به گزارش اصفهان زیبا؛ در روزگاری که فشارهای اقتصادی، ناامنیهای شغلی و دغدغههای معیشتی، زندگی روزمره بسیاری از شهروندان را تحتتأثیر قرار داده، نسخههایی با عناوین فریبنده چون «موفقیت سریع»، «تغییر زندگی در کوتاهترین زمان» و «ثروتمند شدن در یک شب» بیش از هر زمان دیگری بر سر زبانها افتاده است؛ کتابها، کارگاهها و دورههایی که مدعی هستند بدون طی مسیر دشوار علم و بدون درنظرگرفتن واقعیتهای اجتماعی میتوان راه صد ساله را یک شبه طی کرد. آنها راه نجات را در چند جمله انگیزشی و تمرین ساده خلاصه میکنند؛ مسیری که به گفته کارشناسان، نهتنها به بهبود وضعیت روانی افراد منجر نمیشود، بلکه میتواند آنان را وارد چرخه تازه ای از ناامیدی و بیاعتمادی کند.
صفحات زرد خیلی زود در سالهای اخیر توانستهاند در میان کاربران فضای مجازی جا باز کنند و مخاطب بخرند؛ صفحاتی که گرداندگان آنها راهکارهای مختلفی برای تقویت زندگی مشترک و رسیدن به موفقیت و ثروتمند شدن… ارائه میدهند، اما هیچ پایه و اساس علمی ندارند و صاحبان آنها حتی از تحصیلات مرتبط برخوردار نیستند.
محسن لعلی، عضو هیئتعلمی دانشگاه و بازرس سازمان نظام روانشناسی استان اصفهان در گفتوگو با «اصفهان زیبا» گسترش این صفحات را توسعه روانشناسی زرد در فضای مجازی میداند؛ به این معنا که «افرادی با الهام از یک ایده، اقدام به برگزاری سمینار و کارگاه میکنند، اما معمولا فاقد پشتوانه علمی هستند.
این افراد در شبکههای مجازی فعالیت دارند؛ البته در خارج از فضای مجازی و در برخی از مراکز نیز فعال هستند، ولی ازآنجاییکه فعالیت آنها غیرقانونی است، ممکن است مرکز آنها بهسرعت پلمب شود؛ برای همین هم غالب این فعالیتها در فضای مجازی است. ویژگی بارز این افراد این است که اغلب وعدههای اغراقآمیز میدهند؛ مانند دستیابی به خوشبختی در سه روز! آنها به زبان ساده و کلیشهای سخن میگویند و مفاهیمی چون قانون جذب و انرژیدرمانی را مطرح میکنند.»
به گفته او، این روانشناسان کارشان بیشتر جنبه تجاری دارد و باهدف افزایش تعداد دنبال کننده یا فروش محصولات فرهنگیِ نادرست فعالیت میکنند. نمونههای رایج این امر، ترویج همان قانون جذب و مثبتاندیشی است. روانشناسی زرد محبوب است، زیرا آنچه مدعیان آن بیان میکنند، امیدواری فوری ایجاد میکند؛ یا این حس را منتقل میکند که فرد کنترل زندگی خود را میتواند به دست بگیرد و دسترسی به موفقیتهای زندگیاش اینگونه آسان میشود؛ مثلا آنها مدعیاند با ارسال پیام مثبت به کائنات، کائنات نیز پاسخ مثبت میدهد و فرد به موفقیت میرسد. اما این رویکرد آسیبهای فراوانی دارد.
متولی مقابله با روانشناسی زرد کیست؟
لعلی ادامه میدهد: «چندین سال است که متولی این امر، یعنی سازمان نظام روانشناسی ایران، به همراه بهزیستی، روانشناسان زرد را معرفی کرده و درتلاش برای جلوگیری از فعالیتشان است. متأسفانه، چندین سال بود که روانشناسان زرد در رسانه ملی نیز حضور مییافتند و اتفاقا افراد مشهوری بودند که اصلا تحصیلات روانشناسی نداشتند و کسی متوجه نبود که آنها روانشناس نما هستند. درحالیکه این موضوع پیامدهای زیادی دارد؛ مثلا جلوگیری از پیگیری درمانهای علمی و عدم مراجعه به درمانهای تخصصی و سرخوردگی و احساس گناه پس از شکست وعدهها از جمله تبعات این اتفاق است.»
