تانک، جنگ سخت و شهادت مردانه!

«غرش تانك در شب عملیات، به نیروهای پیاده قوت قلب می‌داد. اگر دو تانك با یك گردان 350 نفره همراه می‌شدند، نیروها آرامش می‌گرفتند و اگر واحدهای زرهی عقب‌نشینی می‌كردند، كاملاً باعث تضعیف روحیه نیروها می‌شد. عراق هم از این موضوع اطلاع داشت و از شیوه‌های مختلف تلاش می‌كرد، تانك‌های ایران را از بین ببرد. تانك، جنگ سخت و مردانه‌ای دارد و شهادت آن هم مردانه است.»

به گزارش اصفهان زیبا؛ «غرش تانك در شب عملیات، به نیروهای پیاده قوت قلب می‌داد. اگر دو تانك با یك گردان 350 نفره همراه می‌شدند، نیروها آرامش می‌گرفتند و اگر واحدهای زرهی عقب‌نشینی می‌كردند، كاملاً باعث تضعیف روحیه نیروها می‌شد. عراق هم از این موضوع اطلاع داشت و از شیوه‌های مختلف تلاش می‌كرد، تانك‌های ایران را از بین ببرد. تانك، جنگ سخت و مردانه‌ای دارد و شهادت آن هم مردانه است.» این جملات، تنها بخشی از روایت «حاج حسین رضایی برزانی» معروف به حسین تانکی درباره نقش واحد زرهی لشكر 14 امام حسین(ع) در دوران دفاع مقدس است. او از سال 1360 در این یگان زرهی حضور داشت و در مقاطع مختلف، فرماندهی این واحد را برعهده داشته است. فرماندهی تیپ یکم لشکر 14 امام حسین(ع) و فرماندهی یگان دریایی این لشكر، از دیگر سمت‌های وی در دوران جنگ است..

آقای رضایی از ماجرای شكل‌گیری واحد زرهی لشكر امام حسین(ع) بگویید.

تعدادی از بچه‌های اصفهان قبل از آغاز جنگ تحمیلی، در قالب گروه ضربت و با فرماندهی شهید حسین خرازی، در كردستان حضور پیدا كرده و با گروهك‌های ضدانقلاب مبارزه كردند. «شهید رضا عسكری» بنیانگذار واحد زرهی لشكر 14 امام حسین(ع) یكی از افراد اثرگذار در این گروه ضربت بود. نیروهای گروه ضربت با شروع جنگ تحمیلی، از كردستان به اصفهان آمدند و به جنوب اعزام شدند. هنوز خط پدافندی منظمی وجود نداشت و عراق بیش 1400 كیلومتر نوار مرزی وارد خاك ایران شده و در سه جبهه زمین، هوا و دریا، ما را درگیر كرده بود. عراق با 11 لشكر مكانیزه – تلفیقی از نیروهای پیاده و زرهی- پیشرفته‌ترین یگان را در اختیار داشت و ما فاقد این امكانات بودیم. شهید رضا عسكری مانند دیگر نیروهای مردمی، به صورت خودجوش و بنا به حكم امام‌خمینی(ره) برای دفاع از كشور، از محله برزان به كردستان و سپس جنوب رفت. محمود عسكری – برادر شهید- قبل از پیروزی انقلاب، تریلر داشت و رضا عسكری، شاگردِ برادرش بود و اگر ماشین در بیابان خراب می‌شد، مجبور به تعمیر قسمتی از موتور تریلر می‌شدند. پس شهید رضا عسكری با سیستم ماشین آلات سنگین آشنا بود. نیروهای عراقی در یكی از پاتك‌های قبل از عملیات فرمانده كل قوا، مجبور به عقب‌نشینی شد و یك تانك نیمه‌سوخته، یك پی.ام.پی – نوعی خودروی زرهی- و یك لودر نیمه‌سوخته، بین دو خط آتش ایران و عراق باقی گذاشتند. بچه‌ها از تاریكی شب استفاده می‌كنند و تانك نیمه‌سوخته را به سختی، به پشت خاكریز می‌آورند و متحیر از اینكه با این تانك چه كنند! شهید رضا عسكری از تانك بازدید می‌كند. بعد از دیدن موتور، متوجه می‌شود كه تانك، دارای موتور 12 سیلندر خورجینی مشابه موتور ماك – ماشین سنگین برادرش- است. پس موتور نیمه‌سوخته آن تانك را بازسازی می‌كند. بچه‌های توپخانه هم قسمت توپِ تانك را بازسازی کرده و اولین تك‌تانكِ سپاه در سال 1360 و در خط پدافندی دارخوین، آماده رزم می‌شود. در واقع اولین فرمانده زرهی لشكر 14 امام حسین(ع) «شهید رضا عسكری» بود.

