کافه‌محوری؛ سنگری جدید برای فرهنگ یا گسست از سنت؟

می‌گویند آب راه خودش را پیدا می‌کند و این روایت فعالیت‌های فرهنگی در محیط شهری است که در طول سالیان متفاوت، متناسب با تغییرات اجتماعی، اشکال متفاوتی به خود می‌گیرد.

به گزارش اصفهان زیبا؛ می‌گویند آب راه خودش را پیدا می‌کند و این روایت فعالیت‌های فرهنگی در محیط شهری است که در طول سالیان متفاوت، متناسب با تغییرات اجتماعی، اشکال متفاوتی به خود می‌گیرد؛ به‌طورمثال، یک زمان مرکز اجتماعی شهر، مسجد است و امروزه این‌طور به نظر می‌رسد که کافه‌ها به عنوان مکانی با پیشینه غربی و البته هویتی ایرانی که ریشه در سفره‌خانه‌های قدیم دارد، بستری برای بروز و ظهور کنشگری‌های فرهنگی شده‌اند.

گزارش پیش رو به سراغ یکی از کافه‌های شهر رفته که با رویکرد ایجاد فضایی سالم برای جوانان و نوجوانان پا به میدان گذاشته و در ادامه به‌سمت برگزاری فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی رفته است.

شایان ذکر است؛ در چند سال گذشته چنین مکان‌هایی با رویکردهای مشابه به‌مرور رونق‌گرفته و مسئله نوظهوری به‌شمار نمی‌رود؛ باوجوداین، آنچه برای ما مهم بوده، ریشه‌های مسجدی و هیئتی بنیان‌گذاران این کافه و شنیدن دیدگاه آن‌ها درباره چرایی عدم کنشگری در فضای مسجد و هیئت است. در همین راستا «اصفهان‌زیبا» به گفت‌وگو با محمدصادق صدری، فعال فرهنگی و مسئول برنامه کافه مدنظر در شهر اصفهان نشسته است.

از جمع مؤسسان کافه برایمان بگویید.

مالکیت این کافه متعلق به دوستانی از مجموعه فرهنگی امام رضا(ع) است که دو سال پیش فعالیتشان را آغاز کردند. این دوستان هم دغدغه اقتصادی داشتند و هم دغدغه‌های مذهبی و فرهنگی.

به نظرشان رسید که می‌توانند در این فضا فعالیت کرده و کافه‌ای را راه‌اندازی کنند با مختصات فرهنگی‌مذهبی و آن دغدغه‌هایی را که شاید جامعه مذهبی شهر درگیرش است، برطرف کنند؛ مثلا اینکه خانواده، فرزند دختر و پسرش یا خودش می‌خواهد در فضای کافه حضور پیدا کند که محیطی امن باشد؛ به اصطلاح محل قرارهای خاص نباشد؛ یک محیط آرام و سالم بوده که صرفا فضای تعامل و گفت‌وگو فراهم باشد و سایر مسائلی که چالش‌های جامعه است، در آن دیده نشود.

اخیرا برخی برنامه‌های گفت‌وگومحور و رویدادگونه در کافه‌تان برگزار شده است؛ تغییررویکرد داشته‌اید؟

این کافه از ابتدا یک کافه بازی بوده و در آن بازی فکری ارائه می‌شده است؛ اما الان مدیریت تصمیم‌گرفته تغییری در مدل کافه‌داری‌اش انجام دهد و از آن موقع هم ما وارد همکاری شدیم؛ به این صورت که قرار است به سمت «کافه فرهنگ»، «کافه کتاب» یا «کافه گفت‌وگو» حرکت کنیم؛ یعنی جهت خاص پیدا کند و از آن مخاطب رهگذری صرف فراتر رود؛ به این شکل که کافه یا به‌صورت همکاری با مجموعه‌ها و نهادهای دیگر یا رأسا خودش برنامه‌هایی را در این راستا برگزار کند.

