کارت زندگی بلیت‌فروش‌ها خوب شارژ نمی‌شود

نوروز سال ۱۳۳۷ اولین خط اتوبوس در ایران راه افتاد؛ همان موقع وقتی تصمیم گرفتند بلیت کاغذی برای کرایه اتوبوس چاپ کنند و بدهند دست مردم، بلیت‌فروشی هم شکل گرفت.

به گزارش اصفهان زیبا؛ نوروز سال ۱۳۳۷ اولین خط اتوبوس در ایران راه افتاد؛ همان موقع وقتی تصمیم گرفتند بلیت کاغذی برای کرایه اتوبوس چاپ کنند و بدهند دست مردم، بلیت‌فروشی هم شکل گرفت.

بلیت‌فروش‌ها از صبح تا شب، کارشان در باجه‌های باریک و آهنی بلیت‌فروشی همین بود. حالا 67 سال است این شغل شکل گرفته وآدم های زیادی در این باجه‌ها، مو سفید کرد‌ه‌اند و بلیت دست مردم داده‌اند؛ اما شاید چیزی که در این سال‌ها تغییر نکرده، رنگ وبوی زندگی برای کسانی است که بلیت می‌فروشند.

بلیت‌فروش‌ها درست است که این روزها کاغذی دست مردم نمی‌دهند وحالا با دستگاه‌های هوشمند کار می‌کنند و به جای بلیت کاغذی، کارت‌ها را شارژ می‌کنند، اما زندگی‌شان خیلی تغییر نکرده است. هنوز همان بلیت‌فروش دکه‌های آهنی هستند که فقط کمی بزرگ‌تر شده است، اما زندگی‌شان مثل کارت‌ها خوب شارژ نمی‌شود.

باجه‌های فروش بلیت اتوبوس
هنوز یک چهاردیواری آهنی است

از وقتی سوارشدن به اتوبوس را یاد گرفتم، با باجه بلیت‌فروشی و بلیت‌فروش آشنا شدم؛ دکه‌های آهنی سردی که یک پنجره روبه مشتری داشت و دست آقای بلیت‌فروش برای گرفتن پول و دادن بلیت‌های کاغذی، بیرون می‌آمد و فقط یک تصویر محو می‌توانستی از کسی که در باجه نشسته است، ببینی.

این تصویر اما زمستان‌ها محوتر بود و بلیت‌فروش، کنار بخاری نفتی‌اش که بخار کتری روی آن، شیشه باجه را مات می‌کرد، کزکرده بود تا سرما کمتر زیر پوستش نفوذ کند. سال‌ها گذشت و روزبه‌روز روند خریدن بلیت تغییر کرد؛ اما باجه‌های بلیت‌فروشی، همچنان آهنی هستند و اندازه آن‌ها از مستطیل به مربع‌هایی که کمی بزرگ‌تر شده، تغییر کرده است. هنوز هم باجه‌ها، فقط یک چهاردیواری هستند که سخت می‌شود گرم یا سردشان کرد. شهر تغییرات زیادی کرده و هوشمندسازی دارد به رقیب بلیت‌فروشان زحمت‌کشی که هر کدامشان قصه پر غصه‌ای دارند، تبدیل می‌شود. در کنار همه این تغییرها؛اما همچنان بلیت‌فروشان شهر، همان آدم‌های قبل با همان زندگی قبل هستند.