آنطور که این عضو هیئتعلمی دانشگاه میگوید: «این حوزه فاقد پشتوانه علمی و قانونی است. طبق قوانین، هر کس بدون پروانه از سازمان نظام روانشناسی و بهزیستی خدمات روانشناسی ارائه دهد، مرتکب جرم شده است.»
به گفته او، افراد برای پیگیری درمان از روانشناسان یا عمل به توصیههای آنها حتما باید از سازمان نظام روانشناسی استعلام بگیرند.» این روانشناس با اشاره به برگزاری کارگاهها و وبینارهای مختلف از سوی روانشناسان زرد بیان میکند: «این سمینارها غیرقانونی هستند؛ البته برخی از نهادها نیز در این زمینه مقصر هستند؛ چرا که این دستگاه ها بدون استعلام و بررسی سوابق برای آنها تبلیغ یا آن ها را به برنامه های مختلف دعوت میکنند.»
لعلی به لزوم اطلاعرسانی گسترده از طریق رادیو و فضای مجازی اشاره میکند و میگوید: «افراد باید بین روانشناس زرد و روانشناس علمی تفاوت قائل شوند؛ برای مثال، روانشناس زرد معمولا داستانهای شخصی بیان میکند، اما روانشناس علمی پشتوانه علمی دارد. روانشناس زرد بر اساس احساسات و روانشناس علمی بر اساس دقت و احتیاط عمل میکند.» به گفته او، هدف روانشناس زرد فروش است، درحالیکه روانشناس علمی آموزش، توانمندسازی و ارتقای سطح سلامت روان را در نظر میگیرد. اگر افراد این تفاوتها را بدانند، به دنبال روانشناس زرد نخواهند رفت.
سادهسازی مشکلات؛ ممنوع!
در همین زمینه، یک استاد دانشگاه و متخصص روانشناسی نیز در گفتگو با «اصفهان زیبا»، با تشریح مفهوم «روانشناسی زرد»، نسبت به گسترش این جریان در جامعه هشدار میدهد و تأکید میکند: «سادهسازی افراطی مشکلات انسانی، جایگزین خطرناکی برای روانشناسی علمی شده است.»
سهیل رحیمی با بیان اینکه اصطلاح «روانشناسی زرد» در اصل ترجمهای نادقیق از مفهوم «روانشناسی عامهپسند» است، توضیح میدهد: «زمانی که از روانشناسی زرد صحبت میکنیم، منظور جریانی است که بهجای تکیه بر پژوهش، شواهد علمی و درمانهای مبتنی بر زمان، مجموعهای از نظریات غیرمعتبر را در قالب راهکارهای فوری و دمدستی به مخاطب ارائه میدهد.»
این استاد دانشگاه با اشاره به محتوای رایج در آثار و کارگاههای روانشناسی زرد اظهار میکند: «بخش قابلتوجهی از این محصولات، با وعدههایی مانند «مثبت فکر کن تا اتفاق بیفتد» یا «هر چه را تصور کنی، حتما رخ میدهد» تلاش میکنند مشکلات عمیق روانی، اجتماعی و اقتصادی را به سطحیترین شکل ممکن تقلیل دهند؛ درحالیکه انسان در خلأ زندگی نمیکند و افکار و باورهای او بهشدت تحتتأثیر ساختارهای اجتماعی است.»
او با بیان اینکه این جریان، فرد را تنها مسئول همه ناکامیها معرفی میکند، تصریح میکند: «در این نگاه، گویی هیچ عامل بیرونی و بحران اقتصادی یا اجتماعی و محدودیت واقعی وجود ندارد و اگر فرد موفق نشده، صرفا بهاندازه کافی «مثبت» فکر نکرده است.»به گفته رحیمی، ریشههای روانشناسی زرد در جهان به سالهای پس از جنگ جهانی دوم بازمیگردد؛ دورانی که جوامع با سوگ گسترده، فقر و بحرانهای شدید روانی مواجه بودند.
