند که مشخص است دغلباز ماهری است و در آخر که مجبور می‌شود به کوشکی، رقیبش اعتماد کند و از او وام بگیرد برعکس جواد شخصیتی محتاط‌تر دارد که برای پیشرفت به وجود‌ها ‌تف نیاز دارد؛ وگرنه به سرنوشت مهندسی که با مدارج علمی فوق‌العاده در کارخانه کارگری می‌کرد، دچار خواهد شد.

پیچیدگی فیلم در حد متوسط است، اما جا داشت در بعضی از سکانس‌ها دقت بیشتری لحاظ شود تا فیلم از کلیشه فاصله بگیرد.

باید به جوان ایرانی اعتماد شود، گرچه این تفکر در پایان فیلمنامه به محاق می‌رود و جواد و‌هاتف، سهام شرکت خودشان را از دست می‌دهند و دوباره به نقطه شروع باز می‌گردند، اما از تلاش‌های بی‌وقفه‌شان در ابتدای فیلم برای تعمیر و ساخت بعضی قطعات، متوجه می‌شویم تلاش جوان ایرانی همیشه جواب می‌دهد.

به هر حال ما از روایت پیشرفت انتظار حال خوب داریم و این مسئله تنها با نوشتن چند جمله از سرنوشت واقعی جواد و‌هاتف که الان شرکت دانش بنیانی دارند و چندین کارگر به دست می‌آید، اما آن چنان راضی‌کننده نیست. فیلم شاید مناسب‌تر برای تله فیلم تلوزیونی است.

نقطه ضعف‌های شخصیت‌پردازی

بهتر بود که رابطه رحمتی، جواد و‌هاتف کمی بیشتر عمق پیدا کند و برای پروژه‌های بعدی مانگار شود. جواد با شخصیت محتاطش به مشاور مشکوک و دزدی حسابدار روشن شود، با همه این احوال حس و حال فیلم خوب است و ما را با خود همراه می‌کند.
فیلم بیشتر مناسب قاب تلوزیون است تا سینما، چرا؟ چون‌ها ‌تف و جواد ضعف تراژیک ندارند و نمی‌توانند دچار تحول شوند؛ در نتیجه فیلم مضمون را از دست می‌دهد و علت انتخاب‌های شخصیت‌ها بدون پشتوانه می‌شود.

هر کدام از شخصیت‌ها در فیلم نماینده طیفی از مردم جامعه هستند که در فیلمنامه به خوبی طراحی شده‌اند:‌ هاتف مدیرعامل بلندپرواز، جواد جوان مستعدی که برای کشف علم از هیچ چیز دریغ نمی‌کند (حتی دانشگاه را هم برای صنعت می‌خواهد و مدیرعاملی شرکت را هم به‌ها‌تف می‌سپارد) کوشکی نماینده واردکننده طماعی که صنعت ایران و جوان ایرانی را به رسمیت نمی‌شناسد، مدیر کارخانه، نماینده مسئولین کشور که حوصله ندارند برای تلاش جوان ایرانی وقت و هزینه صرف کنند تا ثمره‌اش را ببینند و مشاور نماینده سرمایه‌گذارهایی که فقط به منفعت شخصی فکر می‌کنند و همه چیز را به بازی می‌گیرند.

فیلمساز فرم دایره‌ای را برای فرم قصه انتخاب کرده است، در واقع با هوشمندی بیان می‌کند گرچه گاهی در شرایط پیچیده قدرت در کشور مجبور به باخت می‌شویم، اما نباید میدان را خالی کنیم و باید همچنان ادامه بدهیم.

فیلم دیر شروع می‌شود، در عوض شخصیت‌پردازی‌ها تا حدودی شکل می‌گیرند. پرده دوم فیلم به تلاش برای تثبیت موقعیت شرکت و قدم گذاشتن میان مناقصه‌ای به شدت بزرگ و پرده سوم تلاش برای نجات شرکت است.
در نهایت گرچه‌ ها‌تف به خاطر اعتماد بی‌جا مناقصه را می‌بازد و به نقطه شروع باز می‌گردند، اما این بار با نگرشی متفاوت.