از حرف‌های ما هم بنویسید

استفاده از حمل‌ونقل عمومی و اعتقاد به استفاده از آن ناگزیرم کرده است تا هفته‌ای چند بار به باجه بلیت‌فروشی سر بزنم و کارتم را به سمت بلیت‌فروش بگیرم تا شارژ کند. در این سال‌ها فقط شارژ کارت بهانه توجه به بلیت‌فروش بوده است و از نگاه دیگری به کار‌آن‌ها توجه نکرده‌ام. این حس را خیلی از مردم شهر به بلیت‌فروشانی که روزشان را تا شب در این باجه‌ها سر می‌کنند، دارند. آن‌ها داخل باجه‌هاهستند تا کارت مردم را شار کنند، مردم بهتر سوار اتوبوس شوند و حمل‌ونقل از رونق نیفتد. نوشتن این گزارش درباره بلیت‌فروشان حمل‌ونقل عمومی، به درددل یک بلیت‌فروش برمی‌گردد؛وقتی کارت شناسایی خبرنگاری‌ام را که قابل شارژکردن بود، برای شارژ به سمتش بردم. غروب بود و سرما تا مغز استخوان می‌رسید. وقتی کارتم را دید و فهمید خبرنگارم، گفت: می‌توانید از حرف‌های ما هم بنویسید. از حرفش استقبال کردم و گفتم: بله حتماً.

درآمدی حدود 300 هزار تومان در ماه

بلیت‌فروش همان‌طور که جواب مشتری‌ها را می‌داد، شروع کرد: وضعیت ما در این شرایط اقتصادی خوب نیست. نمی‌دانیم دردمان رابه کجا بگوییم. درآمدمان خیلی کم است. هر یک‌میلیون بلیت که بفروشیم، 30هزار تومان به ما می‌دهند.

وقتی شنیدم 30هزار تومان از فروش یک‌میلیون برای بلیت‌فروش است، با تعجب دوباره رقم را از او پرسیدم و وقتی تأیید کرد، چند ثانیه ساکت شدم. دودوتا کردم و هر جور حساب کردم، این رقم را نتوانستم هضم کنم.

مرد دوباره ادامه داد: ما حقوق، بیمه و مزایا نداریم. شهرداری به ما گفته است، برویم بنشینیم توی باجه‌های مختلف و بلیت بفروشیم. بعضی‌ها در این شغل 35 تومان و بعضی 50 تومان از یک‌میلیون درآمد دارند. بستگی به باجه دارد. باجه‌های شلوغ کمتر و باجه‌های خلوت درصد بیشتری دارد. ما مثلا 10میلیون در روز بفروشیم، می‌شود 300هزارتومان. شما حساب کن در ماه چقدر می‌شود.به هر کس هم در شهرداری یاشورای شهر، مشکلمان را می‌گوییم، کسی اهمیت نمی‌دهد. اگر شما صدایت به کسی می‌رسد، مشکل ما را بگو.

این جمله آخرش متأثرم کرد. به او اطمینان دادم که پیگیر باشم و مشکلشان را مطرح کنم. او ادامه داد: مدتی بلیت کاغذی بود. کاغذها که جمع شد، به ما گفتند که کارت شارژ کنیم. کارت‌ها که آمد، مجبور شدند برای ادامه کار،ما را نگه دارند؛ چون کار می‌خوابید. سال اول 5، 6 و 7درصد می‌دادند. یک سال این درصد را دادند و بعد کمش کردند.

درصد ما را از فروش بلیت افزایش بدهند

کارت خانمی را که عجله داشت و به‌خاطر کندی مرد غر می‌زد، شارژ کرد و ادامه داد: همین درآمد را روزهای پنجشنبه و جمعه که تعطیل است، نداریم؛ چون ما فروش نداریم و کسی برای شارژ نمی‌آید. وقتی تعطیلات زیاد شود و مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل شوند، اوضاع بدتر می‌شود. ما ماهیانه هشت تا 9 میلیون تومان درآمد داریم. می‌خواستیم صدای ما را برسانید که درصدرا بالا ببرند یا ما را بیمه کنند. بسیاری از ما ناتوان هستیم. من خودم مشکل قلبی دارم. یکی از رفقایم کم‌بیناست؛ یکی دست ندارد و معلولیت دارد؛ اما کسی به ما توجهی نمی‌کند.