سردار فتح‌الله جعفری را بنیانگذار یگان زرهی سپاه می‌دانند. آیا این اتفاق، ارتباطی به شکل‌گیری لشکر 30 زرهی دارد؟

واحد زرهی لشکر 14 امام حسین(ع) قبل از لشکر 30 زرهی شکل گرفت. لشکر ما که آن موقع، در قالب یك گردان پیاده در خط پدافندی حضور داشت، دارای واحد زرهی بود. هر یک لشكرهای پیاده با استفاده از غنائم دشمن، ادواتی جمع‌آوری می‌کردند. تیپ‌های پیاده همچون لشكر 8 نجف، 25 كربلا و 14 امام حسین با جمع‌آوری غنائم از عراقی‌ها، واحدهای زرهی را تشكیل دادند. بعدها بر اساس سیاستگذاری كلان سپاه، به این نتیجه رسیدند كه اگر این ادوات جمع‌آوری شوند و تشكیل یک لشكر مستقل زرهی را بدهد، کاربرد بیشتری خواهند داشت. بعد از عملیات والفجر 4 که فرمانده واحد زرهی لشکر 14 را برعهده داشتم، این دستور برای تحویل دادن ادوات زرهی به من ابلاغ شد. یعنی ادوات زرهی از لشكرهای پیاده گرفته شد و سه تیپ 72 محرم، 28 صفر و 5 رمضان شكل گرفت و نقش سردار فتح‌الله جعفری در ارتباط با تشكیل لشكر 30 زرهی پر رنگ شد. مجدد بعد از دو سال، به این نتیجه رسیدند که همان روش اول بهتر است. پس تیپ‌های زرهی را به لشکرهای پیاده برگردادند و لشکر 8 نجف اشرف را به عنوان لشکر زرهی سپاهاعلام کردند.

استعداد واحد زرهی لشکر 14 امام حسین (ع) در آغاز کار چقدر بود؟

این واحد با یک تانک، شروع به فعالیت کرد و بعد، تعداد ادوات زرهی بالاتر رفت. ما تا سال 65 هیچ تانکِ خریداری شده‌ای نداشتیم. همه، غنیمت جنگی بودند. سازمان رزم عراق، مجهز به ادوات بلوك شرق و سازمان رزم ایران، مسلح به ادوات بلوك غرب بود. تانک‌های سری T ساخت بلوك شرق است و تانك‌های ایران از دوران قبل انقلاب شامل M 45 ، M 60 و چیفتن بود.

