شب‌هایِ بازخوانیِ ایران

مدرسه زیبایی است؛ مدرسه صدر خواجو. جمع‌وجور و خودمانی است؛ مثل جمعیتی که این شب‌ها دور هم جمع می‌شوند و از «ایران» روایت می‌کنند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ مدرسه زیبایی است؛ مدرسه صدر خواجو. جمع‌وجور و خودمانی است؛ مثل جمعیتی که این شب‌ها دور هم جمع می‌شوند و از «ایران» روایت می‌کنند.

بیشترشان طلبه‌های مدرسه هستند؛ هرچند می‌گویند برنامه، دانشجویی است و همه بیایند. درواقع همان گعده‌های حوزوی را با سروشکلی عامه‌پسند فراهم کرده‌اند و مبنایشان «گفت‌وشنودی» درباره ایران است. استادان مختلف در طول 30 شبِ ماه مبارک رمضان، دیدگاه‌هایشان را حول موضوع‌های مشخص بیان می‌کنند، مخاطب با کمک میزبان برنامه، ان‌قلت‌هایش را به آن وارد می‌کند و بعد، این پرسش و پاسخ‌ها تا پاسی از شب ادامه دارد.

آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگوی «اصفهان‌زیبا» با حجت‌الاسلام محمد عظیمی‌فرد، از دغدغه‌مندان و دست‌اندرکاران برگزاری این شب‌نشینی‌های فرهنگی است؛ برنامه‌ای که به‌دنبال مخاطب چندصدنفری و نمایش شهری نیست؛ بلکه می‌خواهد

بر «تفکر» مخاطب و «گفت‌وگو» با او تمرکز کند. عظیمی‌فرد در این مصاحبه، از چرایی تغییر سبک سخنرانی‌های مذهبی، ضرورت گفت‌وگوی دوطرفه و اهداف برنامه «روایت ایران» می‌گوید.

ایده اصلی شما برای برگزاری برنامه‌ای با این سبک‌وسیاق چه بود؟ به نظر می‌رسد از مدل‌های رایج سخنرانی فاصله گرفته‌اید!

برنامه‌ای که در حال اجراست، بر چند محور استواربوده که یکی از مهم‌ترینِ آن‌ها بحث سخنرانی است. تلقی ما این است که یک جلسه خوب باید به اتفاقی واقعی و امتداددار منجر شود. افراد وقتی در این جلسه‌ها شرکت می‌کنند، باید احساس کنند که به مسائلشان پرداخته می‌شود و می‌توانند در حل‌وفصل مسائل جامعه سهم داشته باشند؛ درحالی‌که احساس کردیم سبک رایج سخنرانی‌ها و موضوع‌ها، به شکلی است که این اتفاق را رقم نمی‌زند. وقتی سخنرانی یک‌طرفه باشد، او فضایی را بر اساس جهان‌بینی خود مطرح می‌کند؛ اگر خیلی هم هنر کند و مخاطب‌شناسی خوبی داشته باشد، با ادبیاتی جذاب کلیاتی را بیان می‌کند؛ اما این مطالب غالبا ادامه‌دار نیست؛ مگر برای مخاطبان ثابت، که بعد از جلسه با سخنران ارتباط بگیرند. معمولا این ارتباط در لایه بسته محدود می‌ماند و ما هیچ‌وقت نتوانستیم این لایه بسته را باز کنیم. کسانی هستند که متفاوت فکر می‌کنند و دنبال جایی برای شنیده‌شدن حرفشان هستند؛ نه برای دیده‌شدن؛ چون واقعا نمی‌توانند پاسخی برای مسائلشان پیدا کنند و به دغدغه‌هایشان درست پرداخته نمی‌شود.

پس شما ساختار سخنرانی را تغییر دادید تا این «شنیده‌شدن» اتفاق بیفتد؟

بله؛ ما سعی کردیم سبک اجرای سخنرانی را به‌صورت گفت‌وگومحور تغییر دهیم. بخشی از سخنرانی، درواقع بازخوردگرفتن از مخاطب است؛ نه صرفا به‌صورت پرسش‌وپاسخ؛ بلکه به‌صورت «اعلام موضع». مخاطب نظرش را درباره مطلب ارائه‌شده بیان می‌کند و می‌تواند هم در زمان جلسه و هم بعد از آن چون فضای گفت‌وگو همیشه بعد از جلسه مهیاست، با سخنران مباحثه کند. این یکی از دغدغه‌های اصلی ما بود.

