قابل تقدیر اما ناکافی

فیلم تمام می‌شود و صدای ممتد تشویق سالن را پر می‌کند. با این حال، برداشت من این است که اگر «کوچ» اقتباسی از زندگی قهرمانِ معاصر ایرانیان، شهید سپهبد قاسم سلیمانی نبود، کمتر کسی تمایل داشت تا انتهای فیلم بنشیند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ فیلم تمام می‌شود و صدای ممتد تشویق سالن را پر می‌کند. با این حال، برداشت من این است که اگر «کوچ» اقتباسی از زندگی قهرمانِ معاصر ایرانیان، شهید سپهبد قاسم سلیمانی نبود، کمتر کسی تمایل داشت تا انتهای فیلم بنشیند.

مطابق با اسناد تاریخی، کودکی حاج قاسم در روستای «قنات‌ملک» کرمان سپری شد؛ جایی که مردانگی و غیرت، او را در نوجوانی به شهر کشاند تا با کار سخت در محیطی ناشناخته، بدهی مالی پدر را تأمین کند. با گذر زمان، حضور او در شهر با جریانات انقلابی گره می‌خورد و این مسیر تا پیروزی انقلاب، دفاع مقدس، مبارزه با اشرار و در نهایت فرماندهی سپاه قدس تداوم می‌یابد.

فیلم «کوچ» تمرکز خود را بر بازه زمانی کودکی تا حضور او در جبهه‌های جنگ گذاشته است، اما دقیقا در همین نقطه، یعنی «پرداخت روایی»، کمی دچار لکنت می‌شود.نقطه ضعف داستان، عدم توازن در پرداختن به بازه‌های سنی سوژه است. در حالی که روایت محوری از شخصیت قهرمان در دوران کودکی شکل نمی‌گیرد، نیمی از زمان فیلم به نمایش رخدادهای بی‌اثر و سکانس‌های فاقد روایت در روستا اختصاص یافته است. این فقدان هویت زمانی پررنگ‌تر می‌شود که نقطه اوج داستان، یعنی «کوچِ» غیرتمندانه سوژه از روستا به شهر، بسیار کمرنگ و گذرا بازتاب داده می‌شود.

این روند گسسته در نمایش مبارزات سیاسی و انقلابی او نیز ادامه می‌یابد؛ گویی با پازلی روبرو هستیم که قطعاتش هنوز به درستی به هم چفت نشده است.فیلمی که نزدیک به دو ساعت ‌طول می‌کشد، در نهایت با یک «پرش ناگهانی»، به پیروزی انقلاب و حضوری ناگهانی‌تر در جبهه‌های جنگ می‌رسد؛ بی‌آنکه سیر تحول شخصیت را ساخته باشد.

بر این اساس، می‌توان گفت «کوچ» فیلمی تاحدی «بدون روایت» است که هدف نهایی‌اش را باید در بازنمایی مشخص کند. حتی می‌توان گفت فیلم، شخصیتِ اقتباسی خود را قدری از حقیقت قهرمانانه‌اش دور کرده که اگر نسل‌های آتی به تماشای آن بنشینند، نشانی از آن سردارِ باصلابت نخواهند یافت؛ آنچه می‌بینند صرفا زندگی پسری روستایی و محروم است که دست تقدیر او را به شهر کشانده است.

در مجموع، اگرچه «کوچ» به عنوان نخستین گام سینمایی برای پرداختن به شخصیت شهید سلیمانی قابل تقدیر است، اما نباید از یاد برد که بازنمایی قهرمانان ملی، ظرافت‌های خاصی می‌طلبد. هرگونه کج‌کارکردی در تصویرسازی از چنین شخصیت‌هایی، بیش از آنکه ادای دین باشد، منجر به تقلیل جایگاه اسطوره‌ای آنان در ذهن مخاطب خواهد شد. سینمای ما باید بیاموزد که برای بزرگداشت یک قهرمان، نیت خیر کافی نیست؛ فرم قدرتمند و روایت منسجم است که قهرمان را در تاریخ ماندگار می‌کند.