طبق اسناد سپاه، تیپ 3 امام حسین از اولین یگان‌های رزمی سپاه بود كه در عملیات طریق‌القدس – هشتم آذر 1360- وارد عمل شد. پس وقتی واحد زرهی شكل گرفت، هنوز لشكر 14 تشكیل نشده بود. در آن مقطع، در چه عملیات‌هایی نقش داشتید؟

واحد زرهی به فرماندهی شهید رضا عسكری، با سه تا پنج گروهان زرهی در عملیات بیت‌المقدس حضور داشت. در مرحله اول عملیات، باید همراه با نیروهای پیاده از كارون عبور كرده و پشت جاده اهواز- خرمشهر پدافند می‌كردیم، مرحله دوم رسیدن به مرز مشترك ایران و عراق و مرحله سوم، رسیدن به اروند و آزادسازی كامل خرمشهر بود. رضا عسكری در مرحله اول عملیات بیت‌المقدس، پشت پاسگاه سه راه حسینی شهید شد و من هم در همان اتفاق، مجروح شدم. پس از بهبودی، فرماندهی یگان واحد زرهی را برعهده گرفتم. این واحد در پیشروی عملیات بیت‌المقدس نقش اثرگذاری داشت.

از شیوه‌های آموزش و تمرین بگویید.

چهار نوع شلیك توسط تانك داریم: «تانك ثابت، سیبل ثابت»، «تانك و سیبل متحرك»، «تانك ثابت، سیبل متحرك» و «تانك و سیبل، متحرك در خلاف جهت». همچنین« فاصله تانك تا هدف» و سنگینی گلوله به واسطه جاذبه زمین، «بستنِ فاصله» و تخمین آن را دشوار می‌كرد. اگر اشتباه محاسبه می‌كردیم، گلوله از بالای سر هدف رد می‌شد و یا پایین‌تر از آن اصابت می‌كرد. تخمین مسافت، یكی از بحث‌های اساسی بود. البته بعدها تانكی مثل T72 آمد که خودش به صورت اتوماتیک توسط فاصله‌یاب لیزری،کمتر از یک دهم ثانیه، فاصله دقیق تا هدف را نمایش می‌داد. این تانك را هم به غنیمت گرفتیم. سخت‌ترین نوع شلیک «تانك و سیبل، متحرك در خلاف جهت» بود. چون امکانات نداشتیم، دو بشکه 220 لیتری را روی هم جوش می‌دادیم و روی ارابه‌های چهارچرخی نصب می‌کردیم. هر ارابه را با فاصله 50 متر با سیم بوکسل به هم وصل می‌کردیم و با یک پی ام پی می‌کشیدیم تا حركت كنند. فرض را بر این می‌گذاشتیم که یک ستون تانک عراقی با فاصله 20 متر در حال حرکت هستند. ستون تانک خودمان هم با فاصله یک و نیم کیلومتری، خلاف جهت آن حرکت می‌كردند.

در یک لحظه، فرمان آتش می‌دادم. باید می‌ایستادند، تخمین مسافت می‌زدند و شلیک می‌کردند. در بشکه‌ها مواد آتش‌زا وجود داشت، اگر به هدف می‌زدند منفجر می‌شد. با این وسایل ابتدایی، دشمن فرضی برای خودمان درست می‌کردیم، مانور و تمرین انجام می‌دادیم تا شب‌ها و روزهای عملیات با قوت و قدرت ازکمترین امکانات، بیشترین بهره‌برداری را داشته باشیم. با تجمع بیشتر تانک ها، تمرین‌ها هم بیشتر می‌شد. برای حركت‌های پیكانی، ستونی و دشتبانی برای محاصره دشمن، شبانه روز تمرین می‌كردیم. برای تمرین، محدودیت زمینی داشتیم. پادگان اصولی دارد، باید در كوهستان یا استتار باشد. اما پادگان دارخوین، فاصله زیادی از مرز عراق نداشت، كمتر از 40 كیلومتر فاصله داشتیم. هواپیماها از فرودگاه بصره، كمتر از یك دقیقه به ما می‌رسیدند. ما در یك زمین لم‌یزرع، یك ساختمان چوبی داشتیم كه فرانسوی‌ها برای تجهیز نیروگاه اتمی ساخته بودند. نمای ساختمان، آجری بود ولی از جنس كائوچو بود. فقط زمین را گود كردیم كه كمتر در تیررس باشیم. ولی برای مانور و تمرین، مجبور بودیم در دشت‌های مشابه مناطق عملیاتی و زیر بمباران عراقی‌ها مانور كنیم. دشتی روبروی شهرك دارخوین، كنار نهر شادگان بود كه برای مانور انتخاب كرده بودیم و در روز و شب، آنجا تمرین می‌كردیم. تا زمانی كه واحد زرهی در حد بضاعت آماده نمی‌شد، در عملیات‌ها شركت نمی‌كردیم.