دغدغه دیگر، موضوع‌های انتخابی است. موضوع‌هایی که معمولا در جلسه‌ها مطرح می‌شود، حتی اگر ناظر به مسائل جاری کشور باشد، در حد کلیات و اشاره باقی می‌ماند؛ البته اقتضای سخنرانی با ارائه علمی متفاوت است؛ اما از طرف دیگر، ذهن مردم درگیر مسائلی است که در متن زندگی‌شان جریان دارد و ناخودآگاه درباره آن‌ها موضع و تحلیل دارند. این مسائل می‌طلبد که جایی به‌طورجدی به آن‌ها پرداخته شود.

برای اینکه تصویر روشن‌تری داشته باشیم، از زمانبندی دقیق برنامه بگویید.

برنامه ما چند محور اصلی دارد: ابتدا با تلاوت قرآن آغاز می‌شود؛ سپس یک ساعت دعای ابوحمزه می‌خوانیم و بعد برنامه سخنرانی شروع می‌شود که خود به سه قسمت تقسیم می‌شود: ۲۰ دقیقه اول، ارائه کارشناس؛ ۲۰ دقیقه دوم، بازخوردگیری از مخاطب و ۲۰ دقیقه سوم، جمع‌بندی کارشناس است؛ بعد از آن هم گفت‌‌وگوی صمیمانه و خصوصی‌تر برگزار می‌شود. نکته مهم این است که این برنامه را در گیروبند روش‌های رایج ندانیم؛ مثلا این‌طور نیست که بخواهیم حتما دعا را تا پایان بخوانیم و بعد هم با روضه‌خوانی برای مخاطب شوروحال ایجاد کنیم. در قرائت دعا برای ما ارتباط مخاطب بامحتوا مدنظر است.

باتوجه‌به جمعیتی که بنده از مخاطبان برنامه شما دیدم، زمان بازخوردها از مخاطب کافی است؛ اما به نظرتان تشریح کامل ایده سخنران در جلسه‌های کوتاه شبانه عملی است و مخاطب به پاسخ سؤال‌هایش می‌رسد؟

پرداختن به این مسائل لزوما به معنای پاسخ قطعی دادن در همان جلسه نیست؛ چون خیلی وقت‌ها این امکان وجود ندارد. بیشتر هدف ما دعوت به «عمق‌بخشی» در مواجهه با مسائل است؛ مثلا وقتی مسائل اقتصادی، جنگ ایران و آمریکا یا کارآمدی نظام را مطرح می‌کنیم، شاید نگران باشیم که مخاطب درنهایت چگونه جمع‌بندی می‌کند؛ اما مسئله مهم‌تر این است که ما باید فرهنگ تفکر، تحلیل داشتن و پرداختن عمیق به مسائل را در جامعه جا بیندازیم. ازطرفی، زمان‌بندی همیشه دقیق نیست و گاه شرح موضوع بیشتر طول می‌کشد؛ همچنین گفت‌وگوهای بعدی و گعده صمیمانه پایان جلسه، آن را تکمیل می‌کند.

هدف ما این است که زمینه ارتباط مخاطب با مسئله و کارشناس حفظ شود؛ حتی استادانی ابراز تمایل کردند که بعد از ماه مبارک نیز این بحث‌ها را در حلقه‌های کوچک‌تر و صمیمانه‌تر ادامه دهند. همان‌طور که گفتم، امکان حل‌وفصل کامل یک مسئله در یک شب نیست؛ اما «ضرورت داشتن تفکر» را می‌توان در همین زمان کوتاه نهادینه کرد.