تابه‌حال چه رویدادهایی با این نگاه برگزار شده است؟

مثلا ما هفته پیش یک جلسه گفت‌وگو داشتیم که برنامه‌ریزی خود کافه بود؛ یک هفته قبل از آن، شب شعر مهدوی برگزار شد و استادانی دعوت شدند. باز خدمتتان بگویم که کارگاه‌های کودک و بازی‌های مادر و کودک به‌صورت منظم هر هفته پنجشنبه برگزار می‌شود. مواردی هم که با جاهای دیگر تعامل داشتیم، باز دوباره خود گفت‌وگو بوده که گروه دیگری آمده، برنامه‌ریزی کرده و در کافه برگزارش کرده‌اند؛ همچنین در نظر داریم مدارس به‌صورت برنامه‌ریزی‌شده از محیط استفاده کنند؛ که یا مکان صرفا فقط بازی باشد یا اینکه اتفاق خاصی رقم بخورد؛ مثلا گفت‌وگو یا کارگاهی که برای دانش‌آموز طراحی می‌کنیم در کافه برگزار شود. خلاصه اینکه این کافه تبدیل شود به کافه‌ای که رویدادهایی را برگزار می‌کند.

در مدت کوتاهی که تغییررویه داشته‌اید، از منظر اقتصادی دریافت خوبی حاصل شده است؟

الان ابتدای کار است و یک مقدار شاید مخاطب همچنان باید با این فضا آشنا شود که می‌تواند در فضای کافه با کاربری جدیدش حضور پیدا کند؟ مثلا گفت‌وگو را یک مجموعه فرهنگی می‌تواند داخل مسجدش بگذارد؛ اما الان امر جدیدی است که مخاطب بیاید در کافه، سفارشی بدهد و در کنارش به هدف ابتدایی هم برسد. باوجوداین، برآورد خودمان تا الان خوب بوده است و در مسیر درستی حرکت کرده‌ایم.

باتوجه به اینکه خودتان سابقه فعالیت‌های مسجدی داشته‌اید، به نظرتان برگزاری چنین رویدادهایی در مکانی همچون کافه باعث گسست بیشتر مخاطب از مسجد و کانون فرهنگی نمی‌شود؟

بله؛ من از سال ۹۱ در مجموعه فرهنگی مسجدالامام بوده‌ام و متوجه پرسشتان هستم. در پاسخ باید بگویم یک نکته این است که بخشی از جامعه مذهبی ما می‌خواهد کافه برود؛ ولی محیط را مناسب نمی‌بیند و نمی‌رود. الان مخاطب کافه‌ها عموما اقشار مذهبی نیستند و از سویی، این‌طور نبوده که جامعه مذهبی اصلا نخواهد برود؛ منتها این محدودیت‌های فضای فرهنگی را داشته و درواقع امکان حضور فعالانه در چنین مکان‌هایی نداشته است؛ پس چنین ضرورتی در میان است؛ اما درباره مسجد؛ یک مقدار جای کار برای نسل جدید و بچه‌های مذهبی تنگ است. ما خودمان کار کرده‌ایم؛ اتفاقا همین گفت‌وگو را در مسجد الامام برپا می‌کردیم؛ یعنی چیزی مثل «پاتوق اندیشه» در سال ۹۵ و ۹۶. منتها فعالیتمان تحمل نشد؛ مثلا پاتوق کتاب در صحن مسجد داشتیم، کتاب‌های رمان نوجوان باکیفیت می‌آوردیم؛البته با این حرکت مسئله‌ای نبود؛ منتها برای گفت‌وگو، اگر کمی چالشی، سیاسی و فکری می‌شد، فضا برایمان تنگ می‌شد. این را باید با صدای بلند به همه فعالان فرهنگی بگوییم که دیگر هر کار دیگری بکنیم، مسجد بیشتر از این منزوی نمی‌شود؛ حتی بین فرهنگی‌ها و مجموعه‌های فرهنگی هم این چالش وجود دارد؛ پس ضمن تحمل بیشتر، باید در خصوص ابعاد مسئله فکر کرد.

با توجه به رویکردی که دارید و مخاطبی که تعریف کردید، شیوه تبلیغتان هم متأثر از ارتباطاتی است که پیش از این در فضای فرهنگی شهر داشتید.

طبعا عمده ارتباطاتمان با مدارس و شبکه‌ای از مدیران و مؤثران مدارس مذهبی و فرهنگی شهر و سایر گروه‌ها و اشخاص، از آن ارتباطات تأثیر پذیرفته است و البته به‌دنبال گسترش آن نیز هستیم.