آیا شکارِ تانک هم می‌رفتید؟

ما تانک نخریدیم ولی در راه به دست آوردن آن، جان دادیم. ما با همان تانک نیمه‌سوخته، نیروهای یگان زرهی را آموزش می‌دادیم. بعد می‌گفتند تانک ما کجاست؟ می‌گفتیم: فردا شب عملیات است، تانك شما پیش ِدشمن است. اسلحه‌تان به کمر دشمن است. در میدان نبرد بجنگید و علیه خودشان استفاده کنید. مقواهایی در ابعاد 50 در 30 سانتی‌متر داشتیم كه روی آن نوشته بود: «ل. 14 امام حسین». بچه‌ها در دلِ ظلمات شب، خودشان را به تانک می‌رساندند و با اسپری رنگی، نوشته روی مقوا را به بدنه تانك اسپری می‌كردند. خدمه تانک را بیرون می‌آوردند- یا می‌کشند و یا به اسارت می‌گرفتند- پرچم عراق را از آنتن برمی‌داشتند و پرچم كوچک لااله الاالله نصب می‌کردند. تانک را سالم به دست می‌آوردند و صبح عملیات، مجهز به یک واحد زرهی غنیمت گرفته از دشمن بودیم. گاهی عراقی‌ها تانکِ روشن را می‌گذاشتند و فرار می‌کردند. در عملیات محرم و ارتفاعات پاسگاه شرهانی، تعدادی از تانک‌های عراقی را به همین شکل غنیمت گرفتیم. گاهی هم شرایط برای سالم گرفتن تانک، فراهم نبود. پس مجبور بودیم، به اصطلاح «آتشِ تانک را خاموش کنیم» تا حداقل دشمن یک تانک، کمتر داشته باشد. به این صورت واحدهای زرهی در لشکرها شکل گرفت.

وقتی تانکی را به غنیمت می‌گرفتید، بالاخره مهماتش تمام می‌شد. بقیه مهمات و قطعات مورد نیاز را از کجا می‌آوردید؟

قطعات را از تانک‌های نیمه سوخته باز می‌کردیم و به تانک‌های سالم می‌بستیم. در مناطق عملیاتی، اکیپ‌های تعمیرکار داشتیم که وظیفه‌شان جنگیدن نبود. برخی را هم به عنوان آچارکار تربیت کرده بودم. ماموریت اصلی آن‌ها در شب عملیات، جمع‌آوری غنیمت بود. در همان دلِ شب به محض پیشروی نیروهای ایرانی، ادوات سالم و غیرسالم را گردآوری می‌کردند و فردا، همان قطعات را سرِ هم می‌کردند. حتی گاهی قطعات، تشابه کامل نداشتند. چون عراق، تانک‌های مختلف داشت. با این حال، ادوات رزمی را به سختی آماده رزم می‌کردند و این، یکی از شیرینی‌های فعالیت در واحد زرهی و حتی توپخانه بود. بعدها در برخی از مناطق اصفهان، به صورت مخفیانه گلوله و مهمات‌سازی فعال شد. حتی تراشکارهای خصوصی بر اساس قرارداد، چندین هزار گلوله 60 و 80 خمپاره در ماه می‌ساختند. البته گلوله‌ها در جای دیگر مونتاژ و آماده شلیک می‌شد. سال‌های اول جنگ، خیلی سخت بود اما همانطور که سازمان ما سیر تکاملی داشت، تجهیزات هم تکامل یافتند.

