به گزارش اصفهان زیبا؛ مقاله «اسفندیار باتمان قلیچ» با عنوان «از شورش تنباکو تا شورش جوانان» از جمله مطالعاتی است که در حوزه تاریخ اجتماعی سیگار به نگارش درآمده است و نشان میدهد که در انتهای قاجاریه، شورش تنباکو شروعکننده داستان مشروطه بود و اینکه عصیانگری جوانان به واسطه سیگار موضوعیت پیدا میکند.
باتمان قلیچ سه دوره را در تاریخ اجتماعی سیگار از هم متمایز میکند:
دوره نخست از ۱۲۴۰ تا ۱۳۱۰: در این دوره، سیگار بهعنوان راهی برای ارتباط با مدرنیته، تجدد و استعمارگران غربی است و اعیان بیشتر از سیگار استفاده میکردند تا خود را متجدد نشان دهند تا آنجا که سیگار جای قلیان را میگیرد و نماد مدرن بودن و ورود به مدرنیته تلقی میشود.
دوره دوم از ۱۳۱۰ به بعد: سیگار همزمان با جنگ جهانی در کل جهانگسترش پیدا میکند و سی هزار سرباز آمریکایی که به ایران میآیند با خود سیگار امریکایی میآورند. از دهه بیست و سی که جلوتر میرویم و طبقه متوسط در ایران شکل میگیرد، سیگار به «نماد ارتقای منزلت اجتماعی» و در برخی از بخشهای جامعه به «نماد روشنفکری» بدل میشود. در فیلمهای روشنفکری ایرانی هم سیگار با کافه مرتبط میشود، اما در فیلمهایی که میکوشند نمادهای مردانگی سنتی را به نمایش بگذارد از سیگار خبری نیست.
دوره سوم در دهه شصت: سیگار عامهپسند میشود و دیگر شهری و روستایی ندارد و هر طبقهای میتواند از آن استفاده کند؛ تصاویر توأمان کارگر، کشاورز و روشنفکر روی پاکتهای سیگار این دهه مؤید این نکته است. اما به همان میزان سیگار در این دوره بهنوعی با «جوانی»، «بلوغ» و «سرکشی» هم گره میخورد.
سیگار؛ نمادی از هویت؟
در این میان، در سالهای اخیر، سیگار از یک رفتار پرخطر فردی فراتر رفته و در برخی فضاهای اجتماعی، به نشانهای برای تمایز، هویتسازی و حتی روشنفکری بدل شده است. این تغییر معنا، بهویژه در میان گروههایی از نوجوانان و بزرگسالان شهری، باعث شده مصرف سیگار نه صرفا از سر وابستگی، بلکه بهعنوان ابزاری نمادین برای دیدهشدن و متفاوتبودن بازتولید شود. در چنین فضایی، سیگار گاه جای خود را در کنار پوشش، سبک گفتار و سایر نشانههای ظاهری باز میکند و به بخشی از نمایش هویت اجتماعی و همچنین نمادی از روشنفکری و آزادی عمل و اندیشه افراد تبدیل میشود.
بررسیهای روانشناختی و اجتماعی نشان میدهد این گرایش، دلایلی مانند نیاز به تشخص، فشار گروهی و تقلید از الگوهای مرجع و بازنماییهای رسانهای دارد.
از یکسو، محدودیتهای اقتصادی دسترسی به نمادهای پرهزینه تمایز را کاهش داده و از سوی دیگر، تصویرسازیهای فرهنگی، سیگار را به رفتاری کمهزینه اما پرمعنا بدل کردهاند.
در این میان، غفلت از ماهیت واقعی روشنفکری و تقلیل آن به نشانههای ظاهری، زمینهساز شکلگیری توهمی اجتماعی شده که پیامدهای آن، فراتر از سلامت فردی، به حوزه فرهنگ و هویت جمعی نیز کشیده میشود.
یک روانشناس با اشاره به رواج این تصور در میان برخی اقشار جامعه که سیگارکشیدن نشانه روشنفکری است به «اصفهان زیبا»، میگوید: «از منظر علمی و روانشناسی اجتماعی، هیچ رابطهای میان مصرف سیگار و روشنفکری وجود ندارد و آنچه در جامعه مشاهده میشود، بیشتر ریشه در نیاز به دیدهشدن، تفاوتطلبی و هویتیابی اجتماعی دارد.»