موضوع‌های سخنرانی چطور انتخاب شده‌اند و چه محورهایی را پوشش می‌دهند؟

این برنامه توسط طلاب حوزه علمیه مشکات برنامه‌ریزی شده است. ما کارگروه فرهنگی تشکیل دادیم و درباره سبک‌های مختلف ارائه و موضوع‌ها بحث کردیم. بر اساس رصدی که صورت گرفت، به چهار محور کلان رسیدیم. در هر محور، سیر مشخصی چیده شده است و کارشناسانی دعوت شده‌اند که بتوانند مطلب را به‌خوبی منتقل کنند؛ مثلا دو شب اول به «نگاه تاریخی داشتن به پدیده‌ها» اختصاص داشت که با حضور آقای سید رسول فاطمی برگزار شد و بسیار موفق بود. بحث‌ها آن‌قدر عمیق شد که تا حدود ساعت ۲:۳۰ تا ۳ بامداد، با حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر از جوانان (حتی از بین خواهران) گفت‌وگو ادامه داشت. ما بررسی کردیم که برای قضاوت درباره هر پدیده‌ای، باید به قبل و بعد و جایگاه تاریخی آن نگاه کرد. مشکل اصلی ما این است که اهل تفکر عمیق نیستیم و این جلسه‌ها، دعوتی است به بازنگری اساسی در تفکر.

در ادامه، حجت‌الاسلام مهدیان «نگاه الهیاتی به انقلاب اسلامی» را تبیین کردند؛ سپس دو شب با آقای مهدی‌زاده به بررسی چالش‌های حکومت‌داری و حاکمیت در ایران و آسیب‌شناسی آن می‌پردازیم. این مباحث ابزاری به مخاطب می‌دهد تا بتواند با تحلیل قوی‌تری درباره کارآمدی نظام قضاوت کند.

محور بعدی، با حضور آقای رهبر است که طی چهار شب به «ویژگی‌های انسان تاریخ‌ساز» می‌پردازند. پس از آن، وارد فضای اقتصاد می‌شویم و دو شب با آقای شفاه بر مسئله اقتصاد سیاسی تمرکز می‌کنیم. محور چهارم و پایانی در شب‌های آخر، به تقابل ایران و آمریکا و تحلیل جنگ اخیر اختصاص دارد که از استادانی در بحث تاریخ استعمار و جریان غرب‌گرایی بهره خواهیم برد.

باتوجه‌به اینکه مخاطبِ هدف شما دانشجویان هستند، شیوه اطلاع‌رسانی‌تان چطور بوده است؟

در کنار روش‌های رایج مثل بنر شهری و فضای مجازی، کار مهمی که کردیم، ارتباط با سرشاخه‌های تشکل‌های مختلف دانشگاهی (صنعتی اصفهان، اصفهان، نجف‌آباد، پیام‌نور و آزاد) بود تا مسئله را با مخاطبانشان به اشتراک بگذارند؛ همچنین از فعالان فرهنگی، مسئولان شهری و گروه‌های مختلف به‌صورت چهره‌به‌چهره یا تلفنی دعوت کردیم؛ با صداوسیما هم هماهنگی‌هایی برای زیرنویس و پوشش خبری داشتیم.

مدیریت و پشتیبانی برنامه چطور انجام می‌شود؟

از نظر مدیریتی تمام کار از دل طلبه‌های مدرسه علمیه بیرون‌آمده است. با راهنمایی اولیه مسئولان مدرسه کار آغاز شد؛ اما فرمانده میدان، مسئول فرهنگی و کنشگران اصلی، خود طلبه‌ها هستند. این ایده اداره مدرسه ماست که کار به دست خود طلبه‌ها سپرده شود. الحمدلله کار تیمی و تشکیلاتی بسیار خوبی شکل‌ گرفته است و بچه‌ها پای‌کار ایستاده‌اند.

از نظر مالی هم این مسئله کاملا خودجوش و مردمی اداره می‌شود. هیچ ارگانی در ابتدا قول مساعدت مالی نداد؛ حتی نهادهایی مثل شهرداری هم گفتند بودجه‌ای برای کمک مالی ندارند و فقط امکانات اولیه دادند. ما کار را بدون سرمایه اولیه شروع کردیم. درحالی‌که برآورد ما هزینه‌ای نزدیک 500 تا 600 میلیون بود، اما کار را شروع کردیم و البته بخشی‌ از کار را بانی‌ها و مردم در ادامه تقبل کردند.