گویا بیشترین غنائم واحدهای زرهی در عملیات بیت‌المقدس به دست آمده است. از عملیات آزادسازی خرمشهر بگویید.

ما دو عملیات سنگین داشتیم که معتقدم، نطفه آن‌ها در عملیات فرمانده كل قوا، خمینی روح خدا بسته شد. در آغاز جنگ، مشکلات داخلی زیادی داشتیم و بنی‌صدر، در راس آنها بود. او هیچ اعتقادی به جنگ نامنظم و نیروهای مردمی نداشت. ارتش ما هم به دلیل شرایط پس از انقلاب، فروپاشیده بود. البته بعد از مدتی، خودشان را پیدا کردند و همراه و همدوش سپاه جنگیدند. من شاهد رزم و جنگ جانانه نیروهای لشکر 92 زرهی بودم. ولی آن زمان، ارتش سازمانی نداشت و سپاه هم، تازه در حال شكل‌گیری بود. ما ناباورانه، در هشت ماه اول جنگ فقط یک خط پدافندی داشتیم و عملیات فرمانده کل قوا با کمتر از 400 نفر سازمان رزم سپاه، شکل گرفت. چون شبِ عملیات، بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا عزل شد، عمداً نام عملیات را «فرمانده كل قوا، خمینی روح خدا» گذاشتند. درست است كه این عملیات، از لحاظ سرزمینی پیشرفتی نداشت، اما این اعتماد و باور در بین نیروها ایجاد شد كه می‌توان با کمترین نیرو به سه لشکر دشمن حمله كرد. فقط یک سوم از تعداد نیروهای اعزامی به عملیات فرمانده كل قوا زنده ماندند، ولی باوری در جامعه ایجاد کردند که یک سال بعد از آن، عملیات‌ فتح‌المبین با آزادسازی دشت عباس و عملیات بیت‌المقدس با آزادسازی خرمشهر اجرا شدند.

عملیات محرم پس از آزادسازی خرمشهر انجام شد. از اقدامات واحد زرهی در عملیات محرم بگویید.

تفاوت عملیات محرم با دیگر عملیات‌ها، کوهستانی بودن صحنه نبرد بود. باید به میله‌های مرزی می‌رسیدیم چون محرم، تكمیل كننده عملیات فتح‌المبین بود. برای رسیدن به نقطه هدف، باید از رودخانه دویرج عبور می‌كردیم اما كوهستانی بودن منطقه و نبود پل، ما را محدود می‌کرد. دشمن نیز به صورت پراکنده در لابه‌لای شیار كوهستان حضور داشت و مجهز به سیستم زرهی همچون تانک‌های T72 بود. واحد زرهی ما با تیپ 84 خرم آباد به فرماندهی سرهنگ بیرانوند ادغام بود. شب عملیات، سدِ خاكیِ بالادست به خاطر انباشته شدن آب، شكست و تعدادی از گردان‌های پیاده را به شهادت رساند. صبحِ عملیات با جانفشانی واحد مهندسی لشكر 14 امام حسین(ع)، تنها راه موجود با وجود تسلط تیربار دشمن و خرابی بخشی از آن، احداث شد. سرانجام نیروهای پیاده و زرهی از رودخانه عبور كردند. شهید رضا حبیب‌اللهی، فرمانده میدان آن قسمت بود كه من شاهد آن بودم. تلاش ما بر این بود كه یگان‌های زرهی و پیاده، تنها راه آسفالته عقبه عراق كه از آن مسیر پشتیبانی می‌شد، تصرف شود. پس از چند شب درگیری به پاسگاه شرهانی رسیدیم، عقبه دشمن را بستیم و مقدار زیادی ادوات زرهی و توپخانه دشمن را سالم به دست آوردیم.