مجتبی ناجی با بیان اینکه این پدیده تنها محدود به نوجوانان نیست، میافزاید: « در سنین نوجوانی برخی رفتارهای غیرهنجاری بهعنوان نشانهای از شجاعت، تفاوت یا تشخص طلبی در گروه همسالان بروز میکند، اما همین منطق در قالبی متفاوت در میان بزرگسالان، کارکنان شرکتها، سازمانها و حتی نهادهای رسمی نیز مشاهده میشود.»
او با اشاره به سازوکارهای روانشناختی این رفتار اظهار میکند: «در گروههای اجتماعی، افراد برای متمایزشدن از دیگران، به سراغ نشانههای ظاهری میروند؛ این نشانهها میتواند نوع پوشش، واژگان مورداستفاده، سبک آرایش، عطر، ساعت، تلفن همراه یا حتی استفاده از برندهای خاص باشد. در این میان، سیگار نیز گاه بهعنوان نمادی از تشخص اجتماعی بازنمایی میشود.»
این روانشناس و درمانگر اعتیاد با تأکید بر اینکه تشخص طلبی لزوما به کشیدن سیگار محدود نمیشود، تصریح میکند: «در مقاطع مختلف، ابزارهای متفاوتی چنین نقشی را ایفا کردهاند.» او با اشاره به تجربههای گذشته میگوید: «در دورهای، داشتن انواع سیگار یا حتی پیپ، برای عدهای کارکرد نمادین داشت؛ بهگونهای که فرد حتی بدون مصرف واقعی، صرفا با در دستگرفتن آن، تلاش میکرد تفاوت خود را با دیگران نشان دهد.»
ناجی با بیان اینکه انسان در زندگی اجتماعی بهدنبال نوگرایی و تنوع است، میافزاید: «جامعه بهطور طبیعی از یکنواختی گریزان است و هر از چند گاهی مُدها و الگوهای جدیدی در پوشش، رفتار و سبک زندگی شکل میگیرد؛ اما زمانی که این تنوعطلبی نتواند از مسیر ارزشها و هنجارهای پذیرفتهشده ارضا شود، ممکن است به سمت رفتارهایی سوق پیدا کند که نهتنها ارزشمند نیستند، بلکه گاه در تعارض با معیارهای اجتماعی قرار دارند. همچنین همه افراد امکان بروز تفاوت از طریق ابزارهای پرهزینه مانند برندهای خاص پوشاک، استفاده از تلفن همراه یا عطرهای گرانقیمت را ندارند؛ در نتیجه، برخی رفتارهای کمهزینهتر، مانند سیگارکشیدن یا حتی ژست آن، به ابزاری جایگزین برای ارضای نیاز به تمایز تبدیل میشود.»
این روانشناس با تأکید بر اینکه روشنفکری فاقد نشانه ظاهری مشخص است، اظهارمیکند: «روشنفکری امری درونی و مرتبط با ادراک، فهم و غنای فکری فرد است و در برخورد اولیه قابلتشخیص نیست.از همین رو، جامعه به دنبال نشانههای ظاهری و قابلرؤیت میگردد تا در تعاملات اولیه بتواند افراد را طبقهبندی کند؛ نشانههایی که گاه بهاشتباه با مفاهیمی مانند روشنفکری پیوند میخورند.»
ناجی با اشاره به تجربههای تاریخی در این زمینه میگوید: «در گذشته نیز برخی ظاهرها یا سبکهای پوشش، نشانهای از تحصیلکردهبودن افراد تلقی میشد، اما با گسترش آن در سطح جامعه، این کارکرد نمادین بهتدریج از بین رفت. باید توجه داشت پدیدههای اجتماعی ازایندست، پایدار نیستند و معمولا پس از مدتی دچار افول میشوند.»
روشنفکری؛ فراتر از نشانههای ظاهری
یک روانشناس اجتماعی نیز با اشاره به گسترش مصرف سیگار و سایر دخانیات در میان گروههای مختلف سنی بهعنوان یک به «اصفهان زیبا»، میگوید: «تصور روشنفکری و هویت اجتماعی که برخی افراد از سیگارکشیدن دریافت میکنند، ریشه در مجموعهای از عوامل روانی، اجتماعی و رسانهای دارد و نمیتوان آن را به یک دلیل ساده تقلیل داد.»