او میافزاید: «در آن مقطع، جریانهایی شکل گرفت که بهجای درمان واقعی، تلاش میکردند با تزریق امیدهای کاذب، زخمهای عمیق جامعه را پنهان کنند.»این متخصص روانشناسی با اشاره به روند ورود این جریان به ایران میگوید: «در دورههایی که جامعه با یأس و ناامیدی مواجه بود، ترجمه و ترویج کتابهای عامهپسند و برگزاری کارگاههای انگیزشی رونق گرفت. آثاری با عناوین جذاب که در ظاهر امید میدادند، اما در عمل، روانشناسی زرد را بازتولید میکردند.»
لعلی ادامه میدهد: «از کتابهای پرتیراژ موفقیت و مجلاتی که با شعار ایجاد انگیزه منتشر میشدند گرفته، تا آثار جدیدتری که امروز با نامهای متفاوت وارد بازار شدهاند، همگی بر یک الگوی مشترک استوارند؛ وعده تغییر سریع، بدون پشتوانه علمی.»
این استاد دانشگاه با هشدار نسبت به پیامدهای این جریان میگوید: «یکی از مهمترین آسیبها، دورشدن مردم از روانشناسی علمی است. فردی که با امید حل مشکلش به سراغ این منابع میرود، وقتی به نتیجه نمیرسد، دچار ناامیدی مضاعف میشود و احساس میکند از او سوءاستفاده شده است.»
او میافزاید: «در بسیاری از موارد و پس از شرکت افراد در دورهها و کارگاههای پرهزینه، نهتنها مشکلی از آنها حل نمیشود، بلکه به دلیل سادهانگاری مسائل پیچیده، مشکلاتشان عمیقتر و پیچیدهتر میشود.»
رحیمی با اشاره به سوءاستفادههای مالی در این حوزه تصریح میکند: «درحالیکه برگزارکنندگان این دورهها با تبلیغات گسترده و تیمهای حرفهای بازاریابی به درآمدهای قابلتوجهی میرسند، شرکتکنندگان اغلب با دستخالی و احساس فریبخوردگی مواجه میشوند.»
او درباره تفاوت روانشناسی علمی و روانشناسی زرد میگوید: «روانشناسی علمی به فرد کمک میکند ریشه مشکلات خود را بشناسد، مهارتهای رفتاری را بیاموزد و در یک مسیر تدریجی و واقعبینانه به بهبود برسد، نه اینکه با چند جمله انگیزشی انتظار معجزه داشته باشد.»
این استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران همچنین به نقش نهادهای مسئول اشاره میکند و میگوید: «انجمنهای علمی روانشناسی تلاش بر آگاهیبخشی دارند، اما برخورد قانونی با این پدیده بر عهده سازمان نظام روانشناسی است؛ سازمانی که متأسفانه، از ابزار اجرایی کافی برای مقابله مؤثر با این جریان برخوردار نیست. صرف اعلام اسامی روانشناسان زرد یا هشدارهای محدود، بازدارنده نخواهد بود؛ چراکه مردم به هر وعده جذابی، چنگ میزنند.»
رحیمی راهکار اصلی مقابله با روانشناسی زرد را افزایش دسترسی عمومی به خدمات روانشناسی میداند و میگوید: «بیمهکردن خدمات روانشناسی، تقویت اختیارات قانونی نهادهای ناظر و بهبود شرایط اقتصادی جامعه، از مهمترین اقداماتی است که میتواند زمینه رشد این پدیده را محدود کند. روانشناسی زرد نوعی کلاهبرداری عاطفی و علمی است؛ کلاهبرداری که آسیب آن تنها مالی نیست، بلکه اعتماد عمومی و سلامت روان جامعه را هدف قرار میدهد و اثراتش میتواند سالها باقی بماند.»