به گزارش اصفهان زیبا؛ مقدمه این مصاحبه را میشود از زاویههای گوناگونی نوشت. اینکه سینمای روبهزوال ایران را میشود با اقتباس ادبی نجات داد؛ یا اعتراف به اینکه فیلمنامهنویسان و فیلمسازان ما، بهخصوص در نسل جدید، ظاهراً از تولیدات اقتباسی گریزاناند؛ یا آنقدر که اقتباس از دنیای ادبیات در سینمای خارج پررنگ و بااهمیت است، به همان میزان در ایران نادیده گرفته شده؛ یا اینکه در ادوار مختلف جشنواره فیلم فجر، جایزهای ویژه تولیدات اقتباسی وجود نداشته که عاملی باشد برای ترغیب فیلمسازان در این حوزه. اما زاویهدید مدنظر ما این است:
امسال یکی از سالهای بیجان جشنواره در زمینه تولیدات اقتباسی است. ظاهراً تنها فیلم اقتباسی جشنواره 44 فیلم «کوچ» بوده که اقتباسی است از کتاب «باران گرفته است» از احمد یوسفزاده که ماحصل ساعتها مصاحبه و گفتوگوست با خواهر و برادران و اهالی روستای کودکی شهید حاج قاسم سلیمانی.
ماجرای حاج قاسم در این کتاب از سالهای پیش از تولد او آغاز میشود و علیالظاهر کتابی است که برای اولین بار به سراغ این مرحله از زندگی سردار دلها رفته است. در عین حال، امیرحسین ثقفی، کارگردان فیلم «زندگی کوچک کوچک» نیز گفته است این فیلم اقتباسی است از کتاب «بازی تمام شد» اثر غلامحسین ساعدی؛ اما توضیح بیشتری در این خصوص ارائه نداده است.
به هر حال، این موضوع بهانهای شد تا به سراغ یکی از کارگردانان عرصه فیلم کوتاه اصفهان برویم و نظرش را درباره نسبت میان سینمای ایران و تولیدات اقتباسی جویا شویم. البته که اقتباس بحثی بسیار گسترده است و ما به گوشهای از آن در این گفتوگو پرداختهایم. صحبتهای زیور حجتی را در ادامه میخوانید.
آیا در تولیدات تصویریتان از آثار ادبی بهره بردهاید؟
تا کنون کار اقتباسی نداشتهام؛ اما این موضوع همیشه جزو دغدغههایم بوده و وقتی کتابی را براساس نویسنده یا داستان انتخاب میکنم، به این هم فکر میکنم که آیا قابلیت اقتباس برای فیلمنامه دارد یا خیر.
پیش از خواندن کتاب، درباره آن اثر تحقیق میکنم که آیا چنین قابلیتی دارد یا خیر و بعد آن را برای مطالعه انتخاب میکنم. بسیاری از داستانهای کوتاهِ داخل کتابخانهام را علامتگذاری کردهام به این معنا که این داستان قابلیت اقتباس سینمایی را دارد؛ اما هنوز سمت تولید کار اقتباسی نرفتهام. در آینده و در ادامه مسیر فیلمسازیام حتماً چنین کاری میکنم.
اگر بخواهیم ارزشگذاری کنیم، فیلمنامه اقتباسی ارزش بیشتری دارد یا فیلمنامهای که تماماً ایده فیلمنامهنویس است؟
در این زمینه نباید ارزشگذاری کرد؛ زیرا بستگی به آن فیلمنامه اورجینال یا متنی دارد که قرار است از آن اقتباس شود.
زمانی قرار است از آثار مثلاً داستایوسفکی اقتباس کنیم، خواهناخواه ارزش ادبی دارد و فیلمنامه را نیز باارزش میکند؛ اما زمانی هم یک فیلمنامهنویس ایده و طرحی دارد که بار ارزشی خود را دارد و در این خصوص نباید ارزشگذاری کرد؛ هرچند یک سری از نویسندگان و کتابها به فیلمنامهنویس کمک کرده و به بار ارزشی فیلمنامه غنا میدهند. هر دو شیوه در جایگاه خودشان اگر درست انتخاب شوند، ارزش جداگانهای دارند.
به نظرتان چه اقتباسی موفق است؟
در تولیدات سینمایی میزان اقتباس از آثار ادبی متفاوت است و اقتباس به دو دسته آزاد و وفادار تقسیم میشود. اقتباسی موفق است که فیلمنامهنویس هنگام اقتباس هویت و فردیتش را در نگاه و روایت حفظ کند. هنگام اقتباس، نویسنده با اثری ادبی مواجه میشود که در جایگاه خودش در حوزه ادبیات درجهیک است و ارزش بسیار بالایی دارد.
در عین حال، میخواهد نگاه خودش را نیز در فیلمنامه حفظ کند. در این صورت کار چالشیتر میشود اما ارزشش را دارد. بنابراین، برای من مهمترین مؤلفه این است که هنگام اقتباس فیلمنامهنویس نگاه جدیدش را در فیلمنامه اعمال کند؛ بهخصوص در تم و محتوایی که ارائه میدهد.
میزان توجه کارگردانان و فیلمنامهنویسان ایرانی را به اقتباس چقدر میدانید؟ آیا در این زمینه کمکاری و بیتوجهی نشده؟
کارگردانان مطرحی در میان ایرانیها بودهاند و هستند که تولیدات اقتباسی داشتهاند. داریوش مهرجویی اکثر تولیداتش اقتباسی بوده و ناصر تقوایی کارهای اقتباسی زیادی داشته است. بااینحال، بهویژه برای نسل جدید که میخواهند به فضای فیلمنامهنویسی و فیلمسازی وارد شوند، این حوزه میتواند بسیار جدیتر باشد.
به نظرم هنوز از ظرفیت آثار ادبی برای تولیدات اقتباسی بهدرستی استفاده نشده است و دلیل این مسئله را باید در صحبتی جداگانه آسیبشناسی کرد. به نسبت آثار ادبی و نوشتههای ارزشمند و با توجه به کارهای اورجینالی که ساخته میشود، درمییابیم که این حوزه هنوز جای کار بسیاری دارد.
اگر بخواهید یک کار اقتباسی تولید کنید، از چه اثری بهره میبرید؟
از آثار نویسندگان آمریکای لاتین در حوزه رئالیسم جادویی بهره خواهم برد. از سوی دیگر، فضای ذهنیام به محتوای برخی از نویسندگان روس نزدیک است و برای اقتباس به سراغ نویسندگانی میروم که فضای ذهنیشان را میشناسم.
خانه سینما چگونه میتواند در راستای تقویت تولید آثار سینمایی اقتباسی گام بردارد؟ چه پیشنهادهایی برای این نهاد دارید؟
نمیدانم خانه سینما تا کنون چه اقداماتی انجام داده است. زمانی فراخوانهایی برای تولید فیلمنامههای اقتباسی آمد که در این خصوص بسیار کمککننده بود؛ اما نمیدانم چقدر با خانه سینما ارتباط داشت.
در هر صورت، در این زمینه برای فیلمنامهنویسان و فیلمسازان و پلتفرمها نیاز است که بایدهایی تعریف بشود که بستر رفتن به سمت تولیدات اقتباسی ایجاد شود؛ زیرا هنوز فرهنگ این دست از تولیدات در میان فیلمسازان ما ایجاد و تقویت نشده است.