علیرضا شریفی یزدی با بیان اینکه گرایش به مصرف سیگار اغلب از «تقلید» آغاز میشود، اظهار میکند:« یکی از مهمترین عوامل، تأثیر گروههای مرجع است؛ گروههایی که میتوانند والدین، اعضای خانواده، همسالان یا حتی سلبریتیها باشند. به گفته این روانشناس، پژوهشها نشان میدهد احتمال سیگاری شدن افرادی که در خانواده آنها مصرف دخانیات وجود دارد، چهارتا پنج برابر بیشتر از کسانی است که در چنین محیطی رشد نکردهاند.»
او با اشاره به نقش مرحله رشد روانی افراد اظهار میکند: «در کودکان و نوجوانان، سیگارکشیدن گاه بهعنوان ابزاری برای «بزرگتر نشاندادن خود» تلقی میشود؛ نوعی تلاش برای القای ورود به دنیای بزرگسالی. این در حالی است که در سنین بالاتر، انگیزهها تغییر میکند و بیشتر به کارکردهای روانشناختی مانند کاهش اضطراب گره میخورد.»
این روانشناس اجتماعی با تأکید بر اینکه نیکوتین در کوتاهمدت میتواند باعث کاهش اضطراب شود، تصریح میکند: «تحریک سیناپسهای مغزی ممکن است احساس آرامش موقتی ایجاد کند، اما در بلندمدت خودمصرف سیگار به یکی از عوامل تشدید اضطراب تبدیل میشود؛ بهویژه زمانی که فرد به آن دسترسی ندارد.»
شریفی یزدی همچنین به نقش کشیدن سیگار در تمرکز اشاره میکند و میگوید: «مطالعات نشان میدهد مصرف سیگار میتواند حدود ۱۱ دقیقه تمرکز فرد را بهصورت ناگهانی افزایش دهد و سپس همین تمرکز به همان سرعت افت کند.» او اضافه میکند: «همین نوسان شدید، زمینه وابستگی را فراهم میکند؛ بهگونهای که فرد برای حفظ تمرکز ذهنی، ناچار به مصرف مکرر سیگار میشود.»
او با اشاره به بعد فرهنگی و رسانهای این پدیده، خاطرنشان میکند: «آنچه باعث میشود سیگار در ذهن برخی افراد با روشنفکری، شیکبودن یا مدرن بودن پیوند بخورد، محصول سالها بازنمایی رسانهای است. پس از جنگ جهانی دوم و آشکارشدن آثار مخرب دخانیات در کشورهای غربی، صنعت دخانیات تمرکز خود را بر کشورهای جهان سوم، قرارداد و از طریق سینما و رسانه، سیگار را بهعنوان نمادی پرستیژ دار بازتعریف کرد.»
فشار جمعی و بازتولید یک تصور غلط
این روانشناس اجتماعی با اشاره به فیلمهای هالیوودی دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی میگوید: «در این آثار، شخصیتهای تحصیلکرده، خوشپوش و بهویژه زنان جذاب، اغلب با سیگار نمایش داده میشدند. این تصویرسازیها بهتدریج این پیام را القا کرد که برای «امروزی بودن» یا «باکلاس بودن»، سیگارکشیدن یک مؤلفه ضروری است.»
شریفی یزدی ادامه میدهد: «در بسیاری از جمعهای دوستانه، فردی که سیگار نمیکشد، به طور ضمنی در موقعیت ضعف قرار میگیرد و گاه با برچسبهایی مانند عقبماندگی یا سادهلوحی مواجه میشود؛ همین فشار محیطی و شبکه ارتباطی، افراد را به سمت مصرف دخانیات سوق میدهد.» او با اشاره به تغییر نگرش فرهنگی در برخی شهرهای بزرگ، بیان میکند:« مشاهده مصرف آشکار سیگار توسط زنان در فضاهای عمومی، نشانه یک دگرگونی فرهنگی است که تنها به سیگار محدود نمیشود و در مورد قلیان نیز قابلمشاهده است.» شریفی یزدی تأکید میکند: «افزایش مصرف دخانیات در میان زنان، زنگ خطری جدی است که نیازمند توجه رسانهها، سیاستگذاران و نهادهای فرهنگی است.»