همکارش با او تماس می‌گیرد و می‌گوید: «کارت تمام شد، بیا من رو ببر اون‌ور خیابون.» یکی از دست‌هایش ضعیف بود و دوستش برای کمک به او زنگ‌زده بود. رفیقش کم‌بینابوده و مثل خودش بلیت‌فروش است. مرد بلیت‌فروش، 10 سال سابقه دارد و به قول مرد، خیلی‌ها در این شغل بیشتر سابقه دارند. خانمی می‌آید و سراغ یکی از خطوط اتوبوس را می‌گیرد. او با دست، خطی را که باید سوار شود، نشان می‌دهد.

باجه‌هایی که هیچ امکاناتی ندارد

مرد روی صندلی باجه کمی جابه‌جا می‌شود. کمی جلد کارت اتوبوس به شیشه باجه چسبانده و شاخه گل پتوسی از بالای سرش رد شده و یک نیم‌دور در باجه زده و زیبایی خاصی به اتاقک آهنی داده است. پیشخوان آهنی باریک جلوی دستش را موکت کرده و دستگاه‌های شارژ کارت را گذاشته روی آن. تقریبا هیچ امکاناتی داخل باجه ندارد. گفتم: شما امکاناتی در باجه‌ها ندارید. گفت: ما در این باجه چهار‌دیواری، هیچ امکاناتی نداریم. زمستان و تابستان داخل این باجه، بلیت می‌فروشیم. کاش حداقل امکانات برایمان فراهم می‌شد! وقتی دستگاه‌ها را تغییر دادند، خیلی مشکل داشت؛ هنوز هم بعضی وقت‌ها مشکل پیدا می‌کند و مردم از ما شاکی می‌شوند. در جنگ دوازده‌روزه، سیستم‌ها قطع می‌شد و مردم نمی‌توانستند کارت بکشند و ما هم نمی‌توانستیم بلیت بفروشیم. خیلی مشکل داشتیم. سیستم قطع بشود، فروش ما هم خیلی پایین می‌آید. همه چیز روی شغل ما تأثیر می‌گذارد. شهر خلوت یا تعطیل شود، اول ما آسیب می‌بینیم؛ البته ما توقع بیمه نداریم؛ چون از اول به ما گفتند این شغل بیمه ندارد؛ ولی می‌توانند درصد کار را بالا ببرند. زندگی برای ما خیلی سخت شده است.

درآمد بلیت‌فروشان، افزایش
خواهد یافت

برای پیگیری درخواست و مشکلات این قشر زحمت‌کش، به سراغ افشار تاجمیر ریاحی، مدیر اقتصاد دیجیتال شهرداری (اصفهان کارت) رفتم. او با تأیید مشکلات بلیت‌فروشان به «اصفهان‌زیبا» گفت: قبول داریم که درآمد این افراد از فروش بلیت، واقعا پایین است. آن‌ها هیچ درآمد ثابتی ندارند و مشکلات زیادی دارند. برای بهبود شرایط آن‌ها مصوبه‌ای به شورای‌عالی بردیم و مجوز افزایش درآمد آن‌ها را گرفتیم. توان معیشتی‌شان خیلی پایین است. مجوز گرفتیم که حقوقشان را افزایش بدهیم. در نظر داریم برنامه‌های حمایتی بیشتری برای باجه‌داران داشته باشیم. او در ادامه افزود: گفته می‌شود که مشکلاتی برای شارژ کارت اتوبوس‌ها وجود دارد و در دسترس همه نیست. ما در شهر 160 باجه شارژ کارت داریم. اگر بخواهیم باجه‌ها را زیاد کنیم، فروش و درآمد این افراد هم کم می‌شود. رسیدگی به معیشت بلیت‌فروشان خبر خوبی بود که تاجمیرریاحی داد؛ البته در کنار این اتفاق مثبت که امیدواریم به‌زودی جامه عمل بپوشد، توجه به وضعیت باجه‌های فروش بلیت هم باید در دستورکار قرار گیرد. تغییرشکل و افزایش امکانات باجه‌های بلیت‌فروشی، کمک زیادی به بلیت‌فروشان که کل روز را در این باجه‌ها می‌گذرانند، خواهد کرد.